ورجاوند، پرويز. “تا به افسوس ننشسته‏ايم، بافت يزد تختگاه كوير را دريابيم“. دوره 16، ش 193 (آبان و آذر): 2-17، تصوير.

 

تا به افسوس نشسته‌ايم ،‌بافت يزد ، تختگاه كوير را در يابيم

دكتر پرويز ورجاوند    استاد دانشگاه تهران

در بخش نخست مقاله « تابه افسوس ننشسته ايم، بافت يزد تختگاه كوير را دريابيم » نوشته محقق ارجمند اقار دكتر پرويز ورجاوند پس از مقدمه‏اي به ويژگيها و ارزشهاي بافت كهن يزد در رابطه با اقليم و زندگي پرداخته شد.آنگاه توضيحي پيرامون فضاي بافت كهن يزد داشتيم و در آخر به چشم‏انداز شهر از فراز بامها اشاره شد. در اين شماره قسمتهاي ديگر اين مقاله را همراه با تصاويري از يزد به نظر خواندگان ارجمند مي‏رسانيم.

 

آب انبارها ، پاكنه‌ها و جوهاي يزد:

براي شهري چمن يزد كه ارزش آب بيش از هر جاي ديگر در آن باتمام وجود احساس ميشود، آب انبارها در بافت معماري آن ه حق جايگاهي بس والا دارند، و در بيشتر محله‌ها يكي از چند اثر مهم معماري است قلب محله را تشكيل ميدهد. وجود گنبدهاي وسيع فراز منبع، سردردهاي بلند و بالاخره چشم گير از همه هواكش متعد پيرامون منبع كه چون گلدسته مسجدها با طرحي زيبا و كشيدگي خوش تناسب نظر را بسوي آسمان نيلگون توجه ميسازد، همه وهمه مجموعه‌اي شكوهمند و زيبا را عرضه ميدارند كه چون معبدي بزرگ و مقدس هر رهگذري در باربر آن قدم آهسته ميسازد و تحت تاثير جاذبه خاص آن قرار ميگيرد. رهگذري كه از گرماي شديد نفس در سينه‌اش حبس شده و تشنگي زبانش را چون تخته سخت ساخته و لبهايش چون بيماري كه در طب شديد ميسوزد داغمه بسته است، با شوق از سراشيب پلكانها پائين ميرود تا با نوشيدن جرعه‌اي آب و احساس خنكي در ژرفاي پلكانها جاني تازه بيابد و يزدان را از نعمتي كه بر او ارزاني داشته در دل ستايش كند.

-   درباره آب انبارهاي يزد ميگويند كه براي تصفيه آب آن موادي چون:

              -   نمك و آهك بر آن افزوده شده آنقدر بود كه بر روي سطح آب قشري به نسبت ضخيم تشكيل ميداد. پاره گشتن اين پرده نشانه آلوده شدن آب و نجس بودن آن بشمار ميرفت. بطور معمول كليه سازندگان وقف كنندگان آب انبارهاي يزد، استفاده از آب، آب انبار را جز براي مصرف وردن حرام كرده‌اند و اين نبوده جز بدليل كمبود آب. در اين ميان برخي از آب انبارها و از جمله آب انبار پنج بادگير يزد را ميتوان جزء استثناها دانست زيرا كه وقف كننده استفاده از آبش را براي مصارف ديگري جز لاآشاميدن نيز مجاز دانسته است.

  - در شهر يزد در مجموع نزديك 75 آب انبار وجود دارد كه بسته به وسعت و تعداد ساكنان هر محله از يك تا چند آب انبار در هر محله وجود داشته و نياز مردم را بر ميآورده است.

- آبي ه در اين آب انبارها ذخيره ميساختند همه آب قنات‌ها بود نه آب باران. از سوي ديگر بخش عمده آب مورد نياز كشتزارهاي يزد و روستاهاي منطقه نيز از آب قناتها تامين ميگشت و بهمين دليل دانش آب يابي و فن كندن قنات در اين منطقه از ديرباز ازاهميت و اعتباري خاص برخوردار بوده است.

 از جمله قناتهايي كه نياز مردم يزد و پيرامون آن را تامين ميساختند ميتوان قناتهائي چون: نرسو آباد،‌زارج ،‌طهره ،‌خاني ،‌وقف آباد،‌الله آباد،‌دولت آباد، شيخ داد يا چشمه نو، قنات شاهي( آب شاهي) كه توسط مير چخماق ايجاد شده بود و صدر آباد را يا دكرد. در نهايت تاسف بدلايلي چند امروز تعدادي از انها خشك گرديده و ديگر آب خوش و گوارا در انها جريان ندارد و در مظهرشان نشاني از حركت دلپذير آب

چشم اندازي زيبا از بافت هم آهنگ و پر جاذبه پيرامون مسجد جامع يزد، سرشار از سايه روشن‌ها و گوناگوني طرح و حجم در فضا.

