|
|
||
داودي، حسين. "بساط اندازي
دربازار عمومي وينه". دوره5، ش51 (دي45):
ص18-21.
|
||
|
|
||
خلاصه:معرفي قسمتي از دعوتناتمة اطريش از دولت
ايران درسال 1872 براي شركت در نمايشگاه بينالمللي وين سال 1873 كه
ازايران خواسته شده تادرزمينة هنرهاي ظريفه و
معماري
و موسيقي و علم خط و نگارش و جلدسازي و علم
كيمياگري شركت نمايد.
|
||
|
|
بساط اندازي در بازار عمومي وينه1
دكتر حسين داودي
در بايگاني ملي وين سندي موجود است كه
در ژوئيه سال 1872 ميلادي هنگام سلطنت ناصر
الدين شاه قاجار دولت اطريش از دولت ايران
دعوتي بعمل آورده است تا در اولين نمايشگاه
بين المللي وين كه به سال 1873 تشكيل مي شده است
شركت نمايد. چون اين نمايشگاه بعد از نمايشگاه بين المللي لندن و پاريس كه در
سالهاي 1851 و 1855
تشكيل شده اند در نوع خود بي نظير و از اولين
نمايشگاههاي كالا دراروپا بوده و هنوز دولتها
از علت تشكيل و نحوه شركت در آن اطلاعي نداشته
اند لذا دعوتنامه با نهايت دقت و علاقه بصورت
رساله اي تدوين گرديده و خصوصيات انواع
كالاهاي ايران و بخصوص صنايع ظريفه و آثار
هنري كشور ما براي فرستادن به نمايشگاه با
اطلاع وافي توضيح داده شده است. اين رساله مشتمل بر يك مقدمه و دو
باب است كه باب اول تحت عنوان «در بيان مادة
اجزاء طبيعي» و باب دوم «در ذكر اشياء مصنوعي»
ميباشد لذا بمنظور اينكه تحليل و تجليل خاصي
از هنر ايراني بعمل آمده و موضوع و سبك نگارش
آن بسيارجالب ميباشند لذا بمنظور اينكه
خوانندگان گرامي مجله هنر و مردم نظر اطريشي
را در يك قرن پيش راجع به هنر ايران بدانند
عيناً و بدون كم و كاست به نقل قسمتي از مقدمه
و باب دوم اين رساله مبادرت ميشود.
مقدمه:
……
درمدنظر مطالعه كنان همين رساله
اينگونه بيانات و اخطارات ما كه چه نوع امتعه
نفيسه در ممالك
ايران به ظهور در آمده و
لايق فرستادن بر بساط اندازي است بسي جسارت و
تعجب آور خواهد شد كه يعني چه؟ بلي اهالي
ايران مسلماً از ما آگاه ترند و ميدانند كه در
ولايات خودشان چه نوع متاع نفيس بعمل ميآيد و
ليكن اگر از روي حقيقت بِكُنه مطلب غوررسي
نمايند خواهند فهميد بعضي متاعها
در ايران بس كه وافر است اهالي قدر و قيمت
آنها را نميدانند و
غير از اين هر كس بالعين نمي داند در فلان
ولايات ايران چه جنس حاصلات بعمل مي آيد و هر كس به سبب زحمت سفر از همان متاع ولايت ممكنه
خودش مطلع و مستحضر است. لذا از اين باب ما را
معذور بدارند آنچه كه از حاصلات طبيعي و اسباب
مصنوعي ممالك ايران بارها در محك بصيرت ما از
تجربيات گذشته و فرستادن آنها به بازار عمومي
شايسته است در طي اين وسيله اسماً و جنساً شرح
داده مي شود و اميدواريم كه اين مشروحات و
تفاصيل در نظر ارباب دقت پسنديده آيد. الله
اعلم. « صورت متاعهايي كه به بازار عمومي وينه ارسال شدنش مطبوعست » در بيان اسباب مصنوع اما اصول تربيت و تعليم علوم ايران كل اسباب تعلم تا بوقت جلوس ميمنت مأنوس ناصرالدين شاه محدود به اين بود كه طلابها در مدارس به تعليم علوم دينيه و علم الهيه مشغول بودند و بجهت رسيدن درجه اجتهاد تابه وقت امتحان به درك علم هندسي و فيلسوفي و علم قضاوت و ساير علوم مجبور بودند. ليكن اين امتحان در حد كمال نبود ولي از وقت بناي مدرسه دارالفنون طهران و آوردن معلم فرنگي مطلب بكلي تغيير يافت كه حالا در نهايت منتظم است بنابر اين طرح بناي دارالفنون را اگر ممكن باشد از گچ درست كرده مع نسخههاي كتب مشهوره كه براي تعليم متعلمين از خرج ديواني چاپ شده است به موجب ذيل از هر نسخه يك جلد بجهت بازار عمومي ارسال نمايند كه بسيار مطلوب و مرغوب خواهد بود.
