|
|
|||
|
|
|||
فروغ، مهدي. "موسيقي دانان ايران بعدازاسلام". دوره1-2،ش20 (خرداد43): ص 6-8. |
|||
خلاصه:
تاثير ايران در موسيقي عرب: مقام
ومنزلت فارابي و
افسانههايي كه براي وي ساخته و پرداختهاند،
تدريس آثار وي دراروپا، مقايسه فارابي و
ارسطو، معرفي آثاروي و آنهائي كه ترجمه شدهاند.
|
|||
|
|
|||
|
موسيقيدانان ايراني در دوره اسلام
تأثير ايران در موسيقي عرب 13
دكتر مهدي فروغ
رئيس اداره هنرهاي دراماتيك
مقام
و منزلت رفيع حكيم ابونصر فارابي و تكريم و
احترامي كه در يك هزار ساله اخير در همه
حوزهاي علمي از او شده و مي شود تنها به
لحاظ تبحر او در فلسفه شرق و غرب يا احاطهاش
در علوم نظري و علمي و مخصوصاً در موسيقي
نيست بلكه بيشتر به سبب نفوذي است كه اين
دانشمند عالي قدر در سراسر قرون وسطي در
فلسفه و فرهنگ كشورهاي شرقي و جنوبي اروپا
داشته است. نفوذي كه اثرش همچنان باقيست. تاريخ
زندگاني مردان بزرگ هميشه با افسانههايي
كه ساخته و پرداخته عوام الناس است آميخته
مي باشد. قدر و مرتبه اين بزرگان هر چه
والاتر باشد اين افسانهها هم بيشتر است.
تاريخ زندگاني حكيم فارابي نيز با اين قصههاي
موهوم مخلوط است و حتي در كتابها آنها را
نقل كرده اند. از آن جمله است افسانه
معروفي كه ميگويند روزي حكيم از گورستاني
مي گذشت جمجمه مرده اي را ديد كه تار
عنكبوت در حفره هاي چشم و دهان و بينياش
تنيده شده بود و با وزش نسيم صدايي دلنشين
از آن بيرون ميآمد. حكيم با ديدن آن به
اختراع قانون يا بربط كامياب شد. مطالعه
در آلات موسيقي مشرق زمين بي اساس بودن اين
افسانه را مدلل ميدارد. و
ديگر اينكه نقل كرده اند كه فارابي يك شب
در محضر سيف الدوله از پادشاهان آل حمدان
با چند تكه چوب سازي تعبيه كرد كه چون
بنواخت همه حاضران به خنده درآمدند. پس به
لحن ديگر همه را بگرياند و با لحن ديگر همه
را خواب كرد و بيرون رفت. بديهي
است اين روايات افسانه و موهوم است ولي همه
را دليل بر مقام علمي و استادي فارابي در
نوازندگي ميتوان به حساب آورد. مطالب
موهوم و نامعقول ديگري هم نقل مي كنند كه
نشانه عقيده و ايماني است كه مردم از روي
اعجاب و تحسين به وي داشته اند. مثلاً ميگويند
دو چيز باعث كاميابي فارابي شد يكي يك شيشه
مركب و ديگر شيشه اي پر از شيره دل بره، كه
با اندكي شراب ريحاني ميآميخت و مينوشيد.