ديده نميشود. اين در حالي است كه بقولي سطح آب زير زميني در شهر يزد هر سال چيزي بيش از يك متر پائين ميرود و كمبود آب خطري بزرگ براي شهر و مختلف خوانده نميشود.

در مسير قناتها كه از داخل شهر ميگذرد پيش از آنكه به مظهر قنات برسيم محل‌هائي براي دسترسي به آب ايجاد كرده‌اند كه بسته به ژرفا و محلشان بنامهاي منطقه يزد بشمار ميرود.

پاكنه: پاكنه سراشيبي يا پلكاني است كه در مسيري با ژرفاي كم به جريان زير زميني آيب قنات‌راه مييابد و در داخل بنا و مجموعه قرار دارد.

جو: پلكان بلندي است كه در مسير كوچه و خيابان قرار دارد و با ژرفاي زياد به قنات دسترسي ميدهد.

در آنجا فضاي به بست بازي است كه تني چند از مردم گرما زده را براي مدتي ميتواند در خود جاي دهد و آب و هواي خنكي را بدانها ارزاني بدارد و سپس سرحال روانه ادامه راه و كارشان سازد.

-                      راه پله‌هاي آب انبارها نيز به سهم خويش پناهگاههاي مناسبي براي رهگذران تشنه و گرام زده در روزهاي گرم وتف زده تابستانهاي يزد بشمار ميروند.

-                      پله انبارها را « راچونه» يا « راچينه» گويند و گاه ژرفاي پاشير تا صد راچينه ميرسد.

-                      در مسير پلكانها چند پاگرد وجود دارد كه بزرگترين آنها را « واشدگاه»

تصويري از يك خيابان تازه‏ساز كه فلب بخش عمده‏اي از باقت كهن شهر براي ايجادش دريده شده و ويرانه‏هاي دوسوي آن به رهگذران پوزخند مي‏زنند

مي گفتند. در همين پاگردها است كه رهگذران دمي آسايند و در گذشته در برخي از آنها قهوه چي‌هاي دوره گرد سماوري ميگذارند و دستگاه چاي را علم ميكردند و از رهگذران با صفا و لطفي خاص پذيرائي ميكردند.

درباره توجيه ارزش و اهميت اين جوها و راه پله آب انبارها مشكل بتوان چنانكه بايد حق مطالب را بيان داشت، جز آنكه فرد خود از نزديك آنها را ببيند و احساس كند. يعني آنكه پس از ساعتها كار و تلاش و بعد از مدتي راه سپردن در كوچه پس كوچه‌هاي يزد در تابستان گرم و تف زده اين شهر به جوئي ئ يا آب انباري برسد و از ان پائين رود، آنوقت است كه ميتوانيد تفاوت هاي هواي كوچعه و بن جوي و پلكان آب انبار را چنانكه هست درك كند و لذت ببرد و در چنان حالتي اسيت كه با آگاهي و شناخت لازم قدرت خلاقه و هنر سازندگان اين آصثار را ستايش خواهد كرد.

-                                  نكته جالب در باره تعدادي ازآب انبارهاي يزد آنكه با وجود لوله كشي آب، هنوز برخي از آنها مورد مصرف دارند و تابستانها مردم محل از آب بسيار خنك آنها كه كه زمستان از آب لوله پر ساخته‌اند استفاده ميكنند.

 يزد و معماري خانه‌هاي سنتي آن:

-                                              احتمال دراد تازه ورادي كه يزد را نمي شناسد و ذوق گردش در بافت آنرا بمنظور شناسائي ويژگيهاي آن ندارد، بعد از ساعتي عبور در گذرها و كوچه‌هاي يزد و ديدن ديورهاي كاهگلي دو سوي گذرها احساس يكنواختي كند و سيماي كاهگلي ديوارها در او اين تصور را بوجود آورد كه جز در بناهاي مهم تاريخي شهر در ديگر قسمت‌ها و بخصوص محل‌هاي مسكوني نشاني چشم گير از هنر معماري و تزييينات آن نخواهد يافت. در چنين وضعي اگر اين تازه وارد بتواند از پوسته‌اي بنام ديوار كه واحدهاي مسكوني را از گذرها جدا ميسازد عبور كند و قدم بدرون خانه‌هاي قديمي بگذارد، آنوقت دريافتش و نظرش تغيير خواهد كرد و سراپا شور و حال خواهد شد.

