همايونفرخ، ركن‌الدين. "تاريخچه كتاب و كتابخانه درايران". دوره4-7، ش50 (آذر45): ص 18-21.

 

 

خلاصه: كتابخانه‌هاي ايران درقرن اول اسلامي: نقش فرهنگ و تمدن ساساني درپيشبرد تمدن اسلامي، چاره‌جويي‌هاي ايرانيان جهت حفظ آثارواسناد فرهنگي خود پس از حمله عرب، اختراع و استخراج خط "فيرآموز" ، نسخ وثلث توسط ايرانيان، حكومت‌هاي ملي ايراني درقرون اوليه اسلامي، معرفي كتابخانه‌هاي قرون اوليه اسلامي ازآغاز قرن دوم تا ششم هجري (جمعأ شش كتابخانه از 1تا6).

 

تاريخچه ي كتاب و كتابخانه  در ايران

 

ركن الدين همايونفرخ

كتاب خانه هاي ايران در قرن اول اسلامي

قسمت اول اين مقالات به صورت كتاب جداگانه تحت عنوان «كتاب و كتاب خانه هاي شاهنشاهي ايران» از طرف وزارت فرهنگ و هنر به مناسبت هفته كتاب انتشار يافته است و اينك بخش دوم آن آغاز مي گردد.

چنانكه در بخش اول سرگذشت، گذشت و در اين بخش نيز خواهد آمد كشور ايران يكي از كشور هاي انگشت شماري است كه كتاب خانه هاي عظيم آن شهرت جهاني داشته است و آنچه نويسنده اين سطور را به تنظيم و تحرير و تأليف تاريخ كتاب خانه هاي ايران برانگيخت انكار و فراموشي و نسياني است كه نويسندگان عرب و غرب را در باره كتاب خانه هاي ايران دست داده است!

دانشمندان عرب  درباره كتابخانه هاي اسلامي به طور اختصاصي به تحقيق پرداخته و آثاري نشر داده اند ليكن با كمال تأسف و تعجب بايدگفت در آثار خود متذكر كتابخانه هاي بزرگ ايران نشده اند و وجود آنها را در طي تاريخ گذشته نديده و نشنيده گرفته اند.

محققان غرب را نيز به پيروي از دانشمندان و محققان  عرب را همه جا با اختصار و احياتاً به سكوت و خاموشي برگزار كرده اند.

جرجي زيدان مورخ مصري كه در باره ايرانيان دچار تعصب و تجاهل شديد است و به علت همين تعصبات خشك دچار گمراهي مسخره آميز و شگفت انگيز شده است 1  در كتاب آداب اللغه2 كه سخن از كتابخانه هاي جهان به ميان آورده نامي از كتابخانه هاي معروف پيش از اسلام ايران نبرده است بديهي است او، نه مي خواسته و نه ميتوانسته چنين شهامتي دور از تعصب داشته باشد كه با توصيف و بيان كتابخانه هاي عظيم ايران در دوران باستان و انهدام و نابودي آن به دست عمر خليفه اسلامي و سرداران او اين ننگ وحشتناك تاريخي را به دست عرب صحه بگذارد.

غافل از اين كه حقايق تاريخي را هيچ گاه نمي توان مكتوم نگاهداشت و جهان را از آن بي خبر گذاشت . اگر اينگونه محققان کبک وار سر بردامان برف فرو برند و وقايع را ننگرند حقايق اگر از چشم ايشان مكتوم باشد اما از ديد جهانيان پوشيده و پهنان نمي ماند.

فريد وجدي مصري مؤلف دائره المعارف اسلامي 3 با آنكه در دائره المعارف خود از كتاب هاي جهان ياد كرده و آنها را بر شمرده است ليكن متذكر هيچ يك از كتاب خانه هاي دوران پيش از اسلام ايران نشده است ، اين تجاهل و تعصب نه تنها دامنگير محققان معاصر عرب گريده با كمال تأسف و تأثر بايد گفت كه محققان و مورخان گذشته عرب  نيز دستخوش اين تعصب و تجاهل بوده اند مانند: ابن خلدون، ابن اثير، بستاني.

