بهنام، عيسي. "هنرتزئين  بوسيله خط". دوره1، ش2 (آذر41): 3-7، تصوير، طرح.

خلاصه:گچ‌بري وسيله تزئين ديواره‌ كاخها در زمان اشكانيان و ساسانيان، تزئين بنا بوسيله خط دربعدازاسلام، نگارش حروف پيچ‌وخم‌دار كه بشكل گل‌وگياه درآمده و كتيبه‌ها (قديمي‌ترين بناها به تاريخ 288 هجري است) ـ بشقابهاي نيشابور و تزئين خط برروي آنها _قرن سوم ه.ق

هنر تزئين بوسيله خط

دكتر عيسي بهنام استاد دانشگاه

چرا خارجيها بدون آنكه اطلاعي از زبان فارسي داشته باشند صفحات خوشنويسان ما را مي‌خرند؟

چگونه ذوق لطيف ايراني خط را به عنوان يك عامل تزئيني مورد استفاده قرار داده است؟

در تمام دنيا خط وسيله أي براي فهماندن مطالبيست كه در مغز انسان خطور ميكند. در كشور ما كه همه چيز را با شعر و هنر همراه مي كنيم خط را نيز به صورت يك رشته هنري بسيار زيبايي درآورده‌ايم بطوريكه اشخاصي مانند هلندي‌‌ها و فرانسوي‌ها يا آمريكائي‌ها، كه كوچكترين اطلاعي از خط ما ندارند ، صفحات خوشنويسان ما را به قيمتهاي گزاف ميخرند و آنها را زينت خانه‌هاي اروپائي و آمريكائي خود مي‌نمايند .

در عهد اشكانيان و ساسانيان هنرمندان ايراني براي تزئين در و ديوار كاخ هاي امرا و پادشاهان از گچبريها استفاده ميكردند.

نمونه‌هائي از اين گچبريها در خرابه هاي تيسفون پيدا شده و به موزه برلن نقل گرديده. تعدادي ديگري نيز در خرابه‌هاي شهر آشور از زمان اشكانيان كشف گرديده. در موزه ايران باستان نيز مقداري گچ‌بري كه از كاخي از عهد ساسانيان در دامغان كشف گرديده، محفوظ ميباشد .اين گچبريها نشان ميدهد كه در عهد اشكانيان و ساسانيان هنرمندان ايراني از ايجاد نقوش هندسي و مصنوعي لذت مي‌برده‌اند. و به اصطلاح نقاشان امروزي «آبستره» كار ميكرده‌اند.

اگر مي‌بينيم پس از انقراض دولت ساساني براي تزئين ديوار كاخهاي امرا و بزرگان خط جاي نقوش هندسي را گرفت براي اين نيست كه دين اسلام راجع با‌ين موضوع دستوري داده باشد، بلكه فقط براي است كه هنرهاي تزئيني كشور ما بدون توجه به تغييرات سياسي و مذهبي راه تكامل خود را مي‌پيموده است و هنرمندان ما در نتيجه آشنائي با خط عربي اين فكر بنظرشان رسيد كه ميتوانند از آن براي تزئين ديوارهاي خود استفاده كنند و شايد از نقش خطوط هندسي و آبستره خسته شده بودند و مترصد بودند كه موضوع تازه‌اي براي تزئين ديوارهاي خود پيدا كنند و اين موضوع تازه را در خط عربي يافتند. چون كلمه   [3]    فرانسوي «آبستره» امروزه در ميان مردم معمول شده در اينجا بكار برده شده و مقصود از نقش «آبستره» نقشي است كه براي ايجاد آن از طبيعت تقليد نشده و به هيچ چيزي در طبيعت شبيه نيست جز به خطوط منحني يا شكسته‌اي كه نماينده خيال و فكر هنرمند است.

شايد بتوان كلمه «آبستره» را به واژه‌هاي معنوي يا غير مادي يا مصنوعي و تخيلي ترجمه كرد.

موضوع مهم اين است كه اين نقش «آبستره» يا خيالي و مصنوعي زائيده فكر هنرمندان ايران است و تحولاتي كه در دوره اسلامي پيدا كرده به هيچ وجه مربوط بدين اسلام نيست.

