|
خاوران نامه
نسخه خطي و مصور موزه هنرهاي تزئيني
يحيي ذكاء
رئيس موزههاي
مردم شناسي
در
آغاز تشكيل موزه هنرهاي تزئيني، در ميان
آثار و اشيائي كه از مرحوم عبدالله رحيمي
براي موزه خريداري گرديد، نسخه خطي و مصور
كهني (اواخر سده نهم هجري) از خاوران نامه
بود، كه اينك يكي از قطعات و آثار جالب و پر
ارزش موزه مزبور به شمار مي آيد.
كتاب
خاوران نامه يك مثنوي حماسي است كه در آن
افسانهها و داستانهاي خيالي از سفرها و
جنگها و دلاوريهاي حضرت علي بن ابيطالب (ع)
و يارانش مالك اشتر و ابوالمحجن در سرزمين
خاوران، با شاه خاور به نام «قباد» و شاهان
بت پرست ديگر به نام «طهماس» شاه و «صلصال»
شاه و سپاه ديوان و اژدها به نظم كشيده شده
است.
آقاي
دكتر ذبيح الله صفا در «كتاب حماسه سرايي
در ايران» درباره اين افسانهها مي نويسد:
«در باب امام اول شيعيان، ميان شيعه
تدريجاً داستانهايي پديد آمده كه بعضي از
آنها مبني بر حوادث تاريخي يعني جنگهاي او
در حيات محمد بن عبدالله صلعم و هنگام
خلافت و شجاعتهاي وي است منتهي به تدريج
عناصر داستاني بر آنها افزوده شده است.
برخي ديگر از داستانها به كلي دور از حقيقت
تاريخي و افسانه محض است كه اندك اندك ميان
ملت ايران بر اثر اخلاص شديد اين قوم نسبت
به حضرت علي عليه السلام و درآمدن او در صف
پهلوانان ملي، وجود يافت، مانند داستان
پهلوانيهاي وي در سرزمين خاور كه در
خاوران نامه مي بينيم».
ولي
گويا اين افسانهها ريشه در اساس كهن
ايراني داشته، سپس تغييراتي در آن داده،
به حضرت علي (ع) منسوب داشته اند و سراينده
مثنوي نيز مدعي است كه اصل آن عربي بوده و
وي آنرا به شعر فارسي در آورده است:
چو
بر سال هشتصد بيفزود سي
شد اين نامه ي تازيان پارسي
باز
در اين مورد آقاي دكتر صفا معتقدند كه «خاصيت
بيشتر كتب حماسي (ملي، تاريخي ديني)
ايرانست كه لامحاله مبتني
و مستند بر اصلي
بوده و سازندگان آنها مستقيماً در جعل
روايات و احاديث دخالتي نداشته اند».
خاوران
نامه در حدود22500 بيت به وزن وتقليد شاهانه
فردوسي سروده شده و چنانكه ابن حسام ناظم
آن اشاره كرده است به سال 830 هجري قمري نظمش
خاتمه يافته و بنا به نوشته محققان آخرين
تقليد مهم و قابل ذكري است كه از شاهنامه
فردوسي بعمل آمده است. |
|
|
مولانا
محمد بن حسام الدين الخوسفي معروف به «ابن
حسام» از مردم«خو سف» قهستان خراسان بوده
و در همانجا تولد يافته است و خوسف ديهي
است كه تقريباً در كرانه كوير لوت در حدود
مرز خراسان و كرمان واقع شده و اكنون جزو
بيرجند و قاينات است.
آقاي
علي نقي منزوي در كتاب «فرهنگنامههاي
عربي به فارسي» دربارهي خاندان ابن حسام
مينويسد: «از سده هشتم و شايد هفتم تا
روزگار صفويان، اين خاندان در قهستان به
شعر و ادب و در عين حال به واعظي و پيشوايي
شهرت داشتهاند و از منظومات ايشان كه
بيشتر به لهجه عاميانه ميباشد تشيع و گاهي
غلوّ نمودار است و گويا تحت تأثير عقايد
اسماعيليان بودهاند».
