تجويدي، اكبر. "كتاب آرائي درايران". دوره5، ش49 (آبان 45): ص 5-9.

 

 

خلاصه:تاريخچه مختصري از تخريب وآتش زدن كتابخانه‌ها از عهد سامانيان به بعد، شرحي بركتابهائي كه از بين رفته و فقط رواياتي ازآنها باقي است ـ ماني ونقاشي و كتب آرائي، نقش تزئيني خط كوفي درقرون اوليه هجري، فن تذهيب، مكتب نقاشي بغداد وسلجوقي، شيوه كتاب آرائي درقرن هشتم مكتب‌هاي ايلخاني و تيموري، شاهنامه بايسنقري ـ معرفي نقاشيهاي برجسته اين زمان، شرحي برويژگي‌هاي نقاشي دراين عصر، كتب آرايي درعهد صفويان.

كتاب آرائي در ايران1

 

اكبرتجويدي

ميدانيم كه ايرانيان به آرايش كتاب دلبستگي فراوان داشته اند ولي از آنجا كه پوست و كاغذ كه نقش بر روي آنها پديد مي گردد از اجناسي است كه در مقابل حوادث پايداري كمتري دارد نمونه هاي باستاني اين هنر بسيار كمياب است.  بيد و موريانه و ديگر حشرات و آتش و عوامل ديگر هميشه كتاب و دفتر و نامه ها را تهديد مي كند. از سوي ديگر از زماني كه تازيان بر ايران مستولي شدند كوشش بسيار در نابود ساختن كتابها و كتابخانه هاي ايران نمودند.

بدون شك هنگامي كه در سال سيصد و هشتادو نه هجري قمري كتابخانه باشكوه سامانيان دستخوش آتش سوزي شد بسياري از كتابهاي مصور وگرانبهاي ايران در آن سوخته است. همچنين هنگامي كه كتابخانه آل بويه در ري بدست سلطان محمود غزنوي ويران گشت انبوهي از كتابهاي گرانبهاي باستاني ايران از ميان رفت. ولي همه اين ويرانيها و آتش سوزي كتابخانه ها در برابرتاراج مغولان ناچيز مي نمايد.

استخري كه در قرن سوم هجري ميزيسته در نوشته هاي خويش از سالنامه اي ياد مي كند كه از زمان شاهنشاهان ايران باستان به يادگار مانده بود و تك چهره آن شاهنشاهان را در برداشته است. استخري كه به چشم خويش اين كتاب را ديده يادداشت كرده است كه سالنامه مزبور در قلعه اي واقع در ايالت جبار نزديك يكي از مشهورترين آتشگاههاي آن زمان نگهداري ميشده است. مي دانيم كه هر يك از شاهان ساساني هنگام تاجگذاري به زيارت اين آتشگاه مي آمدند و هنگامي كه استخري ميزيسته اين آتشگاه همچنان داير بوده و آتش مقدس در آن نگاهداري مي شده است. همچنين مسعودي از كتاب همانند سالنامه بالا ياد كرده است كه متعلق به يك خانواده نامدار ايراني شهر استخر بوده. اين كتاب شامل سرگذشت شاهان ايران بوده ونام ساختمانهايي كه هر يك از آنان برپا كرده بودند همچنين چهره يكايك آنان با لباس و تاج مخصوص در آن نگاشته بوده است.