در
علم هندسي و طبيعي از كتابهاي مرحوم ميرزا
جعفرخان مشيرالدوله نور الله مرقده و سر تيپ
كشيش از هر كدام جلدها. و در علم طب از كتابهاي
حكما ايشليمرو طولوزان و پولاك از هر يك جلدها. و از كتابهاي زبان فرانسوي از ريشار
صاحب كه نسخههاي
تواريخ و لغت نامه و جغرافيا و ساير تصنيفات
ترجمه شده است [18] و روزنامة دولتي نيز ارسال
نمايند. و غير از اينها هم بايد از
تأليفات حكماء و شعراء بزرگ و قديم ايران كه از آختر تا به باختر شهرت
دارند نسخه جات بفرستند كه آنها دليل و مشعر باشند كه ايرانيان درجه درجه ارباب
معرفت و ذكاوت اند و بدر آوردن اينگونه حكيمان سخن آفرين و صاحب معارف مقتدراند
و ايضاً از قسم كتابهاي تواريخ و لغات كه
در اين عهد فيروز مهد حسب الحكم شاه طبع شده است از
هر يكي نسخهها ارسال نمايند و از اينها
معلوم خواهد شد كه در اين عصر نسبت به اعصار
قديم چه ترقيات كافي از عين عنايت پادشاهي در
ايران به ظهور رسيده است.
علم خط ـ
خوش نويسان ايران بفحواي
اول ما خلق الله القلم به واسطه نوك قلم از شرق
تا به مغرب زمين مشهور
آفاقند چنانكه در ديوارهاي مساجد و مقابر و
عمارات شاهانه بخصوصه در قطعات در هر بلد و هر
مكان علي الخصوص در
مصر و اسلامبول از
كلك ايشان آثارها دارد فيالمثل تصور كنيم
اگر به چندين جلد كتاب هزار ورقي كه بعمل چندين ساله
محتاج است نظر نموده شود از مطلع تا مقطع
يك قلم و يك شيوه ديده خواهد شد از مهارت و
سِخَت قلم و شكيبايي آنها تعجب بر تعجب افزوده
مي شود هكذا تذهيبكاري كتابها كه در ديباچه
آنها نقشهاي مزين و لاجوردي تعبيه شده است فيالحقيقه شايسته
به مدح و تحسين است از اين قبيل كتب در ايران
فراوان است خاصه در كتابخانه پادشاهي و چند سال
قبل از براي تفرج پادشاه
ايران يك نسخه كتاب الف ليلي در نهايت
آراستهگي و زرنگاري و خوش قلمي نوشته شد كه
قوه باصره از زيبايي آن كسب فيض مي نمود اگر
اين كتاب با رخصت شاه به بازار
عمومي وينه براي ديدن تماشاكنان سپرده شود
البته لايق مدال از درجه اول خواهد شد الحاصل
از كتابهاي مزين فرستادنش مطلوب است.
اسباب نوشتن ـ ايرانيان مخصوص است به قلمدان كه در آن
مركب و قلم ساير آلات تحرير جمعست و به نوعي
است كه در فرنگستان متداول نيست و اين اسباب
را به طرز خوش ساخته و پيراسته اند كه در آن
صنعت كلي نمايانست يعني نقوش مختلفه از گلها و
جنگ و شكارگاهها و ساير نقشها درست مي كنند
و بهترين اين صنايع را در اصفهان و شيراز
ميسازند چند عدد بجهت بساط اندازي با جميع
آلاتش بفرستند.
