ذكاء، يحيي. "محمودخان ملك‌الشعرا، شاعري ماهر،‌ نقاشي چيره‌دست، دانشمندي خوشنويس و انساني كامل". دوره1، ش5و6 (اسفند41 وفرودين42): 24-33، تصوير.

خلاصه:زندگي هنري ملك‌الشعرا، در دربار فتحعليشاه و ناصرالدين شاه، سبك شعر، نمونه‌اي ازاشعار و آثار نقاشي او موجود در موزه گلستان، شباهت آثار اين هنرمند قرن سيزده هجري و روسونقاش فرانسوي.

 

محمود خان ملك الشعراء

شاعري ماهر، نقاشي چيره دست ، دانشمندي خوشنويس، انساني كامل.

  يحيي ذكاء

 محمود خان ملك الشعرا معروف به «شريف» 1 فرزند محمد حسين خان عندليب نوة فتحعلي خان صباي كاشاني، ملك الشعراي دربار فتحعلي شاه بود.

نياکان فتحعلي خان صبا از خاندان كرد نژاد « دنبلي» آذربايجان بودند كه هنوز هم در تبريز و خوي و پيرامونهاي آن نشيمن دارند و از دوران صفويه به بعد اغلب فرمانروايان آذربايجان از اين خاندان برگزيده مي‌شدند و مردان دلير و ميهن دوست و دانشمند از ميان آنان فراوان برخاسته است.

نياي فتحعلي خان، امير غياث بيك كه از سپهسالاران بنام عهد صفوي بود در جنگي كه اتفاق افتاد، به علت اشتباهي كه در فرماندهي لشگر مرتكب گرديد، باعث كشته شدن گروهي از جوانان زبده خاندان دنبلي شد و از بيم پرخاش برادرش امير مرتضي قلي خان دنبلي و شرمساري از روي پسر كشتگان، ديگر به آذربايجان بر‌نگشته در كاشان منزوي گرديد و به سال 1146 هجري قمري چشم از جهان فرو بست.

فرزند امير غياث بيك، آقا محمد ضرابي معاصر نادر شاه و كريمخان زند، پس از مرگ پدر در كاشان ماندگار شده ضرابخانه آن شهر را در عهده گرفت و بدين مناسبت به «ضرابي» مشهور گرديد.

تصويري از محمود خان ملك الشعرا

فرزند او فتحعلي خان، ابتدا از شعراي دربار لطفعلي خان زند بود و پس از شكست و كشته شدن شاه زند، به در بار قاجار پيوست و در عهد فتحعلي شاه سمت ملك الشعرائي دربار و حكومت قم و كاشان و ساوه و نراق و حدود جوشقان و نطنز تا اصفهان با او بود.

پس از فوت فتحعلي خان ملك الشعرا به سال 1237 هجري قمري فرزندش محمد حسين خان متخلص به عندليب به جانشيني پدرش    [24]   سمت ملك الشعرائي دربار فتحعلي شاه و محمد شاه را به دست آورد. ,وی كه علاوه بر شاعري از صنايع يدي نيز بهره‌يي داشت به سال 1265 هجري قمري يعني در سالهاي سلطنت ناصرالدين شاه درگذشت.

عندليب سه فرزند ذكور از خود بجاي گذاشت، يكي ميرزا محمود خان ملك الشعرا صاحب ترجمه، و ديگري ميرزا محمد خان خجسته معروف به «نديم باشي» و سومي بابا خان كه اواسط عمر درگذشت. محمود خان و محمد خان كه در محيط فضل و كمال پرورش يافته بودند مقدمات علوم زمان را در نزد عم خود محمد قاسم خان متخلص به فروغ فرا گرفته و به زيور دانش و هنر آراسته گرديدند ، لسان الملك سپهر بارها مي‌گفته است:

" الحق ميرزا محمد خان برادر ميرزامحمود خان است در جميع کمالات ".

