|
|
||
|
فروغ،
مهدي. "تكيه دولت". دوره 3، ش 29 (اسفند42): ص
7-10، تصوير. |
||
|
|
||
|
خلاصه:محل
تكيه دولت، توضيحاتي بر مشخصات ساختماني اين
بنا: پوشش، نورگيري، محل انجام
مراسم، جايگاههاي مختلف براي نشستن مردم،
تزئينات و آرايش محل براي پذيرايي
و انجام مراسم، نحوة برگزاري مراسم تعزيهخواني،
صحنه آرايي دستة موزيك، صحنه آرائي. |
||
تكيه
دولت
دكتر
مهدي فروغ
رئيس هنركدة هنرهاي
دراماتيك
خداوند
روانش را شاد بدارد كه تصوير رنگي يكي از
بناهاي تاريخي ما را كه امروز متأسفانه اثري
از آن موجود نيست براي ما باقي گذاشته است.
تصوير تكيه دولت بقلم نقاش چيره دست شادروان
محمد غفاري (كمال الملك) نه تنها از لحاظ طرح و
تركيب و رنگ آميزي اثري بديع و شاهكاري نفيس
است بلكه از آنجا كه نشان دهنده طراحي و
معماري يك بنا ي عظيم تاريخي است و مخصوصاً از
اين جهت كه بيان كننده مراسم پرجلال و شكوه
تعزيه داري، يعني مراسمي كه از يك سلسله
احساسات ملي و علايق مذهبي و ذوق هنري ما در
گذشته حكايت ميكند، بعنوان گوياترين سند مهم
ملي براي ما گرامي و پرارزش است. ساختمان
عظيم تكيه دولت كه بعضي از جهانگردان و نويسند
گان مغرب زمين آنرا شبيه و از حيث عظمت نظير «امفي
تئاتر ورونا» Verona
دانسته اند در ضلع شرقي كاخ گلستان و در
مجاورت شمس العماره قرار داشت و بناي سه طبقه
گردي بود محيط بر محوطه وسيعي كه قطر تقريبي
آن را شصت متر و ارتفاعش را در حدود بيست و
چهار متر و مساحتش را دو هزار و هشتصدو بيست و
چهار متر مربع ذكر كرده اند. داربستي از الوار
و تيرهاي چوبي كه با مبله ها و تسمه هاي آهني
در هم قفل و بست شده بود بر روي ديواره هاي بنا
تعبيه كرده بودند كه استخوان بندي سقفي را به
شكل گنبد در روي صحن بنا تشكيل مي داد و در
مواقع لزوم چادر يا پوشه اي بر روي آن مي
كشيدند كه مردم را از تابش آفتاب و باران
محفوظ بدارند . در وسط اين سقف چهل چراغي
آويزان بود كه با چهل چراغها و قنديلها و لاله
هائي كه درشبهاي تعزيه داري متجاوز از پنج
هزار شمع در آنها روشن بود به آن بنا و مراسمي
كه درآن برگزار مي شد جلوه و جلال خاصي مي
بخشيد. در
وسط اين محوطه سكوي گردي بود به شعاع تقريبي
نه متر و ارتفاع نود سانتيمتر و براي رفتن بر
روي آن دو پلكان در دو طرف آن ساخته بودند كه
هر كدام داراي سه پله بود. دور اين سكو جاده اي
به عرض تقريبي شصت متر وجود داشت كه بعضي از
عمليات تعزيه از قبيل اسب سواري و پيكار و
مسافرت و غيره در آن صورت مي گرفت و وقايع را
بهتر مجسم و آن را به واقع امر نزديكتر مي
ساخت، و در نتيجه به تأثير آن مي افزود. در سمت
ديگر اين جاده نيز پله اي بود به ارتفاع
تقريبي سي سانتي متر كه صفه بسيار وسيعي را در
پيرامون صحن تكيه تشكيل ميداد كه مختصري بسمت
سكوي مركزي شيب داشت تا زماني كه چهار زانو
روي زمين مي نشستند بتوان به آساني وقايع
تعزيه را كه روي سكو صورت مي گرفت ببينند . اين
قسمت كه جاي مخصوص زنان بود و متجاوز از هزار
زن در روي آن مي نشستند بيك سلسله پلكان كه دور
تادور صحن تكيه ميگشت و داراي شش پله بود مي
رسيد و به طا قنما ها و غرفه هاي اطراف تكيه
ميگرديد. در
يك سمت تكيه ايوان وسيعي ديده ميشد كه رواق آن
با نقشهاي كاشي الوان و آجر زينت يافته بود.