-                                  آري در پس ديوارهاي به نسبت بلندي كه خانه‌ها را در بر گرفته‌اند و در پشت هشتي‌هائي كه خانه‌ها را از كوچه جدا ميسازد ، در بيشتر محله‌هاي يزد با خانه‌هائي برخورد ميكنيم كه بواقع شايسته آنند تا زيبا بخوانيمشان و از ديدنشان لذت ببريم.  

تصويري ديگر از نماي بناهاي كنار يك خيابان تازه ساز

خانه‌هاي قديمي يزد همه اعضاي به نسبت وسيع مستطيل شكلي برخوردارند. در ميان صحن حياط حوض‌هاي كشيده‌اي قرار دارد كه دو طرف آنها را باغچه‌هاي مستطيل شكل با درختهاي انار در بر گرفته‌اند. اين سطحه آب و درختهاي سرسبز اطراف آن بخصوص زماني كه درختها غرق در گل انار هستند،‌منظره‌اي جالب و تماشائي بوجود مياورد.

در بيشتر خانه‌ها مقابل ورودي كه در گوشه حياط و يا در كنار يكي از دو ضلع كوچك صحن و پنج دري قرار دارد كه گاه در مقابل آن ارسي گذارده‌اند و گاه مقابل آن باز است و صورت يك تالار ايوان مانند با عمق زياد را دارد.

بناهاي سيه سوي ديگر بطور معمول دو طبقه هستند و در بالا پنجره‌هاي كم عرض در داخل قابسازي ‌هاي زيبا بوصرت قوسهاي نيزه دار خودنمائي ميكنند. پنجره‌ها را براي آنكه آفتاب بدرون نيفتد چنان ساخته‌اند كه در عمق 340 سانتي قابها قرار گرفته‌اند. دور قابهاي پنجره‌ها و درها را چفتي باريك از گچ فرا گرفته‌اند كه بر روي زمينه اصلي سيمگل نماي بنا، جلوه‌اي خاص به مجموعه ميبخشند. براي زينت بيشتر بنا بالاي درهاي ورودي و زير نيزه قابهاي دور پنجره‌ها با هنرمندي خاصي نوعي كار – بندي تزيني با نماي قطار مقرنس‌ها ايجاد كرده‌اند و تمامي لبه‌هاي برجسته آنها را با گچ مشخص ساخته‌اندو در مجموع تابلوهائي ديدني بوجود آورده‌اند كه نه نها تكرار آنها چشم را خسته نميكند بلكه نگاه انسان با شوق سراسر بدنه بنا را به آرامي طي ميكند و لذت ميبرند.

درون تعدادي از اطاقها، بخصوص آنها كه از فضاي بيشتري بهره‌مند هستند داراي تزئينات گچ بري- آئينه كاري و نقاشي روي چوب است.

خانه هاي زد با وجود گرماي شديد تابستان و بادهاي سوزنده كويري و سرماي نفوذ كننده زمستان ، در هر دو فصل از چنان ويژگيهائي برخوردارند كه ميتوانند راحتي و هواي مطبوعي را به ساكنانش ارزاني بدارند.

زيرا كه از ديدرينترين روزگاران معمارران يزدي با توجه به شناخت آگاهانه‌اي كه از شرايط اقليمي و آب و هواي سرزمين خود اشته‌اند، درانتخاب مصالح براي ساختن خانهو ديگر فضاهاي معماري كه زندگي در آنها جريان داشته دقت كته سنجي خاصي بكار برده‌اند.

آنها با وجود دسترسي داشتن به

سردر باشكوه يك آب‏انبار در يزد

 

بخشي از مركز يكي از محله‏هاي قديمي يزد كه به گونه‏اي ناموفق مورد دستكاري قرار گرفته است.

يك خيابان جديد و بازمانده‏اي از يك اثر ويران شده

 گونه‌هاي مختلف سنگ و مرمهاي خوش نقش، با وجود مهارت داشتن در در ساختن آجر،هيچگاه از اين دو پديده در جسم و نماي بنا بهره نبرده‌اند و تنها خشت را بخدمت گرفته‌اند، زيرا بياري اين پديده ارزان قيمت ،‌خود را در ايجاد فضاهائي محفوظ درباربر نفوذ گرما و سرماس شديد تابستان و زمستان، فراوان موفق ميديدند.

آنها با ساختن جرزها و ديوارهاي سطبر خشتي توفيق آن يافته‌اند تا به راحتي راه نفوذ سرما و گرما را بداخل بنا سد سازند. همچنين با ايجاد سقف‌هاي كاذب « خاونچه پوش» در اطاقها، راه را بر نفوذ گرما از راه بام نيز بسته‌اند. بالاخره آنكه با ايجاد زير زمين‌هاي وسيع و بادگيرهاي بلند ، فضاي خنك و دلچسبي را در جهنم بعد از ظهرهي يزد براي اهل خانه فراهم ساخته‌اند.

