بهنام، عيسي. "آشنايي با چند نقاش ايراني و هندي در اوايل قرن يازده هجري". دوره2. ش20 (خرداد43): ص 2-5، تصوير.

خلاصه:  تعميرات و تغييرات زمان ناصرالدين شاه برروي مرقع گلشن، خصوصيات امرزي اين مرقع، اسامي هنرمنداني كه دراين مرقع امضاء دارند، اهميت تاريخي اين مرقع ازنظر تاريخ نقاشي، معرفي پاره‌اي از صفحات آن و شيوه كار نقاشان.

 

 

آشنايي با چند نقاش ايراني و هندي در اوايل قرن يازده هجري

(2)

دكتر عيسي بهنام استاد دانشگاه تهران

در شماره پيش صحبت از مرقع گلشن بود، معلوم نيست به چه طريق محمد شاه اين مرقع را بدست آورده. مي‌گويند پيش از اين تاريخ مرقع گلشن در خانواده اردلان بوده و در تاريخ 1260 وارد كتابخانه سلطنتي گرديد. به هر حال از بررسي اين مرقع چنين بر مي آيد كه ترتيب آن، كار شاه قاجار نيست و بطور قطع اين ابتكار از شخص جهانگير پادشاه هندوستان است. با اين حال در زمان ناصر‌الدين شاه تعميرات و تغييرات جزئي در آن حاصل شده، مثلاً گاهي كاغذهائيكه مخصوص پوشش ديوار و كار فرنگستان بوده براي حاشيه صفحات نقاشي شده به كار بده شده است. ولي حاشيه بسياري از صفحات در زمان جهانگير ترتيب داده شده و روي آن بوسيله نقاشان چيره دستي مانند آقا رضا مصوريا دولت و عبدالصمد نقاشي شده و ما پاره اي از اين نقاشي‌ها را در مقاله پيش نشان داديم.

بسياري از تصاوير صفحات از بزرگان دربار جهانگير و نويسندگان و دانشمندان عهد آن پادشاه ميباشد. بنابراين شكي نيست كه جهانگير شاه در تنظيم و ترتيب اين مرقع مراقبت داشته است.

نبايد تصور كرد كه تمام اين تصاوير از عهد جهانگير است زيرا بسياري از آنها متعلق به عهد پدر يا جد اوست كه براي تنظيم مرقع گردآوري شده و نيز بعضي از آنها متعلق به نقاشاني مانند بهزاد و شاگردانش ميباشد كه قبل از دوران سلاطين تيموري يا در ابتداي عهد صفوي ميزيسته‌اند.

در مورد اين صفحات دو نكته را نيز بايد در نظر گرفت:

1ـ بايد دانست كه بسياري از صفحات مرقع گلشن امروز بصورت برگهايي مجزايي است. مثلاً تعدادي از اين برگها در نمايشگاه مسكو و لنينگراد در معرض نمايش قرار داده شده. بنابراين بعضي از صفحات بنام«برگي از مرقع گلشن» معرفي مي شود كه جوانتر از عهد جهانگير است. معلوم نيست اين صفحات بعداً به مرقع ضميمه شده يا اصولاً تعلق به مرقع نداشته و اشتباهاً آن را به آن آلبوم نسبت ميدهند.

2ـ متأسفانه بعضي صفحات بصورت رو نوشتي از كارهاي بهزاد يا رضا عباسي و نقاشان معروف ديگر عهد صفوي وجود دارد كه در عهد ناصرالدين شاه بدست نقاشان معاصر با زبردستي كامل شبيه بكار نقاشان قديم تهيه شده و از روي تقليد در زيردست آن امضاي هنرمندان قديم مانند بهزاد يا رضا عباسي را رونوشت كرده‌اند و به درباريان و علاقمندان به نقاشي فروخته اند و با اين طريق اين صفحات قلب نيز وارد در مجموعه ي پادشاه ايران شده. اين گونه تصاوير قلب وارد موزه‌ها و مجموعه هاي اروپايي و آمريكايي نيز شده و اشكالات زياد براي محققان تاريخ نقاشي ايران پيش آورده است.

علاقه جهانگير به صفحات مصور بسيار زياد بوده است. مي گويند روزي يكي از سرداران را كه عبدالله خان نام داشت براي تنبيه پيش او آوردند جهانگير از ديدن قيافه ي آن سردار در آن وضع، بحال خنده در آمد و دستور داد نقاشان براي نقش تصوير او آمدند و به اين طريق سردار از مجازات رهايي يافت.

در حقيقت هنر (يكه صورت سازي) دربار پادشاهان هند شديداً رواج داشت و اين يكي از خصوصيات مكتب نقاشي هند و ايراني است.

