شفائيه، هادي. "عكاسي". ازكلاس هنر. دوره1-5، ش30 (فروردين44): ص 42-47، تصوير، طرح.  

 

 

خلاصه: چگونه از مناظر دور، سبزي‌ها، اززيردرختان، آسمان، دريا، آب، برف، كوههاي بلند، پانوراما، مناظرشهري عكس گرفته مي‌شود.

عكاسي

هادي

 

مناظر

دورها

حتماً در بيابانها و كوهستانها متوجه شده ايد كه فواصل دور برنگ آبي و روشن ديده مي شود. اين رنگ مربوط به بخاراتيست كه در هوا وجود دارد. آنرا « پرده ي اتمسفر» مينامند كه در عكاسي مناظر به مقدار زيادي از وضوح تصاوير مي كاهد.

 

بر طرف ساختن اين پرده به وسيله‌ي فيلترهائي از قبيل نارنجي يا قرمز امكان پذير نيست و با وجود خاصيت و تاثير كه براي فيلترهائي زرد، زرد تيره و يا زرد و سبز در اين مورد قائلند عملاً نتيجه حاصل نمي شود. تنها راه چاره براي بدست آوردن عكس هائيكه پرده ي مزبور نسبتاً كمتر به چشم بخورد انتخاب ساعتي مناسب است و مساعدتر ين زمان از لحاظ شرايط جوي صبح يا عصر يك روز آفتابي مخصوصاً در هواي صاف بعد از بارندگي است.

با وجود تمام اشكالاتي كه گفته شد بعضاً با عكسهاي مناظر بسيار دور كه در نهايت وضوح ديده مي شوند روبرو مي شويم. بايد دانست كه در گرفتن آنها از فيلمهاي مخصوصي كه باشعه زير قرمز ( انفرا روژ) حساسند با فيلتر خاص آن استفاده شده. عكاسي با اين نور بحث جالب مفصلي است كه بيشتر از كارهاي هنري در موارد علمي از آن كمك گرفته مي شود و بعدها راجع بآن خواهيم نوشت.

پرده آتمسفر – گرچه در اين قبيل مناظر از وضوح نواحي دور مي كاهد اما در عوض احساس عمق و فاصله را ممكن مي سازد.

سبزي‌ها

پيشتر گفتيم: براي اينكه توده هاي سبزي، كه اكثراً در تصاوير منظره وجود دارد، روشن تر و داراي وضوح كامل بوده و جزئياتشان معلوم باشد لازم است از فيلتر سبز -زرد ( اين فيلتر با فيلتر زرد – سبز اشتباه نشود زيرا در اولي رنگ سبز حاكم است و در دومي رنگ زرد ) و يا فيلتر سبز استفاده شود. چمنها و سبزيها با كمترين وزش باد به حركت در ميايند. اين مقدار حركت براي از بين بردن قسمتي از وضوح عكس كافيست. بعضي ها دوست دارند عمداً چنين محوي ديده شود تا در تصويري كه تهيه مي كند حركت و جنبشي به چشم بخورد. براي بدست آوردن چنين حالتي، مواقعي كه نسيم ملايمي در وزش است، با سرعتهاي نظير 25/1 ثانيه عمل كنيد.

زير درختان

اين، يكي از موضوعات بسيار جالب است كه توفيق در آن چندان سهل و ساده نمي باشد. مناسبترين محل براي عكسبرداري زير درخنان كم برگ است. چنين موقيعتي در بهارو همچنين در پاييز( زماني كه برگها مي ريزد و روي زمين را مي پوشاند) پيش مي آيد.

با استفاده از فيلتر سبز رنگ چمنها و درختان روشن تر مي شود.

در اين مورد، بهترين وضع ضد نور يا اقلاً نور مايل است. در موقع عكاسي ضد نور لازم است با انتخاب نقطه مناسبي براي قرار دادن دوربين آفتاب را در پشت در ختي پنهان كرد و از تابش نور مستقيم آن به دوربين جلوگيري به عمل آورد. چون ايجاد ميدان وضوح بسيار وسيع و در اين مورد ضروري است لذا از بسته ترين ديافراگم بايد استفاده كرد در نتيجه سرعت عمل كم خواهد شد و حتي گاهي به طور غير فوري (B) عكاسي مي شود. بديهي است قرار دادن دوربين در روي سه پايه حتمي است. در مواقعي كه باد شديد مي وزد به طور كلي بهتر است صرفنظر كرد.