ابن
حسام مردي زراعت پيشه و كشاورزي بوده و در
خوسف با قناعت و گوشه گيري روزگار بسر برده
و به شاعري ميپرداخته است چنانكه خود در
اين باره سروده:
بيك
قرص جو تـا شب از بـامـگاه
قناعت نمايم چو خورشيد و ماه
شكم
چون بيك نان توان كرد سير
مـكـش مـنت سفـره ي اردشيـر |
||
صفحه اول خاوران نامه ـ موزه هنرهاي تزئيني |
|
دولتشاه
سمرقندي در تذكرة الشعراي
خود (892 هـ . ق.) درباره ابن حسام چنين
نوشته است:«ملك الكلام مولانا محمد حسام
الدين المشهور بابن حسام به غايت خوشگوست
و با وجود شاعري، صاحب فضل بوده و قناعتي و
انقطاعي از خلق داشته. از خوسف است من
اعمال قهستان و از دهقنت نان حلال حاصل
كردي و گاو بستي و صباح كه به صحرا رفتي تا
شام اشعار خود را بر دسته بيل نوشتي و بعضي
او را ولي حق شمرده اند و در منقبت گويي در
عصر خود نظير نداشت [18] و قصايد غرَّا دارد و
اين قصيده در نعت رسول رب العالمين صلعم او
راست كه بعضي از آن قلمي ميشود:
اي
رفـته آستان تـو رضوان بـآستين
جاروب به فرش مسند تو زلف حور عين
توفي
ابن حسام في شهور سنه خمس و سبعين و
ثمانمأيه (875) من الهجرة النبويه». |
|
منظومهي
حماسه اين حسام بيشتر به نام «خاور نامه»
معروف است ولي خود شاعر آن را «خاوران نامه»
ناميده و گفته است :
مراين
نامه را «خاوران نامه» نام
نـهادم كه ايـن شـد تـمـام
1
آنچه
پيداست نسخه هاي خطي خاوران نامه، چندان
زياد نيست يك نسخه مصور از آن كه به تاريخ
1097 هـ .ق. كتابت شده در موزه بريتانيا تحت
شماره 766/19
Add.
محفوظست كه به خط نستعليق درشت نوشته شده و
داراي 362 ورق مجّدول و 156 قطعه مينياتور به
شيوه هنديست. كاتب نام خود را «مولچند
ملتاني» نوشته و نام كمال الدين خان نيز در
آن ديده مي شود كه گويا نام صاحب اصلي نسخه
بوده است و از توافق تعداد مجالس نقاشي شده
ميتوان احتمال داد كه از روي نسخه موزه
هنر هاي تزييني نوشته و مصور شده است.
نسخه
مصور ديگري نيز از خاوران نامه در
كتابخانه كلكته در هند نگاهداري ميشود [19] كه متأسفانه از خصوصيات نسخه آن اطلاع
كافي در دست نداريم. |
|
||
علي و يارانش در مسجد. خاوران نامه ـ موزه هنرهاي تزييني 17×5/20 سانتي متر |
|
اما
كهنترين نسخه از خاوران نامه كه تاكنون
شناخته شده، همين نسخه ي موزهي هنرهاي
تزييني تهرانست كه محتملاً به سال 854 هـ . ق.
يعني در حيات شاعر نوشته شده و تقريباً شش
سال پس از مرگ او مصور گشته است.
نسخهي
فوق ، پيش از آنكه وارد موزه هاي هنرهاي
تزييني شود، متأسفانه شيرازهاش از هم
گسيخته و قطعاتي از نقاشيهاي آن به تملك
بعضي مجموعهداران خصوصي و كتابخانههاي
اروپا و امريكا در آمده است كه از آنها در
بحث راجع به مينياتورها گفتگو خواهيم كرد.
نسخه
مورد بحث ما كه در وضع حاضر تحت شماره«7570»
در موزه هنرهاي تزييني محفوظ است، شامل 645
ورق كاغذ ختايي (به قطع 5/27×5/38 سانتي متر)
است گويا در اصل 685 ورق بوده كه ورق اول
آن تعمير شده و صفحه اول داراي شمسهي
مدور و مذهبي است كه در وسط آن در متن طلايي
به قلم ثلث با سفيدآب عبارت «كتاب خاور
نامه» نوشته شده و صفحههاي دوم و سوم
داراي سر لوح هاي مـّذهب و جدولهاي زرين
است و در دو صفحه دوم و سوم در هر صفحه به خط
نستعليق متوسط 18 بيت كتابت شده و بين
السطور طلا اندازي گرديده و مطلب چنين
آغاز يافته است: |
|||
قطعهاي از نقاشي هاي اوايل خاوران نامه ـ 5/19*5/20 سانتيمتر |
|
اگر
بـگـذري بـر گلـستـان مـن
گل و لالـه بـينـي بـه بـستـان من
بـهاري
چـو بـاغ ارم
تـازه روي
چو فردوس فردوسي از رنگ و بوي
چـو
فـردوسي آمد درين بوستان
بـهشتـي
بـهشت از پـي
دوستـان
مـرا
نيـز انـديشـه شـد ره نـماي
بـديـن روضـه خـرم
و دلـگشاي
ز
مشك سيـاه و حـريـر سپيـد
كشيـدم بسـي نقـش بيم و امـيد
بدين
نـامـه آراسـتم خـامه را
بـه
عنـوان رسـانيـدم اين نامه را
سپاس
از نگارنده خوب و زشت
كـه نگذاشتم نـامـه را تـا نـبشـت
بـه
پـاي آمـد اين نـامه نامدار
بـر
نـامـه داران
ز مـن يـادگار
چو
بر سال هشتصد بيفزود سـي
شـد ايـن نـامـه تـازيـان پارسي
مَـر
اين نامه را خاوران نامه نـام
نهـادم كه در خاوران شـد تمـام …….
