بهنام، عيسي. "نمونه‌هايي از شاهكارهاي هنري ايران ازهشت هزار سال پيش". دوره 3،‌ ش 32و 33 (خردادوتير 44): ص 3-7، تصوير.

 

 

خلاصه:معرفي دونمونه از هنر مجسمه‌سازي ازهشت هزارسال پيش مكشوف از "تپه سراب" نزديك كرمانشاه: الهه باروري و خوك وحشي از جنس گل پخته ـ شرحي بر ويژگي دسته چاقويي از استخوان تراشيده از 4200 سال پيش از ميلاد از سيلك ـ بررسي نقش كاسه‌اي از شش هزار سال پيش ازتل بكون (حوالي تخت جمشيد)، مجسمه كوچك گاو از تپه مارليك از سه هزارسال پيش.

نمونه‌هايي از : شاهكارهاي هنري ايران از هشت هزار سال پيش

دكتر عيسي بهنام   استاد دانشكده ادبيات

در سالهاي اخير، هنر قديم ايران بيش از سابق مورد توجه خارجيان واقع گرديده. در حقيقت در حدود نيم قرن قبل از جنگ اول جهاني، دستجات متعدد محققان، كاوش كنندگان و هيت‌هاي علمي مامور از طرف دانشگاه‌ها يا موزه‌ها، خاك بين النهرين را زيرورو كردند، وآثار زيادي از زير خاك آن بيرون آوردند، و طبعاً با كشف اين آثار بود كه نتيجه گرفتند كه بين النهرين اولين مركزي بوده است كه تمدن نوع بشري درآن بوجود آمده است، و اين نتيجه را كتيبه‌هاي متعددي را كه در آن سرزمين پيدا شده بود تاييد ميكردو در واقع براي نخستين بار مقدمات ايجاد خط ميخي در سومر، و خصوصاً در شوش و نواحي مجاور آن، مانند شهرهاي اور، اوروك، جمدت نصر و غيره، ولي با وجود تمام اين پيدايشها هنوز معلوم نيست اقوامي كه اين تمدن را دراين سرزمين بوجود آوردند از چه نژادي بودند. آيا آنها مردماني بودند كه در همان سرزمين بوجود آمده بودند، يا از محل ديگري بآن نواحي مهاجرت كرده بودند.

قطعاً خوانندگان ميگويند چه مانعي دارد كه در همان سرزمين بوجود آمده باشند. ولي باستان شناسان ناچارند بگويند از محل ديگري به آن سرزمين آمده‌اند، چون مثلاً در شهرهايي مانند شهر شوش، قديمترين آثاري كه روي زمين بكر بدست آمده بقدري از نظر ارزش هنري عاليست، كه قطعاً از مردمي بوده است كه لااقل چندين هزار سال مدنيت را پشت سر گذاشته بوده‌اند. اگر بنا بود اين مردم در همان محل       [3]       بوجود آمده باشند لازم ميبود آثاري از زمانهائيكه هنوز هنري نداشتند، و در جستجوي راهي براي پيدا كردن هنر و تمدن بودند كشف گردد.

اين آثار در جستجوي اوليه در شهرهاي مانند كاشان بدست آمده، و تدريجاً نظاير آن در بسياري از نقاط ايران از زير خاك بيرون مي‌آيد،‌و اين امر باعث شده است كه در حال حاضر فرانسويان با سرپرستي دانشمند معروف آقاي پرفسور گيرشمن، و ايطالياييها با راهنمايي شرق شناس و باستان شناس شهير آقاي پرفسور توچي، و امريكاييها با سرپرستي هيتهاي متعدد از دانشگاهها يا موزه‌هاي آن كشور، علاقمند بتفحصات در خاك ايران شده‌اند. پيدايشهاي زيويه، حسنلو و مارليك باعث تاييد اين نظر و تشويق آنان در راه كاوشهاي علمي گرديد.

