|
|
||
|
|
||
برزين،
پروين.
"نگاهي
به سابقه تاريخي کتابت
قرآن".
دوره4،
ش45و46 (تيرومرداد45):
ص 24-31،
تصوير.
|
||
خلاصه:شيوه اوليه نگهداري آيههاي نازل
شده برحضرت محمد(ص) درزمان حيات ايشان، خط
و
كتابت
مسلمانان اوليه، خطهاي رايج براي نوشتن
آيههاي قرآن زمان پيغمبر(ص)،
نويسندگان معروف قرآن درسدههاي
هفتم وهشتم هجري، شيوه تزئين صفحات
وآرايش آن در
قرون
اوليه اسلامي وبعدازقرن ششم، رنگ و نقش
وتزئين صفحات درقرون هفتم وهشتم و دوره
تيموريان ـ هنرجلدسازي.
|
||
نگاهي
به سابقه تاريخي كتابت قرآن
پروين
برزين
يكي
از بهترين اقداماتي كه در صدر اسلام به
كوشش صحابه خاص حضرت پيغمبر اكرم (ص) بعمل
آمد همانا تهيه نسخه رسمي قرآن است كه در
زمان حضرت رسول مورد توجه خاص مسلمين و
پيروان آن حضرت قرار گرفته بود. نسبت
به تهيه اولين نسخه واحد قرآن به صورت فعلي
نظريات مختلفي وجود دارد. عدهاي معتقدند
كه اولين آنها در زمان خلافت ابوبكر، به
سعي عمر و بدست زيدبن ثابت تهيه شده است
ولي اين روايت مورد اتفاق نيست. آنچه از
مطالعه تاريخ صدر اسلام برميآيد پس از
وفات پيغمبر اكرم (ص) بيم آن ميرفت كه
كتاب مسلمانان از بين برود و يا اينكه مورد
تحريف مغرضين واقع شود. بالاخره در زمان
خلافت عثمان سومين خليفه راشدين امر به
جمعآوري نسخ مختلف قرآن گرديد و با نظر و
صلاح ديد عدهاي از صحابه خاص و نزديك
پيغمبر اكرم (ص) صورت واحدي براي آن اتخاذ
گشت كه اينك همان متن كتاب برگزيده آسماني
مسلمين ميباشد. هر
وقت كه آيهاي نازل ميشد و پيغمبر اكرم (ص)
آنرا بر اصحاب فرو ميخواند از صحابه
كساني كه خط داشتند و كتابت ميدانستند
آيه را بر استخوان، چوب، برگ خرما و چيزهاي
معمول به زمان مينوشتند.
عدهاي هم آنها را از
بر نموده حفظ داشتند.
اين عده بنام
كتاب وحي ناميده ميشوند. به اين ترتيب همه
آيات نزد كسي به تمامي موجود نبود و هر يك
قسمتي از قرآن را بقسمي نزد خود نگهداري مينمود.
