|
|
||
نفيسي، نوشين. "تاريخ نقاشيهاي آسيا و جلوههاي آن". دوره2، ش20 (خرداد43): ص 43-54، تصوير. |
||
|
|
||
خلاصه:
6- برمه، اندونزي،
هندوچين: معرفي تصاويري از
نقاشيهاي اين سرزمينها با شرح مختصري
راجع به آنها.
|
||
تاريخ نقاشيهاي آسيا و جلوههاي آن ـ6ـ
ترجمه و تلخيص
نوشين نفيسي
از آلبوم روژه
باشه
در شماره گذشته تاريخچه نقاشي در شبه قاره هند را بطور اجمالي ديديم و ياد آور شديم كه اين تمدن چند هزار ساله، هميشه ميان همان مرزهاي طبيعي و سياسي محصور نبوده. |
|
و
به ساير نقاط آسيا هم رانده شده است. و
گفتيم كه نفوذ تمدن ايراني و يوناني در هنر
هند چندين قرن ادامه داشت. اكنون به نشر
اين تمدن در آسياي جنوب شرقي مي پردازيم.
در طول قرون وسطي، در آسياي جنوب شرقي
هميشه تمدن هند به نحو محسوسي جلوه گر بوده
است. به اين معني كه همانطور كه جزاير
قبرس، سيسيل و شهر مارسي از تمدن يوناني
برخوردار بودند، سرزمينهاي آنام، كامبوج،
جزاير سيلان، جاوه، سوماترا نيز مستعمره
هنرمند محسوب ميشدند، و اين نفوذ در هنر
حجاري و مجسمه سازي بيش از ساير هنرها
مشهود است كه متأسفانه در مبحث اين سلسله
مقالات نيست. برمه ـ آئين بودايي كه در ساحل رود كنگ بوجود آمد، به زودي به جانب مشرق پيش رفت و سرزمين برمه كه در مقابل بنگال قرار دارد آنرا در قرن هفتم ميلادي پذيرفت و در همان راهي كه بازرگانان براي تجارت بين هند و چين انتخاب كرده بودند خردمندان و مردان مذهبي بودايي نيز به پيش رفتند. |
|||
برمه
ـ قرن هفدهم ـ موزه گيمه پاريس
|
|
ناتوريسم هندي بزودي در آنجا ريشه گرفت و سبك نقاشي آنها مانند سبك آجانتا، انساني و لطيف گرديد. اشكال بلند و كشيدهتر، و صورتهاي اشخاص كه بيان كننده افكار آبستره است بصورت استيليزه در آمد. مناظر انبوه و متراكم تر گرديد، و به صورت توده گياههاي گرمسيري در هم فرو رفته در آمد. خصوصاً
در جزيره بالي كه اهالي آن شاد و هنر دوست
مي باشند و روح قديمي اندونزي در آنجا بهتر
حفظ شده است. هنرمندان جوان آن از تركيب
تكنيك نقاشي اروپائي و موضوعهاي بومي
ساخته هاي جالبي بوجود آوردند. تصوير سه و
تصوير چهار از يك پرده نقاشي است به همين
سبك، كه در قرن هفدهم در سرزمين سيام ساخته
شده است. هند و چين ـ اين شبه جزيره آنطوري كه نام آن ميگويد سرزميني نيست كه ملل چيني و هنري در آنجا با يكديگر پيوسته باشند، بلكه اقوام مختلفي از شمال و جنوب و جزاير گوناگون اقيانوس هند در ادوار مختلف به آنجا روي آورده اند، و بر سر تصاحب قطعه زميني با يكديگر جنگيده اند، ولي غالب و مغلوب با وفاداري تمام سنن نژادي خود را دنبال ميكردند . |
|||
اندونزي
ـ كار هنرمندان معاصر
|
|
بعد
از قرن چهاردهم زير نفوذ چين، طبيعت سازي
اهميت بسياري پيدا كرد، و ناحيه كامبوج از
مراكز هنري مهم گرديد. نژاد خمر كه تازه در
اين سرزمين مستقر شده بودند مدت شش قرن
حجاريهاي زيبايي بوجود آوردند كه مديون
هند ميباشند و پارهاي از آنها بسيار
خوب محافظت شده است. در
جنوب شبه جزيره كه بيشتر ساكنين آن از نژاد
آنامي هستند و نواحي كه امروز كشور ويتنام
خوانده ميشود وضع ديگري بود. اين مردمان
چند بار در اولين قرنهاي ميلادي و بار ديگر
در قرن چهاردهم مغلوب چينيها شدند ولي
هرگز اجازه ندادند تمدن خود را كه ريشه
هندي و اندونزي داشت مجذوب تمدن چيني گردد.
و اين از مشخصات بارز هنر ويتنام است فقط
در ناحيه تونكين هنر چيني حتي بهتر از خود
چين محفوظ مانده است. نقاشان نسل به نسل
آنقدر به تقليد از كارهاي اصلي پرداختند
كه اكنون از آنچه كه به ما رسيده است تشخيص
كار اصلي نقاشان چين و تقليد كار آنها
بسيار دشوار است. بعضي از مورخين تاريخ
هنر، عقيده دارند كه در ويتنام هنر نقاشي
منحصر به تقليد از كارهاي قديمي است.
صورت
سازي چندان مرسوم نبود و بيشتر به منظره
سازي مي پرداختند. نقاشي كه كاملاً جنبه
تزئيني داشت از سنن بودائي الهام مي گرفت و
براي تزيين داخل لعاب و يا رنگ آميزي حجاريها
بكار مي رفت. از قرن نوزدهم ساخته هاي زيادي باقي مانده است كه اغلب از موضوعهاي مذهبي و تاريخ الهام گرفته است. هنگاميكه
در اوايل قرن گذشته فرانسويان به اين
سرزمين وارد شدند ، در شهر هانويي مدرسه
هنرهاي زيبا تأسيس كردند و كوشيدند كه
عوامل نقاشي ـ حجاري و معماري اروپايي را
به جوانان اين سرزمين بياموزند. |
|||
هند
و چين ـ قرن هيجدهم
|