|
|
||
|
.ذكاء، يحيي. "جامهةاي پارسيان در دوره هخامنشيان". دوره 2-3، ش 26 (آذر 43): ص 16-19، تصوير، طرح |
||
|
|
||
|
خلاصه: شرحي بر نقوش روي پارچههاي هخامنشي: خورشيد، سه برج گنگرهدار داخل يك مربع، رنگهاي بكاررفته درنقوش و زمينه لباس سربازان ـ نقش پرندگان و ارائه تنها مدرك آن از آثار هخامنشي بدست آمده از گنيجينه جيحون، نقوش هندسي.
|
||
|
|
جامههاي
پارسيان در دورة هخامنشيان
|
|
براي اثبات اينكه اين نقش نمايانندة برج دژها يا ساختمان آتشكدههاست اينك، در اينجا طرح يك شهر يا دژ جنگي را از آثار بابلي و طرح ساختمان سه آتشكده و پرستشگاه ايراني را از روي سكه هاي فرتادارها، ـ شاهان بومي پارس كه از سال 200 پيش از ميلاد تا 210 ميلادي در آنجا فرمانروايي كرده اندـ مي آوريم تا زمينة سخن از هر باره روشن گردد و جاي تاريكي براي فهم مطلب باز نماند. |
|
اگرچه
اين مغ كه در حال اجراي مراسم كيشي و باپنام
نشان داده ، جامة پارسي بر تن نداد و برخي از
باستان شناسان نيز زمان ساخت آن را اندكي پيش
از دورة هخامنشيان مي دانند، ليك چون مربوط به
ايران است و پيش از زمان هخامنشي بودن او نيز
به زيان گفته ي ما نيست ، از اينرو مي توان آن
را نمونه يي از نقش پارچه هاي ايران دورة
هخامنشي بشمار آورد. در اين برگه ي زرين، روي يك لنگه از شلوار بلند مغ ، سه پرنده كه مانندهي كبك يا كبوترند ، نقش گرديده كه بي گمان مربوط به نقش پارچه ي شلوار اوست زيرا سپس مانند اين پرندگان ر ا در جامهها و پارچههاي دوره ي ساساني به فراواني خواهيم ديد. |
|
بودن
اين نقش در زمان هخامنشي يا پيش از آن به خوبي
پيشرفت هنر بافندگي را در آن زمانها مي رساند،
زيرا، بافت اين گونه نقش هاي غير هندسي و
نامتقارن و پيچيده ، نياز به چيره دستي در
نقشبندي و استادي در بافندگي دارد و پيداست كه
بافندگان دورة هخامنشي بدان پايه و مايه
رسيده بوده اند. نقش و نگارهاي ديگري كه بر روي جامه هاي ايرانيان در آثار و مدارك يوناني ديده مي شود عبارتست از نقش خطوط پهن متوازي ساده با دندانه ها و نقطه ها كه بيننده را به ياد كنگره هاي ساختمانهاي تخت جمشيد و آرايش ازاره هاي آنها مي اندازد. [18] بافت اينگونه نقش هنوز هم در چادر شبهاي «كج» گيلان، و جاجيم هاي آذربايجان و كردستان ، چوخاهاي بختياري و گليم هاي بافت قشقايي و آذربايجان و قفقاز و حتي روماني و بلغار، ديده مي شود. از نقش و نگارهاي هندسي ديگر، نقش شطرنجي، نقش راه راه كه بنا به نوشته ي تاريخ نويسان باستاني ويژهي پارچه هاي شلوار بود1 و خطوط متوازي عمودي با نقشهاي بادامي ، نقشهاي نقطه نقطه كه گاه يك نقطه و گاه سه نقطه پهلوي هم بوده، نقش خطوط پهن «چپراس» (زيكزاك) كه رنگ آنها بنا بر نقش يك تكه آجر لعابي كه در شوش بدست آمده و اينك در موزة ايران باستان در تهران است به ترتيب : قهوه يي يا سرخ ، آبي، زرد، قهوه يي يا سرخ بوده است، نقش لوزيها و چهار گوشههاي تودرتو، نقشهاي مارپيچي و حلزوني و خطوط باريك چپراس و كوكبهاي چهار پر با نقطه و نقشهاي گرد و حلقهيي و نقش برگ با دمبرگ كه پيش از اين گفتيم بسيار مانندهي نقش بته جقه است كه سپس در پارچه هاي ايراني بكار مي رفت، و چهار خانه هاي نقطه دار و جز آن كه طرحهايشان در شمارة بيست و دوم هنر و مردم به چاپ رسيده است ، مي توان نام برد و اين گفتار كه در پيرامون نقش و نگار پارچههاي دورة هخامنشي در اينجا نوشتيم از ديدة تاريخ هنر بافندگي در هيچ كتاب و نوشته يي ، نيامده و براي نخستين بار است كه در اين نامه به چاپ مي رسد. [19] |
|||
|
نقش پارچه شلوار مغ ، از گنجينه ي جيحون. |
پيكره ي مغ، بر روي برگه زرين، از گنجينه ي جيحون.
|
|
پي
نوشت: 1-
ـ
تا دوره ي زنديه پارچه ي شلوارهاي بلند بانوان
ايراني بيشتر داراي نقش و نگار راه راه (محـّرمات)
و نقشهاي سوزن دوزي متوازي مورّب بود. |