انتخاب فيلمي كه داراي كنتر است كم باشد ترجيح دارد. كه در ظهور آن نيز لازم است تا جزئيات موضوع از بين نرود. استفاده از فيلتر ابداً لزومي ندارد.

تنظيم دوربين براي فاصله ها ي نزديك انجام مي گيرد تا درختاني كه در پلان اول قرار دارند كاملاً واضح باشند.

يك عكس جالب در زير درختان.

در انتخاب نقطه‌ي ديدكه كمپوزيسيون تصوير بدان بستگي دارد دقت فراوان بايد كرد و تنها به اجتماع چند درخت قانع       [42]        نبوده و در جايي دوربين را قرارداد كه به تدريج قد درختان كوچكتر شود و به اصطلاح « خطوط دور شونده»تشكيل دهند.

آسمان

مورد بحث، در اين جا آسماني نسيت كه در هر عكس منظره يي ديده مي شود. بلكه آسمانهايست كه فقط به خاطر قشنگي خود ( هنگام غروب آفتاب يا زماني كه داراي ابرهاي جالب و زيبا ست) موضوع قرار مي گيرد.

چون با هر يك از فيلترها نتيجه يي دگرگونه بدست مي آيد لذا قبلاً بايد در باره ي آن فكر و دقت كرد تا در انتخاب فيلتر اشتباهي رخ ندهد و نتيجه از حد مورد نظر تجاوز نكند.

مثلاً مقصد به دست آوردن آسماني ملايم با ابرهاي سفيد باشد فيلتر زرد يا زرد ـ سبز كفايت مي كند ولي اگر بخواهند تيره گي آن بيشتر بوده و حتي به سياهي برسد از فيلتر نارنجي و قرمز بايد كمك گرفت.

محاسبه ي نور در اين مورد اهميت فراوان دارد، هم چنانكه از كم بودن آن نتيجه ي مطلوب حاصل نمي شود زياد شدنش نيز موجب ضايعات ميگردد. مقدار نور حتماً بايد براي آسمان حساب شود نه خاك بياد داشته باشيد كه نور سنج در اينجا معمولاً كمك نمي كند و تقريباً هميشه باعث زيادي نور مي شود.

گر چه در اين جا از كمپوزيسيون چيزي نمي توان گفت، معهذا وجود رشته ي باريكي از خاك در قسمت پائين عكسها تقريباً به رنگ سياه ديده مي شود پايه يي براي تصوير ايجاد ميكند و موجب عطف توجه بيشتري به سوي آسمان مي گردد.       [43]

دريا ـ آب

در اكثر عكسهائيكه در كنار در يا گرفته مي شود به علت افراط در بكار بردن در فيلترها رنگ آب خيلي تيره تر از حد طيبعي به نظر مي رسد. از اين رو در استفاده از فيلتر هايي مانند سبز و زرد كه مانع عبور اشعه آبي است نبايد زياده روي كرد.

مخصوصاً فراموش نشود كه عكس سياه ـ سفيد است و زيباي رنگهايي كه موجب فريب چشم مي گردد در آن ديده نخواهد شد.پس بايد به فكر نتيجه ي كار بود و آن را خوب در مقابل چشم مجسم كرد تا به مسائل جالب ديگري توجه داشت.

مثلاً امواج پرجوش و خروش و ماسه هاي پلاژ كه بر اثر وزش باد پر نقش و نگار شده اند، گياهان ساحلي كه در برابر آسمان خود نمايي مي كنند و غيره….

طبق آنچه كه قبلاً نيز گفته شد فاصله دوربين را براي اولين رديف امواج تنظيم كرده به حد امكان ضد نور عكس بگيريد. براي اينكه امواج بطور واضح ديده شود لازم است از سرعتهاي نسبتاً زياد مانند 250/1 استفاده كرد. اما در نظر باشد كه سرعتهاي خيلي زياد (از قبيل 1000/1) باعث از بين رفتن حالت امواج مي گردد و آنها را به شكل ميخكوب شده و كاملاً بيحركت نشان مي دهد. فراموش نشود كه چون نور كنار دريا فوق العاده مؤثر است لذا حساب هاي نورسنج به سوي پر نوري گرايش دارد.

در عكسبرداريهاي كنار دريا فيلمهاي متوسط و حتي ضعيف كفايت مي كند.