صحافي ـ
مجلدان ايران در عهد قديم مقواي جلد كتاب را
بطوري محكم درست كرده و
قالبكاري زيبا و نقشهاي مزين بكار ميبردند كه
صانعان فرنگستان در ازمنه ماضيه آن ها را سرمشق نموده نمونه صنعت تحصيل مي كردند اگر از جلدهاي قديم
يافته بشود بفرستند.
استرلاب - اين آلت از براي پيمودن
عرض و طول بلد در ايران معمول است مدققين اين
حكمت در تقسيم خطوط آنقدر مهارت كامل بكار
برده اند كه حكما فرنگستان و استادان اين فن
متحير بر اين هستند كه استادان ايران بدون
آلاتي كه ما داريم چگونه اين حكمت را بكار مي
برند چونكه همين استرلاب اسباب علم بزرگ
است از فرستادنش فراموشي حاصل نشود.
آلات موسيقي ـ
كه عبارت از اسباب ساز است كل آلات موسيقي
متداوله ايران از بابت بديعيت لايق تماشا است
و سزاوار توصيف اهل معرفت خواهد گشت زيرا به
آلات موسيقي قديم يونانيان مشابه اند اگر چه
حالا استعمال اينگونه آلات در فرنگستان متروك
است اما در كل قطعه آسيا حتي در هند و جزاير
هند اكنون باز متداول است از هرجور آنها
بدينقرار فرستادنش لايق است: تار – سه
تار ـ كمانچه ـ سنطور ـ دفـ ساز ـ ني ـ طوطك ـ
دنبك ـ نقاره و غيرهها.
نقاشي ـ
چونكه نقاشان ايران در علم دورنمايي رسم سررشته ندارند از اين جهت عمل رسامي ايران شبيه
است به نقاشي چين كه آنها نيز در علم مذكور
مبتدي اند و اين نقاشان اكثرشان به رنگ آبي
ميل دارند يعني رنگ را با آب تركيب كرده به كار
مي برند و ليكن در تلـَّون و در كشيدن تفاصيل
بخصوصه در نقش [19]
گلها و اشكال هندسي مختلفه كه
در اين طرز اشكالات معرفت دورنمايي آنقدر
لازم نيست رجحان دارند و چيزهاي قطعه و قيمت
دار به عمل مي آورند و در اصفهان بعضي نقاشان
هستند كه به نقاشي روي قلمدان و صندوقچه و
مجموعه و ساير اسبابها مشغولند و رسمها نيز از
روي نقش عمارات پادشاهان قديم ايران كه در
اصفهان است بر مي دارند و از روغن كتان و
سندراق و نفت يك نوع لاك مي سازند و آنرا روغن
كمان مي گويند كه به نقشها زياد جلا ميدهد
بنابراين از اين نقشهاي مختلفه در روي كاغذ و
قلمدان و صندوقچه و ساير اسباب فرستادنش
مطلوب است.
كار مينا ـ
مينا سازي ايران بخصوصه معمولات شيراز كه در
پاكيزهگي زياد مشهور است اگر چه در نقش كاري
مثل مال فرنگي نيست ولي از بابت آبداري و
روشني رنگ از كار فرنگستان اعلي تر است و در
ارزاني اجرت هم مناسب و در نقش گل و طيور مهارت
دارند و گاه به گاه صورت زيبا نيز درست مي
كنند در عهد جديد از براي ذات پادشاهي تخت طاوس را با ورق طلا پيچيده و
از استادان اولين تركيبي مينا سازي شده كه چشم
از ديدن آن انگشت تحير به دندان مي برد اين
معلوم است كه اين تخت همايون مهد به سلطنت
دولت عليه ايران مخصوص است و ابدالآباد به فضل خالق اوتاد در ايران خواهد ماند ليكن
از حيث استاديش در اينجا ذكر گرديد و همچنين در خزينه مباركه از نوع اسباب مينا از
جمله تُنگ سر پوش و ته قليان و زير فنجان قهوه و ساير ظروفات كه طبق و شباهت آنها
در هيچ ممالك يافت نمي شود بسيار است هر گاه از جهت نماييدن هنر و قابليت صانعان
ايران از طرف
شاه
بذل و عنايت گردد چند دانه از
آنها مع چند قطعه اسباب مرصع كه در تركيب نصب
جواهرات مشهورند براي تماشاي اولو الابصار
فرستاده شود موجب مزيد تشكرات غير محدود و
امتنان نامعدود خواهد شد.