شيوع اين روايات مؤيد اين است كه مردم
فارابي را وجودي خارق العاده مي دانستند. اما
نفوذ فارابي در كشورهاي جنوبي و شرقي
اروپا كه بدان اشاره كرديم به واسطه ترجمه
آثارش به زبان لاتن صورت گرفت و ترجمه
نوشتههايش در موسيقي، در علوم نظري و
عملي اروپا بي تأثير نبوده است. زيرا تراجم
آثار او ساليان دراز جزء كتابهاي درسي
مدارس اروپا بود. مهمترين كتاب فارابي كه
در آن از موسيقي بحث مي شود و از نخستين
كتابهايي بوده كه از عربي به لاتن ترجمه
شده كتاب احصاء العلوم است كه تحت عنوان De
Scientipis
به زبان لاتن درآمده است.1
هنري
جرج فارمر Henry
George Farmer
مستشرق و موسيقي دان معروف انگليسي
معتقد است كه مدخل يا مقدمه اين كتاب اگر
از نوشتههاي ارسطو درباره موسيقي جامع
تر و كامل تر نباشد مسلماً در رديف آن است و
به همين دليل است كه عموم مورخان فارابي را
بزرگترين نويسنده قرون وسطي درباره
موسيقي مي دانند، و معتقدند كه در مدتي
قريب به شش قرن يعني از 950 كه تاريخ مرگ
فارابي است تا اواسط سده شانزدهم ميلادي،
دانشمند و متفكري نظير وي در اروپا به عرصه
وجود پا ننهاده است. فارابي
در روزگار جواني به بغداد رفت و نزد
ابوالبشر متي به تحصيل فلسفه پرداخت. سپس
به حَّران رفت و در آنجا نزد يوحنا پسر
خيلان تحصيل كرد و با هوش و حافظه سرشاري
كه داشت آنچه مقدور بود از علوم و فلسفه و
حكمت يونان قديم بياموخت و سر اقران گرديد
و پس از عزيمتش به شام نيز تحقيقات خود را
درباره عقائد علماي يونان كه كتابهايش به
زبان عربي ترجمه شده بود از جمله ارسطو و
اريستوكسن و اقليدس و بطلميوس و محققان
ديگر ادامه داد و از مجموعه اطلاعاتي كه
كسب كرد كتاب معروف احصاء العلوم و موسيقي
الكبير را تأليف نمود فارابي بر خلاف
بسياري از نظري دانهاي نظير خود در نواختن
آلات موسيقي ماهر و توانا بود و از اين
لحاظ شهرتي به سزا داشت و نويسندگان
معروفي اين نكته را در نوشته اي خود متذكر
گرديدهاند. از
اين لحاظ تحقيقات علمي و نظري وي مبتني بر
مطالعات و تجربيات عملي است و به همين جهت
كتاب موسيقي الكبير چندين قرن در ايران و
تركيه و عربستان و ساير كشورهايي كه زير
نفوذ فرهنگ اسلامي بودند تنها منبع و
مهمترين مآخذ تحقيق در اين زمينه به شمار
ميآمده است و كليه علما و فيلسوفاني كه بعد
از فارابي ظهور كرده اند، به نوشته هاي او
استناد جسته و نام او را با احترام و تكريم
ذكر كرده اند. در
قرون وسطي مطالعه كتاب احصاء العلوم به
عقيده بسياري از علماي اسلامي بر هر محصل و
محققي واجب بود زيرا اين كتاب مفتاح كليه
مشكلات علمي و تحقيقي زمان به شمار مي آمد. كتاب
مزبور در سده دوازدهم ميلادي توسط دو نفر
از علماي اسپانيا به زبان لاتن ترجمه شد و
پيش از آن نيز علماي يهود كتاب مزبور را در
مدارس خود تدريس مي كردند. در
قسمت اعظم قرون وسطي كشور اسپانيا مركز
عمده اشاعه علم و حكمت در اروپا بود و در
چهار قرني كه بني اميه در سرزمين مزبور
حكومت و خلافت داشتند، يعني از قرن هشتم تا
يازدهم ميلادي، دانش پژوهان از اطراف و
اكناف جهان به شهر قرطبه كه مركز علمي آن
كشور محسوب بود رو مي آوردند و آنچه در
آنجا فرا ميگرفتند در نقاط مختلف جهان
منتشر مي ساختند. از
كتاب موسيقي الكبير چند نسخه خطي در
كتابخانه هاي معتبر جهان موجود است كه
[7] از
جمله يكي در كتابخانه
شهر مادريد مي باشد كه تاريخ تحرير آن
مربوط به اوائل سده دوازدهم است. از
جمله خدماتي كه فارابي به تاريخ آلات
موسيقي كشورهاي اسلامي كرده يكي اين است
كه شرح بعضي از سازهاي پيش از اسلام را به
تفصيل در كتاب موسيقي الكبير بيان داشته
است. از جمله اين آلات: ناي و سورناي و
مزمار و دوناي يا مزمار المثني و بوق و
طبول (طبلها) و صنوج (صنجها) و ارگ بادي و
آبي و عود و شاهرود و تنبور خراساني است.
