|
|
||
فيوضات، جاويد. "علم درخدمت هنر".
دوره4، ش47 (شهريور45): ص 16-19، تصوير.
|
||
|
|
||
خلاصه:مرمت اشياءوابنيه تاريخي، وسائل و لوازم
جهت مرمت اشياء وابنيه، شيوهها وراههاي تازه مرمتي، لوازم و ابزار
جديد در امر باستان
شناسي، اهميت ويژه
نگهداري
ساختمانهائي
كه از زيرخاك بيرون كشيده ميشوند، روش
"الكترواسموز
"Electro-Osmose" تكنيكهاي مربوط به تنظيم حرارت و
رطوبت و تاحدي تهويه.
|
||
|
|
علم در خدمت هنر
دكتر جاويد
فيوضات
با استفاده از
انتشارات يونسكو
منظور
از محافظت ابنيه تاريخي و آثار هنري چيست و
چگونه بايد اين كار را انجام داد، با در
نظر گرفتن تعداد زياد ابنيه و آثار هنري و
همچنين اختلاف فاحش آنها از لحاظ مواد
اوليه و شكل و ابعاد و غيره شايد نتوان
به
آساني آنها را طبقهبندي نمود و لي
معمولاً از نقطهنظر حفاظت و نگهداري
آنها را به دو دسته منقول و غير منقول تقسيم
ميكنند. اغلب اموال غيرمنقول مانند
ساختمانها و معابد و بعضي مجسمهها و
غيره مستقيماً در معرض عوامل طبيعي از
قبيل باد و باران و گرما و سرما بوده و بعضي
ديگر مانند نقاشيها و تابلوهاي ديواري و
نظاير آنها گرچه در معرض تغييرات فاحش جوي
نيستند ولي در عوض ممكن است بواسطه نفوذ
رطوبت يا موجودات ذرهبيني آسيب ببينند. اشياء
منقول بسيار متنوع بوده و شامل تمام
يادگارهايي است از گذشته و حال كه فعلاً در
موزهها و تالارهاي نقاشي و كتابخانههاي
عمومي و خصوصي
جمعآوري شده و نگاهداري ميشوند. تا
چندي قبل حفاظت و احياناً مرمت ابنيه
تاريخي و آثار هنري جهان بدست اشخاصي
سپرده شده بود كه غالباً اطلاع كافي از
موازين علمي نداشته و از اهميت مسئوليت
خطيري كه به عهده داشته و عبارت از نگهداري
و حفظ ميراث پرارزش تمدن بشر است مسبوق
نبودند. ولي امروزه تكنيسينهايي (Technicien)
را براي رسيدگي به آثار گرانبها و مرمت آنها
بر ميگزينند كه بهره كافي از علوم طبيعي (فيزيك
و شيمي و بيولوژي)داشته و بقدر كافي در فن
خود تخصص داشته باشند. اين افراد غالباً به
انستيتوهاي بينالمللي كه براي نگاهداري
اشياء هنري و تاريخ ايجاد شدهاند وابسته
بوده و اكثراً عضو انجمن كارشناسان حرفهاي
ميباشند و بطور خلاصه معلومات و تجارب
آنها بحدي است كهميتوانند مناسبترين
روش را در موارد لازم براي مرمت و نگاهداري
اشياء مختلف بكار برند. خوشبختانه
در حال حاضر علم و دانش در اختيار هنر و
هنرمندان بوده و دانشمندان در هر موردي با
منتهاي حسن نيت با منقدين هنري و موزهداران
همكاري مينمايند. تعداد
زياد وسايل دقيق علمي و مواد اوليه مصنوعي
كه در معاينه يا مرمت اشيا و آثار هنري
مورد استفاده روزانه ميباشند بهترين
دليل اين مدعی است.
مصنوعي بقدري پيشرفت كرده كه بعضي از
آنها مانند فيبر و چسب و مومهاي محلول و
پاككنها و مخصوصاً اجسام معروف به
نايلون Nylon
و پلاستيك نه تنها ميتوانند جانشين
اجسام طبيعي باشند بلكه از نظر دارا بودن
بعضي خصايص بر مواد طبيعي نيز برتري دارند.
