|
|
||
نقشي تبريزي، محمد. "تاريخ حيات
عليرضاي عباسي خوشنويس معروف دوره صفويه".
دوره2،
ش20
(خرداد43):
ص 30-31، تصوير.
|
||
|
|
||
خلاصه:عليرضاعباسي خطاط نستعليق، ثلث وكتيبه
نويس و متصدي كتابخانه شاهي درزمان شاه عباس،
نمونههايي از خط اودرانواع خطوط، رسالههايي
كه به خط وي باقي ماندهاند،
تولد ومرگ وي ـ شرحي بررقابت او با
ميرعمادالحسني قزويني.
|
||
|
|
تاريخ حيات عليرضاي عباسي خوشنويس
معروف دوره صفويه
محمد نقشي
تبريزي
عليرضاي
عباسي خوشنويس معروف از مفاخر دوران شاه
عباس بزرگ ميباشد كه اصلاً اهل تبريز و
به «شاهنواز» معروف بوده است. وي
با مير عماد الحسني قزويني خوشنويس معروف،
همدوره بوده هر دو از شاگردان برجسته
ميرزا محمد حسين تبريزي كه از خوشنويسان
ممتاز آن دوره و مقيم تبريز بود هستند. و در
محضر اين استاد بزرگوار خط نستعليق را به
حد اعلاي كمال رسانيده و به مقام اجتهاد
رسيدهاند. عليرضاي
عباسي در حسن خط چنان زيبا و به قاعده و
محكم مي نوشته كه بر مير عماد پيشي گرفته
است. عليرضاي
عباسي خط ثلث را نزد ملا علي بيك ياد گرفته
و قدرت قلمش در رشته نستعليق و ثلث و كتيبه
نويسي فوق العاده قوي و عالي است و روي
همين اصل همواره مقرب درگاه و مورد عنايت
شاه عباس بوده به طوري كه متصدي كتابخانه
شاهي ميگردد. اغلب
عليرضاي عباسي در حضور شاه به قطعه نگاري و
مرقع آرايي مي
پرداخته و به طوري شاه مسحور زيبا نويسي او
مي شده كه حتي گاهي شبها شاه شمع را به دست
خود گرفته و عليرضا را به نوشتن قطعات زيبا
تشويق و اغلب او را به دريافت انعامهاي
زياد مفتخر مي نموده است و به همين جهت مير
عماد و شاگردان او مثل آقا رشيد و
ميرابراهيم و ميرزا ابو تراب اصفهاني
هميشه بدو حسادت مي ورزيده اند. عليرضاي
عباسي در صنعت سنگ نويسي نيز كه فن بخصوصي
است كاملاً ماهر و گوي سبقت را از همگنان
خود ربوده و آثار او در اصفهان و مشهد مقدس
كه به خط عالي نستعليق نوشته شده موجود است. اين
استاد بي نظير علاوه بر مهارت كامل در
نستعليق و ثلث در رشته انواع خطوط نسخ و
محقق و رقاع و ريحان و توقيع و تعليق نيز كه
شرح هر يكي از آنها بعداً خواهد آمد استاد
كامل و ماهري بوده و نمونه خطوط او در
اصفهان به خط جلي (درشت) در طاقهاي بازار
حلاجان واقع در مسجد شيخ لطف الله موجود
است. رساله
عينيه شيخ احمد غزالي به قلم عليرضاي
عباسي در مصر در كتابخانه محمد علي پاشا
موجود است و همچنين رساله مرصاد العباد
شيخ نجم الدين رازي كه با آب طلا در روي
كاغذ خانبالغ نوشته است در اسكندريه نزد
يكي از اروپاييان موجود است. كتاب
اسرارالنقطه امير سيد علي اين شهاب الدين
محمد همداني را به خط نستعليق بسيار زيبا
به سبك مير علي هروي خوشنويس معروف با قلم
خفي (ريز) نوشته و در اسلامبول نزد يكي از
مشايخ سلسله جلالي مي باشد. كتاب
منتخب تاريخ الجنان و منتخب كتاب روضة
الرياحين از تصانيف امام عبدالله اليافي
اليميني را به دستور شاه عباس به خط ثلث،
نوشته است و چون اين شرح كفاف درج كليه
كتابهايي كه اين استاد نوشته، ندارد لذا
به همين مختصر كفايت مي نمايد. كتيبه
هاي مسجد شيخ لطف الله و مسجد مقصود بيك و
مسجد شاه به خط عليرضا بوده و در آنجا خطوط
ساير خطاطين نيز از قبيل محمد رضا امامي و
محمد صالح اصفهاني و عبدالباقي تبريزي و
جعفر امامي و چند نفر ديگر نيز در مساجد
فوق ديده ميشود. در اصفهان به غير از
معدودي از كتيبههاي عليرضا فعلاً چيزي
باقي نمانده و اغلب كتابهاي خطي و قطعات و
مرقعات او را به خارجه برده، زينت بخش موزههاي