مثلا نقش قالي از ابتدا در ايران خيالي و مصنوعي بوده. در حقيقت قالي‌باف خواسته است روي قالي خود باغ و درختان و گل بلبل را نشان دهد و بجاي آن مقداري خطوط منحني و شكسته را طوري نشان داده و به طريقي رنگ آميزي نموده كه براي چشم لذت واقعي دارد. در باره خط نيز همين رويه انجام گرفته و آنرا براي استفاده در تزئينات بكار برده اند.

روي نوشته‌هاي آرامگاه داريوش اول در نقش رستم آثاري از رنگ آبي لاجوردي ديده شده و اين نشان ميدهد كه در اصل اين نوشته‌ها رنگ آبي داشته اند.

ميگويند كتاب اوستا روي پوست گاو با خط زرين نوشته شده بود. كتب ماني نيز طبق گفته محققان اوايل دوره اسلامي با خط زرين نوشته ميشده.

يكي از قديميترين نمونه خط كوفي گل‌دار كه در كشور ما وجود دارد، و به خوبي نشان ميدهد چگونه از خط براي تزئين بنا استفاده شده، نوشته‌هاي مسجد جامع نائين كه به تاريخ 288 هجري مورخ ميباشد.

در اين نوشته‌ها ابتدا و انتهاي حروف با نقوشي شبيه به برگ خرما تزئين شده و با‌ين طريق خواندن آن كار آساني نيست.

كتيبه مسجد نائين به طريق زير خوانده ميشود :

امن با لله و اليوم.

دويست سال بعد در مسجدي در زنگبار كه بوسيله ايرانياني كه با آن كشور مهاجرت كرده بودند ساخته شده، همين كتيبه با تزئينات بيشتر و پيچ و خم هاي زيادتر، زينت ديوار گرديده. خواندن كتيبه زنگبار بسيار    [4]     مشكل تر از قرائت كتيبه نائين است و تحول خط كوفي را در عرض دو قرن نشان ميدهد.

تقريبا يكصد سال بعد از مسجد زنگبار در روي ديوار برجي كه بافتخار سلطان مسعود سوم (462-507 هجري) ساخته شده كتيبه زيبائي، مخلوط با نقوش هندسي، به شيوه كاخ اشكاني در مشطه روي آجر تراشيده شده. كه بمنزله يكي از شاهكارهاي هنر خط نويسي روي ابنيه مي‌باشد و قابل مقايسه با كتيبه مدرس نظاميه در خار گرد است كه بنام نظام الملك    [5]    ساخته شده.

خط كوفي گلدار در قرن چهارم هجري

كتيبة مسجد جامع خارگرد بنام نظام الملك

كتيبه زنگبار كه تحول خط كوفي را بعد از دو قرن نشان ميدهد

برج سلطان مسعود سوم در غزنه

در عهد اشكانيان و ساسانيان تزئينات ديوارها و درهاي كاخها روي گچ تراشيده مي‌شد. در دوره اسلامي نيز سوره هاي قرآن يا نام سازندگان مساجد يا تاريخ بناي آن روي گچ تراشيده شد بنابراين در سبك كار تغييري حاصل نشد. فقط موضوع تزئينات عوض شد. اين مطلب از مقايسه نوشته هاي جامع نائين با تزئينات كاخ تيسفون يا «مشطه» بخوبي معلوم ميگردد. اين شيوه خط نويسي با تراش آجر كاملا متناسب بود و طبعا خطوط بصورت افقي يا عمودي در ميآمدند و در كتيبه‌ها خط منحني ديده نمي‌شد. نظاير اين خطوط در قرن سوم هجري در روي بشقابهائي از نيشابور بدست آمده و نمونه هاي متعدد از آن در موزه ايران باستان موجود است.

خط بشقابي كه در شكل مقابل ديده مي‌شود به طريق زير خوانده مي‌شود «الحلم اوله مرمذاقته لكن آخره احلا من العسل»و در نمونه ديگري «لصاحبه بركه و يمن و سرور».

بنابراين هنرمندان ايراني از خط عربي با انواع مختلف در روي ديوار مساجد و سر درها و درهاي چوبي و بشقابهاي سفالين و اشياء ديگر استفاده نموده آنرا بصورت تزئين زيبائي در آورده اند و اين يكي از خصوصياتي است كه هنر ايران را از هنر كشورهاي ديگر اسلامي متمايز مي‌نمايد.      [6]

ظرف گلي لعاب دار نيشابور در قرن سوم