تالار عاج كاخ گلستان .1286 هجري قمري موزه سلطنتي

 

محمود خان كه به سال 1228 هجري قمري كه در تهران تولد يافته بود از همان اوان جواني به تحصيل علم و كمال پرداخت و با آنكه در دربار فتحعلي شاه داراي عزت و احترام بود از اكتساب فضل و هنر باز نماند و هيچگاه مانند بعضي درباريان معاصر خود به لهو و لعب و عيش و طرب روي نياورده دامن عفت خود را به هوي و هوس آلوده نساخت ، چندان در تكميل علوم متنوع و تحصيل هنر و صنايع ظريفه كوشيد تا در زمان خود در ميان همگنان بي مانند گشت.  

محمود خان در ادب و فقه و تفسير و عروض و قافيه و شعر و انشاء و تاريخ و محاضرات و رياضيات و حكمت كاملترين دانشمند عصر خود بود و با آنكه چندان ميلي به شاعري نداشت و گاهي تفناً قصيده و غزالي مي‌سرود با اين همه داراي قريحه‌يي بلند و عالي بود.  

مخصوصاً در قصيده سرايي، طرز استادان خراساني قبل از مغول را تتبع كرده، اشعارش شيوه و لطف خاصي يافت و مي توان گفت در ميان گويندگان معاصر خود كه اغلب شاگردان مكتب بازگشت ادبي بودند، او نزديكترين سخنور به سبك عنصري و فرخي و منوچهري و معزيست.

محمود خان در دربار ناصرالدين شاه طرف توجه شاه و محل احترام درباريان و بالارث و الاستحقاق ملك الشعراي دربار بود. قصايد محدود او بيشتر در مدح ناصرالدين شاه و درباريان اوست و بعضي از اشعار او كه مجموعاً در حدود 2600 بيت است، متضمن فوائد تاريخي است.

از اشعار و قصايد وي پيداست كه با زيبائيهاي طبيعت انس و الفت خاصي داشته و به سبب داشتن فكر شاعرانه و چشم هنرجو و زيبا پرست در برابر بدايع خلقت و طبيعت واله و حيران مي‌گشته است و از اشعار زير كه در وصف كوه و صحرا در فصل بهاران سروده است لطافت ذوق او كاملاً هويداست:

عمارت بادگير از باغچه كاخ گلستان 1278 هجري قمري موزه سلطنتي

عمارت بادگير از بالاي شمس العماره 1281  موزة سلطنتي

 

از كوه بر شدند خروشان سحابها                  غلطان شدند از بر البرز آبها

باد صبا بيامد و بر بوستان گذشت           بگرفت زلف سنبل از آن باد تابها

دوشينه بادهاي تر از سوي بوستان           بر روي گل زدند سحر گه گلابها

يكباره بلبلان همه در بوستان شدند          يكسر برون شدند ز بستان غرابها

وقت سحر ز بانگ نوازنده بلبان             بر هر كرانه اي ساخته بيني ربابها

قمري چو بر چنار سوالي همي كند           بلبل ز سرو و بن دهد او را جوابها

از نيل سوده با قدري آب معصفر           زلف بنفشه راست هر شب خضابها

هر لحظه بر‌هوا نگري لشگري كشن           شمشيرها كشيده برون از قرابها

چون صد هزار جام بلورين واژگون             بر آبدان ز ريزش باران حبابها

جنباني ار عنان به سوي راغ مر ترا         پنهان شود بخويد و سپر غم ركابها

خوبان سپيده دم به سوي بستان شدند                    از بهر رخ گل با شتابها

گويي دميده هر طرف از روي دلبران               در سايه گاه بيد بنان آفتابها

وقتي خوش است عاشق دلداده را كنون           در خانه داشتن نتوان با طنابها

زين فصل و بابها كه كتاب زمانه است           گو اختيار فصل طرب كن زبانها

جز روي خرمي نبود در حساب عمر                 ما بر گرفته‌ايم ز گيتي حسابها

محمود خان گذشته از دانشمندي و شاعري، بي‌گفتگو يكي از سيماهاي نجيب و شريف و نمونه ذوق و استعداد ايراني و مظهر كامل صنايع ظريفه و هنرهاي زيباي عصر خود بود.