براي دوري از ابتذال، چنين مناظري احتياج به كمپوزيسيون هاي دقيق و خوب دارد معمولاً اشيائي از قبيل ني هاي كناره، قايقها و نظاير آن در پلان اول با ارزش و اهميتي در حد لزوم كمك فراوان مي كند. در مناظر رودخانه ها از خطوطي كه به طرز جالب و زيبائي رفته رفته دور مي شوند مي توان استفاده كرد.

در اغلب موارد مناسب ترين روشنائي وضع ضد نور است.

تصوير زيبايي از دريا و آسمان كه بطور ضد نور گرفته شده.

برف

گرفتن عكس هاي منظره ي برف در مواقعي كه آفتاب در پس پرده ابرهاست تجربه و مهارت كافي لازم دارد. اما وقتي آفتاب ميدرخشد و سايه هاي خفيفي از نقش در خت ها، خانه ها، انسان ها و غيره بر ر وي برف نقش بسته كار ساده تر و راحت تر است. هر چه آفتاب پائين تر باشد و نور مايل تر بر سطح زمين بتابد نتيجه زيبا تر و جالب خواهد بود زيرا در اين حالت كوچكترين پستي و بلندي، مانند جاي پاي انسان و حيوان        [44]         و اسكي و غيره حتي دانه هاي برف بطرز باشكوهي خود نمائي خواهد كرد. تنها در بكار بردن فيلترهائيكه سفيدي برف را زايل ميسازد نبايد افراط كرد بلكه بهتر است بكلي از آنها صرفنظر گردد. اما فيلتر ضد اشعه ماوراء بنفش (U.V.) را به هيچ وجه فراموش نكنيد.

چون اكثراً در صحنه هاي برفي، نور بيش از حد لازم به فيلم مي رسد و موجب سياه شدن آن و از بين رفتن جزييات و ريزه كاريهاي برف مي گردد لذا استفاده از فيلمهاي متوسط و ضعيف توصيه مي شود. و محاسبه بسيار دقيق و صحيح نور و همچنين ظهور كافي فيلم تاكيد مي گردد.

در روي برف نيز حالتهاي ضد نور بهترين و جالبترين تصاوير را ايجاد مي كند.

عكس ضد نور در روي برف با سايه هاي بسيار ملايم.

كوههاي بلند

مورد بحث، در اينجا كوههاييست كه بيشتر از 2000 متر از سطح دريا ارتفاع دارند زيرا در ازتفاعات پايين تر از اين حد اشكالات و مسايل خاصي مطرح نيست. اما در بالاتر از دوازه هزار متر اشعه ماورا بنفش زيادي وجود دارد كه به چشم ديده       [45]       نمي شود ولي روي فيلم تاثير كرده و وضوح مناظر را از بين مي برد.

كساني كه به چنين ارتفاعاتي سعود كرده و مي خواهند شروع به عكسبرداري نمايند بهتر است به طور دايم فيلتر (U.V.) را روي ابژكتيف قرار دهند و در هيچ موضوع و موردي آن را بر ندارند. بطوريكه مي دانيد اين فيلتر ضريبي ندارد و نور اضافه نمي خواهد.

به استثناي مواردي كه منظور بدست آوردن حالتهاي خاصي است از استعمال فيلتر هاي زرد و نارنجي خود داري بايد كرد، زيرا آسمان را خيلي تيره و حتي سياه مي كند.

در اينجا نيز به علت وجود نور زياد فيلم متوسط كفايت مي كند و لازم است از زياد نور ديدن فيلم ممانعت به عمل آورد.

براي زيبا ترين تصاوير كوههاي بلند نيز حالت ضد نور مناسب تر است.

پانوراما

شايد بعضاً عكس يك رشته كوه و يا شهري را ديده‌ايد كه داراي ابعاد غير عادي است و تمام سلسله جبال و يا شهر و ميداني را يكجا نشان مي دهد . چنين تصاويري را كه عرض و طولشان باهم خيلي اختلاف داشته و از مجموعه چندين عكس، با قرار دادن آنها در پهلوي هم، به وجود آمده‌اند تصاوير پانوراميك مي‌نامند كه در حقيقت مي‌توان گفت عبارت از گشتي است در افق.