جهانگير علاقه زياد به خط مير عماد داشت و تعداد زيادي از صفحات مير عماد در مرقع گلشن بوسيله او گرد آورده شده،      [2]      مي گويندشاه جهانگير از مرگ مير عماد سخت ناراحت بود و گفته بود اگر شاه عباس مير عماد را به من داده بود برابر او گوهر مي دادم.

تمام صفحات مرقع گلشن امضاء ندارند كه نقاش دربار جهانگير بود. بعضي از تصاوير متعلق به يا چند نقاش دربار اكبر شاه‌اند، بشنداس‌يكه صورت ساز معروف و چتر من نقاش دربار شاه جهان و اورنگ زيب و فرخ بيك نقاش عهد اكبر شاه، كورودهن، هاشم ، منوهر، منصور كه بيشتر حيوانات و نباتات را نقاشي مي كرد، شفيعه بانو، مراد، عبدالشكور، محمد يوسف، هنرمندان ديگري مي باشند كه كارهايشان در مرفع گلشن ديده مي شود.

 

 

مرقع گلشن از نظر مطالعه تاريخ نقاشي ايران حائز اهميت فراوان است. اين آلبوم يادگار دوره  ايست كه هنر و تمدن ايران در هندوستان مورد علاقه توجه بود. شهبانوي شاه جهان، ممتاز محل، ايراني بوده، و تاج محل كه در جهان شهرت فراوان دارد آرامگاه اوست. پدرش آصف خان صدر اعظم دربار شاه جهان بود.

شاعر معروف دربار جهانگير طالب گيلاني بوده و مطالعه ابو طالب كليم كاشاني شاعر رسمي دربار شاه جهان بوده است. خواهر ابوطالب نديمه ممتاز محل بوده، تاريخ نويس شاه جهان كه كتاب پادشاه نامه را براي او نوشت از اهالي قزوين بوده است. بكير خان نجم ثاني يكي از افسران معروف دربار پادشاهان هندوستان بود و «ميان مير» استاد دارا شكوه، در سيستان بدنيا آمده بود. ابوالحسن نقاش معروف جهانگير پسر آقا رضاي هراتي بوده است.

مرقع گلشن از نظر مطالعه تاريخ نقاشي ايران حائز اهميت فراوان است.

شكل 1

اين آلبوم يادگار دوره  ايست كه هنر و تمدن ايران در هندوستان مورد علاقه توجه بود. شهبانوي شاه جهان، ممتاز محل، ايراني بوده، و تاج محل كه در جهان شهرت فراوان دارد آرامگاه اوست. پدرش آصف خان صدر اعظم دربار شاه جهان بود.

شاعر معروف دربار جهانگير طالب گيلاني بوده و مطالعه ابو طالب كليم كاشاني شاعر رسمي دربار شاه جهان بوده است. خواهر ابوطالب نديمه ممتاز محل بوده، تاريخ نويس شاه جهان كه كتاب پادشاه نامه را براي او نوشت از اهالي قزوين بوده است. بكير خان نجم ثاني يكي از افسران معروف دربار پادشاهان هندوستان بود و «ميان مير» استاد دارا شكوه، در سيستان بدنيا آمده بود. ابوالحسن نقاش معروف جهانگير پسر آقا رضاي هراتي بوده است.

در شكل 1 جهانگير شاه پسر اكبر شاه و نوه ي همايون پادشاه هند است ـ همايون شاه براي برقراري نظم در كشور خود از شاه طهماسب صفوي كمك خواسته بود و به اين زريق توانسته بود مجدداً بر تخت  پادشاهي بنشيند. وي در موقع مراجعت به هندوستان چند نفر از نقاشان ايراني همراه خود برده بود. در اين شكل جهانگير«بازي»  بر دست دارد و يكي از غلامانش در كنار او ايستاده. جهانگير قبايي از حرير بر تن دارد و عمامه‌اش با جواهرات مزين شده. سينه بندي از ياقوت     [3]       بر گردنش ديده مي شود و كمر بندش از پارچه زربفت است. اين تصوير احتمالاً در حدود 1023 نقش شده و سبك نقاشي آن تا اندازه اي از سبك نقاشي اروپايي خصوصاً در ايجاد مناظر، تقليد شده ولي از بسياري از جهات در رديف سبكهاي نقاشي ايراني قرار دارد، جز اينكه از نظر «يكه صورت سازي» كاملاً با اصول مكتب نقاشي هند و ايراني تطبيق مي كند. در شكل 2 تقريباً تمام خصوصيات مكتب هند و ايراني نمايان است. در نقاشي مكتب هرات و مكتب صفوي چنين سابقه اي وجود نداشت كه اشخاص را شبيه خودشان نقاشي كنند و منظور اصلي شناختن آنها باشد.

