|
|
||
|
همايونفرخ،
ركنالدين. "تاريخچه
كتاب و
كتابخانه
درايران".
دوره4، ش48 (مهر45): ص
5-10، تصوير |
||
|
|
||
|
خلاصه:
تاريخچه
هنرچهره
نگاري
درايران:
سابقه
تاريخي
نقاشي
ومينياتور
درايران،
تاريخ آغاز
زرنگاري
ونقاشي كتاب
درايران،
نقرالواح
ومعرفي
لوحهاي
معروف
تاريخي،
ماني نقاش
وكشفيات
درتورفان
تركستان ـ
زرنگاري
وچهرهنگاري درايران
پس ازاسلام،
نفوذ
هنروادب
ساساني به
دربار خلفا
ازاواسط قرن
دوم هجري. |
||
تاريخچه
كتاب و
كتابخانه در
ايران
ركنالدين همايونفرخمدير
عامل
كتابخانههاي
عمومي شهر
تهران
تاريخچه هنر
چهرهنگاري
در ايران
سرگذشت
هنر چهره
نگاري يا
نگارگري در
ايران از
ديرباز با
داستان كتاب
توأمان بوده
است و از آنجا
كه در اين
تاريخچه سخن
از سرگذشت
كتاب و
كتابخانههاي
ايران به
ميان است
ناچاريم از
هنرهايي كه
با هنر كتاب
سازي انباز و
دمسازند سخن
گوئيم و از
تاريخ اين
هنرها (هر چند
مختصر باشد)
آگاه شويم و
آنها را
ارزيابي
كنيم. چنانكه در
شماره گذشته
اشاره شد هنر
نگارگري و
چهرهنگاري
ـ تشعير ـ
تذهيب ـ
صحافي ـ
وراقي ـ
كاغذسازي ـ
جلدسازي
اينها همه
هنرهايي است
كه در ايران
با داستان
كتاب همراه
بوده است و
كسانيكه
بخواهند از
سرگذشت كتاب
آگاه شوند
ناچار بايد
با هنرهاي
ديگري كه در
اين «هديه
آسماني» گاه
گاه جلوهگري
كرده است نيز
آشنا گردند. ايرانيان
از ديرباز با
هنر نقاشي
آشنايي
داشتهاند،
متاسفانه تا
كنون آنچه
درباره هنر
نقاشي و هنر
تزئيني
نوشته و
تحقيق كردهاند
«در آثار نشر
يافته»، آغاز
نقاشي در
ايران را از
زمان
هخامنشيان
دانسته و
بشمار آوردهاند.
در حاليكه
حقيقت جز اين
است و هنر
نگارگري و
هنر آرايشي و
تزئيني در
ايران از
چهار هزار
سال قبل از
تشكيل دولت
هخامنشي
سابقه و
ديرينگي
دارد.
خوشبختانه
مدارك و
اسناد
ارزندهاي
براي اثبات
اين مدعا در
دست است كه
نشان ميدهد
كه نگارگران
ايراني هنر
خود را هفت
هزار سال پيش
از اين با
بوجود آوردن
بدايع هنري
بسيار
ارزنده
به منصه ظهور
رسانيدهاند. هنر
مينياتور
ايران كه
امروز اين
همه در جهان
دانش و بينش
مورد توجه و
امعان نظر
هنردوستان و
هنرشناسان
قرار گرفته
است هنري
نيست كه
زائيده شش
هفت قرن
باشد، اين
هنر ظريف در
ايران سابقه
هفت هزار
ساله دارد و
از تجربيات و
دانش هنري
هفت هزار سال
هنرمندان
ايران
برخوردار
است. از هفت
هزار سال
قبل، يا
هفتاد قرن
پيش از اين
مهرههاي
استوانهاي
و نشانهاي
عقيق ويشم و
لاژور دوسنگ
آهن و سنگ خون
آثاري هنري
در دست داريم
كه نگارگران
هنرمند
ايران با
نهايت ظرافت
و چيرهدستي
و هنرمندي
بصورت
معجزآسايي
نقوشي از
انسان و
حيوان ـ
پرنده و
چرنده با
حالات
گوناگون بر
آنها نقوشي
پديد آوردهاند
كه اين نقوش
گذشته از هنر
نقاشي هنر
حكاكي را هم
شامل است. اين نقش و
نگارهاي
دلپذير و
اعجابانگيز
در سطوحي
بوجود آمده
كه از سه
ميليمتر تا
دو سانتيمتر
عرض و طول
آنها بيشتر
نيست بعقيده
نويسنده
نكتهاي كه
تاكنون بدان
توجه نشده
اين است كه «مينياتور
واقعي و
حقيقي به
معني اتم
كلمه در واقع
نقاشي و
حكاكي همين
مهرههاي
استوانهاي
و نشانهاي
عقيق است1
مايه و پايه
مينياتور
ايران از