شكل 1- تصوير الهه فراواني – مكشوف در تپه سراب نزديك كرمانشاه – متعلق به حدود 6000 سال پيش از ميلاد . موزه ايران باستان- ارتفاع مجسمه 6 سانتي‌متر

اخيراً در تپه سراب نزديك كرمانشاه دو مجسمه كوچك از گل پخته كشف گرديد، كه دو نمونه از شاهكارهاي هنري هشتهزار سال پيش ميباشد. اين دو شاهكار اگر بدست قاچاقچيان افتاده بود از بين ميرفت، زيرا آنها فقط بطلا،خصوصاً به جامهاي زرين،‌ و مجسمه‌هاي گاو و قوچ ،علاقه دارند، و بقيه اشياييكه بدستشان ميرسد توجه آنها را بخود معطوف نميسازد.(شكلهاي 1و2).

بسيار قابل توجه است كه ديده شود مردميكه 8000 سال پيش در تپه سراب سكونت داشته‌اند مجسمه‌هايي ساخته‌اند، كه امروز در ميان هر نوع «بينال» يا نمايشگاهي از هنر جديد، خود را غريبه نميدانند و حق اين است كه موزه ايران باستان براي اين دو مجسمه كوچك يك قفسه بخصوص يك تخصيص دهد، و آنرا طوري روشن كند كه توجه تماشاكنندگان را بخود جلب كند. در واقع زني كه در شكل شماره (1) نشان داده شده بدست هنرمندي ساخته شده، كه كاملاً بهنر خود مسلط بوده. تناسب خطوط كاملاً رعايت شده، و اگر اين مجسمه سر ندارد براي اين است كه نقشي از شخص معيني نيست، بلكه تصوير الهه ايست، الهه آباداني و فراواني، كه شير در پستانهايش لبريز است، و فراواني و قدرت و شادي از آن تراوش ميكند. شايد وقتي هنرمند اين مجسمه را ساخت، بسر او رسيد، وحشت داشت كه سري براي او بسازد، زيرا در واقع مگر مي‌توان براي الهه سري ساخت. مگر نه اينكه الهه با انسان شباهتي نداردؤ و چيزي مافوق انسانهاست.

شكل 2- تصوير يك خوك وحشي – مكشوف در تپه سراب نزديك كرمانشاه- متعلق به حدود 6000 سال پيش از ميلاد

مجسمه‌ساز فرانسوي «لورنس» در سال 1939 زن اسپانيولي را بهمين صورت نقش كرده (شكل3).

او هم از نماياندن       [4]      صورت آن زن وحشت داشته ، زيرا صورت او را چنان زيبا ميپنداشته كه بخود اجازه طرح آنرا نميداده است.

هنرمند سرابي يك خوك وحشي نيز با گل ساخته (شكل2) و براي نشان دادن پشمهاي بدن او خطوط غير منظمي كشيده.

مجسمه ساز فرانسوي «پومپون» در سال 1925 همان اگراز را بهمان سبك در سنگ تراشيده (شكل4).

مثل اينكه اين دو گراز با هم برابرند يا طرز فكر هنرمند هشت هزار سال پيش با هنرمند قرن بيستم يكي بوده است.

دسته چاقويي كه در استخوان تراشيده شده و در پايين ترين طبقات تپه سيلك در مجاورت كاشان كشف گرديده متعلق به 4200 سال پيش از ميلاد است. در اينجا انساني در مقابل خداوند در حال تواضع ايستاده . تيغه چاقو از سنگ چخماخ بوده، زيرا در آن زمان انسان هنوز بوجود فلزات پي نبرده بوده است، يا لااقل نمي‌توانسته است از آن براي ساختن تيغه چاقو استفاده كند. با اينحال اين دسته چاقو را در استخوان با كمال مهارت تراشيده است.(شكل5)

شكل 3- مجسمه زن اسپانيولي كار «لورنس» - 1939.

 

شكل5- دسته چاقويي كه در استخوان تراشيده شده و تيغه آن از سنگ است اين دسته چاقو انساني را در حال تواضع در مقابل خداوند نشان مي‌دهد و از تپه سيلك در مجاورت شهر كاشان پيدا شده – 4200 پيش از ميلاد – موزه ايران باستان

 

 

شكل4- مجسمه گراز – كار «پومپون» - 1925.