كتاب ديگري از اين نوع كه تاريخ نام آن را ضبط كرده است نسخه اي است كه به طلا و جواهرات (لابد جلد آن) و زري مزين بوده و در خانه افشين سردار خليفه عباسي المعتصم نگاهداري ميشده و همين كتاب است كه در محاكمه اي كه دشمنانش بر عليه وي ترتيب دادند سندي براي محكوم ساختنش گرديد و به همان جهت به زندان رفت (ظاهراً در اين كتاب مطالب مربوط به زردشتي همراه با تصاوير نگاشته بوده است).آنچه از مطالب بالا بر ميايد آنست كه هنگام تسلط عربها    [5]    بر ايران با اينكه اعتقادات آنان با هنرهاي تصويري و آرايش چندان سازگاري نداشت 2 مظاهر گوناگون هنري و از جمله كتابهاي مصور يكباره نابود نگشت  و تا قرنها در شهرستانهاي گوناگون ايران گروه بيشماري دين نياكان خود و سنتهاي باستاني خويش را محفوظ داشتند هر چند كم كم مردم ايران به آيين اسلام گرويدند تا ساليان دراز رسم و آيين كهن را بر  حسب عادت رعايت مي كردند و از جمله در نگاهداري كتابهاي گرانبها و آرايش شده كوشا بودندتا آنجا كه پاره اي از ايرانيان با وجود رسيدن به مقامات عالي در دستگاه خلفا همچنان در پنهاني به نگاهداري مظاهرتمدن كهن خويش مهر مي ورزيدند كه از آن جمله بايد خانواده برمكيان را نام بريم. مي دانيم كه خانواده برمكيان در دربار خلفاي عباسي مقامي والا داشتند وتا سال 188 هجري قمري كه هارون الرشيد با ستمهاي بسيار آنان را تارو مار ساخت همواره مقامات عالي به آنها سپرده ميشد. ميگويند نياي بزرگ آنان برمك يكي از پاسداران آتش در معبد بلخ بوده است. شايد بتوان اظهار عقيده كردكه هنرمندان دورانها اسلامي هنگام مصور كردن كتابهاي خود و به طور كلي در فن نقاشي از آثاري كه در خانه بزرگان ايراني يافت مي شد از همان آغاز قرون اوليه هجري انجام مي گرفته اند. مقايسه پاره اي از نقاشيهاي آغاز اسلام با كنده گري ساسانيان بر دامن كوهها عقيده بالا را استوار تر مي سازد همين منابع الهام در دورانهاي بعدي زمينه پيدايش هنر كتاب آرائي ايراني عصر مغول را بنياد گذاشته است به عنوان مثال هنگامي كه صحنه هاي حجاري طاق بستان را بخاطر آوريم بويژه نقشهاي شكار گاه آن را از جهت طراحي و همگذاري با نقاشيهاي دوران مغول و تيموريان مقايسه كنيم به آساني در مي يابيم كه سنتهاي گذشته تا چه اندازه در پديد كردن آن روزگار مؤثر بوده است.  همچنين اگر صحنه هاي شكار كتابهاي دوران صفويان را بررسي كنيم پاره اي اوقات چنان شباهتي ميان آنها و  سنگبريهاي ساساني و ظروف نقره آن عصر را مشاهده مي كنيم كه گويي نقاش اين مينياتورها همان كنده گر دوران ساسانيان بوده است . در پاره اي از اين تصويرها هنگامي هم كه هنرمند خواسته است پادشاه زمان خود رادر حال سواري  و يا جلوش بر تخت بنماياند آنچنان از هنر دورانهاي پيشين متأثر بوده كه چه بسا وي را در لباس شاهان باستاني و با تخت و سرير روزگاران كهن نگاشته است.

نام ماني پيامبر ايراني آنچنان با هنر نقاشي پيوسته است كه ممكن نيست در گفتاري درباره هنر كتاب آرائي ايراني از يادآوري نام وي خودداري كرد. با آنكه در اين زمينه سخنان گوناگون گفته شده ولي به هر حال ادبيات و اشعار فارسي همه جا هر نگار گر چيره دست را با نام ماني مترادف آورده و واژه نگار خانه ماني بجاي كاخهاي پرزينت و باشكوه به كار رفته است. از اينرو ناچار درباره هنر نقاشي مانويان بنابر آنچه از سنت گذشتگان بر مي آيد گفتاري مي آوريم. بايد   [6]    يادآوري نماييم از هنگاميكه هنر نقاشي كتاب ميان مسيحيان رايج شد اين هنر كم و بيش با نقاشي ايراني ارتباط پيدا كرد و هنرمندان دو گروه متقابلاً از يكديگر بهره گرفتند. بويژه هنر كتاب آرائي نزد نسطوريان ايران رواج بسيار داشت هو بوسيله آنان همراه با گسترش ديانت مسيح تا دورترين نقاط كردستان رواج يافته است و در اين سير توسعه خود با هنر نقاشي مانويان پيوستگي پيدا كرده است.

