|
|
||
|
رعناحسيني،
كرامت. “منشور كلانتري خواجه نصير مذهب“.
دوره 16، ش 191و192 (شهريور و مهر57): 18-19. |
||
|
|
||
|
خلاصه:
مقدمهاي درباب اهميت كتاب و سعي اميران
در نگهداري و تربيت هنرمندان و دانشمندان
ـ برپاكردن كارگاههايي بدين منظور ـ متن
دستوري جهت خاجه نصير مذهب براي تقويم
كارهاي مربوط: به خطاطي، تذهيب، تصوير،
تجليد، حقوق و مخارج كاركنان. |
|
|
|
منشور كلانتري خواجه نصير مذهب كرامت رعنا
حسيني
كتاب در زمره نفائس و جواهرات
گرانبهاي اسلامي قديم بوده است. بدين سبب
شاهان و اميران سعي فراواني در نگهداري و
تربيت دانشمندان و هنرمندان داشتند، ت هم
بتوانند سرمايه خزانه خويش را به آثار
آنها گرانمند نمايند و هم به يمن آثار
جاودانه ايشان در جهان نامشان مخلد و
پايدار ماند. در تحقق مقصود بوده است كه براي
هنروران كارگاهي برپا مي داشتند، و به
فرماني كلانتري بر آن مي گماشتند كه خود از
هنرمندان معتمد و نامي بوده تا بر تقويم
كارها و حقوق و مخارج آنها ناظر و آگاه
باشد.خوشبختانه بعضي از اين فرمانها بدست
افتاده كه از آن جمله است منشور كلانتري
خواجه نصير مذهب در منشات قوام الدين
يزدي، و ديگري منور كلانتري كمال الدين
بهزاد در منشات خواند مير مشهور به « نامه
نامي» . اين منشور آخري را علامه محمد
قزويني از اين كتاب استخراج كرده و پس از
تصحيح با مقدمهاي در بيست مقاله خويش آن
را به چاپ رسانده است. باقي مانده است
فرمان اولي كه من آن را از روي سه نسخه
تصحيح كردم. يكي از عكس نسخه مروخ 867 روان
كوشكو كه فيلم آن به شماره 684 در كتابخانه
مركزي دانشگاه تهران است ، و ديگري نسخه
خطي شماره 2576 كتابخانه مركزي، و سومي نسخه
خطي مشاره 316 كتابخانه مجلس سنا. در تصحيح اين ين منشور نسخه روان
كوشكو را به سبب قدمت و حت و كامل بودن، اصل
قراردادم- كه رمز آن ار « عكسي» نهادم – و
با نسخه كتابخانه مركزي و سنا آن را سنجيدم
و حاصل آن شد كه در زير نظر گراميتان مي
گذرد. راستي كه گفتني درباره اهميت و ارزش
اين فرمان بسيار است، ولي در اينجا مجال
گفتار بيش از اين نيست. مراجع نسخه شناسي: ·
بياني مهدي، راهنماي كتاب، سال
چهارم، ص 239، مجموعه منشات. ·
دانش
پژوه، محمد تقي : ·
الف – راهنماي كتاب، سال چهارم، ص
763 انيس الناس. ·
ب : فهرست كتاب خطي كتابخانه مجلس
سنا، ج اول، ص 157، منشات فارسي. منشوري از ميرزاده ابراهيم سلطان جهت خواجه نصير مذهب عليهما رحمه هو ازنظر عقول اصحاب خبرت (1) و ذكا، و
ارباب فطنت ودها،(2) پوشيده نباشد كه: از جلايل (4) مواهب و عوارف الهي، و
جزايل آلا و نعما نامتناهي، كه بشارت
يافتگان بشري لنا معشر اسلام ان لنا
من العنايه ركنا غير منهدم لما دعي الله داعينا اطاعته
باكرم الرسل كنا اكرم الامم به حصول آن، گرامي و سرافراز گشتهاند
و به آن خلعت خاص از ساير امم سابق به مزيد
قربت و اختصاصا امتياز يافته، پايه
قدرتشان به آن عطيه كبري پس رفيع و معلاست،
و منشور افتخارشان از آن موهبت عظمي به
طغراي « كنتم خير امه اخرجت الناس»(4) موشح
و محلي . انزال كتاب آسماني است كه نص مبين
«ذلك الكتاب لا ريب فيه للمتقين»(5)
برهلان (6) علو شان اوست ، و منطوق « انه
لقرآن كريم،في الكتاب مكنون، لا يسمه
الا المطهرون، تنزيل من رب العالمين»(7)
زينت (8) ديباچه ديوان منقبت بي پايان او. آيات حق من الرحمن محدثه
قديمه صفه الموصوف بالقدم دامت لدنيا فقاقت كل معجزه