…………………….
……....……………………..
نميـرد
دل پـاك ايـن حسـام
كه زندهست او را بدين نامه
نام
اگر
طوسـي از شاهنـامه سُخـُن
بـه آرايـش رسـتم افـكنـد بـُن
سخن
در بلندي به جايي رساند
كه
انـديشه ازدرك آن باز مـانـد
ولي
نـامه من به نـام علي است
مي صافي من ز جـام علـي است ……………………………
…………………………...
من
آن يوسفـم كز عزيـزان دور
نديدم
به جز رنج و خواري و جور
همه
سال و مه روي در گوشه اي
قنـاعت نـمـايـم بـكم
تـوشـه اي |
|
|
به
يك قرص جو تا شب از بـامگاه
قنـاعت نـمايـم چو خورشـيد و ماه
شكم
چون به يك نان توان كرد سير
مـكـش منـت سـفره
اردشـير ……………………………...
…………………………......
كـرم
گويي انـدر قـهستـان نبـود
زبان را نگه دار از اين جست و جوي دلا با كه داري تواين گفت و گوي كـه در وي بـده بـود و بسـتان نبود
پس
از ابيات فوق در انتهاي صفحه آخر داخل يك
قطعه تذهيب مربع مستطيل وسط ترنج اسليمي
با سفيداب نوشته شده:
«كتِبَ
خدمة الشريفة المولَّويه
في سنة اربع و خمسين و ثمانمايه»
و
اوراق كتاب با جلد سوخت ساده جدول دار از
تيماج مشكي مايل به قهوه اي پوشيده شده است. |
||
كشتن اميرالمؤمنين علي عليه السلام اژدها را ـ خاوران نامه ـ 5/16*5/20 سانتيمتر |
|
اين
نسخه در ابتدا يعني پيش از متلاشي شدن
داراي 155 قطعه نقاشي بوده ولي اكنون تعداد
نقاشيهاي باقي مانده آن فقط به 115 قطعه مي
رسد كه 97 قطعه آن در آغاز تشكيل موزه توأم
با متن كتاب خريداري شده و 18 قطعه ديگر به
كوشش نويسنده اين گفتار كه سابقاً سمت
مديرت موزه مزبور را داشت توسط آقاي خليل
رحيمي برادر مرحوم عبدالله رحيمي در
آمريكا از مجموعهداران خصوصي خريداري و
به ايران عودت داده شده، به نسخه منضم گشته
است. ولي هنوز 40 قطعه ديگر از اين
مينياتورها دردست كتابخانهها و مؤسسات و
مجموعهداران اروپايي و امريكايي به شرح
زير باقي است:
1ـ
كتابخانه چستر بيتي: (Chester
Beatty) در
دوبلين Dublin (7 قطعه)
2ـ
مجموعهي خانم و آقاي دكتر:Maurice
Schlman در
Boston
3ـ
مؤسسهي اولسن (Olsen)
در Bridgeport
4ـ
مجموعهي آقاي : Edwin
Binney در Brookline
5ـ
موزهي هنرها و مجموعه خصوصي در
Cambridge
6ـ
مجموعهي خانم و آقاي دكتر:William
P. Wood در Haverford
7ـ
مجموعهي خانم و آقاي دكتر:Leland
C. Wyman در Naw
York |
|
آنچه در پيرامون نام و عنوان اين شيوه بايد بگوييم اين است كه اين گونه نامگذاري بر روي آثار و مكتبهاي هنري ايران، چندان صحيح به نظر نمي رسد، مثلاً «شيوه مغولي» كه همواره از طرف محققان و تاريخ هنر نويسان، در نقاشيهاي ايراني عنوان مي شود يك نام جعلي و نادرستي بيش نيست زيرا ما مي دانيم كه نه مغولها پيش از تاختن به ايران، سابقهيي در نقاشي داشته اند و نه داراي شيوه و سبك معيني بوده اند كه آنرا در نقاشي ايران نفوذ دهند و نه نقاشان ماهري داشتند كه مبتكر شيوه نوي در نقاشي گردند، بنابراين «شيوه مغولي» تنها يك اصطلاح ساختگي و بدعتي است كه از طرف هنر شناسان اروپايي در تاريخ نقاشي ايران گذاشته شده است و از اين قبيل است «شيوه تركمان» كه براي نقاشيهاي سده هشتم و نهم ايران جعل كرده اند. |
|||
پا بوسي ابو المحجن ـ خاوران نامه ـ16×5/20 سانتيمتر |
|
زيرا
تركمانان نيز مانند مغول جز اينكه در اين
سرزمين چند سالي فرمانروايي كرده و بعضي