گفته اند كه ماني براي آسان ساختن فهم فلسفه بسيارمشكل آئين خود مفاهيم مجرد آنها را بوسيله طرحها و رنگها نقش ميكرده و به اين ترتيب حكمت ماوراءالطبيعه دين خويش را بيان مي نموده. به اين ترتيب احتمالاً بيشتر نقاشيهاي مانوي به شيوه انتزاعي بوده و بوسيله تاريك و روشنيها و بويژه رنگهاي طلائي مبارزه نور و تاريكي را نمايش مي داده است. همانطور كه ميدانيم دين ماني در آغاز به سرعت همه جا گير شد و بيرون از مرزهاي ايران نيز طرفداران فراوان يافت ولي ديري نگذشت كه اين آئين به سختي مورددشمني موبدان قرار گرفت و درزمان سلطنت بهرام اول باغواي آنان به زندگي ماني پايان داده شد. از آن پس نيز پيروان دين وي در ايران بوسيله موبدان زرتشتي و در خارج از ايران بوسيله امپراطوران مسيحي روم به سختي مورد آزار قرار داشتند. در آغاز رواج دين مبين اسلام مانويان تا مدتي از آزادي نسبي برخوردار بودند ولي ديري نپائيد كه خلفاي عباسي به سهم خود در صدد برچيدن آئين آنها بر آمدند و هر جا كتابهاي آنان را يافتند آن را طعمه حريق ساختند. بايد يادآوري كردكه ممكنست پاره اي مخالفتهاي مسلمانان به فن نقاشي تا اندازه اي با مبارزه آنان براي از ميان برداشتن سنتهاي دين مانوي مربوط باشد. به دنبال اين وقايع گروهي از مانويان به سوي سرزمينهاي شرقي و شمال خاوري ايران روي آوردند و بزودي در آن بخشها آئين خود را گسترش دادند و بسياري از مردم آن سرزمينها و از جمله سران ايغوري تركستان را به دين خود آوردند. با اينهمه بايد به خاطر داشت كه سنت كتاب آرائي مانويان به كلي در داخل ايران به دست فراموشي سپرده نشده و همين هنر بعدها در پيدايش مكاتب گوناگون مينياتورسازي اثر فراوان گذاشت. اين مطلب از شباهتي كه ميان چند قطعه نقاشي مانوي كه در تركستان به دست آمده و پاره اي از تصاوير كتابهاي عصر مغول وجود داردبه خوبي روشن مي گردد. مطالعه  اين نقاشيها پاره اي مسائل مربوط به مينياتور ايراني و گرايش آنرا به شيوه هاي نقاشي خاور دور روشن مي سازد. با در نظر گرفتن اين قطعه ها و ديگر روايتهائي كه از نقاشيهاي ماني و پيروانش به جاي مانده بايد به خاطر آورد كه همه نقاشيهاي مانوي آنچنانكه ياد كرديم به شيوه غير تصويري و انتزاعي نبوده بلكه در بسياري از آنها هيكل آدمي و گلها و گياهان نيز سرمشق هنرمند بوده است. شباهتي كه ميان گل و بوته هاي منقوش بر اين مينياتورها و آنچه در كتاب منافع الحيوان كه از قرن هفتم هجري است وجود دارد بطور وضوح رابطه ميان  اين دو مكتب از هنر كتاب آرائي را مي رساند. در صورتيكه هنگام مقايسه اين فن با آنچه در مغرب زمين براي آرايش انجيل بكار رفته و از جمله در تزئينات گردآورده هاي سرودهاي مذهبي (Psautier)   سرمشق هنرمند بوده است چندان رابطه اي مشهود نمي گردد.