خاتم ـ
در اين صنعت استادان ايران زمين خصوصاً در
شيراز و اصفهان مهارت كلي دارند و اين خاتم را
در روي مخلفات مثلاً روي سندل و ميز و در عصا و
صندوقچه و غيرها نصب و وضع مي نمايند از
اينگونه عمليات فرستادنش لايق است كه در نظر
ارباب سليقه مستحسن خواهد آمد.
كاشي ـ
در ايام سابق يعني دويست سال پيش از اين عمل
كاشي را در ايران به طرز پاكيزه و جلا دار مي
ساختند كه جميع اصحاب صنايع دنيا از ساخت متن
رنگ و نقشه آن عاجز بودند و از اين نوع عمل
مصنوعي در اكثر جاهاي ايران خاصه در مساجد و
مدرسهها و عمارات پادشاهي اصفهان زياد است و
همچنين آجر فيروزه رنگ را بطوري مطبوع ساخته و
رنگ داده اند كه در پيش چشم اهل نظر معلوم نيست
اصل فيروزه است و يا بدل. هر چند الحاله هذه
اين صنعت قدري پس رفته است ليكن باز در كاشان
چيزهاي قطعه و خوش تركيب ميسازند و از اعمالات
قديم باز حالا پيدا مي شود البته از عمل كاشي و
آجر با شكلهاي مطبوعه از مال قديم و تازه
ارسال نمايند.
حكاكي ـ
بديهي است كه حك شكل انسان ضد شريعت اسلام است
به علت اينكه در عهد قديم اهل شرق كه به بت
پرستي مايل بودند صاحب شريعت غرا حك نمودن شكل
آدم را منع فرمودند اما چونكه اهالي ايران را
به حكاكي و نقاشي شبيه در آوردن استعداد
طبيعي دارند باز در اين علم استادان ماهر
زياد بهم ميرسد هرگاه از عمليات اين علم خواه
در روي سنگ و خواه فولاد و غيره چيزهاي قطعه و
اعلي كه محكوك شده باشد و يا اينكه تازگي درست
نمايند و به بازار عمومي بفرستند بسيار مطبوع
است هكذا مهرهاي محكوكي مختلفه در روي عتيق و
فيروزه و زمرد كه مشهورند ايضاً حكاكي طلا
كاري در روي اسلحه و روي اسباب طلا و نقره كه
زياد با سليقه درست كرده اند و همچنين در صنعت
قالب كاري از نوع قلمدان و صندوقچه و قاشق
نطنز كه از چوب گلابي و چوب شمشاد و جوز درست
مي كنند و در روي تخم شتر مرغ يك نوع هنر بكار
مي برند كه به ديدن مخصوص است از هر جور
اينگونه اختراعات نمونهها ارسال نمايند تا
اهل هنر و معرفت دنيا ديده خواهند فهميد كه
علم كيمياگري اصلي ـ
اگر چه در ايران ناقص است و ليكن تعجب در اينجا است كه عيار طلاي مسكوكي ايران
بطوري ممزوج و مساوي است كه در تفاوت جزيي به عيارش نقص نمي آورد چنانچه بارها از
طلاي مسكوكي ايران براي امتحان در ضرابخانه عامره وينه گداختند و در هر دفعه عيار
طلا را با ساير فلز تفاوت جزيي معلوم گرديد يعني در هزار مثقال نهصد و شصت طلاي
خالص و چهل يا چهل و يك عيار نقره و غير فلز پيدا نمودند و در اين تفاوت جزوي جاي
تعجب دارد و سكه ايران هم به ديدن شايان است كه خيلي خوشگل مي باشد فلهذا از وقت
جلوس
شاه
تا كنون كه بيست و پنج سال است از
جميع انواع مسكوكات شهرها كه در هر ساله ضرب
ميشود ارسال دارند در انظار صرافان و معرفت
شناسان اين بازار با علي عياري جلوه گر خواهد
شد.