وي شطرنج را بسيار خوبي مي‌باخت، خط نسخ و تعليق   [27]    و شكسته را به مانند استادان فن بسيار خوش مي‌نوشت چنان كه درباره خطش رضا قلي خان هدايت در مجمع الفصحا مي‌نويسد:

«خطوطش از خطوط ميرزا صالح و شفيعا واپس نمي‌ماند».

از كاغذ و مقوا و رنگ و چوب ماكتهاي ساختمانها را در كمال دقت و ظرافت مي ساخت كه اينك نمونه‌هايي از آنها در موزه كاخ گلستان محفوظ است. در منبت كاري بر روي چوب و عاج استاد و چند نمونه از كارهايش در تالار سلام كاخ گلستان به ديوار آويخته است.

شمس العماره از سمت باغچه كاخ گلستان. 1285 هجري قمري موزه سلطنتي

وي از قطعات بريده تمبرهاي ايراني و خارجي در داخل قابي مدور منظره‌يي از جيزه و اهرام ثلاثه پديد آورده كه اكنون در كاخ گلستان محفوظ است و جز با دقت فراوان نتوان دانست كه از خرده‌هاي تمبر ساخته شده است.

در داخل يك بطري مشروب خوري بلور از دهانه تنگ آن در يك سوي شيشه منظره دختر گاو چراني را در جنگل نقاشي كرده و در سوي ديگر مطلبي به خط نستعليق خوش نوشته كه فوق العاده     [28]    جالب است و اينك در موزه سلطنتي محفوظ مي‌باشد.

ملك الشعرا از سوزن دوزي سر رشته كامل داشته، در مجسمه سازي نيز مبرز بوده است، اما مشخص‌ترين و برجسته‌ترين آثار هنريش نقاشيهاي اوست.

ملك الشعرا در نقاشي قديم و جديد بخصوص در دور نما سازي استادي ماهر بود و با توجه به شيوه‌هاي نقاشي غربي و شرقي به يقين ميتوان گفت كه اين استاد فصل نوي در تاريخ نقاشي معاصر ايران باز نموده است.

دور نماي خيابان الماسيه و سر در باب همايون(دالان بهشت)، از سمت توپخانه. 1288 هجري قمري موزه سلطنتي

ماكت ابنيه يكي از ساختمانهاي سلطنتي ـ موزه سلطنتي

 

شايد كساني باور نكنند كه در همان سالهايي كه مقدمات ايجاد مكاتب مدرن نقاشي در اروپا فراهم ميگرديد، محمود خان بي خبر از جريانات هنري آن ديار، اثري بوجود آورد كه امروزه ميتوان آنرا از مدرن‌ترين پرده‌هاي نقاشي محسوب داشت.

تابلو رنگ روغني معروف او بنام «استناخ» كه اينك در حوض خانه كاخ گلستان محفوظ است و طرح اوليه آبرنگ آن در اين شماره چاپ شده است در نمايشگاهي از آثار هنري ايران كه به سال 1931 ميلادي در لندن برپا شده بود، موجب حيرت نقاشان مدرن و هنرشناسان گرديد، كه چگونه يك هنرمند ايراني آنچه را كه نقاشان مدرن پس از سالها مكاشفت و ممارست دريافته و بكار آورده بودند، او سالها پيش دريافته و بر روي بوم آورده است.

تابلو منبت روي چوب پنبه. موزه سلطنتي

تابلو رنگ روغني. صحن آستانه رضوي. موزه سلطنتي

 

 

در نمايشگاهي كه به سال 1335 خورشيدي بهمت هنرهاي زيباي كشور در شهر پاريس در موزة گيمه از آثار هنري ايران تشكيل شده بود، وقتي رئيس مدرسه «هنرهاي وابسته به صنعت» شهر پاريس در مقابل تابلو «استناخ» قرار گرفت بي اختيار گفت: «اين كار مدرنترين و جديدترين اثريست كه من تاكنون ديده‌ام» و اظهار داشت اين نقاش حتماً از كارهاي « دالي» الهام گرفته است ولي وقتي امضاء تاريخ دار تابلو براي آقاي رئيس مدرسه ترجمه گرديده و به ايشان توضيح داده شد كه محمود خان سالها    [29]    قبل از آنكه دالي به شهرت برسد چشم از جهان فرو بسته است در شگفتي و تعجب فوق العاده‌يي فرو رفت.

