|
|
|||
|
|
|||
نراقي، حسن. "قالي كاشان درقرن
كنوني". دوره2، ش20 (خرداد42): ص 9-15، تصوير.
|
|||
خلاصه:شرحي دربارة دوران ركودصنعت قالي بافي
دركاشان تا پايان قرن سيزده هجري، بافندگان پارچه دركاشان، پارچه "دارابي"،
شالهاي كاشي معروف به شال حسينقلي خاني،
نسخ
دوبارة صنعت قاليبافي درايران، بازار خارجي
قاليهاي ايراني، تغييرات دراصول و
اركان قاليبافي، اسامي قاليبافان
معروف، معرفي نقوش مختلفة قالي كاشي.
|
|||
|
|
|||
|
قالي كاشان در قرن كنوني
تحول صنايع نساجي و قالي بافي دو قرن اخير
عوامل ترقي و تكامل و هنرمندان وابسته به
اين صنايع
حسن نراقي
نساج
اروپايي در پرده دل پيچيد
زين شهر بدست آورد گر پارچه خلفان
(اديب بيضائي) در
قسمت اول اين مقاله اشاره شد كه قاليهاي
گرانبها در آغاز كار از تجملات شاهانه
بوده. همچنانكه شيخ بزرگوار شيراز در كتاب
گلستان فرمايد: خونت
براي قالي سلطان بريختند
ابله
چرا نخسبي بر بورياي خويش و
سپس نيز زينت بخش زندگانيهاي اشرافي گرديد.
از اين جهت پس از سقوط سلطنت با
شكوه صفويه، بافتن قاليهاي ابريشمي و
زربفت هم در كاشان چنان متروك گرديد كه تا
پايان قرن سيزدهم هجري بدست فراموشي سپرده
شد. چه آنكه علاوه بر آشوب و آشفتگيهاي
ممتدي كه سرتاسر
ايران را به هرج و مرج افكنده بود، شهر
كاشان بخصوص بر اثر خرابي و تلفات زلزله
شديد سال1192 و بدنبال آن هم از قحطي و امراض
مسري و فقر و بينوايي از پا در آمده و با
وضع دلخراشي بسر مي برد. ولي در همان حال و
احوال هم بافندگان هنرمند آن شهر به
اقتضاي زمان، صنايع باستاني خود را يكي
بعد از ديگري براه انداختند. چنانكه
سر جان ملكم انگليسي كه آن ايام كاشان
را با وضع خراب و ويراني ديده و اظهار تأسف
كرده است با اينحال درباره صنايع آن
ميگويد :«ابريشم و
قالي كاشان اشتهار دارد. محصول ابريشم
كاشان بلافاصله بعد از رشت قراردارد. از
مخمل و ساير منسوجات اروپا در اين شهر به
بهترين نحوي تقليد شده است چه مردم اين شهر
صنعتكار، هنرمند و اهل ذوق هستند». ولتر
فيلسوف و نويسنده بزرگ قرن هيجدهم فرانسه
در يكي از آثار خود به نام «ايران يك كانون
جاودان فرهنگ و هنر» كاشان را با شهر صنعتي
ليون فرانسه كه مركز صنايع مهم
نساجي ابريشمي فرانسه است برابر و همدوش
شمرده. در
اواسط قرن سيزدهم هجري بافندگان كاشان
پارچه نوظهوري بافته بودند كه كتاب گنج
شايگان تأليف آقاي جمالزاده درباره آن مي
نويسد: «در كاشان يك نوع پارچه ديگر نيز مي
بافند موسوم به «دارائي» كه به مناسبت
نقشهاي شعله مانندش داراي مرغوبيت زيادي
است و ديگري شالهاي كاشان مشهور به شالهاي
حسينقلي خاني مشهورترين شالهاي ايران است
و بر تمام منسوجاتي كه در ايران بافته مي
شود از حيث صنعت برتري دارد و حسينقلي خان
اسم نقاش مشهوري بوده است» .
در
نيمه دوم همان قرن نيز كه بر اثر ورود
قماشهاي كارخانجات اروپا منسوجات داخلي
رواج و رونق خود را از دست مي داد بافندگان
كاشان ابتكار ديگري به خرج داده كه ماهوت
خارجي را شكست دادند و اينك تفصيل آن به
طوري كه ضمن وقايع زندگاني ميرزا تقي خان
امير كبير نوشته شده اين است كه: «حاجي
محمد حسين كاشاني پارچه اي از پنبه و كج در
كاشان ترتيب داده و بافنده بود كه ضخامتش
از ماهوت كمتر نبود ولي لطافتش بيشتر و
دوامش به مراتب زيادتر بود. امير اين پارچه
را پسنديده و زائدالوصف توصيف كرد و قيمت
دو هزار ثوب كليجه براي اهل نظام به رسم
علي الحساب به حاج مشاراليه دادند كه تمام
كند. هر ثوب كليجه چهار هزار و پانصد ريال
تمام مي شود…».
