ابوطالب
مقيمي
فريدون
تيمائي
موزهدار
موزه هنرهاي
ملي
اين
بار در اين
ماهنامه از
هنرمندي
صحبت
ميداريم كه
در تلاش
شبانه روزي
خود هميشه از
طبيعت الهام
گرفت و در اين
راه بسي رنج
برد و
سرانجام در
طبيعت نگاري
پيروز گرديد.
هنرمندي است
كه طبيعت
نگاري را با
تجسم حوادث
تاريخي
ايران در
قالب
مينياتور
ريخت. هنرپژوهان
با ذوق از
رؤيت آثارش
به ادراكات و
احساسات او
آشنا ميشوند
و در حال و همه
وقت آن پديدههاي
زيبا را كه در
موزه هنرهاي
ملي گردآوري
شده است
بديده
احترام
خواهند
نگريست. ابوطالب
مقيمي
تبريزي در
سال 1291 شمسي در
تهران پا به
عرصه وجود
نهاد. پدرش
حاج محمد
حسين از تجار
معروف
آذربايجان
در قسمت قماش
بود. وي (پدرش)
در خط نويسي
دست داشت و
دوربين تجار
و صاحبان ذوق
به خوش خطي
شهرت داشت.
بعضي از كتب
قديمي را كه
مورد علاقهاش
بود با خطي
خوش مي نوشت و
به تمام شيوههاي
خطوط فارسي،
آشنايي داشت.
حاج محمد
حسين داراي
هشت فرزند
بود كه
ابوطالب در
بين برادرها
از همه
كوچكتر بود.
برادرانش در
رشتههاي خط
و نقاشي
استعداد
داشتند و
بدين ترتيب
ميتوان گفت
كه ابوطالب
در يك محيط
هنري پرورش
يافت. وقتيكه
چهارساله
بود از
مشاهدهي
پوشش رنگي
پارچههاييكه
به سفارش
پدرش از
ممالك خارجي
به ايران
آورده ميشد
ابراز
شادماني و
سرور مينمود.
منزلي كه در
آن ساكن
بودند
طراحهاي
بسيار قديمي
داشت، أرسيهاي
آن با قطعات
كوچك و بزرگ
شيشههاي
رنگين تزيين
بود . ابوطالب
اكثر اوقات
خود را صرف
تماشاي آن مي
كرد،
احياناً اگر
بعضي از شيشههايش
ميشكست ، با
حال تأثر و
حوصله اي
زايد الوصف ،
قطعات شكسته
را از نظر
رنگ جور و
نقايص آنرا
رفع مينمود
و همچنين از
كاشيهاي
قديمي گل و
بوته دار كه
با آنها كف
زير زمين
منزلشان
مفروش شده
بود،
استفاده مي
كرد و از همهي
آن نقشها كپي
بر مي داشت. برادران
وي در مدرسه
به تعليم خط و
نقاشي
اشتغال
داشتند، و او
نيز گاهگاهي
به اين تعليم
چشم مي دوخت و
از اين رهگذر
تمتعي
مشتاقانه ميگرفت.
اين ميل و كشش
وجود را طوري
احاطه كرده
بود كه
سرانجام
پدرش وسايل
كار نقاشي وي
را فراهم
ساخت. ابوطالب
در عين حال كه
نگارگر خوبي
بود، از
موسيقي نيز
لذت مي برد و
چون آوايي
چرم و دلنشين
داشت از صورت
خود در كلاس
قرائت قرآن
استفاده ميكرد
و آيات قرآن
را با لحني
خوش تلاوت مينمود
، و بارها
مورد توجه
دبير مربوط
قرار گرفت. از
تمام لحنها
و مايهها و
گوشههاي
آواز با
اطلاع بود و
اشعار عارف
را از برداشت.