حكاكي و
نقاشي اين
مهرهها
استوانهها
سرچشمه
گرفته و
بنابراين
بايد از نظر
اصول تاريخ
مينياتور
ايران را از
عصر حكاكي [5] و
نقاشي بر روي
نشانها و
مهرههاي
استوانهاي
آغاز كرد
چنانكه
گفتيم چه بجا
و شايسته است
اهل فن و نظر
اين بدايع
هنري را مورد
مطالعه و
تحقيق قرار
دهند و
صفحاتي زرين
بر صحايف
تاريخ
پرافتخار
هنر هفت هزار
ساله ايران
بيفزايند. در
اينجا دو
نمونه از
نقوش حكاكي
شده بر روي يك
نشان و يك
مهره
استوانهاي
را از
نظر خوانندگان
ارجمند ميگذارند2. |
|
|
نقش
شماره 1 كه بر
روي عقيق است
پادشاهي را
نشان ميدهد (به اعتبار
تاجي كه بر
سر دارد) بر
شتري سوار
است كه شاخ
دارد، در حال
جدال با دو
شير بالدار
است، و نمونه
دوم مهره
استوانهاي
است كه 2
سانتيمتر
طول دارد و سه
نفر در صحنه
آن نمايش
داده شدهاند.
شخص نشسته
پادشاه و يا
شخصيت بزرگ
مذهبي است و
دو نفر
ايستاده در
برابر او
درحال اداي
احترام
هستند در اين
نقش خصوصيات
و حالات و
وجنات كامل
اشخاص بخوبي
و روشني
نموده شده
است (عكس
شماره 2). عكس
اين دو «نشان»
چند برابر
بزرگ شدهاند
ـ در هر دو
نشان خطوط
ميخي علايمي
هست كه
درباره آن در
شمارههاي
پيش بحث كردهايم
و قدمت اين
خطوط تا دو
هزار سال قبل
از ميلاد ميرسد.
صحنه و صورتهايي
كه در اين دو
اثر مجسم
گرديدهاند
در حقيقت دو
صحنه
مينياتور
بتمام معني
كامل و جامع
هستند3.
|
|
||
1 |
2 |
|
بدنبال تكامل اين [6] هنر است كه هنرمندان و نگارگران ايراني ميكوشند هنر ظريف خود را وسعت بخشند و حكاكي را بصورت محدب و يا مقعر در روي ظروف زرين و سيمين و حتي مسين و مفرغي و سنگي و چوبي نيز منتقل سازند. اين سير تكاملي نقاشي و نگارگري ايراني، هنر تزيين ساختمانها را بوجود آورد و مردم با آرايش در و ديوار ستايشگاهها، كوشكها و كاخهاي پادشاهان وسيله قطعات زر و سيم و احجار قيمتي ديگر و صندل و ساج و عاج پراختند تزيين در و ديوار كاخها و حجاريهاي ستونها و مانند آن زمينه مساعدي براي بوجود آمدن هنر موزائيك و سراميك در ايران گرديد و از اينجا است كه سفالگري و كاشيسازي رنگين و منقوش پا به عرصه وجود ميگذارد و در قرنهاي بعد سير تكاملي خود را ميپيمايد. |
تاريخ
آغاز
زرنگاري و
نقاشي كتاب
در ايران
توجه و
علاقه
ايرانيها
به يكتاپرستي
و كتاب
آسماني و
مقدسشان «اوستا»
از ديرباز
آنان را به
زيبايي و
تزيين كتاب
اوستا
واداشت ـ
چنانكه
گفتيم،
ايرانيها
اوستا را پيش
از اينكه با
صنعت
كاغذسازي
آشنا شوند بر
پوست گاو و يا
توز مينوشتند
و براي آنكه
اوراق آن را
آرايش دهند
حروف را با آب
طلا مينگاشتند
و با گوهرهاي
گرانبها
تزيين ميكردند
و براي
نگاهداري
اين اوراق
محفظههايي
از زر و يا سيم
ميساختند
كه بعدها
همين پوششها
بصورت جلد
درآمد و جلدسازي
نيز در قرون
بعد يكي از
هنرهاي
تزييني و
ظريفه گرديد. ايرانيان
آثار
گرانقدر خود
را چه بسا كه
بر روي لوحهاي
سيمين و زرين
مينوشتند (
بر آن نقر ميكردند)
و اينكار
گذشته از
زيبايي و
ارزش از لحاط
حفظ آثار
مخطوط حائز
كمال اهميت و
توجه بود
زيرا سيم و زر
در عوامل جوي
و رطوبت و
آفات ارضي
چون كرم و
موريانه
مقاومت ميكرد
و از ميان نميرفت.