از جمله اين مواد ميتوان مومهاي مصنوعي
محلول در آب براي مرمت چرم،
يا چسبهاي مخصوص براي استحكام
بخشيدن به تابلوهاي نقاشي آبرنگ كه
درحال تورق و از هم پاشيدن ميباشند و
نظاير آنها كه تا چندي قبل قابل علاج به
نظر ميرسيدند ذكر كرد. همچنين با استفاده
از اشعه X با طول موج مناسب ميتوان طرح
اوليه نقاشيهاي قديمي را مورد مطالعه
قرار داد و يا بدون از بين بردن تزيينات
سطحي،لايههاي زيرين نقوش ديواري يا
فرسكها Fresqe
را ظاهر ساخت. بهرحال
همگام با پيشرفت دانش، امروزه ميتوان
خدمات ذيقميتي در مورد نگاهداري و حفظ
اشيا آسيب ديدهاي كه از حفريات بدست ميآيند
انجام داد و مرمت شاهكاري هنري را تا مرحلهاي
پيش برد كه تكيهگاه قديمي و پوسيده [16] تابلوهاي نقاشي را بدون اينكه آسيبي به
تابلو برسد يا از زيبايي آن كاسته شود عوض
كرد. بنابر
اين بايد اميدوار بود كه روزي بشر بتواند
در مورد حفظ ابنيهايكه مستقيماً در معرض
تغييرات عوامل جوي بوده و مخصوصاً آلودگيهاي
هوا باعث خسارت و انهدام آنها ميشود گامهاي
موثري بردارد. |
|
آلودگي
هوا در شهرهاي بزرگ و مناطق صنعتي مخصوصاً
تركيبات گوگردي آن كه در نتيجه احتراق
زغالسنگ يا مواد نفتي در هوا منتشر ميشود
نه تنها از نظر بهداشتي بسيار مضرمی باشد
بلكه خسارت و آسيب فراواني نيز به ابنيه ميرساند.
اثر هواي آلوده بر ابنيه ضمن مقالهاي تحت
عنوان «سنگها هم ميميرند» در شماره
قبلي اين مجله به نظر خوانندگان گرامي
رسيده است. براي
اينكه گنجينههاي هنري در جريان عمليات
حفاري كمتر آسيب ببيند اخيراًروشهاي
علمي جالب توجهي اتخاذ گرديده است بدين
ترتيب كه قبل از اقدام به حفر بوسيله
دستگاه مخصوصي كه شباهت به گوشي پزشكان Stethoscope))
دارد و در اثر دقّ (Auscultation)
ميتواند وجود هر نوع حفره يا انقطاعي را
در زير خاك مشخص كند محل مناسب و صحيح را
براي شروع بكار تعيين كرده و به كمك يك مته
(Drille)
سوراخي به قطر 10 سانتيمتر ايجاد ميكنند.
سپس وسائل روشنايي و يكدستگاه پريسكپ (Periscope)
از اين مجزا عبور داده و به كمك آن وضع
داخلي حفره را مطالعه كرده و اشياء درون
آنرا مشاهده ميكنند (دستگاه
مزبور شبيه پريسكپهايي است كه در زير
درياييها مورد استعمال دارد و بوسيله آن
ميتوان از داخل زيردريايي و از زير آب
سطح اقيانوسها را ديد). |
|||
1-سوراخهاي ايجاد شده را بوسيله چسب يا ماده پلاستيكي مناسبي پر ميكنند. |
2و3-مجسمههايي را كه در اثر
عوامل جوي آسيب ديده و شروع
به تورق و ريختن كردهاند به كمك مواد
مختلف مانند پارافين مذاب استحكام بخشيده
و مانع از پاشيده شدن آنها ميشوند.