هيچ يك از ابژكتيف هاي عادي، هر قدر هم داراي كانون كوتاه و زاويه ديد گشادتري باشد، نمي تواند چنين فضاي زيادي را در برگيرد. بايد كه با چرخش دوربين روي سطح كاملاً عكسهاي متوالي گرفت و سپس آنها را كنار هم گذاشت.

كمپزيسيون آرابسك (شاخ و برگ دار)

كمپوزيسيون قطري.

كمپوزيسيون دكوراتيو

كمپوزيسيون مشبك

چون در طول اجراي برنامه‌ي عكسبرداري دوربين وضع افقي خود را به هيچ وجه نبايد از دست بدهد لذا وجود سه پايه‌ي خوب و محكم از ضروريات است. پايه هاي را با دقت تمام روي زمين مستقر نماييد زيرا كوچكترين حركت و تغيير مكان براي از بين بردن تمام شانس موفقيت، كافي است.

وجود سر سه پايه گردان مجهز به تقسيمات 360 درجه‌يي و حداقل سر سه پايه گردان حتمي است (كه در اين صورت لازم است هر بار يك نقطه از موضوع را به عنوان وجه مقايسه در نظر گرفت.)

براي اينكه ميدان ديد به حد امكان افزايش يابد مي توان از عدسي هاي زاويه گشاد (كوناه كانون) استفاده كرد. و چون در جور كردن و سوار نمودن عكسها در پهلوي هم، از لحاظ حفظ وضع افقي اشكالاتي پيش مي آيد لذا بهتر است به 3 تصوير اكتفا نمود.

پانوراما يكي از انواع عكسبرداري هايست كه توفيق در آن خالي از اشكال نيست و احتياطهای زير را لازم دارد:

1ـ در موقع عكسبرداري ـ لبه هاي دو تصوير       [46]        را به حد كافي روي هم بايد سوار كرد تا تطبيق عكسها آسان تر باشد. يعني در هر عكس مقداري از منظره كه در عكس قبلي گرفته شده دوباره بايد گرفته شود.

تمام عكسها را روي يك حلقه فيلم بگيريد تا ظهور آن يكنواخت و آسان باشد.

به تغيير نور منظره، كه در نتيجه عبور ابر و غيره پيش مي آيد توجه داشته باشيد تا تمام تصاوير، نور يكسان داشته باشند.

2ـ در لابراتوار ـ در صورتي كه روي فيلمهاي جداگانه عكس گرفته شده باشد ظهوري كاملاً مساوي لازم است (محلول و درجه حرارت و زمان واحد).

كمپوزيسيون هندسي.

3 – در چاپ – چون لازم است تمام تصاوير از لحاظ رنگ كاملاً يكسان باشد لذا همه را پشت سر هم نور داده و با هم ظاهر كرد (مانند نگاتيف ها).

پس از اينكه همه عكسها حاضر و اطراف آنها بريده شد با چنان دقتي بايد كنار همديگر قرار گيرند كه در موقع نگاه كردن به نظر برسد از نگاتيف واحدي چاپ شده است.

مناظر شهر

در اين مورد به ندرت مي توان به عكسي تصادف كرد كه ساختمانهايي در آن ديده نشود. گاهي اين عناصر چنان اهميتي در تصوير كسب مي كنند كه انسان در قرار دادن آن عكس در رديف منظره دچار شك و ترديد مي گردد. اما با وجود اين كاخي كه در ميان چمن ها و درختان قرار گرفته يا كوچه‌ي يك دهكده با ديوارهاي كاغذي و خانه هاي دهقانيش جز «منظره» چيز ديگري نميتواند باشد فقط براي اينكه از مناظري مربوط به «طبيعت» مطلق مشخص گردد مي توانيم آنها را «مناظر شهري» نام گذاري كنيم.

اين مناظر نيز تحت قواعد و قوانين مربوط به مناظر ديگر قرار مي گيرد و علاوه بر آنها اشكالات و مسايل خاص خود را هم دارد كمپوزيسيون آنها پيچيده تر است زيرا تركيب بندي جمع و جورتري كه بستگي و رابطه دقيقتر و بيشتري با خطوط داشته باشد لازم دارد.

يك منظره جالب شهري.

مخصوصاً در انتخاب نقطه‌ي ديد ذوق و سليقه بايد بكار برد تا تصاويري كه بدست مي آيد از عكسهاي منظره اي كه به شكل كارت پستال در مغازه ها به فروش مي رسد تميز و تشخيص داده شود.        [47]