و دستخوش
فساد و تباهي
نميگرديد. لوحهاي
زرين و سيمين
كه از
زيربناي كاخ
داريوش (تخت
جمشيد) بدست
آمده است و
لوحهاي
زريني كه به
نام
آريارامنه
معروف است و
همچنين لوحهاي
زر به نام
داريوش دوم و
لوح زر ديگر
به نام آرشام
براي
نويسنده
موجب پديد
آمدن نظر
تازهاي شده
است و آن
اينكه: با
پيدا شدن اين
لوحهاي زر«كه
قطعاً صديك
لوحهاي
دوران
هخامنشي است»
ميتوان
تصور كرد كه
هخامنشي با
توجه به اين
سابقه كه
هخامنشيها
نوشتههاي
ارزشمند را بر
لوحهاي زر و
سيم مينوشتهاند
و با در نظر
گرفتن اين
نكته كه
هخامنشيها
نخستين بار
اوستا را
گردآوري و
مدون ساختند
می توان گفت: كه
نسكهاي
اوستا به
دستور آنها
بر لوحهاي
زر نوشته شده
بوده است. و
اين اوراق را
در محفظههاي
گوهر نشان در
گنجينهاي
شاهي و نسخههاي
ديگري از آن
را هم در
آتشكدههاي
نامآوران
دوران
نگاهداري ميكردهاند
و علت و سبب
نابودي
اوستا را
بدست اسكندر
و كسانش از
اين رهگذر
بايد جستجو
كرد نه
مخالفت با
متن و نوشتههاي
آن. با توجه به
غار ت و
تاراجي كه
اسكندر و
كسانش از
گنجينههاي
ايران و كاخ
داريوش
كردند حتي از
زير و رو كردن
اجساد
پادشاهان
هخامنشي در
گور به طمع به
دست آوردن زر
و گوهر
خودداري
نكردند. مسلم
است پس از
آگاهي از
وجود گنجينههاي
گرانبهاي
اوستا بدان
دست برد زدهاند
و اين امر
موجب محو متن
اوستا در آن
دوران
گرديده بوده
است. |
|
ماني
ايرانی عقايد
خود را كه
مجموعي از
معتقدات و
نظرات آيينهاي
بودا ـ
زرتشت ـ مهرپرستان
ـ مسيح بود،
بوسيله نقاشي
تبليغ و
ترويج ميكرد
و با چنين
وسيله تبليغ
و ترويج موثر
بزودي آيين
وي منتشر گشت
و هنر نقاشي
كه از اركان
آيين او بود مقامي
والا و
ارجمند يافت.
كتابهاي
آيين ماني
همه با نقوش و
تصاوير
تزيين ميشدند
و به همين سبب
هنر تزيين
كتاب در
ايران كه مهد
پرورش ماني
بود به اوج
ترقي و تكامل
رسيد و بيش از
پيش هنر
تزييني و
نقاشي با
كتاب همبستگي
پذيرفت4. در كشفيات
تورفان
تركستان كه
اسناد و
مداركي از
دين ماني
بدست آمد
اوراق
مكشوفه با
نقاشيهاي
تزييني نيز
همراه بود و
اين نقاشي ها
براي بسياري
از مسائل و
نظراتي كه
طرح ميشود
سند ارزندهاي
در اختيار
محققان
گذاشت. (عكس شماره 3)
يكي از اوراق
مكشوفه در
تورفان است و
آن صفحهايست
از يك كتاب [8] كه
با نقاشي و
تزيين همراه
است و صورتهاي
نقاشي شده در
آن گروهي از
مبلغان
و رهبران
مانوي را با
جامه مذهبي
نشان ميدهد
كه ميخواهند
چيزي بنويسند
و يا نقشي
بكشند (؟) و از
اين نشانه
توان گفت كه:
آيين مانوي
هنر
نويسندگي و
آشنايي به خط
و دانش را كه
در ايران
باستان
مخصوص طبقات
خاص (مغان) بود
عموميت داد و
پيروان خود
را ملزم بفرا
گرفتن دانش
خواندن و
نوشتن و هنر
نقاشي كرد. در
اين تصوير
رهبران ديني
همه قلم بدست
دارند و برگهايي
از كاغذ
برابرشان
روي ميز
گسترده شده و
آنها براي
نوشتن و يا
نقاشي كردن
آماده هستند. |
|
||
4 |
|
نفوذ دين
ماني در
ايران و
تبليغ و
ترويج مردم
بفرا گرفتن
نوشتن و
خواندن توسط
مانويها
موجب افزايش
گروه
علاقمندان
به كتاب گرديد
و چون كتاب
خواستار
فراوان يافت
هنر كتابسازي
ترقي كرد و از
همين رهگذر
است كه در
دوران
ساسانيان
كتابخانههاي
بزرگ بنياد
گرديد و كتابهاي
بسيار نوشته
شد و هنر
تزيين كتاب
مراحل كمال
را پيمود. در عكس
شماره 3 گذشته
از چهرهنگاري
تزيين كتاب
نيز ديده مي
شود و گلهاي
آفتابگردان
و خوشههاي
انگوري براي
تزيين بكار
رفته است. (عكس شماره 4)
نوازندگاني
را نشان ميدهد
كه سرودهاي
مذهبي ميخوانند
و مينوازند
و كنار صحيفه
كتاب با گل و
بوته تزيين
شده است. آنچه
مسلم است و
همه صاحبنظران
برآنند شيوه
اين نقاشي ها ايرانی است ودر بحث آينده (چهره نگاری دوران سلجوقی ) درباره جامه وچهره های اين صحيفه نقاشی
مطالبي
خواهيم گفت.
