سمسار، محمدحسن. "ديداري از كارگاه مجسمه‌سازي، اداره كل موزه‌ها و فرهنگ‌عامه". دوره3، ش27 (دي43): 19-25، تصوير.

 

 

خلاصه:معرفي مجسمه‌هاي مقوايي كار "پاپوف" در موزه مردم‌شناسي، معرفي "زاكاتالي" افسرقزاق و مجسمه‌هاي مومي ساخت او براي همين موزه، شاگردان ايراني‌ "زاگاتالي" مراحل مختلف ساخت مجمسه‌هاي موميي.

ديداري از كارگاه مجسمه سازي اداره كل موزه‌ها و فرهنگ عامه

محمد حسن سمسار   موزه دار موزه هنرهاي تزئيني

منهم مانند بسياري از مردم، هنگام ديدن غرفه مكتب بچه ها در موزه مردم شناسي ، احساس دلهره اي در خود كردم، و خاطره روزگاري كه مانند اين كودكان در برابر ملامت ساكت و چهار زانو نشسته بودم، در من زنده شد. اين خاطره با همه دوري و با اينكه شايد جلسه اي چند در تمام عمر ، از فيض حضور ملا بهره نگرفته ام يك بار ديگر در نظر من جلوه كرد، و با كودكانيكه هراسان و خم شده در برابر ملا چهار زانو نشسته بودند احساس همدردي كردم . بنظرم رسيد كه صداي قلبها ي كوچك آنها را ميشنوم، ولرزش دستهاي آنها را هم مي بينم.

براي چند لحظه خودم را بجاي اين كودك قوز كرده احساس كردم كه، يك چشم بكتاب و چشم ديگر بچوب ملا دارند تا كي به سبب اشتباه زيرو زبري از جاي بجنبد.

در اين حال بياد اين بيت شيرين نظيري نيشابوري افتادم كه مي گويد:

«درس اديب اگر بود زمزمه محبتي       جمعه بمكتب آورد طفل گريز پاي را»

و بخاطرم گذشت كه گويا گوش مرحوم زاكاتالي با «زمزمه محبت» استاد آشنا نبوده است.

اما در اين ميان بياد داستان شيرين استاد بي آزار و اين بيت از گلستان افتادم، كه سعدي مي گويد:

«استاد معلم چو بود بي آزار        خرسك بازند كودكان در بازار»

و بمرحوم زاكاتالي حق دادم مجسمه معلم را چنين بسازد.

اما انگيزه زنده شدن اين خاطرات چه بود؟ گمان دارم نه تنها من، بلكه هر تماشاگر ديگري كه در برابر صحنه مكتب، و ساير غرفه‌هاي موزه مردم شناسي قرار گيرد، در او احساسي مانند آنچه در من ايجاد گرديد بوجود خواهد آمد.

همه كسانيكه موزه مردم شناسي را ديده اند خوب ميدانند كه، انگيزه ايتن احساسات مجسمه هاي با روح و گويائي است كه در آنجا هر تماشاگري با آنها روبرو خواهد شد.

بدون ترديد شما هم با ديدن چهره متفكر حكيم باشي، پيكر درشت قاضي، و چهره چروك خورده زن ريسنده، مي خواهيد بدانيد كه اين پيكره هاي بيجان، چگونه بوجود آمده اند؟ براي دانستن سرگذشت اين پيكره ها، بايد سري بكارگاه مجسمه سازي اداره كل موزه ها و فرهنگ عامه بزنيم. اما قبل از اين ديدار بدنيست مختصري پيرامون هنر مجسمه سازي در ايران بگفتگو بپردازيم .

مجسمه سازي از هنرهاي كهن ايران باستان است. گر چه پيشرفت و توجه بهنر مجسمه سازي در ايران باستان، بپايه ساير هنرها، مانند حجاري و فلز كاري و جز آن نبوده است. اما تعداد كمي مجسمه بدست آمده، نمايندة توانائي هنرمندان ايران در اين رشته هنر است. بطور نمونه بايد از چند مجسمه مربوط بدوره هاي پر افتخار گذشته ايران ياد كنيم.