من النبين اذ جائت ولم تدم و اهل دانش و بينش به يقين دانند كه
تحقق و استقرار آن معجزه پايدار، با تمادي
روزگار، جز به صورت كتابي كه به انامل علم
و ارادت و اقتدار اولي الايدي و الابصار بر
الواح ظهور و ارتسام(10) مي پذيرد،و به كمال
شعور و اشعار بر آن مرتبت مي گردد، متصور
نيست. بنابراين اشرف و اكمل صناعات آلي و
كمالات علمي، كه خواص نوع انسان اتصاف مي
يابندبه آن، فضيلت كتاب تواند بود، كه
كتابه كاخ قدرتش مضمون لطايف مشحونو « ن
والقلم و ما يسطرون»(11) است. و چون صدق
اخلاق و حسن اعتقاد مقتضي كمال اهتمام و
اعتناست نسبت با اين تحفه رباني و هديه
آسماني، عادت امت عالي منزلت جريان يافته
كه آن را بعد از ظبط و ثبت در طي امور صور
خطي از براي تعظيم و تكريم به نقوش دلفريب
از زرولاژرود و غير از آن بيارايند و از
براي مزيد ثبات و دوام و صيانت از سرعت
تشنت(12) وانصرام،اوراق و اجزاي آن را
استوار بر يكديگر دوخته، لباسي(13) محكم از
قوي و پوست ترتيب نمايند. و لهذا شغل تذهيب
و نقاشي و عمل جلد ساختن و كاغذ پرداختن از
ديگر صنايع و حرف به زيادتي(14) عزت و شرف
مخصوص آمد. و چون خاوجه نصير الدين محمد مذهب
(10) از فضيلت حسن خط و لطف تحرير به حفظ كامل
(16) و نصيبي موفور بهرور و محفوظ است، و در
صنعت تذهيب و نقاشي سرآمده دوران وفايق بر
ساير امثال و اقران، و مدتي مديد است تا به
كلك توفيق نقوش اخلاص و خدمتكاريبر صفحات
بر صفحات احول خويش نگاشته،علي دوام به
سعي تمام(17) وظايف نيكو بندگي به تقديم مي
رساند، و به صنوف خدمات پسنديده مواظبت مي
نماين، و در اين وقت به حكم « و من منع
المستوجين مذبان و نقاشان و مزروقيان، و
تقويم كرهاي كتب خانه عامره و غيره آن از
كتابت و تذهيب و تصوير و تجليد و نقاشي
عمارت و تعيين اجرت عمله (18) و برآورد مصالح
آن ، و ما يتعلق بذلك الامور و به او رجوع
فرموديم، تا از سر خبرت و وقوف،به اقامت
مراسم آن اشتال اشتغال(19)
نمايند. و چنانچه از تدين و كارداني او سزد
شرايط تيقط(20) و تحفظ مرعي داشته، ، از
مداهنه و ميل و محابا احتراز و اجتناب (21)
واجب و لازم دادند، و از كاركنان كتب خانه
و تزويق عمارات(22) بر خبر بوده ، هر روزه
كارهاي ايشان باز بيند و نگذارده كه خبط و
تقصيري واقع شود، و تعويق و تاخحيري
دستدهد. جماعت نقشان و جمهور مذبان و موقيان
، خواجه نصر الدين مشاراليه را مقدم و
كلانتر خود دانسته،طريق متبعت و انقياد
مسلوك دارند. و كاركنان كتب خانه همايون و
نقشان عمارات خاصه و غير هم تقويم او را
معول عليه شناسند، و از سخن و صواب ديد او
كه هرآينه متضمن صلاح كار باشد تجاوز
ننمايند و به هيچ وجه عدل نجويند. مشار اليه بايد كه در اين ابواب از
سر امعان نظر و ايقان هر چه تمام تر سخن
گويد، (23) و در رعايت ضبط و كفايت و محافظت و
راستي و امنت جهد مستطيع مبذول داشته،
نوعي سازد كه طراح خيال هيچ طاعن نيرنگ
تقصير و رقمم تعميري بر آن نتواند كشيد. ما
التوفيق الا بالله ، عليه تئوكلنا و اليه
انبنا و اليه انبنا و اليه مصر، فنعم
المولي و نعم النصير. از جوانب بر حسب
فرموده ار بنده شوند، و چون به توقيع رفيع
موشح و محلي گردد اعتماد نمايند. تحريرا بالامر العالي اعلاه الله
تعالي شانه و خلد نفاذه ، و لا زال مطاعاً
متبعاً. في الخامس و العشرين من ذي القعده
الحرام اسنه خمس و ثلاثين (24) و ثما نمائه
الهجريه،تم. |