فارابي درباره هر يك از اين سازها توضيحات
دقيقي مي دهد و طرز ساختمان و تعداد سيمها
و دامنه صداي هر يك را معلوم مي دارد. دو
نوع تنبور معرفي مي كند كه يكي تنبور
البغدادي يا تنبور الميزاني است كه فارابي
با توضيح طرز پرده گزاري آن كه عبارت بوده
است از تقسيم كردن سيم به چهل قسمت، فواصل
و ابعاد موسيقي معمول آن منطقه را معين مي
سازد. چنين
احتمال داده مي شود كه اين طرز پرده بندي
از مردم آشور و بابل به كلدانيان و بعد به
اعراب رسيده باشد ولي مردم ايران كه از
لحاظ ذوق و فرهنگ ترقي بيشتري كرده بودند
اين نحوه پرده بندي را نپذيرفتند.
فيثاغورث نيز آن را رد كرده است ولي بنا بر
آنچه فارابي نقل مي كند اين ساز تا سده دهم
ميلادي در جزيره العرب متداول بوده است. فارابي
كتاب موسيقي الكبير خود را با بيان اين
عبارات آغاز مي كند: «مقصود
هر نويسنده در هر يك از علوم نظري بايد بر
سه قاعده كلي استوار باشد. اول اينكه اصول
اساسي آن علم را
به طور كامل شرح دهد. دوم نتايجي را كه از
اين اصول حاصل
ميشود توضيح نمايد و سوم اشتباهاتي را كه
در آن علم شده مشخص كندو حدود عقائد ديگران
را در آن علم معين سازد و حق را از باطل جدا
كند و نظرهاي ناقص كه در آن علم داده شده
اصلاح نمايد.» در
مقدمهاي كه فارابي بر همين كتاب نوشته
تسلط و تبحرش در علوم يونان قديم واضح مي
گردد و با توجه به راه و رسمي را كه خود
درباره مقصود نويسنده از نوشتن كتابهاي
نظري توصيه مي كند معلوم مي شود كه مقصودش
از تنظيم اين كتاب، كه به خواهش دوستش ابو
جعفر محمد وزير نوشته است، رفع اشتباهات
استادان قديم يونان بوده است. در همين
مقدمه مي گويد:«من در اظهارات عموم علماي
شعب مختلف علوم
نظري يونان نقصهائي مشاهده ميكنم» . فارابي
تعجب ميكند از اينكه با وجود تعداد زياد
علماي علوم نظري در يونان و با
وجود تبحري كه هر يك در فن خود داشته
اند چرا چنين اشتباهات بزرگي در نوشتههاي
ايشان راه يافته است. با اين بيان فارابي
قسمتي از كتاب خود را به انتقاد از نظرهاي
علماي يونان قديم اختصاص داده است و نظر
ايشان را به تفصيل بيان مي كند و خطاي هر يك
را يكي بعد از ديگري را توضيح مي دهد. پي
نوشت:
1
ـ كتاب موسيقي الكبير كه مهم
ترين و مفصل
ترين تأليف فارابي و منحصراًدر باب
موسيقي است در سال 1930 توسط «بارون رودلف
درلانژر» (Baron Rodolphe d Erlanger)
تحت عنوان «Grande traite de la musique»
ترجمه شده است. |