بهنام، عيسي. "طاق كسري کی و چگونه ساخته شد". دوره 4، ش 45و46 (تيرومرداد45): ص 20-23، طرح.

خلاصه:شرحي برساختمانهاي اشكاني، ستونهاي سنتي كاخ آپادانا، معماري دوران خشايارشا، مصالح بكاررفته در معماري تخت جمشيد، آرامگاه‌هاي پادشاهان هخامنشي، مزيت طاقهاي قوسي شكل بر طاقهاي مسطح.

 

 

طاق كسري كي و چگونه ساخته شد!

دكتر عيسي بهنام  استاد دانشكده ادبيات

 

در شماره گذشته، كاخ تيسفون را به صورت اختصار معرفي نموديم.  در اين گفتار كوشش خواهيم كرد موجبات فراهم شدن چنين بناي عظيم را كه حتي در حال حاضر موجب اعجاب كساني است كه از كنار آن مي‌گذرند روشن نمائيم.

بنايي كه در آن زمان مي‌توانست با طاق كسري مقايسه شود كاخ اپدنه داريوش در تخت جمشيد بود. مقصود ما از آن زمان، دوران بعد از هخامنشي است زيرا عقيده داريم كه طاق كسري در زمان اشكانيان برپا شده است. در واقع اشكانيان سازندگان فعالي بوده‌اند. امروز بسياري از ساختمانهاي اشكاني را به ساسانيان نسبت مي‌دهند و سپس مي‌گويند متاسفانه  از اشكانيان بنايي باقي نمانده، در واقع اين خلاف واقع است. همين طاق كسري متعلق به زمان اشكانيان است و ما آن را جزء افتخارات دوران ساساني مي‌دانيم.

مگر از يادمان رفته است كه وقتي هنوز در كلاسهاي ابتدايي تحصيل مي‌كرديم وقتي به آن صفحه از كتاب تاريخ مي‌رسيديم كه مي‌گفت تراژدن امپراطور روم به تيسفون حمله كرد و تخت طلاي اشكانيان را برد چه حالي به ما دست مي‌داد.

البته چنين تختي از طلا در ميان بيابان قرار نگرفته بود و بدون شك اين تخت طلا در زير بناي مجللي قرار داشت و اين بنا همان است كه فردوسي آن را به معمار رومي نسبت داده است. ما اين مطلب را روشن خواهيم كرد كه معمار طاق كسري قطعاً ايراني است و طاق كسري را بنا بر سنت‌هاي ايراني ساخته‌اند.

بناي ديگري را كه به ساسانيان نسبت مي‌دهند كاخ اردشير در فيروزآباد است. اين كاخ نيز در زماني ساخته شده كه اردشير هنوز پادشاه نشده بود. بنابراين نمي‌توان آن را به عنوان ساختمان ساساني معرفي نمود.

در مغرب ايران بناهاي متعدد از زمان اشكانيان موجود است. مانند كاخ الحضر و ابنيه «دورا اروپوس» در كنار فرات و كاخي كه در روي ويرانه‌هاي شهر آشور ساخته شده و امروز «ماكتي» از آن نيز در موزه فردريك برلن موجود است.

بنابراين ملاحظه مي‌شود كه تعداد ابنيه دوران اشكاني آن طور كه ما تصور مي‌كنيم كم نيست. به اين ابنيه بايد كاخي را كه اخيراً دانشمندان شوروي در اشگ‌آباد (عشق آباد) از زير خاك بيرون آورده‌اند اضافه نمود.

اكنون موقع آن است كه ابنيه دوران بعد از هخامنشي (اشكاني – ساساني) را با ساختمانهاي دوران هخامنشي مقايسه ‌نمائيم و جستجو كنيم به چه  علت بلافاصله پس از سقوط حكومت هخامنشي سبك ساختمان تالارهاي بزرگ ستون‌دار با سقف افقي به كلي متروك شد و به جاي آن ساختمان‌هاي آجري با پوشش طاق‌هاي تخم‌مرغي شكل و گنبد معمول گرديد.

