نقاشي
روي ظروف سفالين لعابدار
دكتر
عيسي بهنام استاد
دانشگاه
وقتي
در ايران صحبت از نقاشي ميشود توجه ما به سوي
صفحات مصور زيبائي ميرود كه از
پدرانمان به يادگار مانده، و امروز در تمام
شهرهاي بزرگ دنيا، مانند پاريس و لندن و
لنينگراد و نيويورك، معرف هنر و ذوق سرشار
هنرمندان ايراني است در اين صفحات به
خوانندگان نوعي ديگر از نقاشي را معرفي مينمائيم
كه از جهاتي ارزش آنها از صفحات مصور نامبرده
كمتر نيست. در
اواخر قرن ششم هجري و اوايل قرن هفتم، يعني
كمي پيش از اينكه چنگيز با لشكر بيشمارش كشور
ما را مورد هجوم قرار دهد، در كارگاههاي كوزه
گري كاشان و ري و ساوه و گرگان، تحول فوق
العاده بوجود آمد، و هنرمندان سفال ساز با
همكاري نقاشان هم عصر خود ظروف بسيار زيبائي
ساختند، كه هر يك به منزلة شاهكاري از هنر
نقاشي آن دوران ميباشند. |
|
در
اواخر قرن ششم هجري و اوايل قرن هفتم، يعني
كمي پيش از اينكه چنگيز با لشكر بيشمارش كشور
ما را مورد هجوم قرار دهد، در كارگاههاي كوزه
گري كاشان و ري و ساوه و گرگان، تحول فوق
العاده بوجود آمد، و هنرمندان سفال ساز با
همكاري نقاشان هم عصر خود ظروف بسيار زيبائي
ساختند، كه هر يك به منزلة شاهكاري از هنر
نقاشي آن دوران ميباشند. يكي
از ظروف كاسه ايست كه امروز در اختيار مجموعه
آقاي «مرتيزشيف» ميباشد و شترسواري را نشان
مي دهد كه دختر زيبائي را در ترك خود سوار كرده.
دختر با چنگي كه در دست دارد ترانه اي مينوازد،
و مرد شتر سوار مشغول شكار آهويي است. تيري كه
از كمان شتر سوار رها شده بر گوش آهو اصابت
كرده و حيوان گوش خود را با پا ميخراشد.
احتمالاً تير ديگري از كمان شترسوار رها
خواهد شد و پاي عقب حيوان را به گوشش خواهد
دوخت. اين
همان نقش بهرام گور و آزاده است كه نظامي آنرا
به شعر آورده. شكارچي و نوازندة چنگ و آهو همه
بهانهاي براي هنرمند بودهاند كه رنگ هاي
متناسبي را با هم مخلوط كرده در روي ظرف قرار
دهد، بطوريكه يك كاسة معمولي به شاهكاري هنري
مبدل گردد. |
|||
كاسة
سفالين لعابدار مربوط به اواخر قرن ششم
هجري
( شكل 1)
|
|
اين
موضوع بارها در روي ظروف نقرة ساساني و روي [3] گچبريها و نقاشي هاي ديواري كاخهايشان نقش
گرديده. نكتهاي كه مي تواند آموزنده باشد
اين است كه هنوز شش قرن بعد از انقراض سلسلة
ساساني هنرمندان ايراني ظروف لعابدار خود را
به سبك پدرانشان تزيين ميكردند. قيافة
شتر سوار و چنگ زن به قدري به هم شبيه است كه
نمي توان زن و مرد را از هم تشخيص داد. صورتها
گرد، شبيه به قرص ماه، ابروها مانند كمان، چشمها
بادامي و دماغها قلمي است. لبها مانند غنچة
گل كوچكاند. اين همان صفاتي است كه شعراي
همزمان سازندگان اين كاسه، در اشعارشان به
عنوان بهترين نمونة يك زن زيبا آوردهاند. همين
خصوصيات در كاسة ديگري كه در كاشان ساخته شده
و امروز در موزة ويكتوريا و آلبرت است ديده مي
شود. اين ظرف در اواخر قرن هفتم هجري ساخته شده
و اسب سواري را نشان مي دهد كه در ميان مرغزاري
پر از گل و بلبل خرامان ميگذرد(شكل 2)خرگوشها
در گوشه و كنار مرغزار مي دوند، مرغهائي مشغول
برچيدن دانه ميباشند. قيافة
اسب سوار كاملاً مطابق سليقة شعرا و
نويسندگان ايراني نقش شده، صورتي گرد مانند
قرص ماه شب چهارده، دو بادام بجاي دو چشم، دو
كمان بجاي ابرو، غنچه اي بجاي دهان، و دماغي
شبيه به قلم. تمام اين خصوصيات به قدري ايراني
است كه حتي در عصر حاضر نقاشان ايراني كه هنوز
به سبك قديم ايران كار مي كنند نظاير اين
تصاوير را در روي شمايلها و در بالاي حمامها
و سر درها و روي كاشيهاي دروازه هاي شهرها
قرار مي دهند. به عبارت ديگر مي توانيم بگوئيم
كه اين نقاشي صد در صد اصيل ايراني است، كه از
زمان هخامنشي تا امروز تحت تأثير هيچ سبك
خارجي قرار نگرفته، و مخصوص عامة مردم ايران
است. هالهاي به دور سر اسب سوار كشيده شده، و
فرشتة بالداري در بالاي سر او پرواز ميكند.