در ضمن از
صفحات آواز
هنرمندان
وقت (ابو حسن
خان اقبال
السلطان،
قربان خان،
شاهزاده
ظلي،
طاهرزاده و
غيره) تا
آنجا كه
توانايي
داشت
خريداري مينمود
و براي تكميل
اطلاعات فني
خود در رشته
موسيقي مدت
زماني تحت
نظر استاد
علينقي
وزيري سولفژ
تعليم گرفت. ابوطالب
حتي بعد از فوت
پدرش در اخذ
تصميم براي
ادامه كار در
يكي از رشته
هاي مورد
علاقهاش (خط
نويسي –
موسيقي –
نقاش) مدتي
مردد و متحير
بود، زيرا
استعداد خود
را در
فراگرفتن هر
سه رشته از
هنر مساعد ميديد.
سرانجام
تصوير نگاري
را بر ساير
رشتهها
ترجيح داد. ابوطالب
18 ساله بود كه
وارد مدرسه
كمال الملك
شد، وي نقاشي
طبيعت را تحت
تعليم
استاداني
نظير
اسماعيل
آشتياني _
محمد علي
حيدريان _
حسين شيخ و
علي رخساز
فرا گرفت و
سپس وارد
هنرستان
عالي هنرها
ايراني
گرديد. هنرستان
مزبور در آن
سال بنا
به امر رضا
شاه كه
عصر او از
لحاظ تجديد و
احياء
هنرهاي ملي
ايران يكي از
دورههاي
درخشان
تاريخ هنر
ملي ما محسوب
مي شود
افتتاح
گرديده بود.
در ابتداي
تشكيل براي
تعيين استاد
نقاشي
مسابقهاي
در رشتههاي
مينياتور –
تذهيب – نقشه
قالي و نقشه
كاشي ترتيب
داده شده
بود، كه سر
انجام آقاي
هادي تجويدي
1 در رشته
مينياتور به
تدريس در آن
هنرستان
اشتغال
ورزيد. ذوق
و ابتكار و
ظرافت و
پختگي
كارهاي
ابوطالب
موجب گرديد
كه مورد توجه
استاد قرار
گيرد و
سرانجام وي
را به ادامه
رشته
مينياتور
پايبند سازد. سه
سال گذشت و
ابوطالب
توانست
ديپلم نهايي
را دريافت
دارد. وي
همانگونه كه
از تجارب
هنري و قدرت
خلاقه
استادان خود
بهره مي
گرفت،
اوقاتي را
نيز تصوير
نگاري از
شخصيتهاي
بزرگ مصروف
مي داشت، به
طوري كه با
ترسيم
تابلويي از
صورت رضا شاه
كبير روي عاج
و تقديم آن به
دربار
شاهنشاهي
مورد تقدير
قرار گرفت. وي
هفته اي سه
روز با سمت
هنرآموز در
هنرستان
مزبور به
تدريس
اشتغال داشت
و ضمناً در
مواقع فراغت
تابلوهايي
بس ارزنده
براي موزه
نقاشي ميكرد
كه هنوز چند
نمونه از آن
در موزه
هنرهاي ملي
باقي مانده
است. مقيمي
علاقه مفرطي
به مسافرت
داشت، صفا و
آرامش را در
سكوت و طبيعه
احساس ميكرد.
شكي نيست كه اكثر
هنرمندان
مشتاق اين
رويه اند.