بحث درباره ويژگيهاي ساختماني و هنري خانه‌هاي يزد و تشريح انواع نقشه‌ها و نماسازي آها با توجه به تعداد فراوان و تنوعي كه در آنها بوجود دارد، مطلبي است كه پرداختن بآن نياز به زماني وسيع و كاري جدي و اساسي دارد و چيزي نيست كه بتوان آنرا در طي چند صفحه مورد گفتگو قرار داد. ولي نكته‌ايكه بايد بان اشاره كرد اينكه، يزدي همانقدر كه در نمابيرون خانه رعايت هايت سادگي را كرده و در تلاش چشم هم چشمي با همسايه برنيامده است،است، درون خانه را كه در محل گذران عمده ساعتهاي روز براي كدبانويان ، كودكان و نوجوانان خانواده بود تا حد امكان به گونه‌اي دلپذير و با رو با روح آراسته و زينت كرده است. ساكنان خانه ساعتهخاي كار و فعاليت و استراحت را در فضائي سرشار از صفا و زيبائي‌هي چشم نواز بسر ميبرند. وجود حوضهاي به نسبت وسيع و باغچه‌هي پيرامون آنها خاطره منطقه خشك و كم آب كويري ار از خاطر ساكنان خانه بيرون ميبرد و در عوض احساس زيستن درحيطي با طراوت را برايشان ايجاد ميسازد . به اين بيان ديگر اينكه درون خانه يزدي فضائي است سرشار از زندگي و زيبائي.

دستكاريهاي ناموفق در بافت يزد و عوامل مثر در ايراني محله‌هاي قديمي:

-                      نكته قابل توجه در مورد رو به بعه ويراني نهادن نادن بخشي از بافت قديم يزد، و ديگر شهرهاي كهن اين سرزمين را ميتوان در عامل زير جستجو كرد.

-                      مردم هر محل در گذشته خود را مسول حفظ و نگهداري محله خود ميدانستند و گذشته از مرمت و نظافت نماي خناه خود، در امر نگهداري از برخي واحدهاي همگاني، چون مسجد ، آب انبار ، بازارچه و ميدان چنانكه موقوفات آنها كفاف مخارج نگهداري آنها را ميداد بطور دسته جمعي اقدام ميكردند و هميشه آباد و تميز ئو سرپا نگهشان ميداشتند ولي از زمانيكه پاي واحد عريض و طويلي بنام شهرداري بميان كشيده شده و همه ساله به عناوين مختلف:چبرو بالكن، نوسازي، و غيره به زور از رمدم پول‌هاي كلاني گرفته ميشود، وضع دگرگوني شده و محله‌هاي قديمي سال به سل رو به ويراني ميروند. زيرا كه مسئولان شهرداري خود را در قبال نيازمنديهاي ساكنان اين محلات كه به گونه‌هاي مختلف ماليات ميپردازند مسئول نميدانند و تمام هم خودرا بكار ميبرند تا بلوارها و خيابانهاي تازه‌اي بكشند و بي حساب شهر را در جهتي خاص توسعه دهند. زيرا كه آنها گذشته از استفاده‌هاي خاص، نشانه تحول و پيشرفت شهر را در ايجاد بلوارهاي پهن و خيابانهاي متعدد و مستقيم و در نتيجه در هم كوبيده شدن بافت‌هاي كهن و ساختن بناهئي با مصالح جديد و شكل‌هائي بي تناسب و بدون ارتباط با طرحهاي سنتي ميدانند.

«راچينه» يا پله‏كانهاي آب‏انباري در يزد

-                      امر توسعه شهر بهمراه با شبكه‌هاي جديد، تامن آب و برق و تفن در بخش نوين شهرموجبات هجوم كساني را كه دربافت‌هاي قديمي و اصلي شهر از داشتن هر گونه امكان رفاهي و خدمات شهري بي بهره هستند، بسوي اين بخش‌هاي تازه ايجاد شده فراهم ميسازد و نتيجه آنكه با بيرون رفتن گروههاي احب امكان ار بافتهاي اصلي، بتدريج مردمي با درآمد ناچيز جاي آنها را ميگيرند و اين دسته نه تنها كوچكترين امكاني براي حفظ ونگهداري اين بافت‌ها در اختيار ندارند، از حداقل نيرو نيز براي تحت تاثير قرار دادن مسولان شهري بي بهره‌اند ، نتيجه آنكه بتدريج غبار فرسودگي بر سراسر محله مي نشيند و آنرا بر وزي مياندازد كه از آن بوي نيستي و