سر مجسمه كوچكي كه از سنگ لاجوردي مربوط به دوره هخامنشيان، تمام قد برنزي كشف شده در شمي، از دوره اشكانيان و سرانجام پيكره با عظمت شاپور دوم در غار شاپور، از دوره ساسانيان، هر يك در نوع خود شاهكاري از هنر پيكر تراشي در ايران باستان است. پس از اسلام پذيرفتن ايرانيان بسبب برخي اعتقادات مذهبي، پيكره سازي در ايران بطور كلي بدست فراموشي سپرده شد، و اين فراموشي قرنها ادامه يافت.       [19]

با تجديدي حيات سياسي و هنري ايران در زمان رضاشاه كبير، همان گونه كه بگسترش و زنده نگاهداشتن كليه هنرهاي ملي كشور توجه گرديد، هنر پيكر تراشي نيز مورد توجه قرار گرفت، و درحقيقت تجديد حيات يافت، و ساختن پيكره هائي از مردمان سياسي و شخصيت هاي هنري و روبگسترش نهاد. اين كوشش بصورت تشويق هنرمندان و تربيت هنرآموزان شايسته در هنرستانها اكنون نيز در هنرهاي زيبا ادامه دارد.

قسمتي از اين كوشش، در كارگاه مجسمه سازي اداره كل موزه ها و فرهنگ عامه متمركز شده است.

در اينجاست كه دستهاي تواناي هنرمند چند، به پيكره هاي بيجان مومي روح مي‌دمد، و به هنري از هنر هاي كهن ايران عزيز ما رونق مي بخشد.

كارگاه مجسمه سازي كي، چگونه، وچرا به وجود آمد؟

براي پاسخ دادن به اين سؤال بايد نظري به تأسيس موزه مردم شناسي انداخت.

يكي ازاقدامات فرهنگي و هنري بزرگي كه، درزمان سلطنت رضاشاه  انجام گرفت، تأسيس موزه هائي در سراسر كشور، از جمله موزه مردم شناسي بود.

وظيفه موزه مردم شناسي كه در سال 1317 افتتاح شد، نماياندن آداب و رسوم، لوازم زندگي، پوشاك و لباس، و هنر مردم شهر ها و ايلات و عشاير كشور وسيع ايران است.

براي نمايش طرز پوشاك و لباس مردم شهرها، ايلات و عشاير ايران، ترتيب دهندگان موزه مردم شناسي از آغاز تأسيس به فكر افتادند كه، مجسمه‌هائي تهيه كرده و با آنها لباس بپوشانند. مجسمه هائي كه براي اولين بار اجراي اين مقصود ساخته شد، از جنس مقوا بود. اين مجسمه هاي مقوايي را هنرمندي بنام پاپوف مي ساخت. پاپوف از اهالي قفقاز بود و مجسمه هاي مقوائي در كارگاه شخصي او به سفارش موزه  مردم شناسي ساخته مي شد.

در سال 1317 كه موزه مردم شناسي افتتاح گرديد، در حدود 10 عدد از اين مجسمه ها را در اختيار داشت. مجسمه هاي مقوائي ساخته شده بوسيله پاپوف، در حالي كه با كمال دقت و مهارت ساخته شده، اما حالت و كشش كافي ندارد. بويژه كه نشان دادن حالات دروني و ويژگي هاي ظاهري افراد. و خطوط چهره بوسيله مجسمه هاي مقوايي امكان پذير نيست.

فكر ايجاد كارگاهي كه بتواند مجسمه هاي بهتري براي موزه مردم شناسي تهيه كند، در سال 1319 بوسيله زاكاتالي به مرحله عمل در آمد. مرحوم زاكاتالي ازافسران سابق ديو يزيون      [20]      قزاق و از اهالي قفقاز بود. ولي در مجسمه سازي، نقاشي و ماكت سازي مهارت بسيار داشت. (شرح زندگي و آثار مرحوم زاكاتالي محتاج به مقاله ديگري است).

مكتب، كار زاكاتالي – موزه مردم شناسي

زاكاتالي با ذوق و علاقه و سليقه بسياري كه داشت، برا ي ساختن مجسمه هاي بهتر ي كه شايسته موزه مردم شناسي باشد، و بتواند حالات مختلف روحي و ويژگيهاي شخصي را در آن منعكس كند، دست به يك سلسله تجربه و آزمايش زدوي مي كوشيد كه به جاي مجسمه هاي مقوايي، مجسمه هاي مومي بسازد. و سرانجام در سال 1320 در اين كار موفق شد. از آن پس مرحوم زاكاتالي به ساختن مجسمه هاي مومي پرداخت.

