بهنام، عيسي. "نگاهي به گذشته‌ها با كمك باستانشناسي". دوره 3، ش 30 (فروردين 44): ص 6-9، تصوير.

 

 

خلاصه:  اختراع خط ميخي توسط سومريان، درباره شهرهاي "اور" ،‌"لگش" ، "نيپور" ، "اوروك" و شوش ـ شيوه جنگ سربازان سومري واكدي، بررسي نقش سنگ يادگار "نارام سين شاه اكد" و نقش برجسته‌اي ازگيل ـ گومش ـ قبايل گوتي، موقعيت شهرلگش، مجسمه‌هاي كودآ و همسرش از 2100 سال پ.م.

 

نگاهي بگذشته‌ها بكمك باستانشناسي(3)

دكتر عيسي بهنام    استاد دانشكده ادبيات

 

تدريجاً تاريخ گذشته از تاريكي بيرون مي آيد. امروز فريضة آمدن سومريها از كوههاي مغرب ايران به جلگه بين النهرين طرفداران زيادتري پيدا كرده است. حتي بعضي از دانشمندان صحبت از آريايي بودن زبان سومريها كرده اند. سومريها نخستين كساني بودند كه با روش بسيار دقيق خط را اختراع كردند، و چون روش آنها صحيح بود بزودي علامات مبدل به ميخهايي شد كه كار خواندن و نوشتن را راحت كرد و مقدمات ايجاد خطوط جديد فراهم شد. از حدود 1800 سال پيش از ميلاد تا 2470 شهر هاي سومر در راه پيشرفت تمدن ترقي سريع نمودند و قسمتي از اين پيشرفت از آثار هنري آنها كه امروز بدست ما رسيده نمايان مي گردد.

شهر هاي «اور» و «لگش» و «نيپور» «اوروك» و شوش در اواسط هزاره سوم پيش از ميلاد يعني تقريباً 4500 سال پيش شهرت و اهميتي پيدا كردند تا روزي رسيد كه پادشاه شهر «اوما» كه «لوگال زاگي زي» نام داشت تصميم گرفت تمام اين شهر ها را تحت حكومت واحدي در آورد و در اين كار موفقيت پيدا كرد ولي در همان حال بساميها كه در شمال سومر در اطراف شهر اگده اقامت داشتند فشار فوق العاده وارد آورد و نتيجه اين فشار اين شد كه ساميها شورش كردند و تحت رياست سربازي كه پدرش سَّقا بود و بعدها «سارگن» ناميده شد بشهرهاي سومر حمله كردند و چون آنانرا غافلگير كردند بر آنها پيروز شدند. علت ديگر پيروزي آنها اين بود كه سربازان سومري همانطوري كه در مقالات پيش ديده شد سلاح سنگين بر تن داشتند و تشكيلات نظامي منظمي را تشكيل مي دادند كه بصورت دسته جمعي      [6]       در ميدانهاي جنگ پيش مي رفتند و سلاح آنها نيزه هاي بلند بود، و نيزه داران زير حمايت سپرداران مانند دژ محكمي به جلو مي رفتند و صفوف دشمن را بهم مي زدند و در ميان آنها ترس و وحشت مي انداختند. سربازان اگدي بر عكس سومريها هيچ نو ع سلاح سنگين نداشتند و از دور با پرتاب كردن پيكان هاي برنزي بر دشمن حمله مي بردند و اگر دشمن موفق به پيش روي مي شد متفرق شده در نقطه ديگري مجدداً اجتماع مي كردند و با پرتاب كردن پيكانهاي خود حملات را تجديد مي كردند و دشمن را خسته مي نمودند بعلاوه حركت در نقاط كوهستاني و جنگلها و پستي و بلنديها براي لشگريان اگدي كه هيچ نوع سلاح سنگيني همراه نداشتند خيلي راحت تر بود.

بهر حال اگدي ها در سال 2470 پيش از ميلاد پنج ناحيه سومر و شوش را تحت اطاعت خود در آورند و يكي از پادشاهان كه «نارام سين» نام داشت پس از تصرف شوش بنواحي كوهستاني مغرب ايران نيز تجاوز كرد و با لولو ئيها كه در آن نواحي مسكن داشتند مصاف داد و پيروز شد و يادگار اين پيروزي را لوحه اي سنگي بصورت نقش برجسته نمايش داد و آنرا در معبد شهر «سيپار» قرار داد ولي پس از اينكه دو قرن بعد سومريها موفق شدند اگديها را از شهرهاي سومر بيرون كنند اين سنگ يادگار را بعنوان غنيمت جنگي به شوش آوردند و فرانسويها در ضمن كاوشهاي شوش آنرا پيدا كرده به موزه لوور در پاريس بردند و اكنون در آن موزه موجود است (شكل1)

 

 

سنگ يادگار « نارام سين » كه بصورت غنيمت جنگي به شوش آورده شد و فرانسوي‌ها آنرا در آن شهر پيدا كرده‌اند و به موزه لوور پاريس بردند.