      تهي شدن از تلاش و زندگي بشمام ميرسد. اگر باعلاقه و كنجكاوي در شهر يزد به ير و سياحت بپردازيم، هنوز هم در برخي محله‌ها ميتوان نمونه‌اي از كوچه‌ها و گذرهاي سنگفرش را ديد. دست كم از دوران صفويه ببعد آگاهي داريم كه براي جلوگيري از برپا شدن گرد و غبار درتابستان و ايجاد گل و لاي در زمستان خيابانها و كوچه‌هاي عمده شهرها، ميدانها و صحن ها وسيع را سنگفرش ميكرده‌اند. ذوق و سليقه‌ايكه در شبكه بندي آجري و سپس نقش انداختن با قلوه سنگ‌ها بكار ميبرند با توجه به نمونه‌هاي موجود خود شاهكاري ارزنده از شهرسازي اين دورانها بشمار ميرود(1).

در گذشته‌اي نه چندان دور، تا آنزمان كه از شهرداري خبري در بين نبود مردم هر كوچه وگذر با همكاري هم نسبت به مرمت و نگهداري اين سنگفرش ها اقدام مي كردند و هر صبح و عصر كدبانوهاي يزدي در خانه ها را جارو مي كردند ونمي آب مي پاشيدند تا كوچه و گذرشان پاكو با نشاط باشد.هنوز بسيارند از زنان و مردان يزدي كه كوچه هاي آب پاشي شده و سنگفرش قديم را بخاطر دارند و هم اكنون نيز در برخي محله ها با كوچه هاي جارو شده . آب پاشي شده برخورد ميكنيم كه بوي خاك و كاهگل نمناك فضاي گذر را پر ساخته و توجه هر رهگذري را هر قدر هم كه بي تفاوت و درگير باشد بخود جلب يسازد.

با اينحال يكي از مشكلات كنوني قسمت عمده شبكه‌هاي ارتباطي بافت كهن يزد را كوچه‌هاي خاكي آن تشكيل ميدهد، كوچه‌هائي كه در تابستان خاك و غبار آن و در زمستان گل و لايش مردم ساكن آنها را به عذاب مياورد و فرياد اعتراض به حق آنها را بلند ميسازد. در برابر اعتراض مردم شهرداري راه چاره را آسفالت كردن اين مسيرها ميداند و براي آسفالت كردن آنها ضوابطي دارد كه اين ضوابط،‌تا حد فراوان الگوئي است از روي ضوابط شهرداري تهران. عرض كمتر از 10 يا دوازده متر را مردم بايد آسفالت كنند.

شايد بتوان گفت كه چشم‏گيرترين نماد شهر يزد را بادگيرهاي آن تشكيل ميدهند. تا جاييكه يزد را گاه «شهر بادگيرها» نيز گفته‏اند. درباره اهميت بادگيرها و هواكش‏ها با توجه به نقش مهم اين پديده فني درمعماري شهري چون يزد با موقع ويژه آب و هوايي آن تنها كافي است گفته شود كه بادگيرها شريانهاي اصلي حيات را در متن معماري يزد تشكيل ميدهند. در اين تصوير پنج بادگير هشت را با همه زيبايي و شكوهشان كه بسوي آسمان‏خيز برداشته‏اند مشاهده ميكنيم.

همين يك ماده كافي است كه از مردم ناخودآگاه به قطعه قطعه كردن بافت شهر و محله خود تن دردهند. در تمام طول زماني كه شهرداري يزد شروع بكار برده است، حتي يكبار هم بفكر آن نبوده كه بجاي عريض كردن بي منطق همه گذرها و آسفالت كردن ،‌با حوصله لازم نياز هر محله ايرا بررسي كند و سپس با پس بردن ديوارهاي ساده در عين حفظ شكل بافت اصلي، گذرها را عريض و سنگفرش كف آنها را مرمت كند. بنظر مقامات مسئول وجود كوچه‌هاي پيچ و تاب دار و حفظ ساباطها و بازارچه‌ها با امر پيشرفت و عمران شهر مغاير است. بنظر آنها سنگ فرش نشانه‌اي از عقب افتادگيو آسافلت مظهر تمامي پيشرفتها است؟! حال يبا آسفالت كردن تمامي خيابانها و كوچه‌هاي يزد  چگونه تابستان اين شهر را به جهنم تبديل خواهند ساخت امري است كه بنظر آنها در برابر مظاهر پيشرفت؟! ميتوان آنرا ناديده نگاشت.