كليه كارهايي كه از مرحوم زاكاتالي باقيمانده، در نهايت قدرت و كمال ظرافت و گويايي است. اين پيكره ها توانايي و هنر او را در كار مجسمه سازي، و تجسم حالات گوناگون افراد، نشان مي دهد.

مرحوم زاكاتالي، تا سال 1324 در كارگاه مجسمه سازي موزه مردم شناسي به كار خود ادامه داد، و از آن پس به موزه ايران باستان رفت و به كار ماكت سازي پرداخت.

يكي از كارهاي بزرگ مرحوم زاكاتالي، تربيت شاگردان شايسته اي بود كه، پس از وي كار پر ارج او را ادامه دادند.

از ميان شاگرداني كه از مكتب مرحوم زاكاتالي بهره بسيار بردند، بايد از آقاي جمال مير بابائي نام برد، كه بحق جانشين شايسته اي براي زاكاتالي گرديد. و پس از او باداره كارگاه مجسمه سازي پرداخت، و هم اكنون نيز سرپرست كارگاه مجسمه سازي را به عهده دارد. (اميد است كه بتوانيم در فرصت مناسبي، اين هنرمند شايسته را به خوانندگان عزيز معرفي كنيم).

پس از دانستن اين تاريخچه كوتاه، درباره چگونگي آغاز كار، كارگاه مجسمه سازي،بي شك خوانندگان عزيز علاقمندند بدانند كه، يك مجسمه از چند بخش تركيب شده، و براي آنكه به صورتي كه در ويترينهاي موزه مردم شناسي ديده مي شود در آيد، چه مراحلي را بايد طي كند.

حكيم باشي با قاضي، مالك ـ كار زاكاتالي ـ موزه مردم شناسي

يك مجسمه شامل قطعات زير است،

1ـ سر و گردن

2ـ تنه

3ـ دستها

4ـ پاها

(با توجه باينكه دستها و پاها، مانند دست و پاي طبيعي، داراي مفصلهاي كامل و متحرك است)، سر و گردن و دستها      [21]        (از مچ تا انگشتها) از مواد مومي، و بدن و پاها و بقيه دست از مقوا ساخته مي شود.

بنابر اين، قسمت هائي از مجسمه كه خارج از لباس است، از مواد مومي، و بقيه كه معمولاً با لباس پوشانده مي شود از مقواست.

اما مراحلي كه بايد يك مجسمه طي كند از اين قرار است:

تهيه مدل:

مدل به صورت يك مجسمه كامل، به اندازه مورد احتياج از روي عكس، طبيعت، و يا خيال ساخته مي شود. مدل را از گچ، گِل1، و يا پلاستيسين2 مي‌سازند.

مدل ساخته شده، يك پيكره كامل است با تمام پژوگيهائي كه بايد مجسمه داشته باشد. هنرمند سازنده كليه هنر خود را بايد در ساختن مدل با كار برد.

زيرا هر چه مدل زيباتر و گويا تر باشد، پيكره هاي بعدي كه از روي مدل قالب گيري مي شود، دقيق تر و زيباتر خواهد بود.

قالب گيري:

قالب گيري كه دومين گام تهيه پيكره هاست، به سه وسيله ممكن است انجام پذيرد:

1 – قالب گيري با گچ.

2- قالب گيري با پارافين جامد.

3- قالب گيري با مواد پلاستيكي.

براي هر يك از قطعات مجسمه، يك يا چند قالب مورد نياز است. مثلاً براي تهيه يك قالب سر ناچار بايد سه يا چهار از قسمتهاي مختلف آن را گرفت و سپس قطعات تهيه شده را به هم       [22]       وصل كرد تا قالبي كامل بدست آيد.

بجز قالب گچي، مي توان از پارافين نيز براي قالب گيري استفاده كرد. نحوه عمل از اين قرار است كه، پارافين جامد را پس از آب كردن، روي مدل ميريزند. بدين طرز قالبي بدست مي آيد كه تنها براي يك نوبت قابل استفاده است.

ريختن مواد مومي داخل قالب :

پس از آماده شدن قالب مواد مومي آب شده را كه داراي حرارتي در حدود 90 درجه سانتيگراد است، چند نوبت پي درپي داخل آن مي ريزند و براي استحكام مجسمه غالباً درميان طبقات مواد مومي نوارهاي از جنس گوني قرار مي دهند. پس از بسته شدن مواد مومي، آن را از قالب خارج مي سازند در اينجا لازم است كه دست تواناي استاد پيكر ساز، تغييراتي در آن بوجود آورد. اين تغييرات شامل ايجاد كاسه چشم، قرار دادن چشم در داخل آن، و صاف كردن اثر قالب روي سر مجسمه است.

