زيبائيهاي ايران كهن ـ اصفهان قديم
دكتر عيسي بهنام
استاد دانشگاه تهران
«پيترو دلاوال» مسافر معروف
ايتاليايي دوبار به اصفهان مسافرت كرد ،
يكي در ابتداي سال 1026 تا ابتداي سال 1027 و
ديگري در اواخر سال 1027 تا اواخر سال 1030 . وي
فريفتة اين شهر زيبا بود و آن را زيباترين
شهرهاي دنيا ميدانست. « اولئاريوس »
ايتاليائي ، « شاردن » فرانسوي ، « شرلي » و « كرپرتر »
انگليسي ، « تاورنيه » ، « فلاندن » ، «كوست » ، « تكسيه » ،
« گوبينو » ، « پيرلوتي » و « ديالوفوآ» كه همه
فرانسوي بودند از قرن 11 تا 14 هجري از
كشورهاي خود براي ديدن اين شهر زيبا رنج
مسافرت را تحمل كردهاند. عدهاي از آنها
مانند « پيرلوتي» آنرا بهشت روي زمين
دانستهاند. تصوير شمارة (1) عكسي است كه با
هواپيما از « ميدان شاه » اصفهان برداشته
شده و قسمتي از« عالي قاپو» و مسجد شيخ لطف
الله و مسجد شاه در آن پيداست. ما در اين
مقاله كوشش
خواهيم كرد با راهنمايي اين عكس اصفهان
زمان شاه عباس را با كمك گفتههاي مسافران
قديم در نظر خوانندگان مجسم كنيم. شاه عباس بزرگ
پيش از سال 1006 هجري مقر حكومت خود را در شهر قزوين قرار داده
بود. قسمتي از ساختمانهائي كه اين پادشاه و
پدر و جدش در آن مسكن ميكردند هنوز بصورت
موزهاي در قزوين
پا برجاست. شاه عباس عيد نوروز سال 1006 را در شهر
اصفهان برگذار كرد. اين شهر در آن زمان
خالي از اهميت نبود چون از عهد نظام الملك
و ملك شاه غالباً مقر حكومت پادشاهان
ايران بود و در زمان دوران حكومت جانشينان
شاهرخ ، ابنية زيبائي در آن برپا شده بود كه
بسياري از آنها هنوز پا برجاست و بعضي از آنها نيز مانند
« هارون ولايت » و « درِ امام »
در زمرة زيباترين ابنيه ايران به شمار ميروند. شاه طهماسب در آن شهر باغ بزرگ و
ساختمان مجللي برپا كرده بود كه آنرا نقش
جهان ميناميدند و در كنار ميدان كه بعدها
تحت نام ميدان شاه شناختهشد از زمان
تيموريان كاخ كوچكي برپا بود كه شاه عباس
آنرا پسنديده بود. و نوروز سال 1006 را در آن
گذراند و آنطوري كه « بلان » مسافر اروپائي
در سفرنامهاي به نام « شاه عباس اول » ذكر
كردهاست در ابتداي همان سال تصميم گرفت آن
كاخ را توسعه دهد و
ساختمانهايي بصورت اندروني و ديوانخانه و
آبدارخانه و اصطبل و متفرعات ديگر در نزديك
آن برپا نمود و حتي درباريان را تشويق كرد
در مجاورت آن منازلي براي خود بسازند. مرمت و توسعة
اين كاخ در زمان شاه عباس چندين سال طول
كشيد و در آن مدت شاه در يكي از كاخهاي قديمي محلة
در دشت سكونت اختيار كرده بود كه بنابر
گفتة « شاردن» مسافر فرانسوي
خيلي قديمي و بسيار بزرگ
بود. و قبلاً به ميرشكار تعلق داشت. در اين مدت روي كاخ زمان تيموري كه
بعداً عاليقاپو ناميدهشد سه طبقه بالا
بردند و در باغ بزرگي كه در مجاورت آن بود
كاخهاي اختصاصي شاه
را برپا كردند و قسمت پائين عاليقاپو براي
ديوانخانه اختصاص دادهشد و آنرا دولتخانه
مباركي ميناميدند و بهجاي بيروني يا محل
اقامت شخص شاه پادشاه بشمار ميرفت. |
|
پس از عبور از اين سردر دو تالار بزرگ به چشم ميخورد كه يكي از
آن دو ديوان خانه است و كارمندان در آن
مشغول تنظيم نامههائي هستند كه به شاه
تقديم شدهاست و جواب آنها را تهيه مينمايند. در تالار ديگر وزير دربار جاي دارد
و در كنار اين دو تالار دو اتاق كوچك است كه
محل اقامت نگهبانان است و « كشيك خانه » نام
دارد. اگر كسي به اين در پناه ببرد مصونيت
پيدا ميكند و فقط شاه ميتواند او را از آن
در جدا كند». « پيترو دلاوال » در حدود دو سال در
دوران شاه عباس اول در اصفهان اقامت كرد. و
در صفحه 41 جلد دوم سفرنامهاش ميگويد: « يكي
از عجايب اصفهان تالار اول كاخ سلطنتي است