پس از تصاوير كتابهاي مانويان بوده بايد از قرآنهاي مزين كه از قرون اوليه هجري رايج گشته ياد كرد. تزيينات اين قرآنها كه به خط كوفي نوشته شده بيشتر منحصربه نقش هاي هندسي ساده است كه همين نقشها در دوره هاي بعد رو به كمال رفته وبا الهام گيري ازشيوه گل و برگ سازي ساساني فن تذهيب را پديد آورده است.و درباره كتابهاي مصور در ايران بايد يادآور شد كه پس ازآنچه از مانويان به جاي مانده قديمترين نمونه هاي شناخته شده اين فن از قرون ششم و هفتم هجري فراتر نميرود. تصاوير كتابهاي اين اوان را معمولاً به دو مكتب نقاشي بغداد و سلجوقي نسبت  [7]  مي دهند در پاره اي از نقاشيهاي مكتب بغداد گاهي با هنر بيزانس ارتباط دارد وفرق عمده آن با مكتب سلجوقي آن است كه در سبك  بغدادي آنچنانكه از نقوش كتاب مقامات حريري بر مي آيد تصاوير معمولاًروي متن كاغذ بي آنكه زمينه را رنگ آميزي كرده باشند ساخته شده اند در صورتي كه در شيوه سلجوقي كه نمونه آن را بايد در كتاب سمك عيار جستجو كرد نقشها و تزيينات بر روي متن رنگ آميزي شده پديد گشته اند. چهره ها وديگر عوامل متشكله تصاوير كتاب فوق از هر جهت با سفالهاي لعاب دار قرنهاي ششم و هفتم ري و ساوه بستگي دارد. از قرن هشتم به بعد شيوه يي در كتاب آرائي ايراني رايج شد كه آنرا مكتب ايلخانيان ناميده اند. از اين دوره كتابهاي مصور بسيار از جمله نسخ گوناگون از جامع التواريخ و شاهنامه به جاي مانده. اين آثار چون در زمان سلطه مغول پديد گشته اند و از آنجا كه در آن روزگار چين نيز جز امپراطوري مغول به حساب مي آمد و در نتيجه رابطه ميان ايران و چين به علت نبودن مرز سياسي بيش از هر زمان ديگر افزايش يافته بوده است از اين نظر آثار اين دوره از پاره اي جهات بيش از دورانهاي پيش با هنر تصويري خاور دور پيوند دارد. اينكه ميگويند اين شيوه نقاشي منحصراً پس از هجوم مغول در ايران رايج شد صحيح به نظر نميرسد چه ساختن چهره هاي گرد و چشمان كشيده بادامي و آنچه ظاهراً خصوصيت چهره مغولي و ترك چيني را دارد پيش از هجوم مغول نيز در نقاشي ايراني رائج بوده و به طور كلي ادبيان فرسي اينگونه چهره ها را مظهر زيبايي ميدانسته است و صورت تركان زيبا روي چِگِلْ از دير باز مورد ستايش شاعران با ذوق ايراني بوده است و از آن جا كه نقاشان ايراني پيوسته از شعر فارسي الهام ميگرفته اند ساختن اينگونه صورتها از آغاز نزد آنان معمول بوده است دربسياري از آثار سفالي لعابدار پيش از عصر مغول نيز همين شيوه را مشاهده مي كنيم.

مقارن همين ايام در نواحي غربي و شمال ايران كه زير نفوذ آل جلاير قرار داشت شيوه يي در كتاب آرائي پيدا شد كه در بسياري جهات با مكتب ايلخاني تفاوت داشت و به شيوه باستاني ايراني نزديكتر بود. برجسته ترين هنرمند اين مكتب جنيد نقاش است آثار وي از هر جهت الهام دهنده مكتب نقاشي تيموري بشمار مي رود. منظره هاي خورنق و سنت فراتر بردن نوك درختان و كوهها و ساختمانها را از چهار چوبه خط كشي دور تصوير بايد از اين زمان دانست.