كاخ آپدنه تخت جمشيد با تمام عظمتي كه داشت مناسب با آب و هوا و سنن ايران نبود. ملاحظه فرموديد كه فردوسي مي‌گويد انوشيروان به معمار رومي گفت  مي خواهم كاخي بسازي كه من و اعقاب من بتوانيم در آن زندگي كنيم و باد و باران نتواند بر آن گزندي برساند.

در واقع بالا بردن كاخي مانند آپدنه داريوش در تخت  جمشيد مخارج و وقت زياد لازم  داشت. مدت زياد طول     [20]      كشيد تا سنگ‌تراشان تخته سنگ‌هاي بزرگ را از كوه رحمت جدا كردند و با زحمت زياد آن را بالاي صفه تخت جمشيد رسانيدند و سپس آن را تراشيده صاف كردند و چوب بست‌هاي محكمي فراهم آوردند و قطعات بزرگتر را در قسمت پايين‌تر قرار دادند و قطعات كوچكتر را از ميان چوب بست‌ها با طناب بالا كشيدند و روي قطعات بزرگ نشاندند تا ارتفاع ستون به حدود 20 متر رسيد و 72 ستون به اين طريق زير سقف افقي تالار آپدنه قرار داده شد. گاهي طناب پاره مي‌شد و خطراتي كارگران سنگ‌تراش را تهديد مي‌كرد و بالاخره وقتي داريوش بزرگ وفات يافت هنوز كاخ آپدنه تمام نشده بود و مدت پانزده سال شاهنشاه با قامت در تالار كوچك «تَچَر» و كاخ «سه دروازه» قناعت كرد.

نماي كاخ الحضر در كنار دجله كه با سنگ‌هاي تراشيده ساخته شده الحضر يكي از شهرهاي معروف اشگاني است.

طريقه ساختمان طاق‌هاي گهواره‌اي شكل در ايران

داخل طاق اشکاني كه در قرن دوم ميلادي در روي ويرانه شهر آشور ساخته شد و اكنون در موزه فردريك برلن بازساز شده است.

خشايارشا همانطور كه در ضمن كتيبه‌اي در تخت جمشيد نقل كرده است ساختمانهاي پدرش را تكميل كرد و به پايان رسانيد و وقتي ساختمان تالار صد ستون كه بدستور خود او شروع شده بود پايان يافت چيزي از عمرش باقي نمانده بود. داريوش و خشايارشا تمام مدت عمر خود را در تخت جمشيد نگدراندند و  غالباً در شوش و همدان و پايتخت‌هاي ديگر ايران بسر مي‌بردند و فقط روزهاي عيد نوروز به تخت جمشيد مي‌آمدند تا از نمايندگان ملل تابعه پذيرايي كنند، و هداياي آنها را بپذيرند و هر كدام رابه نحوي تشويق كنند تا به موطن خود راضي برگردند. بعضي از نمايندگان از راه‌هاي بسيار دور مي‌آمدند زيرا شرقي‌ترين ايالت شاهشناهي گَندَر (ناحيه سِند) و بلخ و سغد و خوارزم و غربي‌ترين نقطه آن مصر و حبشه و بنادر      [21]       يوناني نشين آسياي كوچك بود.

پس از خشايارشا سقف‌هاي عظيم تخت جمشيد نقطه ضعف خود را نمايان ساخت. در واقع چوبي كه اين سقف‌هاي عظيم را نگه مي‌داشت مورد حمله موريانه قرار گرفته بود، با اينكه داريوش شاه خصوصاً در كتيبه‌هايش يادآور شده است كه قسمتي از اين  چوب‌ها از چوب صَندل است كه از هند آمده و قسمت ديگر از چوب‌هاي درخت كاج و شمشاد لبنان است.

بعلاوه با وجود كاه‌گل ضخيمي كه روي بام افقي قرار داده بودند گاهي باران از آن مي‌گذشت.

