|
|
||
رضازاده شفق، صادق. "كتاب تدويني
وكتاب تكويني". دوره5، ش49 (آبان45):
ص 3-4.
|
||
|
|
||
خلاصه:گسترش نشركتاب وايجاد كتابخانههاي
عمومي درده سال اخير، ارزش فرهنگي تاليفات و
ترجمههاي فعلي، درباره نحوه چاپ كتابها.
|
||
|
|
كتاب تدويني و كتاب تكويني
دكتر رضازاده
شفق
از هفته هاي نيك سال براي كشور ما كه
فرهنگي ارزنده و ديرين دارد هفته كتابست.
ايران از قديمترين زمان داراي خط و كتاب
بوده و به ما هيچگاه عنوان بي كتاب و (امي)
نچسبيده است. دانشمندان ايران از قريب دو
هزار و پانصد سال به اين طرف در علوم و
ادبيات تأليفات بيشمار بوجود آوده اند و
كتابخانهاي بزرگ عالم اسلام و عالم مغرب
زمين پر از آن تأليفات و فهرستهاي آن است. موضوع تأليف و نشر كتاب با كمال خوشوقتي در زمان ما گسترش بزرگي پيدا كرده و در اين ده سال اخير هزارها كتاب از تأليف و ترجمه به چاپ رسيده است. كتابخانهاي عمومي در سراسر كشور در كار تأسيس است و كتابفروشيهاي بزرگ و متعدد رو به فزوني ميرود و مجلات گوناگون در هر موضوع انتشار مي يابد. اين مطبوعات از نظر حجم و تعداد
قابل مقايسه با هيچ يك از ادوار گذشته نيست
و بي مبلغه توان گفت در رديف نهضتهاي ديگر
نهضتي عظيم در فرا آوردن كتاب در كشور ما
بوجود آمده است كه ميتوان نكات ذيل را در
آن باب بر وجه تذكر بيان كرد: 1ـ توجهي خاص به كشف و تصحيح و چاپ
نسخ خطي فارسي كه سالها در گوشه و كنار و
كنج كتابخانه ها و صندوقها مانده بود
ابراز ميشود. 2ـ طرز چاپ و دقت در تصحيح و سليقه و
نظم و روش انتقادي امتيازخاصي به مطبوعات
عصر ما مي باشد. 3ـ سبك فارسي تأليفات امروزي
نويسندگان ورزيده و دانشمند بسيار روان و
زيبا و روشن است و ميتوان گفت شيوه اي
شيرين و شيوا بوجودآمده است كه بهترين سبك
نويسندگي گذشتگان نمي تواند با آن برابري
كند. 4ـ تنوع درموضوعهاي علمي وادبي نيز
از هر حيث جلب نظر ميكند و براي پي بردن به
اين نكته كافيست
شخص نظري به فهرستهاي مراكز انتشارات
مانند انتشارات دانشگاه و نشر كتاب
بيندازد. 5ـ كار ترجمه از زبانهاي خارجي به
فارسي به اندازه فوق تصور بالا گرفته و
صدها شايد هزارها تأليفات علمي و ادبي
خارجي به زبان فارسي نقل شده و ميشود. خلاصه اينكه جنبش كتاب در زمان ما و
در كشور ما به حد حيرت آوري افزايش يافته
است و بديهي است به همان نسبت افزايش كتاب
شماره خوانندگان هم به سرعت تمام و فزوني
است و توسعه دستگاه آموزش و پرورش و
انتشارت و تبليغات مخصوصاً نهضت مبارزه با
بيسوادي علاقة به كتابخواني را روز به روز
بيشتر مي سازد و اين فيض اجتماعي همواره
دامنه دارتر ميشود. اگر در اين موقع بخواهيم آرزويي را
همراه اين مقال سازم اين است كه كتاب و
كتابخواني هم مانندساير شئون اجتماعي
ممكن است نقايصي داشته باشد و ما راست ضمن
توسعه اين موضوع در عين استفاده از محسنات
آن توانيم از سيّأت آن به بپرهيزيم كه براي
نموانه ميتوان اين دو سه نكته را يادآوري
كرد: 1ـ برخي كتابها نه از نظر لفظ نه از
نظر معني مناسب فرهنگ و ادب ملي ما نيست
[3]
و
زيانش از سودش بيشتر است مانند رمانهاي
شهوي و جنايي و مطالب مبتني به اغراض يا
اشاعه اكاذيب يا توليد نفاق و بدبيني و
نظاير آن. 2ـ برخي تأليفات در واقع تأليف نيست
بلكه سرقت و انتحال است كه نشر كنندگان
ميوه
زحمات ديگر آن را مي چينند و تغييراني
مي دهد وبه نام خود منتشر مي سازند و اين
عمل خيانت و ناسپاسي را تشويق مي كند و وفا