مي گويند تيمور به هنرنقاشي و كتاب آرائي دلبستگي داشت و بويژه به شيوه نقاشي مانويان علاقه نشان ميداد. از دوره وي به آثار بسياري به جا مانده كه يك بخش آن در سمرقند بوجود آمده است. در روزگار او هنر كتاب آرائي در تبريز و بويژه در  شيراز و هرات رواج بسيار يافت از اين ميان شيوه شيراز را بايد زنده كننده مستقيم سنتهاي نقاشي كهن ايراني بشمار آورد. از ميان كتابهاي بسيار نفيس مصور دوره تيموري بايد شاهنامه بايسنقري را نام برد. اين كتاب به كتابخانه سلطنتي گلستان تعلق دارد و از نفيس ترين مجموعه هاي نقاشي ايران است.

نام آورترين هنرمند دوره تيموري كمال الدين بهزاد است كه او را به علل بيشماري صاحب مكتب دانسته اند و پس از وي شيوه او را قاسم علي دنبال كرده است. هنگامي كه شاه اسماعيل صفوي هرات را گشود بهزاد هنوز در قيد زندگي بود. شاه اسماعيل او را گرامي داشت و با خود به تبريز برد و رياست كتابخانه سلطنتي را به وي داد. در اين دوره و سالهاي پس از آن شاگردان و همكاران نامي بهزاد عبارت بودند از شيخ زاده، خواجه عبدالعزيز، آقا ميرك، سلطان محمد، مير سيد علي، مظفر علي كه از آنان آثار گرانبها از جمله نقاشيهاي بسيار نفيس متعلق به خمسه نظامي كه اكنون در موزه بريتانيا است بجاي مانده است. از خصوصيات آثار اين دوران و بويژه كارهاي كمال الدين بهزاد احساس عميقي است كه هنرمند از زندگي داشته و موفق شده است به بهترين وجهي اين دريافت  [8]   را تصوير كند. گرچه حالتهاي چهره ها و اندامهاي گوناگون بر مبناي علم كالبدشناسي نقاشي نشده ولي آنچه كه مهم است آنكه كيفيت رواني افراد در حالتهاي گوناگون به صورت نشانه اي به خوبي نمايانده شده است. در هر يك از اين نقاشيها هنرمند با توجه به صحنه مورد نظر خويش جهاني مستقل آفريده است كه در آن مردمان و درختان و كوههاو ديگر اجزاء نقاشي به همان جهان پيوند دارند و بطور خلاصه هنرمند به بهترين وجهي دريافت خود را از طبيعت با توجه به مفهومي كه انديشه وي بدان مي افزايد ترسيم كرده است باين ترتيب هنرمند نگارگر بجاي آنكه آنچه را مي بيند بهمان طريق بنگارد به دنبال نقاشي جهان انديشه خود رفته است و اگر مي گوييم در كارهاي اين استادان واقعيت  زندكي نقاشي شده است منظورآن واقعيت عيني كه با حواس خود درمي يابيم نيست بلكه واقعيت مضمر و پنهاني بيشتر مورد توجه هنرمند اين دوره بوده است و نقاش اين جهان را ناچار بوسيله رنگها و خطوط و نشانيها بيان كرده است و چون با توسل به شيوه خاص نقاشي ايراني از نماياندن سايه و روشنها و دور و نزديكي ها بر كنار بوده موفق گشته عاليترين هماهنگي هاي رنگي  بشيوه تزئيني پيدا كند.

مكتب كتاب آرائي آغاز دوران صفوي دنباله همان شيوه هرات يا خراساني است ولي از هنگاميكه پايتخت از تبريز به قزوين و سپس به اصفهان انتقال يافت تازگيهايي در فن نقاشي و در نتيجه در فن كتاب آرائي پديد گشت. زبده ترين نقاش اين دوران رضا عباسي است كه هنر را به سوي سادگي سوق داد و به جاي ريزهكاريهاي دوران هاي پيش به نگارش اصول حركات پرداخت و سپس شيوه وي را شاگردانش معين مصور دنبال كرد. در اين دوره به جز نقاشي كتاب  آثار ديگري نيز به صورت قطعه و مرقع بسيار پديد گشته است.

