تجويدي، اكبر. "سهم معماري ايراني درپيدايش معماري اسلامي در قرون اوليه هجري". دوره 4، ش 47 (شهريور 45): ص 2-8، تصوير، طرح، نقشه.

 

خلاصه:بررسي دوشيوه معماري ايراني و بيزانسي و وجوه مشترك بين آنها،‌معماري منزل پيغمبر(ص) در مدينه،‌شرح و مقايسه دونقشه مسجد جامع دمشق ازقرن اول هجري و تاريخانه،‌دامغان از قرن دوم هجري، بررسی باقيمانده هايي ازيك مسجد واقع درشهربم ازقرن اول هجري، كاخ اشكاني آشور، باقيمانده‌اي از دروازه، بغداد ‌دررقی ساختمان جوشق الخاقاني،‌باقيمانده ساختمانهايي از ناحية پارسوماش (مسجد سليمان فعلي) ـ سلطه معماري ايران در روند معماري اسلامي،‌مطالعة مسجد جامع نائين ازقرن چهارم هجري و بناي مسجد جامع ني‌ريز ـ تغييرات دربناي مساجد ايراني ازقرن چهارم هجري به بعد.

سهم معماري ايراني در پيدايش معماري اسلامي در قرون اوليه هجري

آقاي اكبر تجويدي

 

چنين شهرت دارد كه معماري اسلامي بيشتر عوامل خود را از دو سنت كهن معماري ايراني از يكطرف و معماري بيزانس از سوي ديگر الهام گرفته است. از هنگاميكه سرزمين‌هاي قلمرو امپراطوري ساساني و بخش بزرگي از امپراطوري بيزانس به تصرف مسلمانان درآمد همه تجربيات و آگاهي‌هاي فني اين دو تمدن كهن در اختيار و در خدمت آئين نو قرار گرفت و گرنه چنانچه مي‌دانيم خانه پيغمبر اكرم (ص) در مدينه كه از پاره‌اي ملاحظات اولين مسجد نيز بشمار مي‌آيد بناي ساده‌اي بود كه از چند ستون چوبي و يك طاق مركب از شاخه‌هاي درختان و اندودي از گل ساخته شده بود چنين بناي ساده‌اي نمي‌توانست از نظر معماري چيز تازه‌اي به سرزمين‌هايي كه بعدها قلمرو دين اسلام گشت بياموزد.

در آغاز دو شيوه معماري تقريباً‌متمايز از هم در قلمرو كشورهاي اسلامي به ظهور رسيد: در بخش غربی شيوه‌اي كه از هنر بيزانس متاثر بود و تمام سنت‌هاي ديرينه آن را از نقشه(Plan) و طريقه طاق‌سازي و بكار بردن موزائيك بكار مي‌برد و در بخش شرقي سبكي كه آن نيز به سهم خود  از همه روشهاي معماري كهن ايراني از ديرينه‌ترين ايام گرفته تا دورانهاي اشكاني و ساساني بهره‌گيري مي‌كرد.

در اولين آثار معماري اسلامي تنها آنچه اين دو شيوه را به يكديگر مربوط مي‌سازد و ميان پاره‌اي از بناهاي اين دوران شباهتي ايجاد مي‌كند طرح كلي آنهاست كه عبارتست از: ايجاد رواقها و شبستانهائي گرداگرد يك حياط مركزي به وجهي كه بخش ساختمانهاي سمت قبله عميق‌تر باشد.

مقايسه دو مسجد متعلق به هر يك از اين دو شيوه يعني جامع دمشق و تاريخانه دامغان كه اولي از قرن اول هجري و دومي از قرن دوم است اين نكته  را تا اندازه‌اي روشن مي‌سازد.

مسجد جامع دمشق كه بسياري از پايه‌هاي شيوه غربي مساجد اسلامي را بنياد گذاشت همانگونه كه مي‌دانيم از تغيير شكل يك «بازيليك» مسيحي كه آن را خود نيز بر روي باقيمانده‌هاي يك معبد بنا شده بود پديد گشت. در اين مسجد قوسها كاملاً نيمدايره و شيوه رومي است و طرز قرار گرفتن آنها نوعي است كه در هر سمت به موازات ديواري است كه اين قوسها در جلوي آنها ساخته شده‌اند. روي اين قوسها بام مسطح بكار رفته است. مصالح اساسي اين بنا همچنانكه از ادوار گذشته در سوريه معمول بوده از سنگ است و بالاخره در مورد تزئينات اين مسجد از همان شيوه موزائيك سازي غرب استفاده شده است. شكل‌هاي شماره (1)و(2).

