|
|
|
ذكاء، يحيي. "جامههاي پارسيان در دوره هخامنشيان". دوره 2-3، ش 23 (شهريور 43): ص 9-16، تصوير |
|
|
|
|
خلاصه: طرح. نقش و نگار
پارچههاي بكاررفته و مفهوم
نمادي هريك از نقشها:گللوتوس، درخت
انار،گل نيلوفر سفيدوآبي ـ بررسي مختصري برنقش
لباس شاهان هخامنشي.
|
|
جامههاي پارسيان دوره هخامنشيان
|
|
در
دورهي چيرگي حبشيها بدرهي نيل، «هوروس»
خداي آفتاب مصريان بر روي نيلوفر سفيد مي
نشسته است و به همين انگيزه پرستندگان
هنگام برآمدن خورشيد با دسته هاي گل لوتوس
هندي (Nelumbium
Nelumbo)
از همان آغاز ، و رجاوند شمرده مي شد و در
نبشههاي ديني هند، جايگاه والايي داشت.
در كهنترين سرودهاي ودا (veda)
نام اين گياه سخت گرامي داشته مي شود و در
شعرهاي سانسكريت نيز آنرا مظهر زيبايي مي
شناسانند . نام
نيلوفر هندي (Nelumbium
Speciosum)
در سانسكريت (pundorika
) و نيلوفر آبي رنگ (pushiara)
چندين بار در «ريگ ودا» آمده است و بنا به
نوشتهي كتابهاي مقدس برهمنا(Brahmana)
،آفريننده پرجاپتي (prajapati)
خود بروي برگ لوتوس كه بر روي جهان آبي
قرار داشت پديد آمده است و به همينسان
آفريننده برهما(Brahma)
هم ازگل لوتوس بوجود آمده و لقب نيلوفرزاده(Abja-j)
يافته است . اصولاً
چنين پيداست كه گل نيلوفر
براي آرياييان باستاني ،مظهر پيدايش
مينويي و جاويداني بود زيرا «نيلوفر آبي
تنها آفريدهيي بود كه در مردابهاي
خاموشي و بيجنب و جوش پديد ميآيد». لكشمي
همسر ويشنو ،خداي پرورنده ،هميشه در
ميان گل نيلوفر نشسته يا ايستاده است و يك
شاخه ي لوتوس هم دردست دارد . پس از تجديد
دوران هندوييگري (هندوئيسم) نيز همهي
خدايان هندي و همسرانشان اين گل را بعنوان
تخت و نشيمنگاه خود برگزيدند همچنين
تنديسه هاي بودا از سده يكم ميلادي ، در
ميان گل نيلوفر قرار گرفت و سپس در تبت و
جاوه و حتي آسياي مركزي نيز گل نيلوفر
بصورت نشيمنگاه بودا درآمد . نقش
گل لوتوس در باستانيترين ساختمانهاي هند
بويژه ساختمانهاي بودايي ديده ميشود و
گسترش دين بودايي رواج لوتوس هندي را در
آرايشهاي بودايي در آسيا ، ميدان
پهناورتري بخشيد . لوتوس
يوناني از خانوادهي لوتوس زيز يقوس (Zizyphus)
است كه يك گياه بومي اروپاي جنوبي است و
يونانيان در آرايش ساختمانها و كاچالهاي
خود بيشتر از گل و ساقه اين گياه سود برده
اند . |
|
|
در
نقش ديگر از قباي خشايارشا در كاخ حرم سرا،
باز گل و برگ لوتوس به كار رفته و در آن
نيز، طرح ساده شده و جنبه آرايشي به خود
گرفته است. پروفسور اشميت باز در اين باره
مي نويسد: «بر
روي بدنه شرقي درگاه جنوبي اثر طرحهايي بر
لباس پادشاه باقي مانده است يك صف نقش شير
بر لبه آستين ديده ميشود و طرح كلي متشكل
از نقش محصور گل سرخ (؟) بقيه «جبه» او را
فرا گرفته است. در اين مورد نيز مانند نقوش
برجسته شاه در كاخ داريوش طرحهاي مورد ذكر
فقط براي راهنمايي نقاش كه موظف به رنگ
كردن نقوش برجسته بوده كشيده شده است.
طرحهاي مزبور توأم به آثار رنگ كه در تالار
تخت و نماي آرامگاه سلطنتي نقش رستم پيدا
شد دليل آن است كه همه يا اغلب نقوش برجسته
تخت جمشيد و نقش رستم نقاشي و رنگ شده بوده
و يا لااقل قصد رنگ كردن آنها در ميان بوده
است». پي
نوشت:
1 – در جاهايي كه پارچهها چين
خورده، نقشها نيز به خود پارچه چين پيدا
كرده است و از نيمه تا خورده است و اگر نقشها
ني راز فلز به شكل پولك بود اين كار نشدني
بود.
2 – زيكزاك كه در آذربايجان به آن «چارپاز»
= (چپراز= چپ راست) گويند. |
|
نقش
قباي خشايارشا در كاخ حرمسرا- تخت جمشيد.
|