داخل كاخ بهرام گور در سروستان. اين كتيبه شباهت فوق‌العاده به گنبد نظام‌الملك در مسجد جامع اصفهان دارد.

داخل كاخ سروستان در زمان بهرام گور

تدريجاً شاهنشاهان هخامنشي اقامت در شوش را بر تخت جمشيد ترجيح دادند، چون تخت جمشيد به منزله كانون خانوادگي اعقاب داريوش بود ولي مركز سياسي شاهنشاهي شهر شوش بود. ضمناً‌ نقش رستم، نزديك تخت جمشيد، به صورت مكان مقدسي در آمده بود و در آنجا داريوش و خشايارشا بخاك سپرده شده بودند و اعقاب آنها لااقل براي زيارت آرامگاه‌هاي شاهنشاهان بزرگ هر سال يكبار به تخت جمشيد مي‌آمدند. پس از خشايارشا، شاهنشاهان هخامنشي ترجيح دادند آرامگاه‌هاي خود را در كنار تخت جمشيد در دامنه كوه رحمت در دل سنگ بتراشند زيرا در واقع ديگر تخت جمشيد نيز مانند نقش رستم بصورت مكان مقدسي مبدل گشته بود و شاهنشاه در هر نقطه‌اي از ايران مي‌مرد جسد او را به تخت جمشيد مي‌آوردند و پادشاهان پيش از مرگ خود دستور مي‌دادند آرامگاهشان را در سنگ بتراشند همانطور كه آرامگاه داريوش سوم را در قسمت جنوبي صُفه تخت جمشيد در دامنه كوه رحمت تراشيد بودند ولي     [22]       اين آرامگاه ناتمام ماند  داريوش سوم در مشرق ايران كشته شد و معلوم نشد جسد او در چه محلي مدفون گرديد.

اما در همان زمان كه كاخ‌‌هاي بزرگ تخت جمشيد و شوش با سنگ برپا مي‌شد مردم ديگر ايران در زير خانه‌هايي مسكن داشتند كه سبك ساختمانيشان مدتي پيش از كوروش و داريوش در اين سرزمين معمول بود.

آنها خانه‌هاي خود را با طاق بيضي شكل و شبيه به گهواره از آجر مي‌پوشاندند و اين طاق‌ها اين مزيت را داشت كه مورد حمله موريانه و باران و پوسيدگي قرار نمي‌گرفت. گاهي وقتي دسترسي به آجر نداشتند  طاق را با خشت خام بالا مي‌بردند و اگرچه طاق‌هاي خشتي استحكام نداشت ولي لااقل خرج زياد هم نداشت و هر وقت خراب مي‌شد مي‌توانستند آن را براحتي از نو برپا سازند.

كاخ معروف به ايوان كرخه كه در زمان ساسانيان با قوس‌هاي گهواره‌اي شكل عرضي ساخته شده در كليساي تررنوس در شرق فرانسه در قرن 10 ميلادي از اين طاق‌ها تقليد شده است.

كاخ شكارگاه بهرام گور در سروستان نزديك شيراز

بنابراين وقتي حكومت هخامنشي منقرض شد هنر ساختماني ايران به حيات خود ادامه داد و پادشاهان اشکاني شهر تيسفون  را  به عنوان پايتخت هخامنشي انتخاب كردند و در آن كاخ عظيمي با آجر برپا كردند، و ايوان رفيعي در مقابل آن كاخ بود كه كاخ اپدنه تخت جمشيد مي‌توانست در آن گنجانيده شود و براي بالا بردن چنين ايواني احتياجي به برپاكردن 72 ستون 20 متري پيدا نكردند.

گهواره بيستون از گزند باد و باران و موريانه ورطوبت و پوسيدگي درامان بود و با اينكه از ساختمان آن در حدود دو هزار سال مي گذرد هنوز در كنار دجله كه امروز بعضي‌ها آن را مي‌خواهند رود عرب بنامند شاهد عظمت شاهنشاهي ايران است.      [23]