اين ايوان وسيع جايگاه مخصوص مقام سلطنت بود.
در مقابل اين ايوان در انتهاي صحن تكيه منبري
از سنگ مرمر با چهار پله بر روي سكوي مرتفعي
قرار داشت كه قبل از شروع تعزيه چند واعظ روي
آن وعظ ميكردند و مردم را براي مشاهده وقايع
تعزيه آماده ميساختند. در
اطراف صحن تكيه طاقنماهائي ساخته بودند به
عرض تقريبي هفت مترو نيم كه ستونها و ديوار
هاي خارجي آن كاشي كاري بود. روي اين طاقنماها
اطاقهائي در دو طبقه وجود داشت [7] كه پنجره هاي
آن را بصورت «ُاُرسي» درست كرده بودند. با
وجود اينكه هيچگونه اهتمامي براي قرينه سازي
در طرح اطاقها ورواقها بكار برده نشده بود از
عظمت و جلال بنا اصلاً كاسته نشده سهل است كه
يك تنوع مطلوب و زيبائي در طرح كلي آن بوجود
آورده بود كه شخص از ديدنش لذت مي برد. پنجره
جايگاه اختصاصي خاندان سلطنت كه در عقب منبر و
در مقابل جايگاه پادشاه قرار داشت دو برابر
بلندتر از پنجره اطاقها ي ديگر و معماري آن با
ساير اطاقها متفاوت بود. اين اطاقها را با
فرشهاي پر قيمت و پرده هاي زيبا زينت كرده
بودند. عرض طاقنما هائي كه راه ورود و خروج به
تكيه را تشكيل ميداد با ساير طاقنما تفاوت
داشت. بطور كلي مي توان گفت كه طاقها و
طاقنماها و ايوانها ي تكيه دولت از لحاظ هيئت
ظاهر بقدري استادانه طراحي و معماري شده بود
كه هر كس آنرا ميديد زيبائي و استحكام آنرا
احساس ميكرد. اما
عظمت و جلال تكيه بيشتر بسبب مراسم پر شكوهي
بود كه بنام تعزيه در آن برگزار ميشد. در اين
مراسم در و ديوار را با چهل چراغها و قاليچه ها
و شالهاي كشميري و تابلوهاي نفيس و ساير اشياء
پر قيمت تزئين مي كردند. تزئين هر غرفه را يكي
از رجال معروف و متمكن بعهده ميگرفت و در
نتيجه يك نوع رقابت مذهبي در اين كار بين
اشخاص ايجاد ميگردد و اين امر تا حدي مبين
خلوص عقيدة ايشان بخاندان امام اول شيعه بود.
جمعيت انبوه زنان سكوي مركزي را احاطه مي
كردند و مردان در پشت سر ايشان روي پله و در
غرفه ها و اطاقها جاي مي گرفتند. مراسم تعزيه
با ورود عده اي در حدود دويست نفر از مستخدمين
دربار سلطنتي آغاز ميشد كه در دو صف بدنبال
رئيس مستخدم يا خوانسالار ملايم و با وقار دور
سكوي مركزي مي گشتند. همه لبا س سياه بتن
داشتند و پس از مدتي نوحه سرائي و سينه زني
خارج مي شدند بافاصله پس از آنها جمعي در لباس
عربي با شور و هيجان فوق العاده داخل ميشدند و
ديوانه وار سينه ميزدند و خارج ميشدند و در
دنبال ايشان گروهي سنگ زن به داخل مي آمدند و
پس از نوحه سرائي و زدن قطعات چوبي كه در دست
داشتند به يكديگر، عزم رفتن مي كردند و در
اثناء صداي اندوه بار موسيقي به گوش مي رسيد. از اين سه گروهي كه بيان كرديم كار گروه اول بيشتر تشريفاتي بود ولي دو گروه ديگر با مرثيه هائي كه مي خواندند و با حركات و اعمالي كه انجام مي دادند ذهن حضار را به تماشاي وقايع معطوف و ايشان را براي ديدن ان مستعد مي ساختند. گروه عرب، رمز و نشانه اي بود كه براي معلوم داشتن محل حادثه به كار مي رفت، و با مشاهده آن، ذهن مستمع به محل وقوع ماجرا و كسانيكه در آن دخيل بوده اند مسبوق مي گرديد دسته موسيقي نظامي و در دنبال آن دسته هاي كوچك ديگر با نظم و طمأنينه داخل مي گرديدند و هر كدام نوائي مخصوصي مي نواخت و پس از يك بار طوائف به دور سكو از در ديگر خارج مي شد. پس
از آن شبيه ها به تدريج با نظم و ترتيب خاص
داخل مي شدند. مقدم بر همه عده اي كودك ده
دوازده ساله در لباس ساده حركت مي كردند و در
دنبال ايشان چندين نفر در لباس رزم يعني زره و
خود داخل مي شدند. پس از طي كردن چند قدم به
داخل تكيه، صداي نازك و سوزناك يكي از اطفال
بلند مي شد كه ابيات در رثاء امام سوم مي خواند.
