|
|
||
بهنام، عيسي. "درجستجوي شهرهاي گمشده". دوره 4، ش 43 (ارديبهشت 45): ص 11-14، تصوير، طرح. |
||
|
|
||
خلاصه: سيري در
تخت جمشيد: نحوه برگزاري جشن نوروز باستاني در نوروز سال 508 ق.م،
دوباره سازي خانههاي اطراف تخت جمشيد.
|
||
در جستجوي شهرهاي گمشده
سيري در تخت جمشيد
دكتر عيسي بهنام استاد دانشكده ادبيات
|
|
هر
سال هزاران مسافر خارجي و داخلي به تخت
جمشيد ميروند و از ديدن زيباييهايي كه
پدران ما در آنجا بيادگار گذاشتهاند لذت
ميبرند. از كاخهاي با عظمت كورش و
داريوش
[11]
ياد ميشود و خاطرههاي فراموش
نشدني در بيندگان بوجود ميآيد. هنگامي كه
روی تخت باشكوه جمشيد دشت وسيع مرودشت
را نظاره ميكنيد، چه بخاطر ميآوريد؟
بارها شاهنشاهي مانند داريوش بزرگ و
خشايارشاه در
همان محلي كه شما اكنون ايستادهايد
ايستادهاند و منظره دشت كنار تخت را
نظاره كردهاند. ولي آنچه كه آنها ميديدند
با آنچه كه شما ميبينيد اختلافي دارد: روز نوروز سال 508 پيش از ميلاد بود تازهكار تخت جمشيد سر و ساماني گرفته بود، شاهنشاه ايران داريوش بزرگ در بالاي سكوي غربي تخت در همان محلي كه اكنون هنوز كتيبهاي به خط ميخي پارسي نمايان است روي تخت مجللي نشسته بود، خدمتگزاري چتر بزرگي را در بالاي سر او نگهداشته بود خشايارشا وليعهد جوان در کنار
پدرش ايستاده و پشت سر پادشاه و وليعهد
صدراعظم كشور «ويچيره» و «وزرگ فرامدار»
رئيس كل قواي نظامي و «موبد موبدان» و
صاحبان مناصب عالي كشور ايستاده بودند. |
|
بيش
از دو هفته بود كه چادرهاي مجلل كه لبههايشان
را با منگولههاي زرين زينت كرده بودند
سراسر دشت را پوشانيده بود، نمايندگان ملل
از بلخ و سغد و بلوچستان و سيستان و
تپورستان و گيلستان تاملط (كنار درياي
مديترانه) در كنار درياي يونان و مصر و
حبشه و آسياي صغير و قفقاز و غيره و غيره
همه با هداياي گرانبها براي بزرگداشت
شاهنشاهي [12] ايران و تبريك به شاهنشاه و
تقديم هدايا بسوي پايتخت كشور بزرگي كه «
از سند تا كوشان( حبشه) و از درياي يونان تا
خليج فارس»وسعت داشت آمده بودند». |
صنعتگران «ماد» چنين گلدانهاي
سيمين زراندود به عنوان هديه براي
شاهنشاهان خود به تخت جمشيد ميآوردند
|
|
شاهنشاهان چنين خنجرهاي
زرين بر كمر ميبستند و در چنين جامهاي
زرين مينوشيدند
|
|
|
در
ميان هدايا گذشته از جارهاي زرين و سيمينكار
هنرمندان آسياي صغير و طاقههاي شال
كشمير و خراسان و اسبهاي زيباي گرگان و
قوچهاي مرتع سرستان و حتي شترهاي دو
كوهانه خوارزم چيزهاي جالب ديگر مانند
بچهشيرها و پوست پلنگ و گردونههاي مجلل
و غيره و غيره نيز ديده ميشد. ابتدا
نمايندگان «تمام ملل» از مقابل شاهنشاه در
پاي تخت گذشتند. صداي هلهله
و زنده باد به آسمان بلند بود و اين كار
تا چند ساعت از آفتاب گذشته به طول انجاميد.
