|
|
||
|
ورجاوند،
پرويز. “تا به افسوس ننشسته ايم، بافت يزد
تختگاه كوير را دريابيم“. دوره 16، ش191و192 (شهريور
و مهر57): 2-17، تصوير. |
||
|
|
||
|
خلاصه: اولين كنگره مجمعبينالمللي براي حفاظت بناهاي خشتي “درشهريزد، آبان 1351- راهحلهاي جهت نگهداري و حفاظت بافت كهن شهردومين كنگره “مجمع بينالمللي بناهاي خشتي “اسفند 1354 درشهر يزد ـ بررسي ويژگيها و ارزشهاي بافت كهن يزد دررابطه با اقليم و زندگي مردم. |
|
|
تا به افسوس نشستهايم ، بافت يزد
تختگاه كوير را دريابيم
دكتر پرويز ورجاوند
دانشگاه تهران در آبانماه سال 1351 نخستين « مجمع
بين المللي براي حفاظت بناهاي خشتي» يبا
شركت جمع قابل ملاحظهاي از متخصصان
ايراني و خارجي مركب از باستانشناسان و
مهندسان معمار در شهر يزد شكل يافت. و خارجي مركب از باستانشساننا و
مهندشسان معمار در شهر يزد تشكيل يافت. شروع داستان چنين مينمود كه
احتماتل دارد اين بار قصد بر اين باشد تا
به دنبال درهم ريختن و نابود ساختن
بافتهاي با ارزرش معماري بسياري از شهرهاي
ايران، درباره يزد پيش از آنكه هويتش از
دست رود اقدامي اصولي صورت پذيرد. ظاهرا در
شروع كار چنان فريبنده بود كه نميدانم چرا
با همه تجربه هاي تلخي كه در گذشته از يبي
حاصل بودن تشيكيل چنين مجمعهائي داشتم،
بخود اميد ميدادم كه شايد از اين گردهم آئي
نتيجهاي عايد گردد و براي نجات شهر يزد
چارهاي انديشيدهشود . ولي افسوس كه از
همه آن گفت و شنود همچنان كه بقول معروف«
اين حرفها براي فاطي تنبان نمبشود» يزد هم
چيزي عايدش نگشت و از فرداي پايان كار
مجمع، يزد هم بدست فراموشي سپرده شدو
بقولي « توگوئي – كه سهراب نيست» باري در
آن مجمع جز سه چهار نفغري از پژوهندگان اين
مرز و بوم كه ارادتي خاص به بافتهاي شهري
وطنشان و بناهاي تاريخ آن دارند، مطالبي
كه از جانب اكثر شركت كنندگان خارجي عنوان
گرديد نه مشكل را طرح ساخت، نه گرهاي را
گشود و نه به يزد و شهرهاي مشابه آن اشارهاي
داشت. براي اكثر شركت كندگان غربي مسئله
حفظ و نگهداري بناهاي خشتي بيشتر در زمينه
چگونگي محافظت از چند پي وديوار بدست آمده
از كاوشهاي باستانشناسي مطرح بود. |
|
زيرا كه آنها با ويژگيهاي معماري
اكثر شهرهاي نواحي مركزي و حاشيه كوير
ايران كه خشت اصلي ترين و مهمترين
مادهساختماني آنست آشنائي لازم را
نداشتند.اگر روال كار جلسههاي مجمع چنگي
به دل نزد و نتيجه قابل لمسي بدست نداد ولي
قطعنامه آن بر روي هم رفته از بعضي جهات بد
تنظيم شده بود و دست كم با اشاره مطالبي
چون: 1 – يك مركز تحقيقات بين المللي زير
نظر ((ايكو موس)) با همكاري تمام مراكز بين
المللي وملي كه باين موضوع علاقمندند
تشكيل شود تا بتواند امر تحقيق و حفاظت
بناهايي را كه با چينه يا با خشت ساخته شده
اند تشويقو تر غيب نمايد و و مدارك لازم
باريتحقيق راجع به اين مسائل را گردآوري
كند. از دولت ايران دوت ميشود كه چنين
مركزي را بوجود آورد و مسئوليت تهيه
برنامه و. فعاليتهاي آن را به ان مركز محول
نمايد. 2 – شركت كنندگان در اين جمع
استنباط كردهاند كه ساختمانهاي چينهاي
و خشتي ميتوانند تعمير و محافظت شوند. زيرا
معمولا جوابگوي مسائل مربوط به مسكن اهالي
در هر منطقه ميبشاد، مخصوصاً اب احتياجات
اجتماعي، اقتصادي و آ‘ و هواي همان محل
سازش دارند. 3 – باز كردن راهها و كوچهها ر
مجتمعهائي كه با چينه و خشت خام ساختهاند
ممنوع گردد. و بهمين طريق مانع شوند كه
كارهاي ساختماني عمومي و عام المنفعهبدون
مطالعه قبلي در آنجا انجام مي گيرد. لازم
به نظر ميرسد.كه در هر يك از منطقهها بايد
مطالعاتي براي زنده كردن اين بنيه وحفاظت
آنها بعمل آيد. 4 – شهر يزد، كه از نظر تشكيلات
ساختماني و ابنيه ذيقيمتي كه دارد و از نظر
حيات شهري كه وابسته بآنست از طرف دولت
ايران بعنوان نمونهاي از محافظت يك شهر
خشتي در چهار چوب سال مخصوص « ميراث ملي
ساختماني 1975» انتخاب گردد(1). اين روزنه اميد را باگذارده بود كه
پس از پايان كار مجمع حركتي آغاز گردد.