ابوطالب هم
اين امكانات
را در زندگيش
مي سنجيد و
طالب واقعيت
آن بود همين
تمايلات و
كشش كه تا حد
ايده آل به
جلو رانده
شده بود باعث
گرديد او
محيط
هنرستان را
مدت زيادي
ترك كند و به
كار آزاد تن
در دهد. 25 سال
به اين كار
ادامه داد. از
آنجا كه
سازمان
هنرپرور
هنرهاي زيبا
در گوشه و
كنار مملكت
هميشه در
جستجوي
هنرمندان
اصيل است تا
هنر آنها را
به جامعه
معرفي كند،
مقيمي را از
تصميمي كه
اتخاذ نموده
بود منصرف
ساخت و به سوي
خود جلب كرد. هم
اكنون
ابوطالب
مقيمي 6 سال
است كه در
هنرستانهاي
وابسته به
هنرهاي زيبا
با سمت استاد
مينياتور به
تعليم نقاشي
مي پردازد و
في المال اين
تدريس فقط به
هنرستان
پسران معطوف
شده است. آثار مقيمي در سال 1337 ضمن اشياء هنري ساير هنرمندان معاصر كشور به نمايشگاه جهاني سال 1958 بروكسل ارسال گرديد و بر بودن مدال و ديپلم (Grand Prix) نايل آمده است. مقيمي
در اين مدت
كوتاه
توانسته است
هنرجويان با
استعدادي را
به جامعه هنر
ايران معرفي
نمايد كه هر
كدام بعد از
اتمام
تحصيلات خود
در رشته
اختصاصي
مينياتور به
تشكيل
نمايشگاههايي
موفق شده اند .از
كارهاي
مقيمي تا
كنون در
نمايشگاههاي
ساير
كشورهاي
جهان مثل
تركيهـ
افغانستان و
اتحاد
جماهير
شوروي شركت
داده شد و
مورد توجه
شديد مقامات
هنري قرار
گرفت. |
|
اينك
مي پردازيم
به تحليل
نمونههايي
چند از
كارهاي
ابوطالب
مقيمي كه در
موزه هنرهاي
ملي در معرض
تماشاي مردم
نهاده شده
است. تابلوي «صحنه پذيرايي شاه طهماسب در زير چادر و استقبال او از پادشاه هند » كه هنرمند از داستان تاريخي «پناهنده شدن پادشاه هند به ايران در عهد شاه طهماسب 2» الهام گرفته است، نشان ميدهد كه بيشتر توجه نقاش به شاه طهماسب و پادشاه هند كه در وسط تابلو قرار گرفته اند معطوف شده است، بقيه اشخاص در دورنماي تابلو نشان داده شده اند. در اين صحنه هنرمند از فن پرسپكتيو استفاده كرده و بدين طريق كار او تا اندازه اي از سنن قديم نقاشي ايران خارج شده و شيوه جديدي را نمايان ساخته است. (شكل1) |
|||
|
استقبال شاه طهماسب از پادشاه هند |
|
داستان
رستم و بيژن
كه ملهم
هنرمند
شاهنامه
فردوسي بوده
در متن بيضي(شكل2) گويي
نقاش آن
احساس
شادماني را
كه در قلب
منيژه جرقه
مي زد به صورت
ستارگاني
درخشان در
آسمان تيرة
دل او جلوهگر
ساخته است.
هنرمند با به
وجود آوردن
اين نقش در
حقيقت آن
احساسي را كه
از شاهنامه
اندوخته است
به بيننده
انتقال ميدهد. در
اطراف موضوع
نيز از
داستانهاي
مربوط به
دلاوريهاي
[41]
رستم و ساير
پهلوانان
شاهنامه با
خطوط طلايي
نقاشي شده
است. در بالاي
تابلو نيز
صورت فردوسي
شاعر حماسه
سراي ملي
نمودار ميباشد. بعضي
از ابيات نيز
الهام بخش
هنرمند بوده
است مثلاً تك
بيتي3 به
بين شرافت
ميخانه ي مرا
اي شيخ
پس از خراب
شدن خانه خدا
گردد كه
بروايتي
توسط اعتضاد
السلطنه(وزير
علوم و معارف
وقت) سروده
شده آنطور كه
نقاش درك
كرده در
تابلو
نمايانده
شده است.(شكل3) صورتها
در كمال حسن و
زيبايي خلق
شده است، آن
جامههايي
كه با طرح
زيباي
اسليمي و گل
بوتهها و
نقش سيمرغ
و گلهاي
شاه عباسي
مزين گشته
نشانه ايست
از ذوق و
استعداد كه
با كارهاي
مشابه
هنرمند قابل
مقايسه نيست.