اما عمارت ـ
و منازل ايران و آرايش آنها كه موافق آب و هواي
آن سامان بنا و انشا گشته است بدين علت از
عمارات و بناهاي فرنگستان فرق زياد دارند و
اگر فرقيت نداشته باشد به مناسبت كيفيت هوا
زيست نمي توان كرد علي الخصوص تالارهاي بلند و
وسيع ايران كه يك طرف ديوار آن را بالمره
معدوم كرده و به جايش پنجرهها نصب نموده اند
و در اين پنجرهها و درهاي خانه هاي رجال كبار
و اشخاص معظم اختراعات مخصوصي از چوب جوز به
صنعت خراطي گري اشكالات هندسي مختلفه تركيب
شده و در فاصله آنها شيشه هاي الوان گذاشته
اند و هم ديوارها و طاقچهها و سقفها از دقت
معماران كامل از گچ گل دستهها
وضع شده و قالب كاري گشته آينه بندي و نقاش
كاري به طوري شده است كه جميع آنها در چشم
نظاره كنند مطبوع و دلنشين است بنابر اين
فرستادن طرح عمارات ايران با همان هيئت
هايي كه در فوق ذكر شد مع اندروني و بيروني و
ديوان خانه و بالاخانه و خلوت خانه به بازار
عمومي بفرستند در كل ولايات گرمسير است ايران
از براي توقف تابستاني دقت زياد دارند و
درميان فرنگيان ضرب المثل است: اگر مي خواهي
خوش بگذراني تابستان برو ناپولي اگر بخواهي
خوش بگذراني زمستان برو پطرزبورغ و هم تعجب در
اين است اهل جنوب به سرمايي قليل بيشتر طاقت
دارند كه اهل شمالي بناءٌ علي ذلك اسباب مداوا و
تدبيرات ضد و دفع حرور تابستان در ايران زياد
است از جمله زيرزمين و سردابهها كه در آنها
آب جاري مي شود و حوضها درست كرده اند كه هوا
را خنك مي دارد علي الخصوص يك نوع اسباب
اختراعي از قديم هست كه به بادگير مشهور است
از هر سو كه باد بوزد لوله همين بادگير باد را
به اوطاق مي كشد و هوا را تفريح ميدهد و از ديدن
طرح اين اختراع قديم ايران را كه از براي
تجديد و اعتدال هواي نشيمن گاه تابستاني درست
نموده اند كل اهل نظر تحسين خواهند خواند به
شرح ايضاً از براي تماشا كردن طرحهاي عمارات و
بعضي ابنيه هاي ايران را قديماً و جديداً
انتخاب كرده درست نمودن مشكل نيست مثلاً حمام
با سردخانه و گرمخانه و حوض فواره دار مع تونش.
مسجد قبه دار كه بعضي از آنها با ورق طلا
پوشيده شده است كاروانسرا مع تحتاني و فوقاني
مدارس و پخچال كوشكهاي مختلفه كه به عبارت
اخري كلاه فرنگي موسوم است انبار غله و غيرهها.
اما از براي شرقيون صفاي نشستم چادر كمتر از
خانه نيست يعني ميل به چادر نشيني زياد دارند
از اين جهت چادرهاي محكم و مزين ترتيب داده
اند كه طبق آنها در فرنگستان ندارد زيرا كه
اهل فرنگستان را عادت به چادر نشيني ندارند
مگر هنگام جنگ از براي اردو مستعمل است لهذا
از چادرهاي دو سري و يك سري و آفتاب گردان مع
پشت و طبع و حمام آنها كه با خارا و قلمكار و
حاشيه آرايش يافته و در طرح و تجمل الحق از
خانهها با مضاعف با صفا و معتبرتر است. |