مرد بلوچ ـ كار مير بابائي ـ موزه مردم شناسي

زن كرد سنندجي(مجسمه مقوائي) كار پاپوف ـ موزه مردم شناسي

موگذاري:

مرحله چهارم مو گذاري سر و صورت مجسمه هاست. اين مرحله از مراحل بسيار دقيق و پر كار مجسمه سازي است مو بصورت دسته هاي 5 عددي در جلو و دسته هاي 20 عددي در عقب سر مجسمه با ايجاد سوراخهائي بوسيله سوزن داغ كار گذاشته مي شود. اما موگذاري صورت بسيار دقيق تر، و پر زخمت تر است، و نيز به حوصله و دقت بسيار. زيرا موهاي صورت يعني ريش و سبيل، و موژه و ابرو را نمي توان مانند موي سر چند تائي كار گذاشت. بلكه موگذار ناچار است كه موها را دانه دانه و با دقت بسيار زياد، روي صورت بكار برد. كمي بي دقتي در گذاشتن مو حالت چهره را به كلي دگرگون مي سازد. اين قسمت از كار مجسمه كه بسيار دقيق، و ظريف است، بيشتر بدست خانمها انجام مي گيرد.

چنانكه گفته شد موگذاري آخرين مرحله كار روي سر مجسمه است. و بدين ترتيب سر مجسمه براي اتصال به بدن آماده مي گردد.

دومين بخش مومي مجسمه عبارت از دستها، و گاهي پاهاست، كه از لباس بيرون و در معرض تماشاست. ساختن دست و پا به نسبت ساختمان سر مجسمه ها زحمت كمتر ي دارد. براي ساختن آنها مدل تهيه نمي شود، بلكه معمولاً از دست و پاي طبيعي به عنوان مدل استفاده مي شود.

بدين ترتيب كه پارافين جامد را آب كرده، و وقتي كه حرارتي در حدو 45 درجه سانتيگراد دارد، دست و پا را چند نوبت پي در پي در آن فرو مي برند، و پس از بسته شدن كامل پارافين، آن را با ايجاد شكافي از دست يا پا خارج مي كنند. به اين ترتيب يك قالب طبيعي بسيار زيبا بدست مي آيد.

براي استحكام دست ، هنگام ريختن مواد مومي در قالب، داخل انگشها سيمي كه دور آن نخ پيچيده شده است بكار مي برند. البته دست و پا نيز پس از خارج شدن قالب، باصلاحات مختصري براي از بين بردن اثر قالب نياز دارد.

بدينسان با قسمتهاي مومي مجسمه كه از لباس بيرون است آشنا شدم. اينك به گفتگو درباره قسمت دوم مجسمه، يعني بدن آنها كه با لباس پوشانيده مي شود مي پردازيم.

اين بخش از مجسمه، چنانكه گفتيم شامل تنه، دستها، و پاهاست كه هر يك خود داراي قطعاتي مجزا به شرح زير مي باشد:  

1ـ تنه

تنه از دو قسمت تشكيل شده و از خط كمر از هم جدا مي شود. سمت بالائي از كمر تا گردن و قسمت زيرين از كمر تا كشاله هاي ران است.         [23]

2ـ دست

دستها از سه بخش شامل مي شود كه عبارت است از : بازو، ساعد، و كف دستها و انگشتها. (بخش اخير چنانكه گفته شد از مواد مومي ساخته مي شود).

زن قشقائي (مجسمه مقوائي) كار ميربابائي – موزه مردم شناسي

3ـ پاها

پاها نيز شامل سه قسمت است : ران، ساق، و كف پا و انگشتها.

بخش هاي مقوائي بدن بطور جداگانه، هر قسمت روي بدن مدل قالب گيري مي شود. بدين معني كه با چسباندن كاغذهاي متعدد روي بدن مدل، يك قشر مقوائي ايجاد ميگردد، كه بعد از خشك شده با ايجاد شكافي طويل آن را از بدن مدل جدا مي سازند. بدين ترتيب تمام قطعات بدن مجسمه ساخته شده، و به هم وصل مي گردد. سر انجام پس از كامل شدن بدن مجسمه سر را كه قبلاً ساخته و آماده شده روي بدن وصل مي كنند.