فقط روساي نمايندگان ميتوانستند به
بالاي تخت براي نزديك شدن به شاهنشاه
بروند زيرا تخت جمشيد با وجود وستعش
گنجايش تمام آنهايي را كه براي عرض شادباش
آمده بودند نداشت. شاه
از بالاي سكو با همراهانش به آهستگي و با
وقار از در جنوبي وارد تالار بزرگ آپادانا
شد، 72 ستون سقف اين تالار بزرگ را در
ارتفاع 20 متر از كف تخت نگهداشته بود. نمايندگان
ملل يكايك هداياي خود را در پاي تخت
شاهنشاه قرار دادند در حوالي نيمروز
شاهنشاه با عدهاي از خواص و صاحبان مناصب
عالي از مادها و پارسها از تالار آپادانا
خارج شدند و به سوي تالار تخت «تالار صد
ستون» روان گرديدند. در آنجا انواع خوراكهاي
لذيذ روي سفرههاي زيبا در جامهاي زرين
و سيمين قرار داده شده بود. مدتي به صرف غذا
و نوشيدن شرابهاي شيرين لذيذ شيراز گذشت
و سپس شاهنشاه و همراهانش از همان راهي كه
به تالار تخت آمده بودند مجدداً به تالار
«اپديه» مراجعت نمودند. گذشته
از اين مجلس كه از نزديكان شاهنشاه و مرتبهداران
و سران لشگر و از اين نوع اشخاص تشكيل
يافته بود در پهنه [13] دشت وسيع مرودشت خدمه و
آشپز و پبيشخدمت و كارگرهاي مختلف از قبيل
سنگتراش و چوپان و برزگر و نجار و نقاش و
تمام صنعتگران نيز آنروز جشن مجلل نوروز
را برپا كرده بودند اما امروز جز آثاري از
تخت جمشيد از خانههاي اين مردم كه از
مجموع آنان كشور بزرگ شاهنشاهي ايران
بوجود ميآيد اثري برجا نيست. البته
در كنار تخت نزديك ديوارهاي سنگي غربي و
جنوب غربي هنوز باقيماندههاي ستونهاي
زيباي منزلهاي درباريان و نزديكان
شاهنشاه به چشم ميخورد و منتظر روزي است
كه دانشمند باستانشناسي بسراغشان برود و
خاك دو هزار وپانصد ساله را از رخشان
بردارد و از آنها پرسشهايي كند. ولي
از خانههاي درباريان كه بگذريم ديگر
چيزي به چشم نميخورد و ديوارهاي خشتي
خانه دهقانان چنان با كف زمين يكسان شده كه
كوچكترين اثري از آنان نيست. با
اين حال من رفت و آمد آنان را در كنار تخت و
سرتاسر مرودشت تا كنار
رود پلور ميبينم. چگونه امكان داشت
كه كاخهاي مجللي چون تخت جمشيد در دامنه
كوه رحمت باشد و شهري در كنارش بوجود
نيامده باشد آنها بدون شك نميتوانستند
تمام سال را زير چادر بسر برند زيرا در
ناحيه تخت جمشيد و مرودشت در زمستان بارانهاي
شديدي ميآيد و هوا آنقدر گرم نميشود كه
بتوان در زير چادر زندگي كرد. شما
كه در مقابل سنگتراشيهاي كاخ مجلل تخت
جمشيد حيرانيد آيا ميل نداريد قدم فرا
نهيد و راجع به صنعتگراني كه اين شاهكارها
را بوجود آوردهاند و از روي تواضع و
فروتني حتي نخواستهاند نام خود را در
گوشه آن به ياد شما بياورند تحقيقي كنيد يا
صحبتي كنيد؟ تصور
اينكه در ميان اين كارگران و هنرمندان
افرادي از ملل مختلف به چشم ميخورد و از
تمام اين ملل بود كه شاهنشاهي ايران بوجود
آمده بود و در راس آنها مردم پارس و ماد
قرار داشتند كه در آغاز بيشتر مناصب بدست
آنها بود. داريوش بزرگ با نظر بلندي كه
داشت تدريجاً مناصب عالي را به مردمان ملل
غير فارسي و ماد نيز محول نمود. هنوز نقش
نمايندگان «تمام ملل» كه تخت شاهنشاه را
روي سر خود گرفتهاند در ويرانههاي تخت
جمشيد مشهود است، اين ملتها كه قرنهاي
متمادي از صلح و آسايش محروم بودند حكومت
پارسها را با كمال شادي پذيرفتند زيرا
اين پارسها بودند كه توانستند براي قرنها
همانطوريكه خشايارشاه در يكي از كتيبههاي
كاخ خزانه ميگويد « صلح
و آرامش و خوشبختي را براي مردمان
آماده نمايد» و همين شاهنشاه اضافه ميكند
«من تمام اين كارها را با كمك خداي بزرگ
اهورامزدا انجام دادم». |