چون عثمان هم يكي از حفاظ و كتّاب قرآن بود
آيات پراكنده قرآن را كه در نزد صحابه
محفوظ بود جمعآوري كرد و سورهها و آيات
را به نسبت شأن نزول آنها تنظيم و تدوين
نمود. قرآني
كه اكنون در دست مسلمانان است به همان وضعي
است كه در زمان عثمان تهيه شده است. قرآن به
همان زباني كه پيغمبر اكرم (ص) تكلم ميفرموده
است به ايشان نازل گرديده است . و اما در مورد
خط: اكثر محققان بر اين عقيدهاند كه
اولين رشتههاي خط عربي خط مصري (دموتيك)
ميباشد و دومين آنها خط فنيقي و سومين خط آرامي (مسند) است به عقيده دانشمندان
كه در مورد پيدايش خطوط اوليه تحقيقات
مفصل به عمل آوردهاند از خط فنيقي اين خطوط
پيدا شده است: 1ـ
يوناني قديم 2ـ
عبري 3ـ
حميري يا حبشي 4ـ
خط آرامي مورخين
اسلامي بر اين عقيدهاند كه خط حجازي را
اعراب از مردم حيره و انبار گرفتهاند. در
مورد اينكه هنگام هجرت پيغمبر اكرم (ص) به
مدينه چه خطي در آن شهر رايج بوده است
عقايد مختلفي ابراز شده
كه خلاصه آن عبارتست از اينكه در حوالي
مدينه آن روز كوچنشينهايي از يهوديان
ساكن بودهاند كه به كودكان مدينه خط
آموختهاند و نيز در مدينه قريب به 20 نفر
بودهاند كه نوشتن ميدانستهاند و از
جمله آنها ميتوان زيد بن ثابت (كاتب رسول
اكرم) ابي بن وهب و سعيد بن زواره و راقع بن
مالك و اوس بن خولي را نام برد. پغمبر اكرم (ص)
نيز به ياد اين خط و كتاب به مسلمين علاقه
زيادي داشتهاند. چنانكه در جنگ بدر كه
عدهاي از قريش به اسارت مسلمين در آمدهاند
حضرت رسول (ص) شرط آزادي آنها را تعليم خط و
كتابت به عوض هديه به مسلمين قرار دادند. خط
حجازي دو نوع دارد: يكي نسخ كه در نامهنگاري
استعمال ميشد و چنانكه معروف است نامههاي
پيغمبر اكرم (ص) به امرا و پادشاهان اطراف
به همين خط نوشته ميشده است و اسنادي هم
از قرن اول هجري در مورد اين خط در دست هست
و يكي از بهترين اين مدارك كتيبهايست در
مسجد عمر در بيتالمقدس. دوم
خط كوفي كه از نوع سرياني گرفته شده است (شبيهترين
خطوط حيري) و خط حيري شبيه خط نبطي و نبطي
شبيه به آرامي است. اعراب بر اينكه روي
استخوان شتر، سنگ، چوب و برگ خرما خطوطي
رسم ميكردهاند از اشيا غير منقول چون
صخرهها و ديوارهها نيز براي نوشتن
استفاده مينمودهاند. |
|
خطي كه بيشتر روي صخرهها و ابنيه
مشاهد ميگردد خط كوفي است كه رفته رفته
[25]
اين خط براي نوشتن قرآن نيز به كار برده
شده است. موضوع جالب در خط كوفي قابليت
استفاده آن در امور تزئيني ميباشد چه
خطاطان ميتوانستند براحتي آن را به هر
شكل كه مايل باشند منعطف نمايند و با مقاصد
و نظريات خويش منطبق سازند. به طور كلي
قرآنهايي كه اكنون باقي مانده به خط كوفي
نوشته شده است و اين امر تا قرن پنجم هجري
ادامه داشته است. در
اين زمان خط كوفي از صورت سادگي بيرون آمد
و داراي قواعد و موازين معيني گرديد.
بطوريكه از آثار باقيمانده و قرآنهاي
نوشته شده آن دوران اين تكامل را ميتوان
مشاهده نمود. نمونههاي
زيبا از اين نوع قرآنها در موزه ايران
باستان به چشم ميخورد كه همه آنها به خط
كوفي بر روي پوست آهو نوشته شده است (بدون
رقم و تاريخ تحرير) و در بعضي از آنها چند
صفحه اول و آخر و همچنين اسامي سورهها و
علامات نيز نوشته شده است. |
|||
قرآن
به خط كوفي ـ كاغذ پوست آهو ـ بدون رقم و
تاريخ تحرير در حدود قرن سوم هجري.