حالت اسب سوار و فرشتة بالدار كه در بالاي سر
اوست نقش اين كاسه را به نقش برجستة خسرو
پرويز در طاق بستان نزديك مي نمايد، و اصليت
ايراني بودن آن را بيشتر آشكار ميسازد. از
تمام ظرفهائي كه در اواخر قرن ششم هجري در
ايران ساخته شده و به دست ما رسيده زيباتر
كاسة لعابداري است كه در كارگاههاي ساوه به
كوره رفته، و امروز جزو مجموعه«پاريش و استون»
ميباشد.(شكل 3) |
|
يكي
از محسنات اين ظرف اين است كه هنرمند در ضمن
كتيبه اي كه دور ظرف نقش شده تاريخ ساخت ظرف(اول
محرم 583 ) را قيد كرده. مانند اينكه ميدانسته
است كه كاسة او داراي ارزش هنري است و روزي به
دست آيندگان خواهد رسيد، و با قيد تاريخ در
روي ظرف خود بسياري از مطالب مربوط به تاريخ
هنر را براي ما آشكار ساخته است. اين كاسه مرد
يا زني را نشان مي دهد كه بر خري سوار است. رنگ
خاكستري حيوان با رنگ قرمز پالاني كه بر رويش
قرار داده شده تناسب فوق العاده [4] دارد. روي سر
سوار هاله اي نظير كاسة موزة ويكتوريا و آلبرت
كشيده شده، و اين هاله در اطراف سر و صورت چهار
نفر از همراهان او نيز ديده مي شود. فرشته اي
به صورت يك زن بالدار در بالاي سر سوار در
پرواز است. اين طور به نظر مي رسد كه تمام اين
اشخاص زن باشند. سبك نقش صورتها و دهان و دماغ
و ابرو و غيره همان سبكي است كه در دوسه كاسة
مذكور بالا ديده شد و به نقاشيهاي كتب مصوري
كه از پيروان ماني در ناحية تورفان ( تركستان )
پيدا شده فوق العاده شبيه ميباشد، و اين
مطالب ميرساند كه اين سبك در حقيقت سبك
واقعي ايرانيست كه تا عصر حاضر در ميان «عام
مردم» يا «مردم عامه» وجود دارد. اين اشتباهي
است كه بعضي از نويسندگان تصور كردهاند كه
اين قيافه هاي گرد تقليد از چين است. همين
خصوصيات نيز در كاسة ديگري كه در مجموعة«گونتر»
است اسب سواري را در حال حركت نشان ميدهد
موجود است.(شكل 4) اين
كاسه نيز امضاء دارد و سازندة آن محمد بن
ابوالحسن مي باشد كه در كارگاههاي كاشان كار
مي كرده. اسب سوار در ميان مرغزاري مي تازد و
تازيانهاي را كه در دست دارد بر پشت اسب
ميزند. مهارت استاد در اين بوده است كه نقش خود
را طوري در دايرة كاسه قرار داده كه كاملاً با
آن تطبيق پيدا كرده است. از آنچه گفته شد بر ميآيد
كه نقاشي اصيل ايران را فقط در روي صفحات مصور
نبايد جستجو كرد و ظروف سفالين لعاب دار ايران
هركدام شاهكارهائي از هنر نقاشي ما ميباشند. |