|
|
|
|
سپس از همين مجرا دوربين عكاسي
مناسبي را وارد حفره كرده و عكسهاي رنگي
از زوايا و جهات مختلف تهيه ميكنند (معمولاً
بعد از برداشتن هر عكس ميدان عمل يا زاويه
ديد دوربين را 60 درجه تغيير ميدهند به اين
ترتيب پس از يكدور گردش كامل دوربين 6 قطعه
عكس كه نشاندهنده تمام جهات باشد [17] تهيه
كرد). با قرار دادن عكسها پهلوي يكديگر
منظره كاملي از تزيينات و نقوش ديواري و
اشيا درون حفره بخوبي نمايان خواهد شد كه
با مطالعه آن و وقوف بر كميت و كيفيت اشيا
درون دخمه ميتوان قبل از شروع به حفريات
ميزان مخارج و منافع را به آساني سنجيد و در
صورت اقتضاء قبلاً شرايط فيزيكي (درجه
حرارت و رطوبت نسبي) داخل را به كمك وسايل
لازم بميزان دلخواه تنظيم كرد و حفريات را
طوري آغاز نمود كه سبب خرابي ديوارها و سقف
نشود و با اطلاعاتي كه قبلاً از ساختمان
داخلي ومحل درهاي ورودي بدست آمده
بطريقي اقدام به حفر نقب نمود كه مستقيماً
به دالانها و درهاي مربوط راه يافت و اگر
از نظر اقتصادي عمليات حفاري مقرون بصرفه
نبود، عكسهاي فوقالذكر بنوبه خود
اسناد با ارزشي بوده و بدون تحمل مخارج
گزاف اطلاعات ذيقيمتي در اختيار محققين ميگذارد. وضعيت
ساختمانها و ابنيهايكه زير خاك مدفون
نبوده و سالهاي متمادي به حال خود رها شده
و در معرض حوادثجوي و طبيعي قرار گرفتهاند
به كلي با موارد فوقالذكر مغايرت داشته
سرنوشت كلي و معمولي آنها تقريباًبه شرح
زير ميباشد: در
نتيجه نزول باران، محيط براي رشد و نمو
قارچها و خزهها مساعد شده و پس از سست شدن
و ريختن ملاط بنا، نماي ديوارها از انواع
پيچكها و عشقهها پوشيده ميشود و ضمناً
زمينهاي اطراف نيز به سبب انباشته شدن از
برگهاي پوسيده گياهان نفوذپذير شده و
بالنتيجه رطوبت به آساني به پيها ميرسيد
و بعد از مدتي بقاياي بناي رها شده و بيصاحب
نيز از طرف صاحبان ساختمانها و مزارع
مجاور كه به مصالح آن چشم دوختهاند به
كلي از هم پاشيده ميشود. در
حالتي كه اگر براي حفاظت اين قبيل
ساختمانها از كارشناسان و افراد متبحر
استفاده شود با وسايلي كه امروزه [18] در
اختيار ميباشد به خوبي ممكن است با تمام
عوامل نامبرده بالا مبارزه كرد و از
خرابيهاي احتمالي جلوگيري نمود. حتي با
استفاده از روشها و تكنيكهاي مخصوصي مانند
الكترواسموز (Electro
–osmose) امروزه ممكن است به ساختمانهاي
بزرگ و قديمي كه پايه آنها در زمينهاي سست
پيريزي شده استحكام بخشيد و با تهنشين
كردن موادي نظير سيليكات كلسيم (Silicate de Calcium)
در زيرپايهها تكيهگاه صخره مانندي
براي بنا تهيه كرد. همچنين
تكنيك مربوط به تنظيم حرارت و رطوبت و
تهويه به حدي پيشرفت كرده است كه قادرند
اشياء حساس و فاسد شوندهاي مانند اسناد و
كتب و پارچه و غيره را با اطمينان كامل در
تالارها و مخازن موزهها و حتي در
زيرزمينها (در هنگام جنگ) حفظ و نگاهداري
نمايند. با
توجه به مراتب بالا دليلي وجود ندارد كه
بشر نتواند راههاي مناسبي براي محافظت
ابنيهاي كه ساليان متمادي در مقابل
حوادث طبيعي ايستادگي كرده و در سنوات
اخير به علت آلوده شدن هوا يا بعضي عوامل
ديگر با سرعت عجيبي رو به اضمحلال گذارده
است بيابد. به
همين جهت امروزه موضوع محافظت ابنيه
تاريخي و مرمت آنها جنبه بينالمللي به
خود گرفته و علاوه بر فعاليتهاي اختصاصي
كشورها، سازمان جهاني يونسكو UNESCO
نيز مراكز مهمي از قبيل مركز رم Centre
de Rome يا
انستيتوي پادشاهي حفظ آثار هنري در بروكسل
Institut
Royal du Patrimoine artistique de Bruxelle
براي راهنمايي موزهداران و
تربيت كارشناسان حفظ ابنيه تأسيس كرده و
با تشكيل كميتهها و مجامع بينالمللي
سعي دارد هماهنگي لازم در ميان ممالك
ايجاد نمايد. شايد بشر بتواند ميراث
فرهنگي و هنري را كه طي هزاران سال
باقيمانده است از دستبرد حوادث محفوظ
داشته و با وضع مناسبي به آيندگان بسپارد. |
|
|