و ليكن پس از كشته شدن امير كبير كه افكار
بلند او هم نقش بر آب شد دستگاه صنعتي
كاشان نيز كه در برابر سيل واردات از خارج
كشور و نگهبان و پشتيباني نداشت دستخوش
كسادي و پراكندگي گشته و آماده پذيرفتن يك
تحول اساسي گرديد. در
چنين وضع و شرايطي دوره قالي بافي كنوني
آغاز مي گردد: در
آن روزها يكي از بازماندگان محتشم، شاعر
بزرگ و مرثيه سراي نامي كاشان به نام حاجي
ملا حسن محتشمي كه همسر او اهل انجدان اراك
و در قالي بافي محلي اراك استاد بود، يك كارگاه قاليچه بافي در كاشان بر
پا ساخت و به جاي پشم با ابريشم كه وسائل آن
در كاشان فراهم بود بافته و تمام كرد.
محتشمي چون هر سال به تهران مسافرت ميكرد
و در تعزيهداري تكيه دولت دوازده بند
مراثي محتشم را ميخواند از اين راه شاه
شناس بود اولي قاليچه ابريشمي بافت كاشان
را پيشكش ناصرالدين شاه نمود و با دريافت
خلعت شاهانه و پاداش شايسته اي مورد تشويق
قرار گرفت. پس از آن قاليچه دوم هم كه بافته
شد به اتابك تقديم نمود و همچنين قاليچه
هاي ديگر را نيز كه آماده مي شد با قيمتهاي
خوبي به امرا و شاهزادگان و ثروتمندان مي
فروخت. وقتي
كه اين كار شهرت و رونقي پيدا كرد محمد تقي
پشتيباف كه داراي كارخانه مخمل و پشتي
بافي مفصلي بود با محتشمي شريك شده
كارگاههاي متعدد قالي بافي داير نمودند.
از طرفي هم خانواده هاي كارگري كاشان به
اين پيشه و هنر كه مانع زندگي داخلي و خانه
داري زنها نبود رو آوردند و به زودي قالي
بافي چنان گسترش يافت كه خانوادههاي
متوسطين هم براي سود و سرگرمي خود آن را
استقبال نمودند. |
|
|
اولين
پارتي هاي قاليچه و پشتيهاي صادراتي هم كه
به وسيله حاجي مانده علي آقاي كاشاني به
اسلامبول رسيد خريداران خارجي را به خود
جلب كرد و از آنجا نيز تقاضا و سفارشهاي پي
در پي براي خريد قالي شروع شد. سپس به واسطه
تنوع در نقشه و رنگ آميزي و قاليهاي بزرگ
پارچه كه در بازارهاي اروپا عرضه شد شهرت
قديمي قالي هاي ابريشمي كاشان را كه لرد
گرزن درباره آنها گفته است (لطيفتر و ظريفتر
از آنها منسوجي از دست انساني بيرون نيامده
است) دوباره زنده و بلند آوازه ساخت. طرح و
نقشه هاي دلپذير قاليهاي اين دوره كار دو
برادر به نام ميرزا احمد و ميرزا علي اكبر
بود كه از كودكي به قلمدان سازي و نقاشي رنگ
و روغن كه شغل موروثي آنها بود اشتغال
داشتند و در نقشه كشي براي قالي هم همان سبك
و زمينه قاليهاي قديم را پيروي ميكردند.