مجمع حركتي آغاز گردد. مجم پايان يافت،روزها
، هفتهها و ماهها و بالاخره سه سال واندي
از زمان تشكيل يبافت، نه ارزش و اصالت
بناهاي خشتي باري مردم تشريح گرديد، نه
گامي اساسي در جهت تعمير و حفظ مجموعههاي
خشتي باري مردم تشريح گرديد ،نه گامي
اساسي در جهت تعمير و حفظ مجموعهاي خشتي
برداشته شد ونه از تجاوز به بافتهاي با
ارزش قديمي جلوگيري بعمل مي امد
و گوئي كه هيچگاه چنان مجمعي تشكيل
يافته و توصيههائي نكرده است. تا اينكه
بار ديگر در اسفند ماه سال 1354 دومين « مجمع
بين مللي بناهاي خشتي» در يزد گشايش يافت.
اين بار جاي اين اميدواري بود كه با عنوان
شدن « نقشه طرح جامع يزد» كه بمنظور دقت در
امر حفظ بافتهاي اصيل و قديمي و بناهاي
ارزنده تاريخي اين شهر برسي و تهيه آن
بدانشكده هنرهاي زيبا دانشگاه تهران آن
بدانشگاه محل گشته است، به مجمع جهت خاصي
بخشيده شود و دست كم بخشي از گفت و گوهاي آن
به بحث رباره چگونگي حفظو گهداري اين
مهمترين مجموعه مسكون بناهاي خشتي ايران و
شايد جهان اختصاص يابد. اما دريغ و صدا
افسوس كه چنين مي گشت. نه تنها از گزارش
علمي همراه با نقشهها جامع شهر يزد خبري
نبود بلكه نقشه جامع شهر يزد خبري نبود
بلكه از هيات بررسي كنندگان حتي يك نفر هم
در مجمع شركت نداشت. كسي نميداند دعوت شده
بودند و يا به ملاحظاتي دعوت را نپيرفته
بودند. باري همه آنهئي چون من كه به عشق
شنيدن گزارش مزبور باين مجمع آمده بودند
فراوان رمق شدند ولي بايد بگوييم كه علاقه
مندي يك منهدس جوان معمار كه پروژه ديپلمش
را درباره باز پيرائي و احياء قسمتي از
مجموعه بافت كهن يزد تهيه كرده بود سبب
گرديدتا حدي جبران اين كمبود بشود. |
|
در اينجا بايد بگويم آنچه كه در زير
خواهيد واند يك نوشته تحقيقي و علمي بمنظور
بحث درباره بافت و شبكه بندي و معماري شهر
يزد نيست. زيرا كه تهيه چنين مقالهاي نياز
به يك بررسي همه جانبه و دست كم يك اقامت چند
ماهه درشهر يزد دارد. بنابراين آنچ كه در
نوشته آمده چيزي نيست جز يك برداشت بسيار
سطحي و اجمالي يك مسافر.مسافري كه سخت به
يزد چون ديگر شهرها و ده كورههاي وطنش عشق
مي روزد و براي ان ارزش ئو اعتباري فراون
اقئلاست،مسافري كه آروز ميكند باغ دولت
آباد يزد با همه طراوت و سرسبزي و شادي
آفريني گذشتهاش بار ديگر زندگي از سر گيرد
وفضاي دل انگيزي را به ساكنان يزد و تازه
واردان آن دياراني ارزاني دارد. مسافري آروز دارد سيماي ميدان امير
چخماخ،نماي پر شكوه سر در مسجد جامع يزد،
ميدان شاه، باقيمانده حصار و باروي شهر همه
و همه از گزند بيشتر دستبردهاي ندانم
كارانه درامان بمانند و بالاخره اينكه بافت
با ارزش و كهن يزد با تاريخ ديرپايش و
حوادثي كه بر آن گذشته براي ميشه از خطر
نابودي دور بماند و موجباتي فراهم گردد تا
ساكنان سخت كوش و مردم مهربان و بردبار آن
بتوانند در اين بافت از يك زندگي مرفه و شاد
بهرهمند باشند. من يزد و محلههاي كهن آنرا
بسان ارگ سترگ بم، تهي از زندگي نميخواهم.