و اينقدر اين
نقشها در عين
پختگي رنگ،
ظريف و دقيق
طرح ريزي شده
است، كه بيك
نظر ميتوان
دريافت كه
همه اين ذوق و
كوششها فقط
در تذهيب و
تزيين جامهها
مصروف گشته
است. در دور
نماي تابلو
باغستان
انگور با
همان طراوت و
سر سبزي
مشاهده
ميشود و
دختراني كه
با جامههاي
ارغواني خود
در كمال شادي
و سرور بچيدن
انگور سر گرماند
ساختمان يك
مسجد با گنبد
پر شكوهش از
دور پديدار
است. منظره آن
چوپان با
گوسفندانش
در دامنه سر
سبز و آهواني
كه در كمرش
كوه ايستادهاند
و آن لك لكهايي
كه از دور در
پروازند و
بالاخره آن
آسمان
لاجوردي رنگ
با ابرهاي
پراكندهاش
در خلال آن
تصاويري
مبهم
گنجانيده
شده است. همه
اين نقشها من
حيث المجمو.ع
در يك صفحه
مجسم گشته و
از كارهاي پر
ارزش هنرمند
در چند سال
اخير محسوب
ميشود.
تابلوي
مزبور در
مجموعه
خانوادگي
محفوظ
ميباشد. |
|
در
تابلوي «شيخ
صنعان و دختر
ترسا»
4 نشان
ميدهد كه شيخ
به خاطر دختر
ترسا شراب مي
نوشد، و ساير
عيش و طرب
مهيا گشته
است. در دست
جمعي از
دختران نيز
دايره و عود
ديده [42] مي شود
جامهها نيز
پر نقشاند،
جمعي دورتر
زير درختي به
عيش و طرب
مشغولند،
چادري پر نقش
و نگار در پشت
تپهاي
نمايان است . منظره
كوه و درخت كه
زيباترين
پرندگان در
شاخههاي آن
نشسته اند،
اثري است
جالب، كه
توسط هنرمند
در سال 1316
نقاشي شده
است. تابلوي
تك صورتي
ساقي كه در
متن بيضي
نقاشي شده
يكي از آثار
اوليه هنرمند
است. رنگ جامه
قرمز آجري
است كه با نقش
حيوانات و گل
و بوته به رنگ
طلايي تزيين
يافته است. در
اطراف نقش
بيضي (تشعير)
شكارگاه و
نقش حيوانات
با خطوط
طلايي رنگ
ترسيم گشته
است. |
|||
شكل4-(راست)
شيخ صنعان و
دختر ترسا
شكل 5-(چپ )نمونه
اي از كارهاي
آقاي مقيمي
|
پي
نوشت:
1 – هادي
تجويدي (1318 – 1272) كه
شرح زندگي او
در نشريههاي
پيشين
هنرهاي زيبا
بطبع رسيده
است يكي از
برجستهترين
هنرمندان
معاصر در
رشته
مينياتور
محسوب ميشود.
زادگاه او
شهر هنر پرور
اصفهان بوده
است و او در
سال 1295 زماني
كه 23 ساله بود
در مدرسه
كمال الملك
تحت تعليم
استاد بزرگ
نقاشي كمال
الملك قرار
گرفت و بسبب
ذوقي و شوقي
كه در اين فن
از خود ابراز
ميداشت
هميشه مورد
تشويق و
تقدير استاد
قرار مي
گرفت. وي در
خاتمه
تحصيلات از
وزارت فرهنگ
و ديپلم عالي
هنر دريافت
نموده است. از
آثار ارزنده
آن استاد
ارجمند يكي
كمپوزيسين
سلطان محمود
و فردوسي
شاعر ملي است
كه در مجموعه
آثار
خانوادگي
محفوظ است.
چند اثر ديگر
از جمله
تمثال اعليحضرت
همايوني در
زمان ولايت
عهدي و نيمرخ
رضا شاه كبير
و بالاخره
تابلوي حضرت
يوسف و يعقوب
آخرين اثر وي
كه بعلت فرا
رسيدن مرگ
نابهنگام
نيمه كاره
مانده است
تمام اين
آثار چون
انواري
درخشنده در
گوشه و كنار
موزه هنرهاي
ملي
پرتوافكن
است.
