|
|
|||
|
|
![]() |
||
|
تيمائي، فريدون. "اسكنداني". دوره4، ش47 (شهريور45): ص 32-33، تصوير |
|||
|
خلاصه: كلمه مينياتور، چگونگي مصطلح شدن اين لغت درزبان فارسي |
|||
|
|
|||
|
اسكنداني فريدون تيمايي موزهدار موزه هنرهاي ملي غلامحسين صديق اسكنداني به سال 1280 شمسي در شهر تبريز پا به عرصه وجود نهاد. از ابتداي طفوليت توجه وي به نقاشي سياه قلم معطوف گشت و به چهره سازي و طبيعت نگاري هم دل بست اين ذوق سليم و ظريف را شايد بتوان گفت از پدرش كه شهرت خوشنويسي داشت به ارث برده باشد. دوره شباب او دنيايي از ذوق بود وي همانطور كه به بوم تابلو مينگريست به موسيقي نيز عشق ميورزيد و از بين سازها تار را نيكو مي نواخت. در 18 سالگي به صنايع مستظرفه تبريز راه يافت و از بين تمام رشتههاي هنري به تهيه نقشه قالي و تذهيب دلبستگي خاصي پيدا كرد و در آن سالهاکه در تبريز هنرجوي علاقمند و داوطلب در اين رشته از هنركمتر ديده ميشد آني از كوشش و فعاليت غافل نبود. اسكنداني در سال 1311 بعد از پايان دوره دوم متوسطه به تهران آمد و براي تكميل اطلاعات هنري در هنرستان عالي هنرهاي ايراني كه به نام اداره صنايع قديمه بود به جمع ساير هنرمندان پيوست و در سال 1312 از طرف همان سازمان به عزم مطالعه و كسب معلومات به اصفهان مأموريت يافت. |
|||
اثري از هنرمند كه با دقت و سليقه ترسيم شده است. |
|
|