پاره اي كارهاي رضا عباسي در زمره عاليترين آثار هنري جهان بشمار ميرود. در سياه قلمهايي كه با سرعت تمام بصورت مشق «اسكيس» نگاشته است چنان استادي و مهارتي به كار رفته كه نظير آن را حتي در كارهاي استاداني چون داوينچي و ميكلانژ نيز سراغ نداريم. بويژه آنجا كه با يك گردش قلم تمام خصوصيات ساختماني يك اندام را مجسم كرده آنچنان قلم وي چرخشها و حركات را خوب نگاشته است كه در دورانهاي پس از وي استاداني زبردست هرگز نتوانسته اند حتي كار او را تقليد كنند وبه همين علت هنرشناسان هر اثري را كه به شيوه رضا عباسي ساخته شده باشد ولي قلم خود استاد نباشد بزودي تميز مي دهند هر چند تقليد كننده يا ديگري نام و امضاي رضاي عباسي راپاي آن كار گذاشته باشد.

پس از معين مصور بايد از شفيع عباسي سابق الذكر است و هم چنين از محمد زمان كه كوشيده است شيوه تازه اي را در نقاشي پديد كند نام برد. همچنين در دورانهاي بعد هنرمندان  بسياري به تصوير و تزيين كتابها پرداخته اند كه بايد از آن جمله از صنيع الملك نام ببريم. وي كتاب هزارو يك شب را به تصاوير زياد و زيبايي آراسته است.

كتابهاي مصور ايراني از جمله عالي ترين شاهكارهاي هنري جهان بشمار مي رود و امروزه كتابخانه هاي كشور ما و همچنين ديگر كتابخانه ها و موزه هاي سراسر جهان با اين آثار زيب و زيور يافته اند. ذوق سرشار ايراني كه از ديرباز در زمينه هاي هنري يگانه بوده است. ادب دوستان و هنر پژوهان نامدار ايراني عاليترين دقايق عمر خود را  آن لحظاتي مي دانستند كه روان خويش را با مطالعه آثار فرهنگي و ادبي سيراب سازند و در همان حال از ديدن عاليترين مظاهر هنري كه بصورت تزيين و تذهيب بر كتابها نگاشته بوده است لذتي روحي بند و بخه همين جهت اين كتابهاي نفيس مزين درطول تاريخ فرهنگ و هنر ايران پديد گشته و به يادگار مانده است.   [9]



1 در تنظيم اين سطور از كتاب «بررسي هنر ايران» جلد سوم مقاله هاي «كتاب آرائي» از (S ir Thomas Arnold) و «رابطه هاي هنر مانويان با هنر ايراني» از (Ugo Monneret de Villard) و همچنين«تاريخ مينياتور و طراحي» از        (Ernst Khunel)بهره گيري شده است.

A survey Persian Arts 6 Vol., London and New York, Oxford University Press 1938

2-  معلوم نيست واقعاً دين اسلام با تصوير سازي مخالفتي نموده و يا آنرا تحريم كرده باشد در قرآن كريم تا آنجا كه نگارنده اطلاع دارد هرگز اين مطلب عنوان نشده و در احاديث موثق نيز ذكري از آن نرفته است هنگامي كه تازيان به مداين آمدند عمربن خطاب در زير طاق بزرگ ايوانكسري نماز جماعت برپاكرد و مي دانيم كه طاق اين ايوان عظيم مزين به نقاشيهاي باشكوه زياد بوده و از جمله فتح انطاكيه بدست انوشيروان بر آن نقش بوده است با توجه به وسواسي كه عمر لااقل در حفظ شريعت از خود نشان ميداد چنانچه از طرف پيغمبر اكرم(ص) در اين زمينه نكته اي عنوان شده بودبعيد به نظر ميرسد كه عمر پيش از اقدام به پاك كردن نصاوير زير آنان دستور تشكيل نماز جماعت داده باشدو به نظر مي رسد كه مخالفت با تصوير سازي بيشتر به منظور محو آثار مانوي كه حريف سرسخت ساير اديان بود در دوره هاي بعد از طرف افراد متعصب شروع شده باشد پيدايش يك جنبش مخالفت با تصوير در امپراطوري مسيحي رم مقارن با قرن دوم هجري نيز ممكنست با موضوع بالا مربوط باشد.

b*