شكل 2

 نقاش مكتب هرات سعي مي كرد با  ايجاد تناسب رنگها صفحه‌اي بو جود آورد كه بيشتر حفظ چشم و روح باشد و قهرمانان صفحات مصور او فقط بهانه اي براي ايجاد هماهنگي خطوط و رنگها بودند. در اين جا بر عكس قصد اصلي نقاش اين است كه خانمهاي درباري را با تمام خصوصيات و جزئيات حالت و  قيافه‌هايشان نشان دهد. ضمناً با بر هم زدن تعادل و قرينه سازي و ايجاد يك مركز ديد، در سمت راست تابلو، و تركيب تضاد ميان سياهي شب و سفيدي دامنهاي حرير بانوان، يك سبك كاملاً جديدي خلق كرده است. ولي اصولي كه در اين صفحه نقاشي مراعات شده كاملاً اروپايي است. يادآوري نقاط روشني در بالاي صفحه، براي ايجاد تعادل از حيث رنگ، كاري است كه «رامبراندت» در تابلوهاي نقاشي خود مراعات مي نمود. بنابر اين مراتب مي توان گفت اين سبك نقاشي از اصول نقاشي مكتبهاي هرات و اصفهان دور شده و راه جديدي براي خود به دست آورده كه از اصليت آن ميكاهد.

شكل 3

 

 

با  اينحال اين سبك جديد نيز كاملاً ايراني است زيرا در حدود يك قرن بعد از اين تاريخ در تصاوير هزار و يك شب صنيع الملك، و روي بسياري از تابلوهاي رنگ و روغني و صفحات كتاب ها، و داستانها، و پشت جعبه آينه‌ها، و قلمدانها، ظاهر مي گردد. احتمال دارد كه اين آتش بازي  به مناسبت تاج گذاري شاه جهان پسر جهانگير شاه كه در سال1038 هجري اتفاق افتاد      [4]        انجام گرفته شده باشد، و اين صفحه‌ي نقاشي به صورت يادگاري از آن جشن ثبت گرديده است.

در اين صورت كودكي كه دامن بانوئي را گرفته و پشت نقاش كرده است، مراد جوانترين كودكان شاه جهان است كه در 1034 هجري بدنيا آمده و در هنگام تاجگذاري در حدود سه سال داشته است.

شكل 3 منظره ديگري از اين جشن و آتش بازي را نشان مي دهد و پر از يك دنيا لطف و ظرافت است. در اين جا واقعاً نقاش ما را وارد دنياي هزار و يك شب مي كند، و با وجود مصنوعي بودن حركات موفق شده است صفحه مصور  را بصورت يك قطعه شعر  زيبا يا يك ترانه دلنشين در آورد.

شكل 4

 

شكل4 شهريار پسر جهانگير، را نشان  ميدهد. وي جام شرابي در دست دارد و دست چپ را روي شمشير خود گرفته است. شلوار او مانند تمام شلوارهاي دوران‌هاي قديم راه راه است، و برنگ قهوه‌اي و سبز ميباشد. روي آن قبايي از حرير افتاده شده و روي قبا نيز شالي +از حرير ديده مي شود، كه لبه هاي آن با يراق طلا مزين شده. روي عمامه‌اش جواهرات متعدد ديده مي شود، و گردن بندي از مرواريد بر گردن دارد.

گوشواره‌هايي بر گوشش آويزان است و كمربند مرصعي بر كمرش ديده مي شود، كه در آن خنجر زيبايي قرار داده شده. در اين شاهزاده خصوصيات مرد جنگجو و جوان جمع شده است. آنچه كه در اينجا مورد پسند ما است، ظرافتي است كه در نقش اين تصوير به كار برده شده و آن را به صورت شاهكاري درآورده است. اين جوان براي نامزدش كه در شكل 5 ديده مي شود خود را اينطور آرايش كرده، زيرا احتمالاً روز نامزدي اوست، و شما نامزد او را در صفحه مقابل اين مرقع (شكل 5) مي بينيد. و اين تصوير در آن مرقع طوري قرار داده شده كه عروس و داماد به يكديگر نگاه مي كنند و در مقابل هم قرار گرفته اند.

شكل 5

 اگر مرقع گلشن را ورق بزنيد تقريباً با تمام خانواده بابر شاه آشنا خواهيد شد و ما اين كار را در مقاله آتيه خواهيم كرد.       [5]