غرني،‌ سرفراز. “اسطرلاب يا شمارشگر نجومي“. دوره 16، ش191و192 (شهريور و مهر57): 20-37، تصوير.

 

خلاصه: تعريف جامع ازسطرلاب و عملكرد آن ـ غرفه اسطرلاب درموزه شهر ادينبورگ Edinburgh ـ وجه تسميه و تاريخچه ساخت اسطرلاب ـ كتب مربوطه: كتاب المبتداء بعلم النجوم، قرن چهارم ه‌ـ ق، نويسنده: ابوالخيرخمار (معروف به حسن اسوار)، كتاب المجستي، سال 140 ق ـ م ، نويسنده بطلميوس ـ كتاب ماشاهااله ـ حدود سال 200 هجري ـ ماشاءاله‌بن اثري ياماشاءاله بن ابري ـ رساله اسطرلاب، قرن 7 ميلادي، نويسنده: ساويرس سبوكت وچند كتاب، معرفي اسطرلاب سازان نامي ـ اسطرلاب، زيج‌واصطلاحات آن درديوان شعرا.

اسطرلاب

يا «شمار شگر نجومي»

 

مهندس سرافراز غزني

1 – تعريف

اسطرلاب دستگاه كچكي است كه براي تعيين بعضي مشخصات زمان،‌مكان و آسمان به كار ميرود. به فارسي «جام جم» ناميده ميبشده وي بتدريج كلمه يوناني اسطر لاب براي آن متداول شده است بنابراين اسطر لاب رايج و معمولي دستگاه و صفحه مدور فلزي است كه از جنس برنز و يا از آهن و فولاد و يا تخته بطرزي محاسبات كارخاي نجومي ازقبيل پيدا كردن ارتفاع و زاويه آفتاب، محل ستارگان و سيارات و منزقه البروج و به دست اوردن طول و عرض جغرافيايي محل در تمام مدت شبانه روز و فصول مختلف سال، و همچنين براي محاسبه ازتفاع كوهها و پهناي رودخانه و ساير عوارض طبيعي زمين، و تعيين ساعات طلوع و غروب يكايك ستارگان،‌ثوابت و سياراتي كه نام آنها بر شبكه اسطر لاب نقش بسته، و براي محاسبه ساعات دقيق طلوع آفتاب هرمحل ( علي – تاخصوص دردوره اسلام كه تعيين ساعات نماز هم بر آن اضافه شد) ساخته شده است. استفاده از دستگاه مذكور نيازي بعه داشتن و بكار ردن فرمولهاي ريضي ندار(1).

به علاوه اسطر لاب برايب تعيين حدود اراضي و نقشه برداري و پياده كردن مسير راهها و قناتها و حفر معادتن و تعيين مسير دروني آنها نيز به كار مي رفته است. اما در موادر استفاهد اصل آن ر محاسبات زير بوده است:

×××××××××

شكل 1

×××××××××××××××8

به علت وجود علايم و ساير مشخصات آسماني و مخصوصاً ستارگاني كه مورد نياز مطالعه كنندگان قرار ميگيرد، اسطر لاب ستارگاني راهنماي بسيار مفيد و با  ارزشي در عمل مسير يابي در بيابانها بوده، بويژعه دريانوردان براي جهت يابي ازآن استفاده مي كرده‌اند. اروپائيان از قرن سيزدهم اسطر لاب را جزئي از يك دستگاه راهنماي كشتيها قرار دادند و كشتيها بدون داشتن اسطر لاب برنامه حركت خود را تنظيم نميكردند.

انسيكلوپدي يا بريتانيكا در مورد اسطر لاب مينويسد:

«اسطر لاب دستگاهي است كه براي اولين بار رسماً در دريا نوردي نيروي دريايي آلمان به كار رفت و توصيه كننده اين دستگاه محقق و جغرافي دان معرف Martin Behain بوده است. سيالها پس از تاريخ اين دستگاه را به نام ( پلاني اسفر) Plani Spere ناميدند. اسطر لاب دريانوردي درابتدا ازتنوع ساده ترني اسطر لابها برگزيده شد و هم اكنون نوع فلزي و پلاستيكي كامل آن در رديانوردي، پرواز با هواپيما و شناخت جهت مكان جغرافيايي عهواپيما و كشتيها در شب و روز به كار ميرود.( شكل 1) پلاني اسفر پلاستيكي است كه براي وزارت درياداري انكگلستان ساخته شده است.

در موزه شهر ادينبورگ Edinburgh اسكاتلند غرفه بسيار جالبي از اسطر لابهاي دريانوردي موجدو است كه بعضي از انها ازكشتيهاي مغروفه به دست آمده ، در سپتامبر 1972 به معرض نمايش گذارده شد. (شكل2) يكي از اسط لابهاي كه از يك كشتي اسپانيايي غرق شده( جيرونا) درسال 1588 به وسيله غواصي به نما ( رابرت استين ويت) به دست امده، در ويترين موزه «آلتسر»بلفاست جاي دارد.

شكل 3

شكل 2

2 – تاريخچه و پيدايش نام اسطر لاب:

درباره وجه تسميه اسطر لاب مطالب گوناگون در ماخذ مختلف ذكر شده است:

يكي آنكه (اسطر) ار به معني ترازو و (لاب) را به معني آفتاب گرفته‌اند و (مويد الفضلا) در كتاب ( نفائس الظنون) آنرا ارزوي آفتاب ناميده است.