نمايي از فضاي داخل يك حياط در يزد

بنابراين اگر بخواهيم موجبات ادامه حيات و زندگي پر تحرك را در اين بافتها فراهيم سازيم بايد كه مسئولان شهرداريها درسياست غلط موجود خود تجديد نظر كنند بايد كه براساس يك برنماه مطالعه شده همه خدمات شهري مورد نياز مردم اين محلات را برايشان فراهم سازند. شبكه‌هاي ارتباطي اين محله‌ها را بجاي در هم كوبيدشان با ايجاد يك خيابان پهن و مستقيم ، متناسب با حجم جمعيت آنها و حفظ فضاي كلي و اصلي اصلاح و توسعه دهند.

شك نيست كه مردم محل مي خواهند تا با ماشين از يكسوي خود را به نزديكي خانه خحود برسانند و يا وسايلي را كه خريده‌اند بانجا حمل كنند و همنين ميخواهند مطمئن باشند كه در موقع بروز حادثه و بيماري، به آساني و بدون از دست رفتن وقت بيمار خود را به پزشك برسانند. اينها همه خواستهاي معقولي است كه با مطالعه دقيق بافت اكثر محله‌ها ميتوان موجبات تحقق آنرا فراهم ساخت.

در اندونزي در برخي محله‌هاي قديمي بجاي در هم ريختن شبكه‌هاي كم عرض و پر پيچ و خم، ماشين‌هائي را به ايتاليا سفارش داده‌اند كه به راحتي در اين شبكه‌ها عبور ميكنند به عبارت ديگر نه مردم را از داشتن امكانات معقول و مورد نياز بي بهره ساخته‌اند ونه آنكه بافت قديمي را بي پروا، براي عبور دادن وسايل حمل و نقل جديد در هم كوبيده‌اند.

بايد كه استفاده از برخي واحدهاي غير قابل استفاده چون بار اندازه‌ها و كاروانسراها، نسبت به ايجاد واحدهاي رفاهي مورد نياز مردم محله با توجه به نيازهاي زندگي امروز ، اقدام شود و يا ايجاد فضاهاي سبز،‌از سطح يك باغچه گرفته تا پاركهاي متوسط فضائي با طراوت و شاد براي ساكنان محله فراهم ساخت.

نماسازي بناهاي يك سوي حياط، در اين تصوير در قسمت بالا شاهد طاقنماهاي زيبايي هستيم كه با آهنگي متناسب سراسر بدنه را فرا گرفته‌اند.نقش اندازيهاي جالب رسمي بنديهائي كه در قسمت زير قوس انجام گرفته جلوه‌اي خاص به بنا بخشيده است. در قسمت پائين طاقنماها شاهد پنجره‌هاي مشبكي هستيم كه در نهايت زيبائي، نوري ملايم را بداخل اطاقها ميپراكنند و فضائي دوست داشتني و خلسه آور را براي ساكنان آنها ميافرينند.

نماسازي بناهاي يك سوي حياط. در اين تصوير در قسمت بالا شاهد طاقنماهاي زيبايي هستيم كه با آهنگي متناسب سراسر بدنه بنا را فراگرفته‏اند. نقش‏اندازيهاي جالب رسمي بنديهايي كه در قسمت زير قوس انجام گرفته جلوه‏اي خاص به بنا بخشيده است. در قسمت پايين طاقنماها شاهد پنجره‏هاي مشبكي هستيم كه در نهايت زيبايي، نوري ملايم را به داخل اطاقها مي‏پراكنند و فضايي دوست داشتني و خلسه‏آور را براي ساكنان آنها ميافرينند.

در زمينه تغيير بافتهاي قديمي، بخصوص در قسمتهاي اساسي آن بايد تمامي جنبه‌هاي زندگي مردم و چگونگي رشد شهر و مبناي حيات اقتصادي آنرا در نظر گرفت و بر اساس بررسي‌هاي علمي و همه جانبه طرحهاي لازم را تهيه و بمورد اجرا گذارد. زيرا كه ايجاد شيكه‌هاي جديد و بدون مطالعه در قلب بافت كهن شهر گذشته از لطمه‌ايكه بر پيكر يك شهر تاريخي چون يزد وارد ميسازد ، از نظر حيات اقصادي شهر نيز ميتواند اثرات منفي ببار آورد. در اين باره بي مورد نخاوهد بود تا آنچه كه بر سر يزد آمده اشاره كنيم.

