|
|
||
|
غرني، سرفراز.
“اسطرلاب يا شمارشگر نجومي“. دوره 16، ش191و192
(شهريور و مهر57): 20-37، تصوير. |
||
|
|
||
|
خلاصه:
تعريف جامع ازسطرلاب و عملكرد آن ـ غرفه
اسطرلاب درموزه شهر ادينبورگ Edinburgh
ـ وجه تسميه و تاريخچه ساخت
اسطرلاب ـ كتب مربوطه: كتاب المبتداء بعلم
النجوم، قرن چهارم هـ ق، نويسنده:
ابوالخيرخمار (معروف به حسن اسوار)، كتاب
المجستي، سال 140 ق ـ م ، نويسنده بطلميوس ـ
كتاب ماشاهااله ـ حدود سال 200 هجري ـ ماشاءالهبن
اثري ياماشاءاله بن ابري ـ رساله اسطرلاب،
قرن 7 ميلادي، نويسنده: ساويرس سبوكت وچند
كتاب، معرفي اسطرلاب سازان نامي ـ اسطرلاب،
زيجواصطلاحات آن درديوان شعرا. |
|
|
|
بعضي گفتهاند كه او همان افسانههاي
فراواني گفته شده است. بعضي گفتهاند كه او
همان ( اخنوخ) است و نامش درتورات امده . و
بعضي هم او را ( ادريس) پيغمبر دانستهاند(2).
بعضي قائل به سه هرمس اول و دوم
و سوم شدهاند و به هرمس سوم كتابهاي
گوناگون در احكام نجوم- كيميا و جادو گري و
نظاير آن نسبت دادهاند و يك كتاب به نام (
عرض الفتاح النجوم) كه شايد ( عرض المفتاح
النجوم ) بوده منسوب به هرمس به دست آمده كه
دريمان كتايبهغاي كتابخانه ( امبر سياني)
شهر ميلانو وجود داشته است.(3) ازطرف ديگر دربعض از كتب نوشتهاد
كه (لاب) پسر ادريس پيغمبر بده كه علم نجوم و
هيئت ميدانسته و اسطر لاب ازساختههاي او
است.حمزه بن حسين اصفهاني مولف كتاب تاريخ
اصفهان كه مرواخن معروف اسلامي است و در قرن
چهارم ميزيسته، آنرا به معني ستاره ياب
دانسته اتست و از طرف ديكر بر اساس اطلاعاتي
كه از متب قديمي به دست آمده يكي ديگر از
منجمينو تاسره شناسان علاقه مند به مسائل
نجومي ايران قديمي بعه دست امده كي ديگر از
منجمين و ستاره شناسان علاقه مند به مسال
نجومي ايران قديم دنشمند و سرداري به تنام (يم)
و يا (يمه) بوده كه در كتب قديم با كلم (شيد)
كه به معني خداوند و پادشاه استخوانده ميشد
كه او را (يمشيد)يا جمشيد مي خواندند كه
بعدها تبديل به ( جم) گرديد، داراي اسطر لابي
بوده كه آنرا ( جام يم) و يا ( جام جم) ميگفتند.
( جام جهان بين) و (جام جهان نما) و يا ( جام
جمشيد) هم ناميدهاند. |
3 – تاريخچه ساختن اسطرلاب:
با وجود آنكه ساخاتن اسطر لاب اوليه
از گل پخته را ( از سه تا چهار سال پيش) به
كيخسرو نسبت دادهاند، متاسفانه اطاعات
دقيق و قابل ارزشي كهمتكي به دلايل انكار
ناپذيري در مورد اولين اسطر لاب و سازنده آن
باشد در اختيار ما نيست و تعداد بيشماري از
دانشمندان در اين باره تحقيق كرده،عقايد
گوناگوني اظهار داشتهاند: كاب ي به نام ( المبتداء بعلم النجوم
) در كتابخانه مجس شوراي ملي است كه از
ابوالخير خمار معروف به ( حسن اسوار) است.
اين كتاب درقرن چهارم به رشته تحرير درآمده
و در ان نوشته شده است: ( كتابي از علماي اسكدريه به خط
يوناني به دستم رسيد كه در آن نوشته بود كه
علم ستاره شناسي و نجوم را يك نفر ايراني به
نام ( آستر در قوسي قوفاني) توسعه داده است و
تاريخ نوشتن كتاب در حدود 2800 سال قبل از
ميلاد مسيح است). با تنوجه به اينكه لغت (لابيدن)
در زبان پارتي و مانوي و ايراني قديم تابيدن
است، ميتوانيم نتيجه گرفت كه لغت اسطر لاب
به معني دستگاهياست كه كيفيت تابيدن و
نورافشاني ستارگان را به ما مياموزد). و اما آنچه كه از كتب و رسالات مختلف
القول برميايد اين است كه اولين يوناني كه
اسطر لاب را به شكل يك گوي بزرگ و مدور ساخت
بطليموس صاحب و نويبسنده كتاب ( المجسطي است)
. از طرف ديگر به عقيده نويسنده كتاب تاريخ
الحكماء «بطيموس» نا م چند تن از حكماي
يوناني بوده است كه يكي از انها بطليوموس
غريب – يگري بطليموس طالس و سومي بطليموس
قلوذي (8) اسيت كه در دحدو 140 سال قبل از ميلاد
متولد شده و كتاب الممجسطي را براي
آدرياتوس و يا انتيونيوس نوشته است: اوليت كسيكه در سالام طريقه به كار
بردن و استفاده از اسطر لاب را اموخت و به
ديگرا ياد داد دانشمندي به نام ( ابوالسحاق
بن حبيب الفزاري) بود كه كتابي هم به نام (
العمل بالا اسطر لاب مطسح) را نوشته و از
منجمان منصور خليفه دوم عباسي (136 ه 754-م)
بوده است. |