2 ـ
در سال 951 هجري در هندوستان يكي از مدعيان وقت بنام شير خان افغان كه مدعي
تاج و تخت، نصير الدين محمد همايون پادشاه هندوستان بود بناي مخالفت را
گذاشت، او بعد از گردآوري قوا و نيرو، آتش جنگ را برافروخت و چون برادران
وي نيز مخالف بود در نتيجه همايون شاه در اين نبرد شكست خورد و ناگزير شد
با چهل نفر از ملازمان مخصوص خود از راه سيستان بطرف ايران حركت كند و به
شاه طهماسب پناه آورد. وقتي پادشاه ايران اطلاع يافت، به حكام ولاياتي كه
سر راه بودند احكام فرستاد كه همه جا بطور شايسته از وي پذيرايي كنند.
بالاخره همايون شاه از راه هرات با همان هيئت درباري با ملازمان خود وقتيكه
شاه طهماسب در چمن (فرده) نزديك قزوين اردو داشت پناه آورد، شاه طهماسب امر
و اعيان را باستقبال وي فرستاد تا بمعيت هم بازگردند. گويي بيابان «فرده»
را سكوتي مطلق فرا گرفته تمام ملتزمين و رجال با توجه مخصوص صحنه ملاقات را
نظاره ميكردند تا شاه هند از اسب پياده شد و شاه طهماسب نيز از سراپرده بطرف او حركت كرد و بوجه شايستهاي با او ملاقات و او را در
آغوش گرفته بطرف سراپرده هدايت نمود. و بهترين پذيرائي شاهانه را درباره وي
مبذول داشت. شاه طهماسب مي خواست مي خواست طوري وانمود كند در تمام مدتي كه
شاه هند در ايران ميهمان است تألم شكست بخاطر او راه نيابد. البته اين صفت
اغلب شاهان ايران زمين بوده است.
سرانجام پس از مدتها كه ميهمان پادشاه ايران بود با كمك وي
با سپاه فراوان به هندوستان رفت و سلطنت از دست رفته را دوباره
بدست آورد. در اين باره رجوع شود به تاريخ عالم آراي عباسي. جلد اول
صفحه 73 .
3
– «به
بين شرافت
ميخانه مرا
اي شيخ
پس
از خراب شدن
خانه خدا
گردد»
مرحوم
اعتضاد
السلطنه
شاهزاده
عليقلي
ميرزا پسر
فتحعلي شاه
قاجار، در
زمان ناصر
الدين شاه
وزير علوم و
معارف بوده
است . شاهزاده
خانه اي داشت
در پشت مسجد
شيخ
عبدالحسين
تهراني كه
امروز به
مسجد
آذربايجانيها
معروف شده
است،
شاهزاده اين
منزل را محل
عياشي و
ميگساري خود
قرار داده
بود. موقعيكه
مرحوم شيخ
ساختمان
مسجد را با
تمام
ميرساند
متوجه مي شود
كه ديوار
مقابل كج.
مسجد محتاج
به محراب ميباشد.
براي رفع اين
نقايص لازم
به نظر ميرسد
كه محل عياشي
شاهزاده
خراب و به
مسجد ملحق
گردد
شاهزاده
اجراي اين
تصميم را به
بعد موكول ميكند
ولي چون
ساختمان
مسجد رو به
تمام بود به
دستور خود
محل مزبور را
خراب و آن
مسجد ملحق مينمايد.
بعداً بيت
فوق را خود
سروده و
دستور ميدهد
آنرا كتيبه
نمايند و در
همان محل نصب
كنند ولي
امروز در اثر
تعمير و
تغييرات اين
كتيبه از بين
رفته است.
4 –از روي
داستان شيخ
صنعان از
هنرمنداني
مثل علي
كريمي و حاج
مصور الملكي
نيز
تابلوهاي در
موزه موجود
است كه هر
كدام با شيوه
خاصي موضوع
را مجسم
نموده اند، و
از آن ميان
از علي كريمي
سه تابلو و
حاج مصور
الملكي يك
تابلو در
موزه هنرهاي
ملي به
يادگار باقي
مانده است. |