خارجي و كتابخانه هاي شخصي ساختهاند. |
|
سال
تولد آن مرحوم بين 954 ـ 959 هجري و وفاتش بين
1079 ـ 1084 هجري مي باشد و گويا در حدود 125 سال
عمر كرده است. و از امضاهاييكه در روي
قطعات و مينياتورها باقي است معلوم مي شود
نام برده در سلطنت شاه عباس بزرگ (996ـ 1038
هجري) و شاه صفي (1052ـ 1078 هجري قمري) حيات
داشته است. يك امضاء او در كتيبه مسجد مقصود بيك اصفهان (1011 هـ. .) موجود است. در روي مينياتور شكارگاه گرگ (1052 هـ .) امضايش ديده مي شود، و معلوم مي گردد نام برده متجاوز از چهل سال در اين رشتهها پرچم افتخار و مباهات را [30] در دست داشته است. از
اشعار معروف عليرضاي عباسي يكي اين رباعي
است: |
|
تا
خانه نشين شدي تو اي در خوشاب
پيوسته مراست از غمت ديده بر آب من خانه دل خراب كردم ز غمت تو خانه نشين شدي من خانه خراب با
وجوديكه به عليرضاي عباسي نسبت نقاشي و
مينياتور سازي و تذهيب كاري مي دهند، به
عقيده نويسنده چون وي معاصر رضاي عباسي
مينياتور ساز معروف كه اهل كاشان و مقرب
درگاه شاه عباس
بزرگ بوده مي باشد به علت شباهت نام و
عنوان، شايد كارهاي او را اشتباهاً به
عليرضاي عباسي نسبت مي دهند و در صورتي كه
اين يكي فقط خوشنويس معروف بوده و اگر در
بعضي از تصاوير و مجالس نقاشي و
مينياتورها رقم عليرضاي عباسي ديده مي
شود، چون نامبرده رئيس كتابخانه سلطنتي
بوده از اين لحاظ موظف بوده كه كليه
كتابهاي خطي و مينياتورها و تذهيبها و
قطعات و مرقعات خطي را كه به شاه عباس
تقديم مي شده از لحاظ مسئوليت، نام خود را
در روي آنها يادداشت و در دفاتر سلطنتي نيز
به ثبت برساند و به علت شباهت اسمي بعضي از
مستشرقين اروپايي مانند ميتوخ آلماني و
بعضي از مورخين و نويسندگان ايراني از
قبيل آقاي عبدالمحمد ايراني مدير روزنامه
چهره نما در مصر اشتباهاً عليرضاي عباسي
را مينياتور ساز و تذهيب كار معرفي نموده
اند در صورتي كه اين موضوع به احتمال غني
نبايد درست باشد. استاد
بعد از نيل به مقام اجتهاد بدواً به قزوين
رفته و مدتي در آنجا مشغول كتابت بوده و
بعداً به اصفهان عزيمت نموده و به خدمت شاه
عباس شرفياب و مورد عنايت مخصوص و مقرب
درگاه شاهي واقع شده و در نتيجه همين تقرب،
رقابت سختي بين او و مير عمادالحسني
قزويني خوشنويس معروف در گرفت كه نتيجتاً
كار به جاهاي باريكي كشيده و منتهي به از
بين رفتن مرحوم مير عمادالحسني گرديده است. عليرضاي
عباسي در اواخر عمر ناخوش و بستري مي شود و
چون مورد توجه شاه بود اطباي حاذق از اطراف
و اكناف مأمور معالجه او مي شوند ولي نتيجه
حاصل نشده و روزي كه پس از رفع اغماء و بيهوشي
چشم گشوده و احباب خود را در اطراف مي بيند
بالبداهه اين شعر را سروده: اي
دريغا كه از جهان خراب
زير تاري مغاك بايد شد با
دل و خاطري چو آتش و آب
باد پيموده خاك بايد شد پاك
ناكرده تن ز گرد گناه
نزد
يزدان پاك بايد شد بعد
از آن عرق سردي به صورتش نشسته و آنگاه جان
به جان آفرين تسليم مي نمايد و از طرف
دربار شاهي و اعيان و اشراف و شاگردانش به
نهايت احترام به خاك سپرده ميشود. مرحوم
عليرضاي عباسي به شيخ الخطاطين نيز معروف
بوده است. نامبرده
قطعات زيادي نوشته و آن جمله اين قطعه كه
خطاب به شاه عباس بزرگ نوشته جالب توجه است: شاها
چو عكس تيغ تو بر دشمن اوفتاد
مه را ز بيم صاعقه بر خرمن اوفتاد اي
خسروي كه از صفت حلق و خلق تو
انديشه
در ميان گل و گلشن اوفتاد خصم
تو ناگهان نفس سرد بر كشيد
زان لرزه بر عظام دي و بهمن اوفتاد من
شكر نعمتت به كدامين زبان كنم
كز شرح آن زبان خرد الكن اوفتاد |