در مورد ساختمان مسجد تاريخانه دامغان همه عوامل دنباله سنت معماري ايراني است. قوسهاي بكار رفته در اين بنا آن را از كاخ اشكاني آشور گرفته تا كاخهاي ساساني فيروزآباد و سروستان و طاق كسري مي‌بينيم. به عكس آنچه در مساجد شيوه غربي و از جمله در جامع دمشق مشاهده شد قوسهاي رواقهاي   [2]    تاريخانه دامغان بر ديوار سمت عقب آنها عمود است و اين همان روشي است كه در بسياري بناهاي باستاني ايران از جمله در بناي ايوان كرخه كه احتمالاً در دوره اشكانيان ساخته شده بكار رفته است. روي قوسهاي مسجد تاريخانه طاقهاي گهواره‌اي شكل به همان شيوه باستاني ايران ساخته شده است. مصالح اصلي اين بنا همچنانكه از ديرباز در بيشتر آثار معماري ايراني ديده مي‌شود آجر براي بخشهاي حامل (ستونها و قوسها) و خشت براي پر كردن فضاها مي‌باشد و بالاخره زينت اصلي اين مسجد بنا بر سنت معماري اشكاني و ساساني همان گچ‌بري بوده است. مقايسه اين مسجد با باقيمانده‌هاي يك بناي ساساني كه در همان منطقه قرار دارد به خوبي ادامه سنت معماري ايراني را از آغاز گسترش اسلام در ايران به خوبي نمايان مي‌سازد.

طريقه به كار بردن آجر براي ساختن ستونها در قصر ساساني و مسجد تاريخانه دامغان يكي است و آن عبارتست از رديف آجرهايي كه به صورت عمودي روي يك رديف آجر افقي قرار داده شده است. تناسب ستونها و قطر آنها در هر دو  بنا تقريباً به يك اندازه است در پاره‌اي ديوارهاي اين بناي عصر اسلامي آثاري از طاق نما كه يكي از مشخصات معماري اشكاني و ساساني است نيز به چشم مي‌خورد. شكلهاي شماره (3)و(4) و(5).

2-بخشي از نماي حياط جامع دمشق. شكل قوسهاي رواق‌ها رومي و  بر بنياد نيمدايره ساخته شده است.مصالح اصلي ساختمان از سنگ تشكيل شده است.

1-نقشه جامع دمشق. دهليزها يا رواق‌ها گرداگرد حياط مركزي بنا شده است. قوس‌ها به موازات ديوارهايي كه در پشت آنها واقع است ساخته شده است. در سمت قبله بنا داراي عمق بيشتري است.

 

4-بخشي از طاق‌نماهاي تاريخانه دامغان. شكل قوس‌ها بسيار كشيده‌تر از قوس‌هاي معروف به رومي است و از هرجهت دنباله شيوه طاق‌سازي ايراني است. از زمانهاي باستاني اينگونه طاق‌ها و قوس‌هاي تخم‌مرغي شكل در معماري ايراني رايج بوده است.

3-نقشه تاريخانه دامغان. قوسها كه در طرح بصورت نقطه‌چين نمايانده شده است بر ديوارهاي پشت آنها عمود ساخته شده و دنباله سنت معماري ايراني است كه نمونه آنرا در قوس‌هاي بناي ايوان كرخه باز مي‌يابيم .

5-تالار بناي معروف به ايوان كرخه. قوس‌ها بر دو ديوار پهلويي عمود بنا شده است. فاصله ميان اين قوس‌ها در بالا بوسيله طاق‌هاي هلالي در جهت عمود بر آنها پر شده و باين ترتيب بجاي طاق گهواره‌اي سراسري به ايجاد گروهي طاق‌هاي گهواره‌اي عرضي توفيق يافته‌اند و از فاصله بين هر دو طاق كه وزني را تحمل مي‌نمايد براي بقيه پنجره و دريافت روشنايي استفاده كرده‌اند. در صورتي كه ايجاد پنجره در اطاق گهواره‌اي سراسري استحكام بنا را بكلي از ميان مي‌برد «ديولافوا» در كتاب هنر باستاني ايران با دلايل بيشمار استوار ساخته كه بسياري از بناهاي اروپا از جمله كليساي «سن فيليبر» با الهام‌گيري از اين اثر ايراني ساخته شده است.

رويهمرفته معماري ايراني پس از گسترش اسلام در كشور    [3]     ما سنت‌هاي ديرين معماري ايراني را دنبال كرد و از همان آغاز مبناي بسيار منطقي و پسنديده‌اي را براي انتشار در بخش بزرگي از كشورهاي اسلامي بنياد گذاشت.