بدين ترتيب مراحلي كه بايد يك مجسمه طي كند شناخته شد. اما در كارگاه مجسمه سازي، گذشته از مجسمه هاي بزرگ عروسك نيز ساخته مي شود.

چگونگي ساختن عروسكها، مدل سازي، قالب گيري، ريختن مواد مومي، و سر انجام موگذاري، مانند مجسمه هاي بزرگ انجام مي گيرد. تنها در مورد چشم عروسكهاست، كه به جاي چشم آماده مصنوعي از رنگ استفاده مي شود.

در ساختن بدن عروسكها نيز، به جاي آنكه روي خود مدل كاغذ چسبانده شود، از قطعات بدن مدل قالب گيري مي شود، و سپس با چسباندن كاغذ داخل قالب، بدن مقوائي مي سازند.

بدن عروسكها بجز دستها كه جدا ومفصل دارند. بقيه يك پارچه است. بايد توجه داشت اجزاء بدن عروسكها بوسيله دو قالب يكي از جلوي بدن، و ديگري از پشت بدن تهيه شده و سپس به هم متصل مي شود.

به مجسمه ها پس از پايان كار، لباسهاي گوناگون محلي پوشانيده مي شود، و در موزه مردم شناسي يا نمايشگاهها موقت، كه براي نمايدن زندگي و آداب و رسوم مردم گوشه و كنار كشور عزيز ما، ايران تشكيل مي گردد، به نمايش گذاشته مي شود. كسانيكه از نمايشگاههاي گيلان وخراسان،كه بوسيله اداره كل موزه ها و فرهنگ عامه تشكيل گرديد ديدن كرده اند، زيبائي مجسمه ها را بخاطر دارند.

معلم سر خانه ـ كار مير بابائي ـ موزه مردم شناسي

زن ريسنده گيلاني ـ كار مير بابائي ـ موزه مردم شناسي

اين لباسها، يا لباس اصيل محلي است، و يا از روي لباسهاي اصيل محلي دوخته مي شود. با عروسكها نيز به همين    [24]    سان عمل مي گردد.بدين ترتيب كه، نمونه هاي كوچكي ار لباسهاي محلي در كارگاه خياطي اداره كل موزه ها و فرهنگ عامه برابر با نمونه هاي اصيل دوخته مي شود، و به عروسكها مي پوشانند.

نمونه هائي از اين عروسكها، در نمايشگاهاي بزرگ جهاني، از جمله نمايشگاه بروكسل، جزء كارهاي هنري ايران، به نمايش گذاشته شد، و مورد توجه بسيار قرار گرفت.

گذشته از آن براي معرفي هنر، و نشان دادن لباسهاي محلي ايران، مدتي است كه به دستور مقام وزارت فرهنگ و هنر، تعدادي از اين عروسكها با لباسهاي محلي بسيار زيبا، به سفارتخانه هاي ايران در كشورهاي خارج فرستاده شده، كه در اين كشورها نيز مورد توجه و تحسين بسيارقرار گرفته است. بهمين سبب اداره كل موزه ها و فرهنگ عامه كوشاست كه برتعداد توليد اين عروسكها بيفزايد.

در كارگاه مجسمه سازي، اكنون هر ماه 20 عدد عروسك ساخته مي شود.

اميد است همگام با كوشش روزافزوني كه، براي گسترش كارهاي عامي و هنري، در اداره كل موزه ها و فرهنگ عامه بعمل مي آيد ، اين كارگاه نيز موفق بانجام خدمات بيشتر و بهتري در اين رشته از هنر ايران گردد.

عروسك – زن و مرد سنندجي

عروسك زن و مرد قشقائي

در پايان مقاله لازم است از اطلاعاتي كه آقاي جمال امير بابائي سرپرست كارگاه مجسمه سازي در مورد سوابق و چگونگي كار كارگاه در اختيار نويسندگان قرار داده اند سپاسگزاري كنم.       [25]

پي نوشت:

 1- براي ساختن مدل، معمولاً از گِل علي آباد كه گل رس چسبناكي است استفاده مي شود. براي جلوگيري از تركيدن گل مقدار لوئي (گل ني) به آن مي افزايند.

2-  پلاستيسين ماده ايست كه از لاستيك مرده تهيه شده، و در ساختن مدلهائي كه احتياج به دقت و ظرافت دارد به كار برده مي شود.