محمود خان در نقاشي بدو طريق رنگ و روغن و آبرنگ كار كرده و شيوه نقاشيهاي آبرنگ او رئاليسمي آميخته با ريزه كاري و پرداز خاص ايراني است.  

بين اغلب نقاشي هاي آبرنگ محمود خان، كه اصل آنها در موزة كاخ گلستان و كتابخانه سلطنتي محفوظ است و شيوة كار « رو سو» نقاش فرانسوي وجه مشابهتي موجود است و تابلو گلاب دره شميران او كه در دست خانواده صباست از لحاظ لطافت ـ رنگ آميزي و تنظيم منظره، شيوه باربيزون و تابلو « استنساخ » شيوه كار اكسپرسيونست‌ها را بخاطر مي‌آورد.

طرز پرداز زني با نقطه‌هاي ريز در يكي از تابلوهاي آبرنگ محمود خان تحول پيدا مي‌كند و نقطه‌ها بزرگتر شده، تبديل به سطوح كوچك رنگي به شيوه« سورا» و «سينياك »مي‌شود.

و گاهي پرده‌هاي او از نظر آزادي در رنگ گذاري يا استفاده از قلم مو شباهت زيادي به كارهاي «پيسارو» و «وانگوگ» پيدا مي‌كند، در حالي كه در آن زمان هنوز كارهاي وانگوگ شهرت لازم را بدست نياورده بود و محمود خان مطلقا از شيوه كار وي خبري نداشت.

تابلو ابو الهول و اهرام ثلاثه كه با خرده هاي تمبر ساخته شده است. موزه سلطتني

محمود خان در تنظيم و نقاشي مناظر و ابنيه، نظير شمس العماره گاهي چنان دقتي در اعمال قواعد مناظر و مرايا بكار مي برد كه مانند يك معمار يا رياضيدان هنرمند، همه حجم‌ها را درست و منظم حساب مي كند و گاه در نقاشي مناظر طبيعي، به قدري احساسات شاعرانه در كارش نشان مي‌دهد كه خود را هنرمندي سرمست از زيباييها و شعر طبيعت معرفي مي‌نمايد.

موضوع بسياري از تابلو هاي محمود خان باغ‌ها و ساختمانهاي سلطنتي و خيابانها و مناظر تهران عهد ناصري است كه از اين لحاظ علاوه مزيت و جنبه هنري سنديت تاريخي نيز دارد، وضع گوشه و كنار شهر تهران يكصد سال پيش نشان مي‌دهند.

منظره . آبرنگ

شيوه نقاشي محمود خان شايسته مطالعه و دقت بسيار است و بنظر نويسندة اين گفتار، وي پس از ابوالحسن ثاني (صنيع الملك) يكي از نقاشان بزرگ ايران و صاحب سبك و مكتب و اصالت است. و اگر سبك نقاشي ابوالحسن غفاري و محمود خان در ايران ادامه    [30]     و تكامل مي يافت و بوسيلة شيوه‌يي كه كمال الملك معمول كرد. معدوم و مقهور نمي‌گرديد، شايد اكنون نقاشان ايراني مكتب مشخص و اصيل و شناخته‌يي داشتند و هنر نقاشي ايران را بر پايه هنر ملي گامي چند فرا پيش رانده بودند.

محمود خان در دربار ناصرالدين شاه علاوه بر مقام ملك الشعرائي، متصدي خدمات مهمي نيز بوده است در آغاز جواني در زمان محمد شاه وزارت و پيشكاري الله قلي ميرزا ايلخاني بروجرد را داشت، و در اوايل سلطنت ناصر الدين شاه سفارت يكي از كشورهاي خارجي را به وي پيشنهاد كردند نپذيرفت، پس از آن زماني عضو مصلحت خانه دولتي و سپس عضو وزارت عدليه بود و چندي نيز رياست روز نامه و مطبوعات دولتي را داشت.