كه در آنجا شاه معمولا ًسفيران و
ميهمانان را ميپذيرد. ميگويم تالار اول
كاخ براي اينكه پادشاه در حال حاضر در آنجا
مسكن دارد ( مقصود از حال حاضر سالهاي واقع
بين 1026 و 1030 است كه در آن موقع پيترو دلاوال
در اصفهان بودهاست ). و اين تالار در انتهاي
باغ قرار دارد و در آنجا طبق عادت معمول در
مشرق زمين همهكس نميتواند راه يابد. ولي
در ميدان بزرگ ( مقصود ميدان شاه است ) در
بالاي سر در اولين مدخل كاخ كه مورد احترام
شديد مردم است عمارتي وجود دارد كه چند
طبقه است و به وسيله پلكان كوچكي به طبقات
بالاي آن راه مييابند. طبقات مختلف اين
عمارت معمولاً عبارت از يك تالار مركزي
كوچكي است كه در اطراف آن اطاقهاي كوچكتري
قرار دارد و از طرف ميدان و از طرف باغ ( شمال
و جنوب ) ايوانهائي است كه ميتوانند در آن
جاي گيرند و منظره ميدان يا باغ را تماشا
كنند». بنابراين هنوز در زمان شاه عباس اول تالار بزرگ طبقة سوم را نساخته بودند. در اين مورد آقاي دكتر لطف الله هنرفر در « گنجينة آثار تاريخي اصفهان » صفحة 422 ميگويد: « به طبقة سوم عمارت عاليقاپو در دورة سلطنت شاه عباس دوم تالاري با 18 ستون از چوب چنار اضافه شدهاست كه ستونهاي آن با آيينه پوشش شدهبود و سقف آن با صفحات بزرگ نقاشي روي آلتهاي چوبي تزئين شدهبود. با يك نظر به ساختمان اين تالار ، الحاقي بودن آن به عمارت اصلي واضح ميشود.
در وسط
اين تالار حوضي از مرمر و مس قرار دارد كه
داراي فوارههائي بوده و در مراسم مخصوصي
آب از آنها جستن ميكرده [4] است. « شاردن » كه در
دوران پادشاهي شاه عباس دوم و شاه سليمان
در اصفهان بوده و اين عمارت را در سفرنامه
خود توصيف كرده است صريحاً مينويسد كه آب
را به وسيلة ماشينهاي مخصوصي بالا ميآورند و بديهي است آنچه را كه شاردن ماشين
مينامد چيزي جز چرخهاي معمولي منازل
اصفهان نميتواند باشد. اصولاً توجه به
ساختمان تالارها با حوض و فوران آب از
فواره يا شيرهاي سنگي از اختصاصات بناهاي
دورة شاه عباس ثاني است. و اين كيفيت در
تالار چهل ستون و تالار عمارت آئينهخانه
كه در دوران سلطنت اين پادشاه به اتمام
رسيده به خوبي مشاهده ميشود …» « پيترو دلاوال » در صفحه 46 تا 50 جلد
دوم سفرنامهاش مينويسد: « زيبائي اين
عمارت به سبب نقاشيهاي ديوارهاي آن است كه
با ورقههاي طلا از پايين تا بالا زينت شده
و تصاوير بسيار عالي با رنگهاي فراوان در
ميان آن قرار داده شدهاست و در ميان اين
طلاكاريها و نقوش رنگين قسمتهايي وجود
دارد كه به طرز سادهتري نقاشي شده و اثر
بسيار خوبي دارد. طاق اين اطاقها نيز به
همين ترتيب زينت شده و گچبريهايي نيز به
آن اضافه شدهاست و نقوش مختلف به صورت
مجالس مجزي به وسيلة نوارهاي گچبري شده از
هم جدا شدهاند. و بدون شك من چيزي از اين
زيباتر در جهان نديدهام ». «…
روي ديوارهاي بعضي از اطاقها
قسمتهايي شبيه به طاقنما يا طاقچه خالي
گذاشتهاند و در داخل آن تصاويري نقش كردهاند. سبب اين است كه مانند ما نميتوانند
داستانها و قصهها را بيان كنند و تمام اين
تصاوير نقش مردها يا زنهاي تنها است و
گاهي نقش زني با مردي است كه ايستادهاند و
ساغر شراب در دست دارند. بسياري از اين
نقوش لباس محلي ايراني بر تن دارند و بعضي
ديگر كلاه فرنگي بر سر گذاشتهاند». |
|
در اينجا «پيترو دالاوال» كه مرد
سنگين و وزيني است كنايهاي ميزند كه
معلوم نيست از روي تعصب يا شوخي است. وي ميگويد: « به اين سبب عدهاي از اين نقوش كلاه
فرنگي بر سر گذاشتهاند تا نشان دهند كه
تنها ايرانيها نيستند كه گاهي در نتيجة
نوشيدن شراب عقلشان را از دست ميدهند ». ( جلد
دوم صفحه 46 تا 50 ). آقاي دكتر هنرفر راجع به اين نقاشيها در صفحة 417 كتاب نامبرده در بالا چنين مينويسد: « …..