من حفظ بافت كهن يزد را در پيوند منطقي با
زندگي سرشار از رفاه ساكنان آن آرزو دارم. ويژگيها و ارزشهاي بافت كهن يزد در
رابطه با اقلمي و زندگي براي آنكه بتوانيم بموقع جغرافيايي
شهر يزد چنانكه هست پي ببريم بجاست
كه آنرا ازبالا و ازداخل هواپيما بنگريم.
درچنين نگاهي است كه ميتوان ايجاد اين شهر
را در دامن كوير گسترده و شنهاي روان
پيرامون آن به معجزه تعبير كرد و بر
سازندگان سخت كوش آن آفرين گفت. آنهائي كه
از جاده آسافلت نائين، يزد باين شهر ميونرد
درسمت چپ جاده و در نزديكي شهر صدها پرچيني
را كه با حصير بر روي تپهها شنهاي روان
براي جلوگيري از حركت آنها بسوي شهر ايجاد
شده است با تعجب نظاره خواهند كرد ومشكل
بزرگي را كه ساكنان يزد و دهات پيرامونش با
آن دست بگر بيان هستند از نزديك خواهند ديد.(2) |
|
حساب شده و مورد نياز زندگي مردم
سهر و نوعي فانتزي و تفنت معمارانه. فضاي بافت
كهن يزد:
-
در اين شهر با يكي ازپيچيدهترين در عين حال حساب شدهترين بافتهاي
شهري كه جابجا فضاي متفاوت و چشمگيري را
عرضه ميدارد برخورد ميكنيم. از ويژگيهاي عمده
بافت اين شهر آنكه در تمامي محلههاي قديمي
شاهد آنيم كه هر محله واحدهاي همگاني مورد
نياز مردم آن محل را در برداردو در واقع
محله در اطراف واحدهاي همگاني چون:
آب انبار- مسجد –
بازارچه- ميدان- حسينيه و حمام شكل گرفته
است . به عبارت ديگربرنامه ريزان و شهر
سازان گذته با توجه باوضاع و احوال خاص زمان
باين مسئله جالب هر مجموعهاي از واحدهاي
مسكوني بايد نميازمنديهاي ود را براحتي
دردسترس داشته باشد توجه كردهاد و
باينترتيب گذشته ازفراهم ساختن موجبات يك
زندگي راحت روزانه براي مردم هر محله، نوع
هم بستگي و ارتباط نزديك را نيز بين ساكنان
هر محل فراهم ساختهاند. موضوعي كه از نظر
زندگي اجتماعي و رابطه انساني ساكنان يك
محل داراي نقشي انساني و ارزشمند است.
درباره بافت شهر يزد
نكتهايكه نميتوان از آن پي اشاره گذشت
عبارتست از ذوق و سليقهايكه درعرضه ساختن
فضاهاي متنوع درآن بكار رفته است.
هر تازه واردي كه
دربافت قديمي يزد به سياحت بپردازد درفاصله
هاي مختلف خود را در برابر فضاهائي با حال و
روحيهاي خاص و متفاوت روبرو ميبيند كه نه
تنها حس كنجاويش را بر ميانگيزد. بلكه اين
تنوع را پر جاذبه و مطلوب احساس ميكند.
رهگذر پس از گذشتن
ازيك كوچه روباز لبا نماي كاهگلي ديوارهاي
دو طرف كه بجا بادرهاي چوبي گل ميخ دار و
سردرهاي ساده وتزئيني ،يكنواختي آن در هم
ميشكند،يكباره در پيچ كوچه با قوسهائي بر
فراز ديوارهاي دو طرف مواجه ميشود كه بر طاق
آسمان نقش انداختهاند.
×××× ××××× ×××××× ×××× ×× |
|
|