محققان گذشته عرب  همه معتقدند كه تمدن اسلاني  در علوم اعم از نقلي و عقلي به كمك فكري و قلمي ايرانيان نمو يافته و رونق گرفته است، ليكن با يك چنين اعتراف باز در باره كتابخانه هاي ايران كه مرجع مراجعه دانشمندان و دانش پژوهان عرب  هم بوده است خاموشي و سكونت را مرجح شمرده اند!

متأسفانه ديده مي شود كه ملل عرب زبان غالباً كوشيده اند از مفهوم واقعي اسلامي به نفع خود من غير حق و واقع سوء استفاده كننده و آن را به نحوي خاص توجيه سازند مي بينيم  در پاره اي از مواقع تمدن اسلامي، به صروت تمدن عربي تعبير مي شود و تغيير شكل و ماهيت ميدهد وملل خاصي مي كوشند تحت لواي اين شعار از آن بهره برداري كنند. اين جاست كه برما واجب است حقايق را بازگو كنيم و بيش از اين سكوت را جايز نشماريم زيرا همين سكوت سبب گرديده كه حتي دانشمندان غرب  هم در اشتباه افتند و بسياري از حقايق را واژه گونه در آثارشان نشان بدهند ، هم چنان كه پروفسور ادوارد برون در باره كتابخانه هاي ايران پيش از اسلام سخني نگفته و به سكوت گذرانده است.

حقيقت اين است كه تمدن اسلامي مديون و مرهون تمدن درخشان و پيش رفته ايران بوده است. مستشرق شهير پروفسور اينوستر انيسف4 در كتاب معروف خود بنام تأثير ادب ايران در غرب به تفصيل در اين مورد به تحقيق پرداخته و بشايستگي از عهده بر آمده است.

گوستاولوبون فرانسوي نيز در كتاب تمدن اسلامي صريحاً به كرات متذكر اين نكات شده است مكتوم ماندن اين حقايق و مسكوت گذاشتن اين دقائق درباره كتابخانه هاي ايران موجب شده است نويسندگان بيگانه از عمق ريشه و عظمت نبوغ فكري ايرانيان غافل بمانند و گاه بيگاه مطالبي دور از حقيقت بنويسد. با بيان اين مقدمه ارزش تحقيق درباره كتابخانه هاي ايران بر ما مشهود مي افتد.

ايرانيان پس از تسلط اسلام در قرن اول هجري براي نجات آثار و اسناد و گنجينه هاي فكري و ذوقي خود به چاره پرداختند و نخستين گامي كه در اين راه برداشتند اختراع و استخراج خط فارسي از خط راس سُهريه بنام خط پيرآموز بود. ايرانيها با اين خط نو بنياد نخست به نوشتن قرآنها پرداختند تا راه عيبجويي و و مخالفت عربها را بر اين خط ملي ببندند زيرا سوزانيدن قرآن بنام زندقه و كفر امكان نداشت، با اين راه و با اين چاره جويي خردمندانه توانستند طي مدت شصت الي هفتاد سال به رواج خط پير آموزي توفيق يابند و آنرا جزو خطوط اسلامي بقبولانند. پس از اينكه خط پيرآموز بنام خط اسلامي پذيرفته شد و خوشبختانه ابتكار ابن مقله ايراني با استخراج خط نسخ و ثلث از آن موجب گرديد كه اعراب نيز خط خود را از كوفي بدان مبدل سازند و با اين ترتيب بيش از پيش خط پيرآموز و نسخ نضج گرفت و كتابهاي علمي و ادبي با اين خط نوشته شد و ميتوان گفت از آغاز قرن دوم هجري در ايران كتابهاي علمي و ادبي نوشته شده است و كتابخانه ها بنياد گرديد. نزديك به همين زمان است كه در ايران پايه هاي حكومتهاي ملي نيز گذاشته شده است. طاهريان در خراسان و صفاريان و سپس سامانيان و ديلمانيان در عرصه حكومت ايران ظاهر شده اند. اينك به معرفي كتابهاي اين دوران مي پردازيم.