از نظرات ياد
شده ميخواهيم
نتيجهگيري
[9]
كنيم كه: 1ـ هنر كتابسازي
و هنر تزييني
كتاب از زمان
هخامنشيان
در ايران
پديد آمده و
در زمان
ساسانيان
به مراحل كمال
رسيده بوده
است و بهترين
سند اين مدعا
اوراق
مكشوفه
تورفان است. 2ـ هنر
زرنگاري (تذهيب)
و گل و بوتهسازي
در كتاب
متعلق
بدوران قبل
از اسلام
آن هم در
ايران است و
كسانيكه
آنرا متعلق
به قرن دوم
هجري بوسيله
اعراب ميدانند
به استناد
آنچه ياد شد
سخت در
اشتباهند.
زرنگاري و
چهرهنگاري
در ايران پس
از اسلام آيين مقدس
اسلام براي
مبارزه با
مظاهر بتپرستي
و آيين مانوي
و محو آثار آن
با چهرهنگاري
و پيكرسازي
مخالفت
اصولي داشت و
در اثر همين
مخالفت پس از
نفوذ آيين
اسلام در
ايران
نگارگري
به انحطاط و
خفقان دچار
شد و چون اين
هنرها را
مبلغان
اسلام حرام
ميخواندند
كسي پيرامون
آن نميگشت.
ليكن ذوق و
علاقه فطري و
ذاتي نژاد
ايراني به
هنر نميتوانست
يكباره از
هنري كه قرنها
با آن خو
گرفته و از آن
لذت برده بود
چشم بپوشد.
اين بود كه
هنرمندان
ايراني هنر
زرنگاري
كتاب را
دنبال كردند
و براي آنكه
در اين راه
گرفتار
بدنامي و
تباهي نشوند
به زرنگار
كردن نسخههاي
قرآن مجيد
پرداختند.
اين هنر دلپسند
بزودي مورد
توجه
مسلمانان
قرار گرفت و
كمكم رواج
يافت، و راه
تزيين كتاب
براي
نگارگران
ايراني
گشوده شد و
براي آنكه در
آغاز كار با
مخالفت
مواجه نشوند.
طرحهايي كه
بكار ميبردند
همه نقوش
هندسي بود و
تنها سر
سورهها را
تذهيب ميكردند.
در پايان قرن
دوم هجري با
چند گل درشت و
ترنجهاي
كوچك محل حزبها
و جزوهها را
تزيين ميكردند.