علاوه بر اين كمالات و مقامات ظاهري، آنچه در ترجمه حال محمود خان قابل دقت و تأمل است و جا دارد هنرمندان كنوني نيز بدو تأسي جويند شخصيت اخلاقي اوست كه با اين همه    [30]    هنرمندي و فضيلت ، مردي بود در نهايت آراستگي و پرهيزگاري و بسيار خوشرو و متواضع و شيرين سخن و بي نهايت فروتن و خوش محضر. چنانكه در مجمع الفصحا درباره خصوصيات اخلاقي او مي‌نويسد: «گرد كبر و غرور بر دامان خصالش ننشسته و گرد پندار دعوي نگذاشته، عمّاني بي‌جوش است و خزري بي خروش، كوهي متين است و چرخي آراميده، آفتابي فيض بخش است و صبحي بر‌دميده».

نمونه اي از خط محمود خان ملك الشعرا.

طرح اوليه تابلو«استنساخ» آبرنگ. اثر محمود خان ملك الشعرا

يكي از نگهبانان عمارات سلطنتي ارك در پشت بام 1282 هجري قمري. موزة سلطنتي

تالار خروجي 1280 هجري قمري. موزة سلطنتي

باغ كاخ گلستان وباغ فرنگي . 1278 موزة‌ سلطنتي 

 

محمود خان در سال 1311 هجري قمري در تهران درگذشت او را در شهر ري در آرامگاه «جيران» محبوبه ناصرالدين شاه كه پس از دو سال مدفن خود ناصرالدين شاه شد، به خاك نسپردند. و گويي اين بيت درباره مرگ خود سروده است:

دريغ و درد كه در خاك نهان شد گنجي      كه بود گوهر او همچو نام او محمود

فرهاد ميرزا معتمدالدوله نيز در مرثيه و تاريخ در گذشت او قصيده‌يي سروده كه مطلعش اينست :

دريغ و درد كه شد واژه گونه هنر               سياه گشت و تبه گشت روزگار هنر

از محمود خان چهار پسر بجاي ماند:

ميرزا جعفر خان صدر الحكماء كه پس از پدر ملك الشعرا لقب يافت، ميرزا علي خان، ميرزا مهدي خان، ميرزا احمد خان. علي خان در نقاشي از پدرش الهام و تعليمگرفته بود و آثارش اغلب آبرنگ است و چند قطعه از آنها در كتابخانه سلطنتي و دردست اشخاص موجود است.

همچنان كه آثار منظوم محمود خان اندك است، آثار منثور و مدونش نيز بسيار نادرست زيرا اين هنرمند و دانشمند بزرگ تمام اوقات شبانه روزي خود را به كسب دانش و مطالعه و آفريدن آثار هنري گذرانيده او را براي تأليف و تدوين مجال كافي نبوده است از نوشته هاي او جز نمونه‌يي چند، چيزي بدست نيست از آن جمله مقدمه‌يي بر منشات قائم مقام نوشته كه در آغاز چاپ تهران و تبريز جا داده‌اند و دو نمونه ديگر در كشكول فرهاد ميرزا به چاپ رسيده است .

اعتماد السلطنه در المآثر و الاثار (تأليف 1306 هجري قمري) نوشته كه در آن سالها به فرمان ناصر الدين شاه مشغول تأليف كتابي در تراجم صاحبان القاب آن زمان بوده است ولي ظاهراً موفق با تمام آن نشده و اكنون چيزي از آن به دست نيست.    [33]

 پاورقي:

1 – اين شهرت تا كنون براي محمود خان در جايي نوشته نشده است و گاهي كساني او را به اشتباه «محمود خان صبا» نام برده اند، ولي ملك الشعرا در زير تابلو آبرنگ «استنساخ» به خط خود نوشته است «شبيه محمد قاسم خان در حالتي كه پيش چراغ تصحيح كتاب ميكند و شبيه محمد حسين خان در حالتي كه چپق مي‌كشد، العبد محمود الشريف، 1279».

امام زاده قاسم. اثر علي فرزند محمود خان ملك الشعرا. 1300 هجري قمري.