امير خسرو در مورد وجه تسميه اسطر لاب ميگويد:

به يوناني ( اسطر لاب) ترازو بود

كه درسكه‌اي عدل ساز او بود

و گر معنيم بازپرسي ز(لاب)

بود هم به گفتار روم(آفتاب)

پس آنكو مراد از ( سطراب) جست

ترازوي خورشيد باشد درست

و بعضي گفته‌اند (سطر) به زبان يوناني معني آواز را دارد و لغت (لاب) نام فرزند (هرمس) ايت و اسطر لاب از ساخته‌هاي اوست كه گويند به دستور اسكندر مقدوني ساخته است(كشف اللغات). هرمس نام حكيم افسانه‌اي مصر است كه شايد هر گز وجود نداشته ، لكن در دوره اسلامي درباره او افسانه‌هاي فراواني گفته شده است.

شكل 4

بعضي گفته‌اند كه او همان افسانه‌هاي فراواني گفته شده است. بعضي گفته‌اند كه او همان ( اخنوخ) است و نامش درتورات امده . و بعضي هم او را ( ادريس) پيغمبر دانسته‌اند(2). بعضي قائل به سه هرمس اول و دوم  و سوم شده‌اند و به هرمس سوم كتابهاي گوناگون در احكام نجوم- كيميا و جادو گري و نظاير آن نسبت داده‌اند و يك كتاب به نام ( عرض الفتاح النجوم) كه شايد ( عرض المفتاح النجوم ) بوده منسوب به هرمس به دست آمده كه دريمان كتايبهغاي كتابخانه ( امبر سياني) شهر ميلانو وجود داشته است.(3)

ازطرف ديگر دربعض از كتب نوشته‌اد كه (لاب) پسر ادريس پيغمبر بده كه علم نجوم و هيئت ميدانسته و اسطر لاب ازساخته‌هاي او است.حمزه بن حسين اصفهاني مولف كتاب تاريخ اصفهان كه مرواخن معروف اسلامي است و در قرن چهارم ميزيسته، آنرا به معني ستاره ياب دانسته اتست و از طرف ديكر بر اساس اطلاعاتي كه از متب قديمي به دست آمده يكي ديگر از منجمينو تاسره شناسان علاقه مند به مسائل نجومي ايران قديمي بعه دست امده كي ديگر از منجمين و ستاره شناسان علاقه مند به مسال نجومي ايران قديم دنشمند و سرداري به تنام (يم) و يا (يمه) بوده كه در كتب قديم با كلم (شيد) كه به معني خداوند و پادشاه استخوانده ميشد كه او را (يمشيد)يا جمشيد مي خواندند كه بعدها تبديل به ( جم) گرديد، داراي اسطر لابي بوده كه آنرا ( جام يم) و يا ( جام جم) ميگفتند. ( جام جهان بين) و (جام جهان نما) و يا ( جام جمشيد) هم ناميده‌اند.

گفتم: اين جام حجهان بين به تو كي داد حكيم

                  گفت : آنروز كه اين گنبد مينا ميكرد

هر آنكه راز دو عالم زخط ساغر خواند

                  رموز جام جم ازنقش خاك ره دانست

هر آنكه خدمت جام جهان نما بكند

                  باده نوش از جام عالم بين كه بر اورنگ جم

شاهد مقصود از رخ نقاب انداختي

                  همچو جم جرعه كمي كش كه ز سرت ملكوت

شكل 7

3 – تاريخچه ساختن اسطرلاب:

با وجود آنكه ساخاتن اسطر لاب اوليه از گل پخته را ( از سه تا چهار سال پيش) به كيخسرو نسبت داده‌اند، متاسفانه اطاعات دقيق و قابل ارزشي كهمتكي به دلايل انكار ناپذيري در مورد اولين اسطر لاب و سازنده آن باشد در اختيار ما نيست و تعداد بيشماري از دانشمندان در اين باره تحقيق كرده،‌عقايد گوناگوني اظهار داشته‌اند:

كاب ي به نام ( المبتداء بعلم النجوم ) در كتابخانه مجس شوراي ملي است كه از ابوالخير خمار معروف به ( حسن اسوار) است. اين كتاب درقرن چهارم به رشته تحرير درآمده و در ان نوشته شده است:

( كتابي از علماي اسكدريه به خط يوناني به دستم رسيد كه در آن نوشته بود كه علم ستاره شناسي و نجوم را يك نفر ايراني به نام ( آستر در قوسي قوفاني) توسعه داده است و تاريخ نوشتن كتاب در حدود 2800 سال قبل از ميلاد مسيح است). با تنوجه به اينكه لغت (لابيدن) در زبان پارتي و مانوي و ايراني قديم تابيدن است، ميتوانيم نتيجه گرفت كه لغت اسطر لاب به معني دستگاهياست كه كيفيت تابيدن و نورافشاني ستارگان را به ما مياموزد).

و اما آنچه كه از كتب و رسالات مختلف القول برميايد اين است كه اولين يوناني كه اسطر لاب را به شكل يك گوي بزرگ و مدور ساخت بطليموس صاحب و نويبسنده كتاب ( المجسطي است) . از طرف ديگر به عقيده نويسنده كتاب تاريخ الحكماء «بطيموس» نا م چند تن از حكماي يوناني بوده است كه يكي از انها بطليوموس غريب – يگري بطليموس طالس و سومي بطليموس قلوذي (8) اسيت كه در دحدو 140 سال قبل از ميلاد متولد شده و كتاب الممجسطي را براي آدرياتوس و يا انتيونيوس نوشته است:

اوليت كسيكه در سالام طريقه به كار بردن و استفاده از اسطر لاب را اموخت و به ديگرا ياد داد دانشمندي به نام ( ابوالسحاق بن حبيب الفزاري) بود كه كتابي هم به نام ( العمل بالا اسطر لاب مطسح) را نوشته و از منجمان منصور خليفه دوم عباسي (136 ه 754-م) بوده است.