همين كه بافندگان زياد شدند و كار قالي بافي
بالا گرفت برخي از آنها دست به كار بافتن
قاليهاي پشمي كه سهل تر و كم خرج تر و
خريدار هم بيشتر داشت شدند، و طولي نكشيد به
راهنمايي ذوق هنري خود، عاليترين نوع
قالي پشمي را از نخلهاي پشم خارجي كه بهنام
كرك منچستر معروف بود بافتند. اين قاليها از
لحاظ جلوه رنگآميزي و نرمي جنس و زيبايي
از قالي هاي ممتاز ابريشمي كمتر نبود. و
همچنين در آن اوقات قاليهاي زربفت اصل هم
با ابريشم و گلابتون طلا و نقره بافته شد كه
با قاليهاي زربفت قديم برابري مينمود. |
||
قالي ابريشمي بافت قرن دهم ـ كاشان |
|
پيرلوتي
نويسنده و شاعر جهانگرد فرانسوي كه اين
قالي ها را در كاشان ديده در سفرنامه خود
مي نويسد: «در اينجا گنجهاي عالي را در
برابر ما مي گشايند. قالي هاي زيادي در
كاشان بافته شده كه مانند پرو بال مرغان
مگس خوار موج ميزند و آنها را در جلو ما مي
گسترانند». قاليهاي
ابريشمي و كركي ممتاز كه در آن عصر بافته
شده اكنون از فرشهاي كهنه گرانبها به شمار
مي رود. چنان كه درباره يك تخته از آنها كه
سال گذشته در نمايشگاهي به معرض تماشاي
مردم گذارده بودند مجله آلماني چنين نوشته
بود:«گرانبهاترين و زيباترين فرشهاي جهان». «يكي
از فروشگاههاي بزرگ شهر كلن در آلمان غربي
در حال حاضر نمايشگاهي از فرشهاي بافت
ايران تشكيل داده كه شايد در تمام جهان بي
نظير باشد. |
|
اين
غفلت و ناداني و يا خرابكاري در بازار
عمومي فرش ايران انعكاس نا مطلوبي بخشيد
از جمله لرد گرزن در اين باره چنين اظهار
عقيده كرده: «از
آثار صنايع دستي
ايران يگانه چيز قابل توجه قالي است. اين
متاع نفيس را
سابقاً با نقشه هاي زيباي شرقي و رنگهاي
طبيعي نباتي تهيه مي كردند و براي قصرهاي
مجلل انگلستان، امريكا و فرانسه اسباب
زينت بود . اما
چند سالي است كه رنگ مصنوعي آنيلين و نقشه
هاي يكنواخت فرنگي، قالي ايران را زمين
زده است اگرچه از طرف دولت ايران براي
جلوگيري از اين مفاسد اقداماتي ميشود». دولت
ابتدا ورود جوهرهاي آنيلين را قدغن نمود و
سپس نيز به پيشنهاد مستشاران بلژيكي،
اداره گمرك، صدور قالي هاي جوهري را ممنوع
ساخت ولي در سال1330 قمري صادرات آنها را با
پرداخت سه درصد عوارض گمركي آزاد گذارد و
يك سال بعد اين عوارض به شش درصد افزايش
يافت و كلاس مخصوصي هم براي آموختن طرز
رنگرزيهاي علمي و شناختن رنگهاي اصل و
شيميايي و جوهر در اداره كل گمرك داير
گرديد. اين بحران هنوز برطرف نشده بود كه
به واسطه درگير شدن جنگ جهاني اول و بسته
شدن راههاي بازرگاني معاملات قالي با
خارجه يكباره راكد و بي رونق گرديد. پس از
آن نيز بر اثر تلفات قحطي و مجاعه و امراض
مسري دستگاه نوبنياد قالي بافي كاشان چنان
از كار افتاد كه قاليهاي ابريشمي و كركي را
نصف و نيمه و ناتمام از كارگاهها بريده به
ثمن بخس فروخته شد و آنها را به مصرف زين و
برگ اسبان و طشك و پالون چهارپايان
رسانيدند. از
بافندگان نامي آن دوره، قالي هاي اين
اشخاص ممتاز و بخوبي شهرت يافته بود. حاجي
سيد محمد مدير علوي، حاجي محمد علي فرشچي،
حاجي محمد حسين سمسار، حاجي حسينعلي فرشچي. آغاز
دوره جديد قالي بافي و قالي هاي امريكايي
پسند: در
پايان جنگ جهاني اول چون كشورهاي اروپا
گرفتار بحرانهاي اقتصادي عواقب جنگ بودند
فقط كمپاني هاي فرش فروشي امريكائي كه پيش
از جنگ قالي ايران را در بازارهاي
اسلامبول و لندن تهيه مي كردند براي خريد
آن بطور مستقيم متوجه به ايران شدند، و در
مراكز مهم قالي بافي نمايندگيهاي مخصوصي
داير كردند تا كليه مراحل قالي بافي طبق
دستور و زير نظر آنها انجام پذيرد. |
|
اين عاملين كمپانيهاي امريكائي كه تعداد آنها در كاشان بالغ بر پانزده مؤسسه مستقل مي گرديدند در حاليكه تا حدي موجب ترقي و رونق بخشيدن به اين كسب و كار و پيشرفتهاي صنعتي و بازرگاني قالي بافي بودند بطوريكه اشتغال به آن از حدود شهر تجاوز نموده براي نخستين بار تا دهستانها و مزارع دور دست [11] هم معمول گرديد ولي چون كه فقط پيرو سود آني و عاجل خود بودند طرز كارشان به شكست و زيان صنعت قالي مي انجاميد. زيرا در اصول و اركان آن مداخله و اعمال نظرهائي مي نمودند كه هر چند سود و سهولت كار را براي كارگران فني اعم از بافنده و نقاش و رنگرز و مقاطعه كار را هم در برداشت ولي بالمال اعتبار اين صنعت تاريخي را متزلزل مي ساخت به علت آنكه: از جمله چهار عامل اصلي قالي يعني پشم ـ نقشه ـ رنگ و بافت، در سه ركن آنكه رنگ و نقشه و بافت بود تغييراتي دادند كه اصالت صنعتي و جنبه هنري و صبغه ايراني بودن او را از بين مي برد.
