كوبان، سيما. "نگاهي به نقوش سفالي ايران". دوره 4-5، ش 50 (آذر 45): ص 13-17، طرح.

خلاصه:  شيوه‌هاي مختلف تزئين در سيلك پنجم،‌سفال منقوش از تمدن قبرستان "ب" و شرحي برانواع متنوع نقشهاي تزئيني آن.

 

نگاهي به نقوش سفالي ايران

 

سيما كوبان

ترجمه و تلخيص از: كتاب سيلك پروفسور گيرشمن

 

سيلك پنجم

 

سفال خاكستري تيره

اين سفال به چهار نوع مختلف تزيين شده است:

1- سفالگر قبل از پختن ظرف، روي آن شيارهايي به وجود مي آورد كه بعضي اوقات نسبتاً عميق‌اند و خطوط دايره اي يا خطوط عمودي، خطوط موج دار و يا تابيده را به وجود مي آورند.

2- شيارهايي كه از نقطه هاي متعدد  و خطوط شكسته تشكيل شده اند و پس از پختن ماده سفيدي در اين شيارها قرار مي داده اند.

3- پس از پختن سفال در موقع برق انداختن، به كمك ابزاري كه با آن برق مي انداختند روي ظرف در اطراف دهانه و يا بالاي بدنه ظروف خطوط شكسته و كوتاه و يا هاشورهايي نقش مي كردند.

 4- بالاخره روش آخر عبارت است از يك رديف تگمه هاي ريز گلي كه به صورت دايره هايي دور ظرف قرار مي گرفت.

سفال منقوش

اين نوع سفال بسيار كمياب است و روي هم رفته با روش سفالگري اين دوره هماهنگي ندارد. اين سفال با دست ساخته شده است و خمير آن خوب درست نشده است و متخلخل است و كم پخته شده و خيلي ترد و شكننده و رنگ آن زرد و نيز زرد مايل به سبز است. اين تزيينات معمولاً لوزي (يا صليبهايي كه مركز آن به رنگ زمينه است) و يا شطرنجي مي باشد و هميشه با هاشور پر شده و در آن چندين خط موازي و يا شكسته كشيده شده است. اين تزيينات خيلي ساده است و فكر در آنها كم. مثلاً روي يك فنجان رنگ مستقيمأ قرار گرفته و كمي برجسته و شيشه ايست و صليبهايي را تشكيل مي دهد كه به وسيله مربعهاي يك اندازه اي از هم جدا شده اند يا ديگچه اي كه از گل قهوه اي رنگ ساخته شده به طرزي ابتدايي و نامنظم از رنگ قرمز پوشيده شده و در بعضي از قسمتهاي آن اثر پهن قلم مو به خوبي ديده مي شود و روي زمينه نقوش خاكستري رنگ لوزي، شطرنجي و خطوط شكسته به چشم مي خورد.    [13]

تمدن قبرستان ب

سفال منقوش ـ اين سفالها با چرخ ساخته شده، خمير آن كاملاً خالص و به رنگ قهوه اي روشن يا مايل به زرد است و به خوبي پخته شده است. نقشها به رنگ آجري متمايل به قرمز است و بدون لايه پوشاننده مستقيماً روي سفال قرار گرفته است.

تزيينات اين گروه بينهايت متنوع است. با وجودي كه تعداد موضوعاتي كه تزيين سفال را به وجود مي آورد محدود است معذالك دو طرف كه داراي كمپوزيسيوني كاملاً مشابه باشد نمي توان يافت. خصوصيات مهم اين تزيينات كه آن را از تزيينات ظروف دوره هاي اوليه فلات مرتفع مشخص مي كند عبارت از ترك كردن تقريباً كامل نقوشي است كه دايره وار دور تا دور ظرف مي گيرند  [14]    و همچنين فقدان مربعهاي يك اندازه تكراريست. هنرمند سعي نمي كند بيش از حد از تزيينات استفاده كند ولي طرز قرار گرفتن نقوش كاملاً متوازن است.

75

74

73

79

78

77

76

پرارزشترين مجموعه اين دوره نقشهايي است كه انسان و حيوانات را نشان مي دهد. معمولاً‌ دو حيوان يا روبروي هم و يا پشت به هم در دو طرف دسته در سطحي قرار گرفته اند كه در موقع ريختن مايع بيش از سطوح ديگر ديده مي شوند. عمل ريختن مايع به علت فرم بخصوص لوله به كندي انجام مي شود و فقط مقدار كمي مايع از لوله خارج مي شود. در نتيجه نقش بدنه مدت طولاني تري در برابر نگاه قرار مي گيرد. حيواناتي كه نقاشي شده اند عبارتند از اسبها(شکل 74)، بزهاي كوهي(شکل 75)، گاو(شکل 78) و غزال(شکل84) و پرندگان(شکل86). موجودات تركيبي نسبتأ كميابند و از تخيلي بارور و مجموعه نقشهاي غني نشانه اي ندارند. به ندرت اتفاق مي افتد كه هنرمند به چهارپايي مثل بز كوهي و يا اسب، بالهاي راست يا خميده اضافه مي كند(شکل78) و يا به پنجه شير حالت چنگالهاي پرنده شكاري را مي دهد.     [15]

84

83

82

81

80

 روي اين ظروف انسان به ندرت ديده مي شود و ما فقط دو تكه سفال در دست داريم(شکلهای 88 و 89) كه روي يكي سواركاري بر اسبي بالدار و روي ديگر جدالي بين دو جنگجو نقش شده.