در باقيمانده‌هاي بخشي از ديوار يك مسجد كه در بم شكل شماره (6) به جاي مانده و احتمالاً از آغاز قرن اول هجري است همين طاق نماها ديده مي‌شود و ستونهاي كوچك چسبيده به ديوار كه اين طاق نماها را متمايز مي‌سازد همانست كه در طاق كسري به كار رفته و بعدها نمونه آنرا خلفاي عباسي در ساختن دروازه بغداد بكار برده‌اند. و اين تاثير هنر ايراني كه ياد شد تنها نمونه‌اي نيست كه از عوامل ايراني در آثار ساخته  شده توسط امراي عرب به جاي مانده باشد بلكه از همان آغاز خلفاي اموي و سپس عباسي در ابنيه خود بسياري از شيوه‌هاي خاص معماري ايراني را بكار بردند. بويژه اين امر در بناهاي غير مذهبي آنان نظير كاخها و قصرها بخوبي هويداست كه از آن جمله بايد از قصر الحير (Qasr –al- Hair) كاخ خورانه (Khwarraneh) قصر طوبي (Qasr –attouba) اخيضر (Ukhaidhir) خربه المفجر (Khirbat – al- Mafdjar) و (Hammam – assarakh) حمام الصرح نام برد. اين تاثير  در آثاريكه بوسيله خلفاي عباسي در سامره ساخته شد آنقدر زياد است كه اين آثار را ساختمانهاي كاملاً ايراني معرفي مي‌نمايد.

6-باقيمانده ديوار مسجد حضرت رسول (ص) دربم. طاق‌نماهايي كه در ديوار بكار رفته همانست كه در ايوان مداين مشاهده مي‌شود.

از آنجا كه عباسيان با تائيد ايرانيان روي كار آمده بودند و همچنين به علت انتقال پايتخت از دمشق به بغداد  و سامره كه از شهرهاي كهن ايراني بودند و تمدن ايراني در آن شهرها پايه‌هاي استوار داشت نفوذ هنر ايراني در دستگاه خلافت و در نتيجه در معماري اسلامي روزافزون گرديد و از آن پس آ‌نچه در قلمرو    [4]       وسيع امپراطوري اسلامي ساخته مي‌شد بدست هنرمندان ايراني انجام مي‌گرفت. از همه مهمتر وجود ايوان كسري در اين سرزمين‌ها درس خوبي براي معماران اسلامي بشمار مي‌رفت و بهترين نمونه هنر ساختماني بود كه جلو ديدگان آنان قرار داده شده بود. نگاهي به شكلهاي (7) و(8) و (9) و مقايسه آنها با هم كمك فراواني به روشن شدن مطلب مي‌نمايد.  

شكل شماره (7) بخشي از كاخ اشكاني است كه در آشور به جاي مانده. همانگونه كه ملاحظه مي‌شود قوس ايوان مركزي بسيار بلندتر و  كشيده‌تر از قوس رومي كه نيمدايره است بنا شده. وجود طاق نماها و ستونهاي زينتي فقط به منظور زيبا ساختن نما و سبكتر جلوه دادن پيكر عظيم ديوار است و اين همان روشي است كه بعدها در ساختن ديوارهاي باشكوه ايوان كسري بنابر همان    [5]     سنت باستاني معماري ايراني سرمشق قرار گرفته و سپس در دوره‌هاي اسلامي مورد تقليد واقع شده است. در شكل شماره (9)كه بخشي از ديوار دروازه بغداد دررقي است مي‌بينيم

7-دوباره سازي شده ايوان غربي كاخ اشكاني آشور

 

كه  همه روشهاي معماري ساساني چه از نظر ساختماني و فني و چه از نظر زيبا شناسي رعايت شده. در بخش بالاي ديوار طاق‌نماها و ستونهاي چسبيده به ديوار كه آنها را از هم جدا مي‌سازد از هر جهت همانست كه در كاخ اشكاني آشور و در ايوان كسري بكار رفته بود. قوسها جناقي است و دنباله منطقي طاق‌ها و سردرهاي تخم‌مرغي شكل است ولي در عين حال بايد در نظر داشت كه پيش از پيدايش اسلام هم در ايران زمين اينگونه قوسها در بناها بكار مي‌رفته چنانكه در باقيمانده يك بناي كوچك نزديك كاخ معروف بي‌شاپور و در قلعه‌اي كه در همان سامان از ساسانيان بجاي مانده هنوز هم طاق‌ها و هلال‌هاي جناقي شكل به چشم مي‌خورد.