نقش سنگ يادگار «نارام سين» يكي از كارهاي هنري خوب ايام پيشين است. حركات سربازاني كه از كوه بالا مي روند و در ميان جنگل با دشمن مي جنگند خوب نشان داده شده. همه آنها بطرف بالا نگاه مي كنند و ستارگاني كه علامت خدايان است شاهد پيروزي آنانند .

در واقع با وجود جنگ هنر و صنعت در ناحية سومر به پيشرفت خود ادامه داد و شاهكارهاي هنري فراوان از همين زمان بدست آمده است كه در موزه هاي اروپا و امريكا محفوظ مي باشند.       [7]

براي نمونه نقش برجسته ايرا كه «گيلگامش» قهرمان سومري را در حال نزاع با شير نشان مي دهد ارائه مي دهيم (شكل 2).

اين نقش ابتدا روي سنگ كوچك استوانه اي شكلي كه عتيقه فروشان آنرا «لول » مي نامند كنده شده و در ميان آن نخي رد مي كرده اند و آنرا بگردن آويزان مي نموده اند و اين نقش علامت شخصي اشخاص بوده، همان طوريكه امروز هركس مهري دارد. وقتي قرار دادي نوشته مي شد و لازم مي شد آن شخص علامت خود را در زير آن قرار داد بگذارد از اين «لول»يا مهر استفاده مي كرد و آن را در زير قرارداد كه از گل رس نرم و خام بود مي چرخانيد و باين طريق نقش مزبور بصورت برجسته ظاهر مي گرديد. ضمناً چون موضوع روي اين «لول ها» و مهرها هميشه مربوط به امور مذهبي بود صاحب آنرا همواره تحت حمايت خود مي گرفت. همانطوريكه امروز بعضيها بگردنشان مثلاُ كلمه «الله» را آويزان مي كنند اين لول ها و مهر ها امروز بمقدار زيادي در ضمن كاوشها بدست مي آيد و از مهارت صنعتگران سومري حكايت مي كند. در اين نقش «گيلگامش» قهرمان سومري شير بزرگي را بالاي سر بلند مي كند كه آنرا بر زمين كوبد.

گيلگامش قهرمان سومري در حال نزاع با شير از 4000 سال پيش

بهر حال 200 سال بعد از پيروزي اگديها بر سومريها قبايل گوتي كه در كوههاي مغرب ايران زندگي مي كردند و سواران بسيار جنگجو بودند ناگهان از كوههاي خود سرازير شده اگديها را مغلوب نموده تمام سومر را نيز زير حكومت خود در آوردند و سومريها در سرنگون شدن حكومت اگديها دخيل بودند زيرا بلافاصله پس از پيرروزي «گوتي» ها مجداً استقلال خود را بدست آوردند. يكي از شهرهايي كه پس از پيروزي «گوتيها» شهرت زياد پيدا كرد شهر «لگش» نزديك شوش و در ميان دو نهر بود. در حدود 2100 سال پيش از ميلاد يعني 4100 سال پيش، در شهر لگش سلسله اي از پادشاهان سلطنت مي كردند كه معروفترين آنها «گودئا» نام داشت و در زمان او هنر مجسمه سازي پيشرفت فوق العاده كرد. فرانسويها در محل قديمي شهر «لگش» كاوشهاي دقيقي نمودند (شكل 3) و نتايج كارشان پيدا شدن تعداد زيادي از آثار متعلق به پادشاه آن شهر (گودئا) است كه امروز در موزه لوور است.

كاوش هييت باستان شناسي فرانسوي در شهر لگش

 

شكل شماره 4 «گودئا » پادشاه لگش را در حدود 2100 سال پيش از ميلاد در آن شهر حكومت مي كرده نشان مي دهد كه در سومر در هنر       [8]        پيكر سازي در آن موقع پيشرفت فوق العاده حاصل شده. ضمناً اين طور به نظر مي رسد كه مد مربوط بريش و سبيل دايماً در تغيير بوده زيرا در مجسمه هاي قبل معمولاً سبيل و موي سر را مي تراشيدند و ريش را باقي مي گذاشتند. در اينجا سبيل و ريش و موي سر همه تراشيده شده است.

(شكل 5) زن گودئا را نشان مي دهد و همان طوريكه از روي اين مجسمه فهميده مي شود ملكه لگش بسيار با سليقه بوده و اين مطلب از گردن بند وي و طرز تزيين موهايش و كلاهيكه بر سر دارد و تزييناتي كه روي جامه اش ديده مي شود استنباط مي گردد.

بيم اين مي رود كه خوانندگان اين مجله از مطالعه آثاري كه بيش از 4500 سال با آنها فاصله دارد ملول شوند ولي با اينحال مطالعه اين مقاله بي فايده نيست زيرا لااقل نشان مي دهد كه در بسياري از آداب و رسوم در مشرق زمين از چهار هزار سال پيش تا كنون تغييري حاصل نشده است.        [9]

مجسمه سنگي ملكه گودئا

 

سر مجسمه سنگي از گودئا پادشاه لگش متعلق به 2100 سال پيش از ميلاد