چه آنكه به جاي رنگهاي نباتي طبيعي
ايراني، رنگ آلزيرين را به كار بردند. اگر
چه اين رنگ ثابت است ولي خصوصيات ديگر
رنگهاي ديگر نباتي را ندارد كه پس از كهنه
شدن آن رنگ و آب شفاف و جلوه گرم و گيراي
قاليهاي قديمي را پيدا كند |
|||
قالي ابريشمي كاشان ـ قرن يازدهم |
|
1ـ
خريداران اروپايي قالي كاشان كه نقشه هاي
اصيل ايراني و طرحهاي قديم را با بافت ظريف
و نازك مي پسنديدند روز به روز رو به
افزايش نهاد. 2ـ
رسيدن دستور و سفارش بافتن قالي براي
كاخهاي اختصاصي شاهنشاهي و مهمانخانه هاي
شمال كه همگي با نقشه و سبك قديم بافته
ميشد. 3ـ
خامه هاي ماشيني و محصولات كارخانجات پشم
ريسي داخلي كه به بازار آمد در بهبود وضع
پشم و قالي تأثير بسزايي نمود. 4ـ
تأسيس شركت سهامي فرش ايران كه در آغاز كار
زير نظر كارشناسان فني و افراد دلسوزي
قرار گرفته بود گامهاي [13] مؤثري براي پيشرفت
اين صنعت و راهنمايي به بافندگان برداشت. |
|
|
از
جمله بازرگانان و بافندگان علاقمند كه با
شكيبايي و بردباري در اين راه كوشش
نمودند يكي مرحوم حاجي سيد محمد مدير علوي
رئيس اطاق بازرگاني كاشان بود كه حتي براي
تكميل اطلاعات فني
خود به تهران رفته در كلاس رنگرزي اداره كل
گمرك شركت نمود و اصول رنگآميزيهاي
علمي و شيميايي را فرا گرفت و سپس
هم در ترويج طرحهاي قديم و نقشه هاي
شاه عباسي تسهيلاتي فراهم ساخت. همچنين
برادر ديگر او حاج سيد شكرالله بروجردي
از افراد مؤثر در ترقي و پيشرفت اين صنعت
بيشمار مي رود. و نيز آقاي حسن تفضلي كه
علاوه بر سرپرستي قاليهاي سفارشي
اعليحضرت فقيد رضا شاه
پهلوي و حسن انجام سفارشات زياد
كمپانيهاي صادر كننده يكسري قاليچههاي
ذرع و نيمي ابريشمي فوق العاده ظريف و ريز
بافت كه از نرمي و لطافت مانند مخمل مي
نمود از كار در آورد و هر يك تخته از آنها
تا مبلغ يكصد و پنجاه هزار ريال هم به فروش
رسيد. اشخاص ذيل نيز از كارفرمايان پيشقدم اين رشته هستند و قاليهايي كه در كارگاههاي آنان بافته شده در داخل و خارج ايران كار ممتاز و درجه اول شناخته مي شود: |
||
يك كارگاه قالي و بافنده آن |
|
محمد
حسن فرشچي و پسران، برادران عطائي، آقا
محمد دبير الصنايع، حاج محمد آقا توكلي،
آقاي حسين اطمينان، حاج آقا محمد و حسين
اصفهانيان فروتن، آقا رضا صدقياني، سيد
حسين ثابت و ملا اسماعيل اوبا كليمي. در
جنگ جهاني دوم با آنكه مؤسسات كمپانيهاي
امريكائي برچيده شد و بازرگاني خارجي و
صادرات قالي هم متوقف گرديد با اين حال بر
خلاف پيش آمد جنگ اول جهاني نه تنها لطمه
اي به شغل قالي بافي وارد نساخت بلكه در
نتيجه ركود معاملات بازرگاني خارجي از يك
سو و بيم از تورم
پول و اسكناس داخلي از سوي ديگر، اغلب
سرمايههاي داخلي به مصرف خريد و ذخيره
كردن قالي مي رسيد و قيمت آن (مانند بورس بي
حساب معاملات زمين تهران در سالهاي اخير)
مرتب رو به افزايش بود. از اين جهت با وجود