همانگونه كه ياد شد تاثير معماري ايراني  در دوره‌هاي اسلامي از همه جا روشن‌تر در بناهايي كه به هنگام انتقال مركز خلافت به سامره در آن سرزمين ساخته شده مشهود است. يكي از معروفترين و عظيم‌ترين بناهايي كه از آن روزگار يعني اوايل قرن دوم هجري و احتمالاً از زمان متوكل به يادگار مانده ساختماني است كه به نام جوسق‌الخاقاني شناخته شده. همانگونه كه مي‌دانيم كلمه جوسق معرب كوشك خاقاني بايد اقامتگاه شخصي خليفه عباسي بوده باشد.

9-بخشي از باقيمانده‌هاي دروازه بغداد در رقي در اين اثر از هر جهت از ايوان مداين الهام‌گيري شده است و احتمالاً معمار آن ايراني بوده است.

8-ايوان كسري درمداين. تمام سنت‌هاي ديرين معماري ايراني از طاق‌سازي و ستون‌هاي پيوسته بديوار و طاق‌نما سازي در اين اثر بكار برده شده و در دوره‌هاي بعد مورد تقليد قرار گرفته شده است.

 مهمترين بخش اين بنا آنچنانكه در كاخهاي باستاني ايرانيان معمول بوده از سه ايوان كنار هم تشكيل مي‌گردد به وجهي كه ايوان مياني بزرگتر از دو ايوان پهلوي ساخته شده باشد. ساختن اينگونه بنا از هر جهت يك سابقه ايراني دارد. در بخشي از ساختمانهايي كه در ناحيه پارسوماش (كه شامل بخش مسجد سليمان امروزي نيز مي‌باشد) بجاي مانده و آن را به آغاز دوران هخامنشيان نسبت مي‌دهند نظير همين ايوانهاي سه‌گانه ديده مي‌شود. همچنين در برد نشانده كه در شمال شرقي همان محل قرار دارد باز همين نقشه بكار برده شده است. از نظر ساختماني شيوه‌اي كه در بناي كوشك خاقاني بكار رفته و به ويژه طريقه‌اي كه در ساختن ايوان‌هاي آن رعايت شده درست همانست كه در ايوان مداين مشاهده مي‌شود جز آنكه در بناي كوشك هلال تخم‌مرغي شكل ساساني كمي زاويه‌دارتر ساخته شده است. شكل شماره (10).

اگر در آغاز گسترش اسلام در شيوه‌هاي ساختماني كشورهاي غربي و شرقي اسلامي تفاوتهايي وجود داشت و همانگونه كه سرزمين‌هاي شرقي از سنت‌هاي ايراني الهام مي‌گرفتند بخش‌هاي غربي از معماري بيزانس متاثر بود ولي هر چه زمان جلوتر رفت تاثير معماري ايراني در همه قسمتهاي تحت نفوذ اسلام زيادتر شد و كم كم از نفوذ معماري بيزانس     [6]     كاسته شد بطوريكه چيزي نگذشت كه سنت‌هاي معماري ايراني همچون ديگر مظاهر فرهنگي كشور ما از شمال آفريقا تا نواحي مركزي آن گرفته و از اسپانيا تا ايتاليا در سمت مغرب تا هندوستان و چين و آسياي مركزي در جهت مشرق گسترش يافت و نه تنها معماري اسلامي بلكه معماري رسمي مسيحيت را نيز در بيشتر سرزمين‌هاي اروپا تحت تاثير خود قرار داد.

اكنون ببينيم در داخل ايران معماري در آغاز دوره‌هاي اسلامي چه تحولاتي پيدا كرده است. يكي از بناهايي كه از قرن چهارم هجري به جاي مانده و مطالعه آن در اين زمينه رهنمون ما مي‌باشد مسجد جامع نائين است. طرح كلي اين بنا و طريقه ساختمان اجزا آن تقريباً‌همانست كه در تاريخانه دامغان ملاحظه نموديم جز آنكه در اينجا ستونها كشيدگي بيشتري پيدا مي‌كنند و قوسها كمي شكسته‌تر مي‌شوند و اندك اندك قوس‌هاي جناقي مخصوصي كه در معماري اسلامي ايراني و دره سند كه از آن جمله بايد بناهاي زيباي «تاتا» (Thatta) و بناهاي باشكوه اسلامي آناتولي را نام برد پايه مي‌گذارند. شكل شماره (11) .