بازار بزرگ شهر كه مركز عمده فعاليت اقتصادي شهر و منطقه را در بر ميگرفته و در گذشته قلب شهر را تشكيل ميداده و با بافت پيرامون خودبه گونه‌اي حساب شده و معقول در ارتباط بوده است. در هر بخش و راسته‌اي از آن گروه معيني از بازرگانان و اهل حرفه و فن بكار و كسب مپرداختند تمامي آن از رونق لازم بهره‌مند بوده است. ولي از زماني كه بدون كوچكترين مطالعه و بررسي با كشيدن خيابان شاه، بازار را دو نيمه ساخته‌اند، پيوند و همبستگي بين واحدهاي مخاتلف آن را از ميان رفته و بتدريج تعدادي از دكانها به دو طرف خيابان جذب شده و در حال حاضر دربرابر رونق مناسب قسمت بالاي بازار، قسمت پائين آن بوضعي نامناسب دچار گشته و فعاليت آن روز بروز كاهش مي‌يابد.

همچنين با وجود رونق فعاليت در زمينه‌هاوي چون: پارچه، فرش، و خشكبار، بدليبل آنكه بازارها و راسته‌هاي مربوط فاقد شبكه‌هاي ارتباطي كافي و كشش لازم هستند، اكثر ميروند تا حيات فعال خود را از دست بدهند از اينرو ضرورت دارد با توجه به اوضاع و احوال خاص زمان و تغييراتي كه درسطح شهر به عمل آمده، نسبت به فراهم ساختن موجبات ادامه حيات فعال اين واحدها اقدام شود. از جمله آنكه با استفاده از كاروانسراها و باراندازهاي قديمي اطراف همين بازارها و راسته‌ها ترتيبي فراهم ساخت تا امكان رسانيدن ساده و آسان محصولات به آنها فراهم آيد و شبكه‌هاي ارتباطي آنها با خيابانهاي پيرامون به راحتي در ارتباط باشند. باشد كه موجبات ادامه فعاليت سالم آنها فراهم آيد و زندگي را از دست ندهند.

تصويري از بناي زيبا و جالب باغ دولت‏‏آباد و يزد و  بادگير معروف آن.

تصويري از محوطه وسيع باغ دولت‏آباد و دورنمايي از بناي جالب آن. باغ دولت‏آباد كه مدت طولاني محل زندگي كريم‏خان زند بوده، از نظر شيوه باغ‏سازي از نمونه‏هاي اصيل باغسازي ايراني به شمار مي‏رفته است.

وجود قنات پرآب دولت‏آباد عامل موثري از سرسبزي اين باغ بوده است. اميد آنكه اين باغ بار ديگر روزي بر اساس طرح اصلي زنده گردد و به گونه گردشگاهي در اختيار مردم يزد گذارده شود.

حصار و برج زيباي خشتي كه مجموع باغ دولت‏آباد يزد را در برگرفته است. در پشت اين حصار زماني يكي از دل‏انگيزترين و باصفاترين باغهاي يزد قرار داشته است.

 

نمايي از دورن يك خانه ديگر در يزد، با تالار ايوان مانندش. تزيينات زيباي دو سوي آن و طاقنماهاي ضلع‏هاي جانبي حياط.

انجام همه اين كرها به آن نيت است كه ميخواهيم زندگي سازنده از اين محله‌ها رخت بر نبند و بفرض امكان حفاظت، محله‌هاي قديي و آثار معماري سنتي جنبه يم مجموعه موزه، خالي از سكنه را پيدا كند.

ما معتقديم كه شهرها در سير حيات خويش با توجه به ائضاع و احوال زندگي اجتماعي و اقتصادي ساكنانش و شرايط خاص سياسي زمان و بالاخره ويژگيهاي نمود فرهنگ هر دوران بطور معقول در بات و شكلشان تغييراتي پديد ميايد اين چيزي است كه در گذشسته نيز صورت پذيرفته است ، ولي با توجه به پيشرفت سريع تكنولوژي لجام گسيخته از يكسو، سودجوئي گروهي از صاحبان زرووزور از سوي ديگر و بالاخره ناآگاهي جمعي از مقامات و مسئولان شهري، شاهد آنيم كه دگر گوني در بافت شهرها به گونه‌اي انفجاري در آمده است، بنابر اين همه حرف و سخن ما اينست كه تا اوضاع و احوال نابسامان كنوني موجبات بروز فاجعه‌اي جبران نشدني را در باقيمانده بافتهاي قديمي شهرهاي كهن اين سرزمين سبب نشده است، بفكر نجات معقول اين بافتها باشيم و حفغظ و نگهداري و منطقي و حساب شده آنها را وظيفه‌اي مليو فرهنگي بدانيم.

