|
|
||
ـــــــ . "شايسته". دوره5، ش51 (دي45):
ص22-25، تصوير.
|
||
|
|
||
خلاصه:شرحي
بر زندگي نقاش هنرمند شيرازي ، شيوه نقاشي وي.
|
||
|
|
شايسته
هنرمندي با روح
سعدي و حافظ
هنوز در شيراز محله هاي قديمي با
كوچه هاي تنگ پرپيچ كه در ميان ديوارهاي
كاهگلي و آجري كشيده شده و خانههاي گود كه با
درختهاي نارنج و سرو صفا و طراوت يافته، خانههايي
كه درهاي چوبي كندهكاري آن اثر دست صنعتگران
چيرهدستي است كه شايد استخوانهايشان نيز در
خاك (دارالاسلام)1
پوسيده باشد بسيار پيدا ميشود. در يكي از اين خانهها مردي شب را
به روز و روز را به شب مي آورد كه به گفته «كمالالملك»
روح سعدي و حافظ در درونش شكوفان است. مردي كه
به آساني ميتوان گفت همه عمر و زندگانيش با
رنگها و نقشها در پرده سازي و صورتگري گذشته
است و با همه نقش
آفريني و همه نقشها كه هر روز جبر زمان در
گذرگاهش مي آويزد باز با همان نقش كه بايد، با
همان روح ايراني، با صفا و مهر و يك رنگي زندگي
ميكند. «الهي همه ببينمتان كه خوشيد» با اين كلام ما را پذيرا شد. اتاقش
بي شباهت به بازار عتيقه فروشان نيست. همه جاي
ديوارها از قابها و قاليچهها و عكسها پوشيده
است. طاقچهها پر است از لالهها و كاسهها.
ظروف چيني و نقره اي در روي ميزها جايي براي
همه چيز باقي نگذاشته است. فرشها، پردهها، و مخمل مبلها و
يكي دو مجسمه اي كه در گوشه و كنار نشسته اند
آنچنان به هم آميخته كه انسان فكر مي كند ديگر
جايي براي او نيست. |
|
بيشتر نقاشان بزرگ جهان را مي شناسد
و با سبك كار آنها آشناست. او خود را نيز خوب
شناخته و با اين شناسايي كه نسبت به خود و روح
خود دارد هر چه مي سازد همرنگ احساس و انديشه
خود اوست و اين را مي توان تنها از خلال يك اثر
او دريافت. رنگها آرامش بخش، نقشها ساده، و
پيام پردهها كوتاه و قابل درك كه همگان است
در تابلوها روح شعر، روح شيراز، و روح پاك مردم
شرق چشم را مي گيرد. حكايت پردهها به افسانه هاي
تاريخي آميخته است . همه آدمهاي نقاشي چهره
هاي صيقلي، گونه گلگون، و لباسهاي ترمه و شال
زري دارند. زن و مردهاي شيراز زمان زنديه
هستند. چون نقاش شيفته شيراز و تاريخ زنديه
است. سبك نقاشي او تلفيق طبيعت سازي و
مينياتور است، سبكي كه بيشتر به «پرداز» شهرت
يافته. از كودكي ناخودآگاه
گاهي روي ديوار خط مي كشيد و خطها را به هم
مي پيوست. و وقتي به
نقش هاي كتاب مي رسيد در خود احساس لذت و شعف
مي كرد و به آنها خيره مي شد. |
|
شايسته در مجسمه سازي و نقاشي، رنگ و روغن و آبرنگ خويشتن آزمايي كرد و از اين ميان آبرنگ را كه با آن مي توانست بهتر بيان احساس كند برگزيد. و در اين رسته تحسين دوستداران و ايمان استادش را به كار خويش برانگيخت، تا آن حد كه مرحوم كمال الملك نقاشي آبرنگ او را تكامل يافته خواند. شايسته اينك كه دوران خانه نشيني را
مي گذراند از سپيده دم تا شام سرگرم نقاشي است
و نقاشي را به قول خودش مسكن آلام قلبي، مرهم
دلهاي خسته و كليد درهاي بسته ميداند. عقيده دارد: «وضع نقاشي خيلي خوب است و كم كم
دارد به اوج نزديك ميشود. تمايل مردم باعث
تشويق و اميدواري است. در چهل سال پيش كسي
توجهي نداشت. حالا علاقه مردم خود انگيزه است.
ولي چيز ديگري هم هست كه محرك و مهيج من است.
همان علاقه من به اين كار. و چرا علاقه دارم
خود من هم نمي دانم. من هنر را در مرحله اول براي
هنر مي خواهم، كه هنر بايد در جامعه بشري باشد.
اين يك چيز طبيعي است. همانطور كه بعد از اسلام
با آنكه هنر با كراهت ياد شده بود مردم رفتند
به دنبالش، همانطور كه يك عامل نامريي بچه را
به طرف گل يا يك سيب سرخ مي كشد. و چنانچه اين
روحيه نبود بشر همان غارنشين اوليه مي بود و
تا اين حد براي بهتر ساختن محيط تلاش نمي كرد. تو قايم به خود نيستي يك قدم ز غيبت مدد ميرسد دم به دم «مولوي» همانطور كه يك هنرمند از تماشاي
طبيعت و آنچه الهام بخش اوست بيشتر از مردم
عادي لذت مي برد بايد هنرش را براي لذت بردن و
تلطيف زندگي در اختيار مردم بگذارد».[24] سخنانش شيرين و دلنشين است. آدم را
با آن لهجه گيراي شيرازي مجذوب مي كند. از او
مي خواهم كه خاطره اي از استادش كمال الملك
برايم تعريف كند. |
|
ساعتها گذشته است و من گذشت زمان را
احساس نكردهام. لذت تماشاي نقاشيها
و نفوذ گفتهها دلم را پر كرده است. مدتها
به نقش تابلوها و رنگهاي زنده و گوياي آنها
فكر مي كنم. به چهره آدمهاي دوست داشتني و
مهربان كه تنها در خيال يك هنرمند نطفه بسته
اند، و به شايسته كه اينها را آفريده است و
يكايكشان مهر مي ورزد. لحظههاي بسياري به
آدمهايي كه از روي آدمهاي ديگر خلق شده اند
فكر مي كنم. تمبرها، كارت پستالها و منظرههايي
كه او كپي كرده تشخيصشان از اصل واقعاً كاري
مشكل است. گاهي كار مثل چاپ، با همان رنگ و
شكل، براق يا مات است. اين تحسين را بر مي
انگيزد. در حاليكه افكارم به گذشتهها، به
استادي كه شاگردان بسياري نظير او تربيت كرد و
به يادگار گذاشت مي گرايد، خانه شايسته را ترك
ميكنم
و برايش آرزو دارم به همه آرزوهاي
ارزنده هنريش دست يابد. و حق اين است كه بگوييم
كمال الملك روحش شاد باد. پاورقي ها:
1-گورستان معروف شيراز |