10-دو   تصوير از نماي ايوان‌هاي كوشك خاقاني در سامره. دريافتي كه بيننده از اين ساختمان دارد همانست كه در برابر يك بناي ساساني پديد مي‌گردد.

همانگونه كه گفته شد در مساجد دوران‌هاي اوليه هجري در ايران فقط طرح اصلي است كه با مساجد ساخته شده در ديگر كشورهاي اسلامي مشابهت دارد. اين امر در بخش‌هاي بسيار شرقي دنياي اسلام نيز در آن روزگار رواج داشته است چنانكه حفاري‌هاي «بانبور» (banbhore) در پاكستان نيز اساس مسجد باشكوهي را از قرن دوم هجري روشن ساخته كه طرح كلي آن همانست كه در مورد ديگر مساجد اسلامي مطالعه نموديم. البته در اين مسجد از پاره‌اي ملاحظات نفوذ هنر محلي از جمله بكار بردن سنگ در پي‌هاي بنا و ديوارهاي آن كه با قدرت شگفت‌انگيزي بوجود آمده است بخوبی مشهود است.

11-بخشي  از نماي حياط مسجد جامع نائين

همچنين بايد يادآوري كنيم كه به موازات مساجدي كه از آنها سخن داشتيم يك نوع مسجد ديگري كه بناي اصلي آن فقط يك طاق ساساني است نيز در ايران متداول بوده كه نمونه بسيار بديع آنرا در مسجد جامع ني ريز مشاهده می کنيم . البته در حال حاضر اين مسجد هيئت اوليه خود را از دست داده است ولي با مطالعه كهن‌ترين بخش آن كه داراي محرابي با كتيبه حاوي تاريخ 363 هجري است ملاحظه مي‌كنيم كه در آغاز اين مسجد فقط يك ايوان طرح ساساني بوده است و اين همان طريقه‌اي است كه در بيشتر بناهاي متعلق به مردم (Civil) خطه فارس مرسوم است. البته طاق گهواره‌اي اين ايوان همچنانكه در پيش گفتيم به نسبت بناهاي مشابه زمان ساساني كمي زاويه‌دارتر ساخته شده و قوس آن جناقي است. از سمت جلو ايوان كاملاً رو بسوي بيرون باز است و در بخش مقابل در سمت عقب بسته است و داراي ديواري است كه محراب مورد بحث در آن      [7]      تعبيه شده است. همچنين در آغاز اين ايوان از جانب درون در هر سو داراي پنج طاق‌نما بوده است كه ساختمان‌هاي بعدي آنها را كمي تغيير داده است. مطالعه اين مسجد روشن مي‌سازد كه ايرانيان با قبول دين اسلام يكباره سنت‌هاي هنري خود را كنار نگذاشتند و در مورد ساختن بناهاي مذهبي همان شيوه‌هاي باستاني را با اعتقادات جديد هماهنگ نموده و از آنها براي ايجاد آثار باشكوه دنياي اسلامي بهره‌گيري نمودند و از اين راه با وارد ساختن تجربياتي كه از يك تمدن كهن سرچشمه مي‌گيرد در آيين جديد سهم بزرگي در ايجاد معماري اسلامي بدست‌آوردند. شكل‌هاي (12و13و14).

14-محراب مسجد جامع ني‌ريز كه كتيبه‌هاي گوناگون از جمله كتيبه به تاريخ  363 را در بر دارد.

13-ايوان اصلي مسجد جامع ني‌رير. همانگونه كه مشاهده مي‌شود نقشه و ساختمان اصلي اين مسجد بر بنياد يك ايوان طرح ساساني گذاشته شده است.

12-نقشه مسجد جامع ني‌ريز. قسمت‌هايي  كه سياه نشان داده شده ايوان قديمي مسجد است و ديگر بخش‌ها در دوره‌هاي بعد به آن افزوده شده است.

از قرن چهارم هجري به بعد طرح پاره‌اي از مساجد ايراني كه با ديگر مساجدي كه داراي طرح ابتدايي بودند شباهت داشت نيز قيافه خود را عوض كرد و با پديدار شدن گنبدهاي بزرگ كه بعدها همان ايوان‌هاي شيوه اشكاني و ساساني در جلو آنها ساخته شد طرح مسجد چهار ايواني خاص ايراني بنياد گذاشته شد. از اين تاريخ به بعد برنامه ساختن مسجد تقريباً در تمام قلمرو آيين اسلام رنگ ايراني بيشتري بخود گرفت و سرچشمه الهام‌بخشي براي معماران اين كشورها بشمار رفت.    [8]