و علاوه بر آب
زر نقطههايي
حروف را با
شنگرف و
زعفران مشخص
ميساختند. پس از قرن
سوم هجري گل و
بوته در
تذهيب قرآنها
بكار رفت و
بتدريج اين
گل و بوتهها
به انضمام
خطوط هندسي
اسليمي در
كاشيكاريها
و گچبريهاي
محراب مساجد
رسوخ يافت. و
طرحهايي در
نقوش قالي و
پارچه بظهور
رسيد كه بايد
آنها را خطوط
و نقوش رمزي (سمبل)
خواند زيرا
قبل از اسلام
پارچهها و
قاليهاي
بافت ايران
از زمان
هخامنشيان
همه منقوش به
نقوش انسان و
حيوان و گل و
برگ بود
بهترين
نمونه آنرا
ميتوان
قاليچه
روانداز اسب
دانست كه در
موزه
لنينگراد
نگاهداري ميشود
و نقش آن
شاهزاده
خانمي را با
نديمههايش
نشان ميدهد
و در پارچههاي
دوران
ساساني كه
نمونه آن در
موزه شهر
ليون موجود
است شاهد اين
مدعاست. خلفاي
اموي با
مشاهده آثار
پرشكوه و با
جلالي كه در
قلمرو حكومت
آنان در آمده
بود (در
شاهنشاهي
ساساني و
امپراطوري
بيزانس) به
ساختن كاخهاي
مجلل دست
يازيدهاند
و چون از هنر
معماري و هنر
تزييني بيبهره
بودند براي
نيل به اين
مقصود از
هنرمندان
ايراني كمك
گرفتند و ذوق
و هنر
هنرمندان
ايراني كاخهاي
باشكوهي
مانند حير
مشاطه ـ
عمراء
حورانه و
طوبي ـ بوجود
آوردند كه
اسلوب
ساختمان و
تزيينات
آنها همه با
شيوه و سبك
ايراني است. در كاخهاي
حير مشاطه،
گذشته از طرز
ساختمان اين
كاخ كه به
عقيده گروهي
از باستانشناسان
اساساً از
ساختمانهاي
ساساني است.
نقاشيهايي
كه بر
ديوارهاي
اين كاخ هنوز
پابرجاست
داراي سبك
ساساني و
چهره و جامههاي
اين نقوش همه
ايراني است.
ميتوان گفت
از سال 237 هـ . (به عقيده
بعضي اين كاخ
در زمان هشام
پسر عبدالملك
بنا شده است)
هنر نقاشي
بار ديگر در
قلمرو حكومت
اسلامي
بوسيله
هنرمندان
ايراني رايج
گشته است. ناگفته
نماند كه
نفوذ هنر و
ادب ساساني
هيچگاه در
زمان تسلط
عرب و نفوذ
اسلام در
ايران از
ميان نرفت
زيرا گذشته
از مازندران
و تبرستان در
قسمتهايي
از
ماوراءالنهر
شاهزادگان
ساساني تا
حدود سال 140
هجري نفوذ و
حكومت داشتهاند
و ساكنان
قسمتهاي
ديگر ايران
كه با آنها
همزبان و هم
نژاد بودند
پيوسته
روابط معنوي
خود را با
حكومت
ايراني
ماوراءالنهر
محفوظ و
مربوط ميداشتند
و به اميد فرا
رسيدن روز
آزادي و
پايان نفوذ
بيگانگان
عرب روزشماري
ميكردند. ميدانيم
كه از اواسط
قرن دوم هجري
در دستگاه
خلفا
ايرانيان
نفوذ يافتند
و از اين
هنگام نفوذ
معنوي
ايرانيان در
دولت اسلامي
آشكار ميگردد
و فرهنگ و هنر
اسلامي از آن
تاريخ تحت
نفوذ و تسلط
معنوي فرهنگ
و هنر ايران
قرار ميگيرد. |
|
پاورقي ها :
1
–
نشان در
اصطلاح اهل
فن به نگينهاي
عقيق ـ زمرد ـ
ياقوت و
مانند آن
گفته ميشود
كه در روي
آنها صوري از
انسان يا
حيوان نقر
شده باشد اين
اصطلاح از
آنجا در ميان
اهل فن و نظر
مصطلح و رايج
گرديده است
كه اغلب اين
نگينها در
زمان باستان
به زبان رمز (سمبل)
مفاهيم خاص
مذهبي يا
سياسي و
اجتماعي و
نشانه فرمان
و منصب يا
پروانه
كارهايي
بوده است. 2 – از مجموعه نفيس آقاي فخرالدين نصيري.
3
–
لورنس بينيدن در كتاب بررسي هنر ايران نظراتي درباره «نقاشي ايراني» اعلام
ميدارد كه محققانه نيست. او مينويسد: هنر نقاشي را در ايران منحصر به
مينياتورسازي
يعني مصور كردن كتابهاي خطي دانستهاند. چون نقاشيهاي ديواري همه
ازميان رفته و تنها از راه مينياتورهاي موجود ميتوانيم در مغرب زمين
درباره چگونگي پديدههاي نقاشي ايراني داوري كنيم.» بايد گفت چنانكه در همين شماره بحث كردهايم. سابقه نقاشي ايراني سابقه بسيار كهن دارد و ديگر آنكه نقاشي ديواري از دوران هخامنشي و اشكاني و ساساني بسيار در دست داريم.
4
–
درباره ماني و مكتب نقاشي او در صفحات آينده هم بحث خواهيم كرد. |