ازياد نبريم كه بين بافت‌ معماري هر شهر و ويژگيهاي فرهنگي،‌زندگي اجتماعي و خصوصيات اخلاقي مردم ساكن آن بافت پيوندي انكار ناپذير وجود دارد. ميخواهيم رابطه‌هاي اجتماعي متكي بر انسانيت ،‌شرف ،‌بزرگواري، گذشت و فداكاري، ياري دادن و ياري ستاندن ،‌محبت كردن ،‌دزدي نكردن ،‌حرمت هم را نگهداشتن،‌به ناموسي ديگران تجاوز نكردن،‌لوطي گري داشتن و ……

همه وهمه را كه هنوز بيشتر مردم با صفاي يزد و آنها كه شخصيت و فرهنگ ريشه دار و مايه گرفته از فضا و شكل زندگي اصيل اين مرز و بوم را حفظ ساخته و گرامي ميدارند، همچنان زنده و پابرجا بماند، بايد بدانيم كه پايدار ماندن اين همه ارزش‌هاي والاي انساني و فرهنگ ملي و بومي جز در پيوندي ناگسستني با مجموعه بافت موجود معماري اين شهر ميسر نخواهد بود.

آري من معتقدم كه ويژگيهاي اجتماعي و انساني ارزشمند و شناخته شده حاكم بر جامعه يزد بميزان فراوان با شكل و فضاي خاص بافت اين شهر در رابطه است و همانطور كه فرهنگ حاكم بر چامعه يزد در شكل بخشيدن و ايجاد اين مجموعه در تمامي زمينه‌ها دخالت مستقيم داشته است، شكل و فضاي اين بافت نيز بر زندگي ساكنانش، تاثير گذارده و خط‌هاي اصلي و چگونگي رابطه‌هاي عميق اجتماعي بين گروههاي مختلف جامعه ،‌مردم هر محله و گذر را نظم و نسق بخشيده است، چنانكه بسيراي از رابطه‌هاي ارزمند و معقول اجتماعي، اقتصادي و اخلاقي حاكم بر جامعه بازاريان اين شهر را در دراز مدت بيرون از مجموعه بافت حاص بازار و جاذبه‌ها و سنتهاي آن قادر به نگهداريشان نخاوهيم بود. همچنانكه بزودي از همدلي آگاهانه و والاي موجود ميان ساكنان محله‌ها و گذرهاي د

يرپاي يزد بيرون از بافت كهن آن در خانه‌هاي ساخته شده در سوي خيابانهاي پهن و پر غريبه و پر رفت و آمد اين شهر ديگر نشاني نخواهيم يافت.

از اينرو است كه با همه نيرو و توان خويش ميخواهم كه بافت شهر يزد از نابودي نجات يابد و ساليان دراز ديگر ساكنان نجيب و ب اصفايش سرشار از نشاط و شور در ان شاهنامه و بدور از دغدغه خاطر زندگي كنند و اين ميراث  ارج را پاسدار باشند.

فروردين 1357

تصويري از يك بادگير زيبا با طرح مستطيل شكل. بادگيرهاي يزد گذشته از شاهكاري كه در زمينه كارآيي فني آنها به كار بسته شده است، از نظرگاه جلوه‏ بخشيدن به جشم‏انداز عمومي و ارتقاعي شهر نيز داراي نقشي اساسي و چشم‏گير هستند و توجه هر مسافري را مدتها به سوي خويش جلب ميسازند و لب‏ها را به ستايش مي‏گشايند.

تصويري از نورگير و كاربندي‏هاي زير سقف بناي باغ دولت‏آباد يزد

تصويري از نورگير و رسمي بنديهاي زيبايي زير سقف‌هاي بناي باغ دولت آباد.

تصوير نقش و نگرهاي مشبكي داخل طاقنماها

پاورقي‌ها

1 – در يزد با وجود اينكه جنس خاك كف بيشتر گذرها از شن روان بوده با اينحال چنانكه گفته شد از ديرباز اغلب آنها سنگفرش بوده است.

در بررسيهاي كلي و اجمالي كه در اين باره صورت گرفته در برابر بيشتر خانه‌ها و هشتي‌ها باسه نوع سنگفرش برخورد گرديده كه عبارتند از :

الف- سنگفرش به صورت قلوه سنگ‏هاي درشت و نامرتب خاص محله‏هاي كم‏درآمد، نشانه‏هايي از اين نوع سنگفرش هنوز در محله فهادان و شاه كماليه وجود دارد.

ب – سنگ‏فرش با سنگ‏هاي قلوه متوسط بدون طرح يا با طرح‏هاي ساده.

پ- سنگ‏فرش خانه‏هاي اعياني با ريگ‏هاي ريز و طرح‏هاي هندسي جالب و متنوع. (اطلاعات مربوط به سنگفرش كوچه‏هاي يزد توسط دوست عزيز آقاي مهندس فتح‏نظريان رياست محترم دفترفني كرمان در اختيار اينجانب گذارده شده است.)