و صفا و اعتماد را از بين ميبرند. 3ـ بعضي ناشرين كتاب تأليفات ديگر
آنرا بي تأمل و دريغ و بدون جلب رضاي مؤلف
يا بازماندگانش بي
باكانه تجديد طبع و نشر مي كنند. 4ـ براي ترجمه از زبانهاي خارجي سه
شرط اساسي هست يكي وارد شدن در موضوع دومي
وقوف كامل به زبان ملي و سشومي وقوف كامل
به زبان خارجي. افسوس در مواردي بدون رعايت
اين شرايط افرادي گستاخ به ترجمه و نشر مي
پردازند كه اسباب نهايت تأسف است. اي كاش بيشتر از اولياي آموزش و
پرورش خود مردم و نويسندگان و ناشرين به
اين گونه معايب پي ببرند وتا بتوانند خود
از بد بپرهيزند و روا ندارند صحايف سفيد با
سياهي ها و پليديها تسويه گردد
كه آنچنان سواد نباشد بهتر است. در پايان سخن بايد بگويم نوشته و
كتاب در تاريخ بشر سابقه ممتدي ندارد و
چيزي است تازه. اولين خط و نوشتن در
سرزمينهايي مانند (سومر) بوجود آمده كه
حداكثر از شش هزار سال نمي گذرد در صورتيكه
دانشمندان عصر عمر گذشته بشر از صد هزارها
بلكه ميليونها سال مي دانند پس اگر بالفرض
از عمر بشر يك ميليون سال مي گذرد در تمام
اين مدت غير از قريب شش هزار سال اخير بي خط
و بي كتاب زندگي مي كرده است و نتيجه اي كه
از اين حقيقت بدست مي آيد اين است كه آنچه
آدمي را زنده و پاينده نگه ميدارد اخلاق
است نه علم تنها! علم چندان كه بيشتر خواني
چون عمل در تو نيست ناداني! تنها كتاب كه محتويات آنرا طوطي وار
فرا گيريم حتي آن محفوظات را وسيله تظاهر و
غرور سازيم كافي نيست و زيان بخش است. در
قرآن كريم آن دسته از يهود كه احكام ديني
را مي خواندند و حفظ و رعايت مي كردند ولي
در زندگي اينان و دل و وفا و مروت نداشتند
به خرهايي تشبيه شده اند كه كتابهايي بر
آنها بار شده. سعدي در ترجمه آن آيه وافي
هدايه است كه فرمود: نه محقق بود نه دانشمند
چارپايي بر او كتابي چند اين اصل در باب كليه اقوام وملت صدق
مي كند. امروز صد ميليونهاكتاب و مجله در
سراسر جهان گسترش دارد، صدهزارها
آموزشگاه در كار تدريس و تعليم است در
ممالكي بي سوادي به كلي ريشه كن شده،
دانشمندان نامي سرگرم تحقيق و تدقيق هستند
ترقيات مادي به مرحله محير العقول رسيده و
انسان مي كوشد بافلاك دست يابد ولي در چنين
جهان علمي و صنعتي زندگاني آدمي پر از درد
و وحشت و بيم است. خود پرستي و تجاوز و فساد
صحنه جهان را فرا گرفته جنايات بي حساب كه
تصور آن دلها را مي لرزاند و زندگي بشر كه
ممكن بود شاد وفرخنده شود سايه افكنده و
ازهمه فجيع تر كابوس يك جنگ جهان ويران كن
همه جار را گرفته و همه ساكنين اين كره
خاكي را آشفته و پريشان و نگران ساخته! پس كتاب تنها، كتاب حفظي، كتابي كه
تنها در مغز تأثير كند و به دلها راه نيابد
براي حيات اجتماعي كافي نيست. علم با عمل و
آموزش به شرط پرورش و نشر كتاب با بسط
تربيت و دانش با بينش، و ظاهر تؤام با باظن
مي تواند ملتها را به سعادت راهنمايي كند. در نتيجه اين مختصر توضيح مي توان
گفت كتاب تدويني كه مطالبي ارزنده داشته
باشد خوب است و لازم است ولي كتاب تكويني
نيز كه قلب آدمي و صحايف آفرينش و عواطف
انساني و معناي اسماني در آن مندرج است
بايد با ديده بينش و بصيرت روحاني خوانده
شود كه بدون اين سودي از آن بدست نخواهد
آمد. اميد است ملت ايران و ملل جهان در رديف
كتاب تدويني كتاب تكويني را هم بخوانند و
تؤام با علوم ظاهري علوم باطني را هم
فراگيرند و ارتباط دانش را با بينش و علم
را با اخلاق و خود را با خدا در يابند تا
شادكام و كامياب گردند. |
|
|
b*