89

88

87

86

85

بدن و سر حيوانات از نيم رخ كشيده شده فقط روي يك ظرف است كه سر حيوان به عقب برگشته است(شکل 87) . بدنها يا كاملاً رنگ شده و يا بعضي از قسمتهاي آن را خالي گذاشته اند كه حالت پوست بدن شير و يا يراقهاي تزييني اسب(شکل 84)  را نشان مي دهد. چشمها اغلب به فرم لوزي هستند و به ندرت به فرم بيضي ويا دايره(شکل87) مي باشند. شاخها يا از روبرو(شکل79) و يا يكي(شکل80) و يا هر دوي آنها از نيم رخ(شکل84) است.

روي اين ظروف علاوه بر نقش حيوان نقوش ديگري از قبيل مربعهايي كه قسمت داخلي آن هاشوريست و لوزيها روي هم قرار گرفته(شکل 79) و مربعهايي كه به وسيله صليبي كه مركز آن رنگ زمينه است به چهار قسمت تقسيم شده اند و با نقش شطرنجي يا هاشوري و يا فقط با شطرنجي هاي    [16]    بزرگي پر شده اند(شکلهاي80 و81 ) ظاهر مي شود. نقوشي كه با خطوط منحني كشيده شده كمياب است و فقط نقش خورشيد(شکل 80) و دوايري كه صليبي را احاطه كرده وجود دارد(شکل90).

94

93

92

91

90

لوله ظروف يا كاملاً و يا به وسيله يك رديف مثلثهايي كه رأس آنها به طرف بالاست و گاهي صليبها(شکل80) و يا حيواناتي(شکل 91) بين آنها فاصله انداخته است از رنگ پوشيده شده است.

نقطه اتصال لوله به گردنه ظرف هميشه داراي تزييني فني و گوناگون است كه عبارت است از حلقه هايي كه در آنها تناوباً رديفهاي هاشوري، نقطه ها، لوزي ها، شطرنجي ها و يا مثلثهايي كه از رأس به هم متصلند قرار گرفته. اين مجموعه با حاشيه اي از مثلثهاي طويل خاتمه مي يابد كه هر يك نوعي گردن بند به وجود مي آورد و به ظرف حالت پرنده اي نوك دراز مي دهد كه دور گردنش با پر تزيين شده است(تزئين ظرف شماره92).

در ظروفي كه شروع لوله چهار گوش است نقطه اتصال لوله داراي تزييني با چهار خانه هاي كوچك است كه در مركز آنها نقطه اي قرار گرفته و گاهي اوقات نيز به وسيله لوزي تزيين شده است(شکل 94).

دسته ظروف وقتي كه نوار مانند است از رنگ پوشيده شده  و يا به وسيله دو خط موجدار كه تا ته ظرف پايين مي آيد تزيين شده است(شکل76)، بعضي اوقات دسته داراي تزيين درهم است، روي دسته هايي كه لبه آن منحني است تزيين عبارت از دواير ريزيست كه در دو طرف خط پهني قرار گرفته است(شکل 81).

گردن ظروف به ندرت پوشيده از رنگ است و معمولاً‌به وسيله خطوط  موج دار و يا نقطه تزيين شده است. در قسمت ته ظرف تقريباً هميشه دايره اي وجود دارد كه به وسيله صليبي قسمت بندي شده و در آن نقطه هايي قرار دارد(شکل 83) .

*****

توضيح راجع به مأخذ تزيينات قبرستان ب كار آساني نيست.

سفال منقوش، دو هزار سال قبل از پيدايش تمدن قبرستان ب در سيلك از بين مي رود و اين چيزيست كه امكان يك تأثير مستقيم را غير ممكن مي كند بعلاوه ما قبلاً اختلافات بزرگي را كه نه تنها در موضوع، بلكه در اساس گسترش آنها روي سطح ظرف وجود دارد شرح داديم.

گمان مي رود ظروف تزيين شده اي متعلق به هزاره چهارم توسط ساكنين جديد تپه جنوبي به هنگام كارهاي ساختمان كشف شده و بعضي از موضوعات قديمي ممكن است الهام بخش سفالگران اين دوره واقع شده باشدولي اين تأثير چون داراي حالتي اتفاقيست نمي توان بستگي بين سفال قبرستان ب و سفال دوره ما قبل تاريخ ايران را به وسيله آن اثبات كرد.    [17]

z*