ابياتي كه خوانده ميشد زمينه براي وقايع
تعزيه فراهم مي ساخت. عدة ديگري كه به همراهي
صف كودكان به تدريج داخل ميشدند در خواندن
آن نواي حزن انگيز به صاحب اين صدا مي پيوستند
و آواز پر سوزي را كه تا مغز استخوان هر شنونده
نفوذ مي كرد با متانت و سنگيني ابهت تمام و با
خلوص عقيده مي سرودند. |
|
تصويري
كه مرحوم كمال الملك از تكيه دولت در حالي
قسمتي از تشريفات مقدماتي تعزيه را نشان مي
دهد كشيده است. اين تصوير ارلحاظ رنگ آميزي
بسيار دقيق و هنرمندانه است. موزه كاخ گلستان. |
|
|
انعكاس صداي پر احساس اين جمعيت در فضاي خالي تكيه شكوه جانگزايي داشت و تأثير عميقي در روح حضار ميگذاشت. اين جمعيت كه شامل همه شبيه ها بود از اينكه دو بدو با نظم و وقار و متانت يكبار بدور تكيه مي گشت به بالاي سكو مي رفت. كودكان در محل مرتفعتري قرار مي گرفتند و بقيه در وسط صحنه دايره اي تشكيل مي دادند و بسرودن اشعاري بصورت سؤال و جواب و دسته جمعي مي پرداختند. اين منظره اندوه بار و اين آهنگ حزن انگيز حضار را براي مشاهده وقايع دلخراش بعد آماده ميساخت. [8]
معين
البكاء در تمام مدت تعزيه بدون توجه به حضار
در همه امور دخالت ميكرد و با اعصاي خود دسته
موسيقي را بنواختن فرمان ميداد، يا شبيه ها را
بوظايفي كه داشتند آگاه مي ساخت و ايشان را در
صورت خبط و خطا راهنمائي ميكرد. توجه حضار
بقسمي بوقايع تعزيه جلب ميشد كه وجود معين
البكاء هيچگونه لطمه اي به پيشرفت وقايع
داستان وارد نمي آورد و نه تنها موجب حواس
پرتي حضار نمي شد بلكه ايشان بطوري بمشاهده
تعزيه غرق ميشدند كه وجود او را بكلي فراموش
ميكردند. براي
آرايش صحنه به حداقل اشياء لازم اكتفا ميشد.
بطور كلي صحنه آرائي معناي امروز مورد توجه
نبود ولي موضوع داستان و وقايع تعزيه كه عملاً
توصيف و مجسم ميشد بقدري عميق و شورانگيز بود
كه نياز ه صحنه آرائي اصلاً احساس نمي شد. در
نمايشهاي مذهبي يونان قديم نيز آرايش صحنه
وجود نداشته است. دسته
نقاره زن در يكي از حجره هاي فوقاني تكيه قرار
مي گرفت و به اشاره دست معين البكاء [9] در مواقع
ضرورت بنواختن آهنگهاي غم انگيز ميپرداخت. اسبهاي
اصيل و گرانقيمت دربار بايراقهاي زرين،
صندليهاي طلا كوب شده، شالهاي گرانبها ي
كشميري، تشكهاي ترمه، و مخده هاي مليله دوزي
شده، و انواع اشياء زيبا و پر ارزش براي
برگزاري تعزيه از دربار بعاريت گرفته ميشد و
مورد استفاده قرار مي گرفت اينكار، گر چه از
نظر فلسفه واقع بيني علماي زيبا شناسي معاصر
مورد ايراد است ولي نشانه ميزان علاقه
ايرانيان به خاندان علي عليه السلام بوده است.