در ميان قطعات نقاشي كه از عهد شاه عباس و
شاه صفي به جاي مانده در زير يك عده از آنها
رقمهاي تاريخداري است به نام رضا عباسي و
آنچه از او به دست آمده صورتهاي منفرد از
اشخاص يا مجالس دو سه نفري يا صورت انسان و
حيوان يا به همراه هم است و تصاويري كه از
او مانده و تاريخ دارد تواريخ آنها بين 1027
تا 1041 هجري است. رضا عباسي در سال 1044 وفات
يافته است ». |
|||
|
2 |
|
4ـ
از گفتههاي پيترو دلاوال چنين فهميده ميشود كه در زمان شاه عباس هنوز گچبريهائي
كه در اطاق تالار « به اصطلاح موسيقي » به
شكلهاي مختلف ظرفها ديده ميشود وجود
نداشته زيرا نه اين مسافر و نه مسافران
ديگر از آن صحبتي نكردهاند. آقاي دكتر هنرفر در صفحه 419 كتاب
مذكور در بالا چنين مينويسد: « طبقة ششم اين عمارت محل مخصوص
پذيرائيهاي رسمي شاه و اجتماع رامشگران و
نوازندگان بودهاست. بزرگترين سالنهاي
عمارت عاليقاپو در اين طبقه است ونوع
تزئينات آن در سقفها، گچبريهائي است كه
به شكل انواع ظروف و صراحي
در طاقها و ديوارها
و زواياي آن تعبيه شدهاست و همين طبقه
است كه نزد مردم به نام اطاق صوت موسيقي
شهرت پيدا كردهاست. هيأت نوازندگان در دو
گوشوار فوقاني اين طبقه كه سرشار از
مينياتور است استقرار مييافتند. |
|||
|
4 |
|
ساختن و پرداختن گچبري در اين قسمت
از ساختمان براي آن نبودهاست كه در آنها
جام و ظروف قرار دهند زيرا نوع اين كار كه
با گچ تعبيه شده بسيار ظريف است و كوچكترين
اشارهاي كه در اثر برخورد دست يا شيئي
ديگري به آنها حاصل شود آنها را در هم ميشكند بلكه غير از نمايش يكي از انواع عالي
تزئينات گچي كه نوعي از هنر ايراني است غرض
عمده در تزئين اطاقهاي متعدد اين طبقه آن
بودهاست كه در اين قسمت از عمارت انعكاسات
حاصله از نغمههاي سازندگان و نوازندگان
بوسيلة اين اشكال مجوف گرفتهشود و نغمهها
و صداها طبيعي و بدون انعكاس بگوش برسد». آيا در زمان شاه عباس دوم به اين
مطلب پي برده بودند كه براي احتراز از
انعكاس صدا بايد سوراخ هايي در ديوار تعبيه
كرد و در اين صورت بهتر نبود براي رسيدن به
مقصود تعدادي سوراخهاي متحدالشكل در
ديوار ايجاد كنند همانطوري كه امروز
ميكنند . به نظر نگارنده هنرمندان خواستهاند ابتكاري بخرج دهند و چون در « چيني خانة
اردبيل » براي قرار دادن ظروف، محلهاي
بخصوصي به شكل همان ظروف ساخته بودند در
اينجا نيز هنرمندان بدون اينكه قصد داشته
باشند در اين مكانها ظرفي قرار دهند فقط
براي زيبائي و احتراز از يكنواختي تزئينات
از « چيني خانة اردبيل » تقليد كرده اند. |