|
|||
|
خط
نسخ: اين خط كه براي نوشتن قرآنهاي متعلق
به دوران بعد از قرن چهارم هجري به كار ميرفته
است از خط نبطي گرفته شده است. دوران ترقي و
زيبايي خط نسخ را بايستي از قرن سوم هجري
به بعد دانست چون تا قبل از قرن سوم هجري خط
نسخ تنوانسته بود قالبي حقيقي خود را به
دست بياورد. اگرچه
خط نسخ از نظر تنوع شكل نتوانست با خط كوفي
رقابت نمايد امام مانند خط كوفي برجسته و
با ابهت ميباشد و خطاط ميتوانسته است
قدرت و استعداد خود را با قلمي كه در تسلط
خويش داشته است به خوبي و مهارت ابراز
نمايد. در
ايران همانطور كه به نقاشي توجه ميشده خط
خوب نيز مورد نظر بوده است و به خوشنويسان
احترام وافري ميگذاشتند. شاهزادگان از
اينكه شاگردان خطاطان معروف بودهاند
مباهات مينمودند. علاوه بر اين در مذهب
اسلام چون قرآن كلام خداوندي است كه به
حضرت رسول نازل شده تهيه نسخ دقيق و عالي
ثواب تلقي ميشده است. يك
نسخه از قرآنهايي نفيس به خط نسخ كه در
موزه ايران باستان موجود است به خط محمود
بن مسعود بن ابي اسعد ابهري است كه در
تاريخ 619 روي كاغذ سمرقندي تحرير يافته است.
اين نسخه در زمره
زيباترين و نفيسترين قرآنهاست و كاتب
با كمال مهارت توانسته هنر خويش را عرضه
بدارد. كاتب كار تذهيب را نيز خود انجام
داده است. |
|||
|
دوره
تيموريان از دورههاي بسيار مهم و پر رونق
هنر مذهبكاريست. سلاطين تيموري همه مشوق
هنر كتابنويسي و كتابسازي بودهاند و ميتوانيم
بزرگترين و مهمترين آنها را در اين مورد
بايسنقر ميرزا پسر شاهرخ بدانيم چه اين
شاهزاده علاوه بر اينكه مردي هنرمند و از
فنون [30] كتابت و خط و تذهيب و نقاشي بهرهمند
بود از مشوقين و مزوجين بنام نثر در دوران
تيموري نيز ميباشد. در دربار او جمع
كثيري از هنرمندان از هر فن بسر ميبردند
كه آنها را از سراسر امپراطوري تيموري به
آن دارالعلم و كتابخانهاي كه در هرات
بنياد نهاده بود گردآورده با يكديگر
همكاري و تشريك مساعي مينمودهاند. در
اين زمان هنرمندان توجه زيادي به ترسيم
اشكال نباتات و گلها و مناظر طبيعي مبذول
ميداشتند. نكته قابل توجه اين است كه
هنرمندان نسبت به طرح نقش و بكار بردن رنگها
سليقه زيادي نشان دادهاند. طلا
و لاجورد يكي از عوامل اساسي كار آنها بوده
است و در همه كتابها و قرآنهاي اين دوره
آن را بكار بردهاند. |
جلدسازي
يكي
از انواع هنر كه در اوايل دوره اسلام در
ايران معمول گرديد هنر جلدسازي است. شايد
بتوان تصور نمود كه چون محافظت قرآن را هر
مسلمان بر خود واجب ميدانسته است از اين
رو معتقدين و متعصبين تا آنجا كه ميسر بوده
در حفظ كلام خدا ميكوشيدند و رفتهرفته
به موازات توجه كه به بعضي از قسمتهاي
قرآن ميشده در تهيه و تزيين جلد نيز كوشش
زيادي بعمل آمده است. اين صنعت قبل از ظهور اسلام در مصر
رواج داشت و بعدها در شهر كوفه بدست پيروان
دين ماني انتشار يافت. در زمان خلافت مأمون
به طرز آرايش جلدهاي چرمي توجه زيادي شد.
اما متاسفانه از جلدهايي كه تا قبل از قرن
هفتم در نقاط مختلف ساخته شده است نمونهاي
در دست نميباشد با اينكه اين فن از مصر به
ايران انتقال يافته ولي ايرانيان توانستهاند
مهارت و استادي خود را در ساخت و تزيين
جلدهاي زيبا آنچنان نشان دهند كه اين
صنعت بتدريج به صورت يك هنر ايراني در
آمده است. |