1ـ كتابخانه ابوالوفاي همداني

در شرح حال حبيب ابن اوس طائي معروف به ابي تمام كه از شاعران شهير عرب است5 آمده است كه 6 به دعوت عبدالله بن طاهر به ايران آمد وچون آمدن او به زمستان سخت مواجه شد ناچار گرديد كه در همدان بماند. خود او مي گويد كه در همدان در منزل ابو الوفا بن سلمه بسر مي بردندو در طي مدت اقامت در همدان از كتابخانه عظيم او استفاده كرده و كتاب ديوان الحماسه را كه در آن آثار سيصد تن از شعرا شهير عرب را آورده تأليف كرده است.

قطعاً در كتابخانه ابوالوفاي همداني بيش از سيصد جلد كتاب از ديوانهاي شعراي عرب وجود داشته است كه ابي تمام توانسته با انتخاب از سيصد ديوان كتاب  معروف خود را تأليف كند. مسلم است كه قبل از سنه 200 هجري كتابخانه ابوالوفاي همداني در همدان وجود داشته و به همين قياس مي تواندريافت كه در ديگر شهرهاي مهم ايران دانشمندان و معاريف كتابخانه هاي معتبر و مهم  داشته اند. خاصه در بلخ و بخارا ـ مرو ـ نيشابور ـ قم ـ ساوه كه اين شهرها همه از مراكز مذهبي نيز بوده است.

2ـ كتابخانه بهاءالدوله ديلمي

 به نوشته مقدسي در احسن التقاسيم 7 بهاءالدوله ديلمي كتابخانه بزرگي داشته است و عظمت اين كتابخانه را از اينجا مي توان دريافت كه ابن بواب معروف مدتها كتابداري آن كتابخانه را بر عهده داشته است.

3ـ كتابخانه عضدالدوله ديلمي در شيراز

كتابخانه عضدوالدوله ديلمي در شيراز يكي از بزرگترين كتابخانه هاي بزرگ و شهير ايران بوده است ، اين كتابخانه را بايد نخستين كتابخانه اي دانست كه كتابهاي آنرا بر حسب موضوع و نام کتاب و نام مؤلف طبقه بنددي كرده و هر علم و دانشي را در اوتاق مخصوصي نگاهداري مي كرده اند و براي هر علم و دانشي فهرستي بر اساس موضوع و نام كتاب و نام مؤلف ترتيب داده بوده اند. مقدسي خود اين كتاب را ديده بوده است او مي نويسد: در كتابخانه عضدالدوله از هر كتابي كه تا آن زمان تأليف و تصنيف يافته بود نسخه اي نگاهداري مي شد و كتابهايي نيز وجود داشته كه به خط مؤلفان و مصنفان آن بوده است.

4ـ كتابخانه عباد الدوله ديلمي

از بشاري روايت كرده اند كه گفته است 8 عماد الدوله ديلمي نيز در شيراز كتابخانه اي معتبر و بزرگي تريتيب داده بود كه نزديك كاخ سلطنتي او جاي داشته.

با توجه به اينكه عباد الدوله ديلمي از سال 322 - 338 درشيراز حكومت مي كرده و فرمان ميرانده است قدمت كتابخانه او نيز آشكار مي گردد.

5ـ كتابخانه نوح بن منصور ساماني

دودمان سامانيان در ماوراءالنهر از حاميان و دوستاران دانشمندان و ترويج ادب و فرهنگ فارسي بوده اند. ابن سينا در شرح حال خود شمه اي از عظمت و بي نظيري كتابخانه نوح بن منصور آورده است كه در اينجا عيناً نقل مي كنيم.