در هشتاد سال پيش ارزش بعضي از صندليهائي را
كه در تكيه دولت مورد استفاده قرار مي گرفت
بالغ بر چهار هزار دولار تخمين زده اند. از
اينها ميتوان تشخيص داد كه چه مايه ثروت در بر
گزار كردن تعزيه دخيل بوده است. با اين وصف
اهميت كار بيشتر به شايستگي و هنرمندي شبيه ها
بود نه به اشياء گرانبها. خوش لحن ترين
خوانندگان را از گوشه و كنار مملكت گرد مي
آوردند و ايشان را براي تعزيه خواني آماده مي
ساختند. باين وسيله بسياري از آوازها و گوشه
هاي موسقي ملي ما – كه امروزه متأسفانه بعضي
فراموش شده و بعضي در شرف فراموش شدن است
وسخيف ترين آهنگهاي خارجي يا تقليدهاي ناقص و
ناهنجاري از آن جاي آنها را گرفته است ـ
سينه به سينه حفظ مي شد. آوازهائي
كه هر يك از شبيه ها مي خواندند به اقتضاي مقام
و مرتبه و وضع خاصي كه در پيشرفت وقايع داشتند
متفاوت بود. امام خوانها يعني اولاد پيغمبر و
موافقان ايشان را در مواقع عادي اشعار خود را
در لحنهاي مطبوع و موقر ودلنواز مي خواندند
مثل پنچگاه و نوا و رهاوي و غيره و در مواقع
هيجان آور از آوازهائي نظير دشتي و شور و
تركيبات آن استفاده مي كردند. در صورتي كه
دسته اي مخالف يعني اشقيا يا شمر خوان ها با
وجود صداي خشن مطالب خود را به لحني خشك كه
حاكي برسبعيت و خوي حيواني ايشان بود بيان
ميداشتند. بنابر
آنچه به اختصار بيان شد تكيه دولت نه تنها به
لحاظ معماري و جنبه هاي تاريخي بلكه از لحاظ
اجراي مراسم با شكوه تعزيه نيز داراي اهميت
خاصي بوده است. افسوس و صد افسوس كه اكنون اثري
از آن به جا نمانده و به همين دليل است كه
اهميت تصوير آن بخامة مرحوم جنت مكان كمال
الملك به مراتب بيشتر از يك تابلوي كار استاد
است. مردم
تمام كشورها به آثار ملي خود هميشه مباهات مي
كنند و درحفظ و صيانت آن مي كوشند و اگر درشرف
ويراني باشد به مرمت آن همت مي گمارند. ازبناي
با عظمت اپي داوروس Epidavrus
دريونان كه محل برگزاري نمايشهاي مذهبي آن
قوم اكنون متجاوز از دوهزار و پانصدسال مي
گذرد، از بناي ساختمان مخصوص كه در شهر دلفي
در يونان براي همين منظور بنا شده قريب بيست و
پنج قرن مي
گذرد، از بناي هرود اتيكوس
Herod Eticus
درشهر آتن بالغ بر يك هزار و دويست سال گذشته
است. با اين وصف همه آنها را تعمير كرده اند ومراسمي را كه پدران ايشان درآن اجرا
مي كردند و آثارگرانقدري را كه در دوهزار و پانصد سال
پيش تدوين شده عيناً اجرا مي كنند و باين
وسيله نه تنها اركان ملي خود را استوار مي
سازند بلكه با جلب كردن توجه جهانگردان هر سال
مبالغ هنگفتي پول به در آمد كشور خود مي
افزايند. مردم
فرانسه نيز آمفي تئاتري را كه روميان چندصد
سال پيش از ميلاد درشهر نيسNice
بنا كرده اند مرمت نموده و به اجراي آثار پر
ارزش راسين و كرني اختصاص داده اند. درانگلستان
و مخصوصاً در شهرهاي نيويورك و واشنگتن و بعضي
ديگر از شهرهاي مهم امريكا تماشاخانه هائي،
عيناً شبيه تماشاخانه «گلوب»Globe
كه قريب چهارصد سال پيش آثار ذيقيمت شكسپير در
آن بازي ميشد با در نظر گرفتن كليه نكات
تاريخي بنا كرده اند. اكنون
كه بناي تكيه دولت به كلي از ميان رفته است آيا
سزاوار و شايسته نيست كه ما هم بنائي نظير آن
درنقطه مناسبي از شهر ايجاد كنيم و آنرا براي
برگزاري برنامه هاي ملي ولي به سبك و سياق
تعزيه اختصاص دهيم؟ فوائد
بيشمار چنين كاري بر تيزبينان و نيك انديشان
پوشيده نيست و اميدوارم روزي اين كار با
مطالعه دقيق از طرف وزارت فرهنگ و هنر به
انجام برسد. |