در تل بكون، نزديك تخت جمشيد، در حدود شش هزار سال پيش، هنر مند نقاش براي زينت كاسه اي كه در آن آب يا آش مي خورده، از دو شاخ بز كوهي استفاده نموده، وآن را به صورت مارپيچ بزرگي در آورده، در حاليكه خود حيوان نسبت به شاخهايش بسيار كوچك نشان داده شده. و واقع چيزي كه در بز كوهي بيش از همه توجه انسان را به خود جلب مي كند همان شاخهاي بلند اوست. مگر در همين سالهاي اخير پيكاسو و مقلدانش چشم و بيني و دست و پا و حتي پستانهاي انسان را از هم تفكيك نكردند و هر كدام را به ميل و سليقه خودشان در هر محلي كه خوششان آمد قرار نداند. بسياري از ما هنوز از بعضي از اين گونه كارهاي نقاشي مانند پيكاسو سر در نياورده ايم، ولي كار نقاش تل بكون فهميدني است، زيرا به قدري شاخهاي اين حيوان او را مجذوب ساخته كه جز آن چيزي نديده، و آن را موضوع تزيين ظرف خود قرار داده است (شكل6)

بنابراين شايد بتوانيم آن مطلب را كه بارها به زبان آورده شده تكرار كنيم كه در اين عالم هيچ چيز تازه نيست، و يا اين جهان كهنه تر از آن است كه من و شما تصور آن را مي كنيم.

ملاحظه فرماييد هنرمند مارليك گاو را به‌چه صورت در آورده است.( شكل 7)

شكل 7- گاو مارليك ـ كلكسيون شخصي در نيويورك. ارتفاع 10 سانتي متر.

شكل6- كاسه سفالين منقوش از تل باكون نزديك تخت جمشيد پيدا شده و متعلق به 3600 سال پيش از ميلاد است. روي اين ظرف نقش شاخهاي بز كوهي به صورت تزييني ديده مي شود. موزه ايران باستان

اين گاو با خرس سفيد هنرمند فرانسوي قابل مقايسه است (شكل8)

گاو مارليك از حدود سه هزار سال پيش است و اگر شما مي توانسته ايد عكس رنگين آن را ببينيد بيش از اين از ديدن آن لذت مي برديد.      [5]

در كدام مغازه اي از مغازه هاي تهران ظرف زيبايي نظير آنچه كه هنر مند كاشي در تپه سيلك، در سه هزار سال پيش، به وجود آورده مي توانيد پيدا كنيد (شكل 9)

اين ظرف را آرياييها هنگام ورودشان به تپه سيلك در حدود 1000 سال پيش از ميلاد از گل ساختند و به كوره بردند و سپس بعد از انجام مراسم مذهبي در آن آب متبركي ريختند، و كنار مرده‌اي در گور قرار دادند، و آقاي پروفسور گيرشمن آن را از آن گور بيرون آورده، و به موزه ايران باستان سپرد، تا شما بتوانيد آن را ببنيد و نتيجه اي كه ميل داريد از ديدن آن بگيريد.

***

شكل 9- ظرف سفالين مكشوف در تپه سيلك مجاورت شهر كاشان. از قرن يازدهم پيش از ميلاد ـ موزه ايران باستان

شكل8- خرس سفيد كار فرانسو پومپون هنر مند فرانسوي ـ از مرمر سفيد

از مقايسه اين كارها به اين نتيجه مي رسيم كه هنر مندان سرزمين ايران از حدود 8000 سال پيش شاهكارهايي به وجود آورده اند كه حتي امروز هم ما از ديدن آن لذت مي بريم. به همين دليل است كه امروز تعداد زيادي از محققان خارجي توجه خود را به خاك كشور ما معطوف ساخته اند، و در صدد برآمده اند در نقاط متعددي تقاضاي كاوشهاي علمي بنمايند، و مقامات مسئول داخلي نيز، در حدود اعتباراتي كه در اختيارشان قرار داده شده، از اهميت تحقيقاتي كه ممكن است به وسيله دانشمندان ايراني در اين زمينه به عمل آيد بي اطلاع نيستند، و هييت هاي متعددي به نقاط مختلف اعزام داشته‌اند، و اميد است بزودي كاوشهاي علمي بدست ايرانيان مجدداً شروع شده، نتايجي نظير نتايج حاصله از كاوشهاي مارليك، و شايد حتي بهتر از آن بدست آورند.         [7]