«سپس روزي از او (نوح بن منصور) دستور خواستم كه به كتابخانه شان بروم و آنچه كه از كتابهاي پزشكي درآنجا هست بخوانم و مطالعه كنم، پس مر ا دستوري داد و بسرائي اندر شدم كه خانه هاي بسيار داشت و در هر خانه اي صندوقهای كتاب بود كه روي هم انباشته بودند، در يك خانه كتابهاي تازي و شعر و در ديگري فقه و بدين گونه در هر خانه اي كتابهاي دانشي، پس بر فهرست كتابهاي اوائل نگريستم و هر چه از آنها را كه بدان نياز داشتم خواستم و كتابهاي يافتم كه نام آنها به بسياري از مردم نرسيده بود9.

ابن اصيبعه در طبقات الحكما و ابن خلكان نيز از كتابخانه نوح بن منصور ساماني ياد كرده اند.

كتابخانه سامانيان شهرت جهاني داشته است ابن سينا مدتها در آن كتابخانه به مطالعه پرداخت و همين موضوع دست آويزي به دست مخالفان او داد و براي آنكه اين سينا را متهم سازند به كاري دست يازيدند كه شنيع تر از آن به تصور نمي آيد و آن اينكه كتابخانه را  به آتش كشيدند و طعمه حريق ساختند و شهرت دادند كه ابن سينا به عمد و قصد كتابخانه را سوزاند تا دانشهاي منحصري كه در آن بود و ديگران بر آنها آگاه نشوند و آن علوم تنها بر ابن سينا مكشوف باشد!!

6ـ كتابخانه صاحب بن عباد ـ در ري

در معجم الادباء 10 و روضات الجنات11  و كتاب النقض12 درباره عظمت و بزرگي كتابخانه صاحب بن عباد شرح حال و مطالب جالبي آمده است.

صاحب بن عباد از وزراي كم نظير و با تدبير ايران است كه گذشته از كياست و فراست مردي دانشمند و سخنوري هوشمند نويسنده اي ارجمند بوده است.

منشآت صاحب در زمان تازي از نظر فصاحت و بلاغت در رديف آثار برجسته و نمونه زبان تازي است.

صاحب بن عباد ضمن توصيف از كتاب الاغاني ابو الفرج اصفهاني مي نويسد :

«در كتابخانه ام يكصد و هفده هزار جلد كتاب نفيس دارم!! ليكن آنگاه كه كتاب الاغاني را بدست آ‌وردم از خواندن كتابهاي ديگر باز ماندم».

ابن خلكان از نامه اي ياد مي كند كه نوج بن منصور ساماني براي صاحب بن عباد فرستاد و او را براي وزارت خود به بخارا خواند، صاحب بن عباد كه به ترك ري علاقه اي نداشته است به مقام عذر خواهي برآمده و طي نامه اي به معاذيري متعدد متوسل و متعذر مي گردد و از آن جمله مي نويسد:«من بدون كتاب نمي توانم زندگي كنم و بايد كتابخانه ام را هر جا هستم همراه داشته باشم. در حاليكه براي حمل كتابهايم حداقل چهار صد شتر لازم است و اين مقدار شتر در دسترس نيست».

براي اين كتابخانه عظيم فهرست جامعي نيز ترتيب  داده بوده اند كه خود شامل ده مجلد ميشده است.

صاحب بن عباد اين كتابخانه يكصد و هفده هزار جلدي را وقف عام كرده بوده است. يعني آن را كتابخانه عمومي اعلام كرده بود، بعدها  اين كتابخانه چنانكه خواهيم گفت پايه و مايه كتابخانه عمومي شهر ري گشت و به نام دارالكتب ري شهرتي عظيم يافت و متأسفانه دچار سرنوشت نكبت باري شد كه در صفحات آينده چگونگي آنرا خواهيم گفت.

 


1 نظرات دور از حقيقت او در باره ابومسلم خراساني و افشين و بهترين نمونه اين تعصبات خشك اوست.

2 ج چهارم

3 ضمن مقاله كتب خانه.

4 ـ چاپ پترسبورگ.

5 در گذشته به سال 222 . هـ .ق.

6 مقدمه ديوان ابي تمام. چاپ مصر.

7 ص. 449-451 .

8 احسن التقاسم مقدسه

9 - پور سينا ص65

10 ج دوم ص 314.

11 ص 487.

12 ص 112.

z*