از پادشاهان نيز مشوق هنرمندان و نقاشان
بوده اند، كاري در زمينه نقاشي انجام
نداده اند كه مستلزم آن باشد كه نام آنان
بر روي شيوه هاي
هنري ايران گذاشته شود، همه اين سبكها و
شيوه هاي مختلف در نقاشي و هنرهاي ديگر،
ادامه هنرهاي قديم و پديد آوردهي خود
ايرانيان است كه بر اثر مرور زمان و نفوذ
شيوه هاي گوناگون از كشورهاي همسايه مانند
بيزانس و چين و هند و غيره، و ابداع و تفنن
هاي استادان كار، تحولات و تغييراتي يافته
به صورتهاي مختلف جلوهگر گشته است مثلاً
برخي از سبكها در مراكز هنري و شهرهاي بزرگ
و دربارهاي پادشاهان مختلف و ثروتمند پديد
آمده در دست نقاشان ماهر پخته شده، ترقي
كرده است و برخي شيوه هاي فرعي در ولايات و
شهرهاي كوچك و دستگاههاي حكام و امرا
بوجود آمده، خصوصيات محلي خود را حفظ كرده
است و به همين علت است كه گاهي در يك زمان
چندين شيوهي مختلف بهچشم ميخورد.
گاهي نيز ظهور يك نابغه ي هنري و تغيير
يافتن راه و رسم موجود، باعث مي گردد كه
شيوهي جديدي بوجود آمده، از طرف
هنرمندان ديگر تبعيت
شده، عموميت يابد. |
|
|
ولي
مهمترين نسخه از اين شيوه، همين خاوران
نامه موزه هنرهاي تزييني تهرانست كه به
علت كثرت مجالس و نقاشيها و تنوع آنها مرجع
قابل توجهي براي مطالعه خصوصيات اين شيوه
است. بر اثر ممارست و دقتي كه نويسنده اين
گفتار، در چگونگي يكايك نقاشيهاي اين نسخه
به عمل آورده است، چنين گمان ميبرد كه در
مصور ساختن صفحات اين كتاب، سه نفر نقاش يا
بهتر گوييم يك استاد و دو شاگرد دست
داشتهاند و اين موضوع كاملاً از
مقايسه جزئيات صورتها
و طرز قلمزنيها و رنگ آميزيها و صحنه
سازيها و تركيب بنديها، محسوس و هويداست.
در چند قطعه از نقاشيها نيز در گوشههاي
پايين رقم بسيار ريز و كمرنگي بشكل«كمترين
بندگان فرهاد« 881» و «892» نيز ديده مي شود كه
برخلاف پارهاي سوءظن هاي اظهار شده، مي
توان آنها را درست و دست نخورده دانست، و
در فاصله صد سال، بين جنيد بغدادي (حدود 799
هـ .ق.) و بهزاد (حدود 894 هـ .ق.) اين تنها مورد
و نسخه اي است كه داراي رقم نقاش است.
«فرهاد»
نقاش معروفي نيست و نويسنده تا آنجا كه
ميسر بود براي شناختن اين هنرمند و يافتن
نشاني از او به مدارك گوناگون مراجعه كرد
ولي هر چه بيشتر جست كمتر يافت. با اين همه
شكي نيست كه از نظر هنري در عصر و شهر خود
داراي لياقت قابل توجهي بود و براي اثبات
همين لياقت فوق العاده خود بوده است كه
جرأت به خرج داده بعضي از اثرهاي خود را
رقم زده است. |
||
حضرت علي سوار بر اسب ابلق خاوران نامه ـ در گوشه نقاشي رقم «كمترين بندگان فرهاد 892» ديده مي شود |
|
در
پايان مقاله، براي مقايسه و سنجش نقاشيهاي
اين دو نسخه، دو مجلس از شاهنامه و دو مجلس
از خاوران نامه را در برابر هم قرار مي
دهيم تا دانسته شود كه ادعاي نويسنده اين
گفتار، تا چه اندازه صحت دارد و به چه
مناسبت و علت، نقاشيهاي اين شاهنامه را
نيز از «فرهاد» نقاش مذكور ميداند.
پي
نوشت:
1 – در نسخه هاي ديگر«نهادم
بر آنگه كه كردم تمام»
آمده است . فاضل ارجمند آقاي دكتر محمد
جعفر محجوب كه در زمينه داستانها و افسانه
هاي شرقي ايراني مطالعات و تبحر كافي
دارند در اين مورد معتقدند كه «خاور نامه»
نام متن منشور و «خاوران نامه» نام متن
منظوم آنست.
|