گراني و تنگي و سختي آذوقه و خواربار
بافنده و كارگر و ساير وابستگان به صنعت
قالي بافي در آسايش و رفاهيت نسبي به سر
بردند. نقشه و نقاشهاي معروف
بطور
كلي نقشه هاي محلي و اصلي كاشان از طرحهاي
قديم و عهد صفويه الهام و مايه مي گيرد و
انواع مختلف آن هم عبارت بود از ترنج و
محراب، گلداني و درختي، شكار گاه و حيوان
دار و گاهي نيز نقشه هاي اسليمي و بندي و
تقليد از نقشه هاي اختصاصي و مراكز ديگر
قالي بافي. اما در اين ايام تغيير و تنوع
آنها بحدي رسيده كه هم چند واجد كمال زيباي
و دلپذيري است ولي مختصاتي براي انتساب به
كاشان در آنها ديده نميشود. نقاشان
نامي كه بعد از جنگ جهاني اول تاكنون در
كاشان به حسن سليقه و هنرمندي معروف و نقشههاي
آنان ممتاز و مرغوب واقع شده اشخاص ذيل
هستند كه اغلب زير دست استادان بزرگ سابق
مانند ميرزا احمد و ميرزا علي اكبر كار
كردهاند. |
|
اين
نكته نيز ناگفته نماند كه قالي هاي كاشان
اكنون از قرار ذرعي سه هزار تا هشت هزار
ريال ارزش دارد و مطالعه ميشود و حتي
قاليهاي ممتاز و گرانبها و مرغوبتر هم
مي باشد و در حالي كه تفاوت قيمت تمام شده
آنها براي بافنده حداكثر به ذرعي يكهزار
ريال هرگز نمي رسد و بيش از هشتاد درصد اين
امتياز و مرغوبيت مربوط به نقشه و رنگ
آميزي است كه آن هم بستگي كامل به ذوق و
سليقه و سابقه و اطلاعات و چگونگي قلم نقش
دارد. نتيجه و يك پيشنهاد سودمند
نظر
به اينكه موضوع قالي بافي و بازرگاني آن كه
يكي از كارهاي حياتي ميليونها مردم اين
سرزمين مي باشد و بزرگترين رقم صادرات
صنعتي و هنري ما را بوجود ميآورد نمي
توان و نبايد هم به آساني از آن چشم پوشيد و
يا بياعتنايي نمود، و از طرفي هم چون
بافندگان و توليدكنندگان اين كالا به خوبي
دريافته و پي برده اند كه حفظ منابع و
ادامه آن از بيعيب بودن و خوبي و بلكه هر
روز بهتر و مرغوبتر ساختن آن است از اين
جهت به قدر توانايي خود در انتخاب و به كار
بردن و مواد اوليه و دقت در رنگ و بافت كه
در اختيار آنان مي باشد دريغ نمي ورزند ولي
جاييكه كميت آنها لنگ و نيازمند به كمكهاي
ارشادي و راهنمايي مستمر هستند موضوع نقشه
و رعايت دقايق هنري و جنبههاي عمومي و
جهاني آن ميباشد و اين كار نيز بدون
تحميل هزينه فوقالعادهاي براي دولت به
خوبي ميسر است زيرا مقامي كه صلاحيت چنين
كاري را دارد هنرهاي زيباست كه تمام وسائل
لازم آنرا موجود دارد و يا با اندك توجهي
فراهم مي سازد تا نقشه هاي رنگي قالي هاي
قديمي و معروف جهان در يك نمايشگاه دائمي
در دسترس نقاشان و بافندگان قالي گذارده
شود و در مواقعي نيز با تشكيل سمينار و
كنفرانسهاي صنفي اين هنرمندان زحمت كش را
در جريان وقايع مربوطه و تحولات هنري خويش
بگذارد تا اين صنعت افتخار آميز تاريخي
كه به طور دائم دستخوش تنوع و تطور
است از كمك هاي ارشادي آن دستگاه ذي صلاحيت
برخوردار گردد. |