كريمي، علي. "مينياتور ايراني". دوره1، ش3 (دي41): 33-35، تصوير.

خلاصه:  كلمه مينياتور، چگونگي مصطلح شدن اين لغت درزبان فارسي

 

 

مينياتورايراني(1)

 

براي اينكه ميهن خود را بشناسيد با هنرهاي ملي ايران آشنا شويد. مينياتور، لفظي خارجي كه بيك هنر ايراني اطلاق مي‌شود

 

درباره مينياتور ايران تفسيرهاي گوناگون شده و كتابها نوشته شده است كه متأسفانه بفارسي خيلي كم ترجمه گرديده است ولي مطلبي كه قابل توجه مي‌باشد ناشناس ماندن خصوصيات و سبك و شيوه مينياتور سازي است كه بسياري از مردم بسليقه خود آنرا درك مي‌كنند و اغلب با حقيقت مطابقت ندارد.

براي آشنائي با مينياتور ايران ناچار يك رشته اطلاعات و سوابق امر لازم است و بدون شناسائي سبك‌ها و تحولات گذشته، آن آشنائي واقعي حاصل نمي‌شود. قبل از اينكه با سوابق تاريخي مينياتورسازي در ايران آشنائي حاصل شود ناگزير بايد دانست كلمه مينياتور از كجا و چگونه در زبان معمول امروز ما مصطلح گرديده و هر شاگرد دبستان معني ظاهري و كلي آنرا مي فهميد. زيرا همه مي‌دانند كه اين كلمه از زبان فرانسه در تكلمات امروز وارد شده ولي كمتر كسي متوجه مي‌شود بچه وسيله و از چه تاريخ در فارسي امروز مصطلح و متداول گرديده است.     [33]

بدون ترديد اين كلمه مينيلتور كه درلغت بمعني كوچكتر نشان دادن و در اصطلاح بنقاشي ظريف و يا با تذهيب اطلاق مي‌گردد بيش از چهل تا پنجاه سال نيست كه در زبان ما جاري شده و قبل از آن هرگز مردم عادي حتي باسواد هم معني اين كلمه را نمي‌دانستند. تنها افراد معدودي كه بزبان فرانسه كاملاً آشنائي داشتند بعنوان يك لغت خارجي معني آن را مي‌فهميدند.

داستان حضرت يونس و ماهي – از جوامع التواريخ - اواخر قرن 16

مصطلح شدن لغت مينياتور در زبان فارسي دو دليل اساسي دارد. اول اينكه نقاشي بسبك اروپائي از قرن 18 در سبك نقاشان ايراني نفوذ خود را آغاز كرد و در سراسر قرن نوردهم بتدريج زياد مي‌شود تا بحدي كه در اوايل قرن بيستم نقاشي كلاسيك در ايران سبك و شيوه مشخصي بشمار آمد. نمونه‌هاي نقاشي از دوره زنديه و اوايل و اواسط و اواخر قاجاريه و آثار نقاشي استاد كمال الملك مؤيد اين موضوع است.

تصوير مردي پير از رضاي عباسي عهد صفويه – ابتداي قرن 17

 

دوم بر اثر توجه مستشرقين به آثار ايران هئيت‌هاي باستان شناسي فرانسوي كه در اوايل قرن بيستم بايران آمدند ضمن كاوش‌هاي علمي و كشف آثار باستاني، كتب خطي داراي مجالسي مينياتور قديمي و قطعات نقاشي قديم ايراني را جمعآوري مي‌كردند و در اين جستجو بتدريج كلمه مينياتور را متداول كردند. در سال 1309 شمسي كه بامر رضا شاه بمنظور تجديد حيات هنر‌هاي ملي ايران مؤسسه صنايع قديمه تأسيس گرديد و مقرر شد رشته‌هاي نقشه‌كشي قالي و كاشي و مينياتور – تذهيب – زري بافي – منبت كاري – خاتم سازي و غيره ايجاد گردد روي كلمه مينياتور بحثي مفصل بعمل آمد و در نتيجه آن كلمه نقاشي را بنقاشان كلاسيك اختصاص دادند و رشته مينياتور را بهمان لغت اروپائي مينياتور ناميدند و از آن تاريخ رسماً كلاس مينياتور در مؤسسه صنايع قديمه افتتاح شد و بتدريج كلمه مينياتور در زبان فارسي رايج و مصطلح گرديد تا امروز كه هركسي معني كلي و مفهوم آنرا بخوبي مي‌فهمد.     [35]

نشستن خسرو بر تخت - از خمسه نظامي - عهد صفويه