فيوضات، جاويد. "دانستنيهاي علمي و عملي براي نگاهداري و ترميم  آثار هنري". دوره 5-9، ش 52 (بهمن45): ص37-40، تصوير.

 

خلاصه :  "استخوان" ، نقش آن در ساختن آثار هنري ـ "آستن" ـ "اسيدها" بررسي خواص انواع اسيدها.

فرهنگ  و دانستنيهاي علمي و عَمَلي براي نگاهداري و ترميم آثار هُُنري

(3)

 

دكتر جاويد فيوضات

استخوان در ساختن آثار هنري چه نقشي دارد؟

چگونه روي شيشه و چيني كنده كاري مي كنند؟

اصالت آثار هنري شيشه اي و چيني را چگونه تشخيص مي دهند؟

كدام دسته از اسيدها بيشتر مورد استفاده هنرمندان قرار مي‌گيرد؟

استخوان (Os – Bone) نسج سختي است كه اسكلت و استخوان بندي حيوانات مهره دار را تشكيل مي دهد. هفتاد درصد استخوان از نمكهاي معدني تشكيل شده است ( اين نسبت در تمام مدت عمر حيوان ثابت نبوده و با افزايش سن تغيير مي كند ) كه شصت در صد از اين مقدار فقط فسفات كلسيم مي‌باشد. سي در صد باقيمانده وزن استخوان از مواد آلي تشكيل يافته‌است. در تمدن‌هاي بدوي از استخوان براي تهيه ابزار و وسايل مختلف مانند سوزن و قلاب ماهيگيري و نظاير آنها استفاده مي شده است. در حال حاضر نيز از آن براي ساختن و بوجود آوردن آثار هنري از قبيل خاتم‌كاري و منبت‌كاري و قلم‌زني استفاده مي‌شود. استخوان از نظر تركيب و ساختمان شباهت زيادي به عاج ٭ دارد ولي نسوج جسم اخير سخت تر و فشرده تر از نسج استخواني است. براي جلوگيري از فساد اشياء استخواني مي توان آنها را به پارافين ٭ ( جسم موم مانند سفيد رنگي كه بين 50 تا 60 درجه ذوب مي شود ) آغشت. زغال حيواني ( استخوان سوخته ) را براي تهيه رنگ سياه بكار برده و در صنعت از استخوان براي تهيه سريشم هاي ٭  نوع متوسط استفاده مي شود.

آستن ( Aceton ) مايعي است بي رنگ ، با بوي مخصوص كه از تقطير چوب خشك بدست مي آيد. با آب و الكل و اتر قابل اختلاط است بسيار قابل اشتغال است و حتي در 17 درجه زير صفر نيز آتش مي‌گيرد و چون با هوا مخلوط منفجرشونده‌اي تشكيل مي دهد لذا كار كردن با آن در مجاورت آتش بسيار خطرناك مي باشد. حلال بسيار خوبي است براي رزينها ، چربي‌ها ، سلولوييد ٭ و استات سلولوز ( فيلم ) و شايد بهترين حلال ورني ها ٭ است. چون اغلب ورني ها را به سرعت حل مي كند لذا در مورد اشياء پر‌ارزش بهتر است بعد از آزمايشهاي مقدماتي به اقدام اساسي مبادرت گردد. اثر آن را مي توان با افزودن روغن پارافين ٭ متوقف نمود. در مورد اشياء ظريف و پرارزش  بايد آستني را بكار برد كه دو‌بار تقطير شده باشد.

 ورني‌هاي آستني را از انحلال [37] سلولوييد ٭ در آستن كه مقداري اتر ٭ بدان اضافه شده بدست مي آورند در بعضي موارد كمي روغن كرچك نيز اضافه مي كنند تا قابليت ارتجاع ورني افزايش يافته و به اصطلاح « كش دار» شود. از آستن نه تنها براي تهيه ورني‌هاي مختلف بلكه براي تهيه تعداد زيادي از اجسام آلي و همچنين به عنوان حلال سلولوييد و فيلم و چسبانيدن اشياء ‌ساخته شده از اين مواد و بالاخره براي پاك كردن زمينه تابلوهاي رنگ روغني استفاده مي شود.

اسيدها (Acide ) اسيدها اجسامي هستند كه از نظر فيزيكي در شرايط معمولي به شكل گاز و مايع و جامد يافت مي شوند. در موقع استفاده از اسيدها همواره محلول آنها را بكار مي برند و در تجارت نيز فقط به دو صورت جامد يا مايع ( محلول آبي ) يافت مي شوند. اسيدها را معمولاً به دو دسته قوي و ضعيف تقسيم مي كنند. كار كردن با اسيدهاي قوي بدون مراعات احتياط‌هاي لازم بسيار خطرناك مي باشد.

تعدادي از اسيدها اگر چه اسيد قوي بشمار نمي آيند ولي به علت سمي بودن خطرناك مي باشند و اگر وارد بدن انسان شوند توليد مسموميت‌هاي شديد مي‌كنند مانند جوهر ترشك (  Oxalic Acid). در موقع بازكردن شيشه‌هاي بعضي اسيدهاي غليظ ( شكل تجارتي ) مانند اسيد كلريدريك ٭ بخاراتي متصاعد مي شود كه تنفس آن خطرناك است و به دستگاه تنفسي مخصوصاً منخرين آسيب مي رساند و اگر قطره‌اي از يك اسيد قوي بر روي پوست بدن بچكد توليد تاولها و حتي جراحات  عميق مي‌نمايد و در چنين مواردي بايد بلافاصله با محلول قليايي رقيق مانند محلول سودا يا جوش شيرين اثر اسيد را خنثي كرد. بعضي اسيدها مانند جوهر گوگرد ٭ اگر بر روي لباس بريزند بلافاصله آن را پوسانيده و سوراخ مي كنند به همين جهت در موقع كار كردن با مواد [38] شيميايي لازم است از روپوش استفاده شود.

در اين  بحث به اسيدهايي كه ممكن است از طرف هنرمندان مورد استفاده واقع شوند بطور خلاصه اشاره مي گردد.

نمونة ديگري از حكاكي روي شيشه بوسيله اسيد

نمونه‌اي از حكاكي روي شيشه بوسيله اسيد

اسيد استيك (  Acetic Acid) كه در قديم بدان جوهر سركه مي‌گفتند ماده مؤثر سركه است و سركة معمولي در حدود هفت درصد اسيد خالص دارد. اين جسم يكي از اسيدهاي اوليه‌ايست كه بشر شناخته است. اسيد استيك خالص يا متبلور ( شكل تجارتي ) جسمي است بي رنگ ( رنگ سركه مربوط به ناخالصيهاي آن مي‌باشد ) كه بوي نافذ و تندي دارد. با آب و الكل و اتر قابل اختلاط است و در صنعت آنرا از تقطير چوب تهيه مي‌كنند نمكهاي اين اسيد را ( Acetate ) مي نامند.

اسيد اگزاليك (  Oxalic Acid)  كه درگذشته آن را جوهر ترشك مي ناميدند ، بلورهاي بيرنگي است كه قابض مي باشد. جسمي است سمي و در الكل و آب مخصوصاً آب‌گرم حل مي شود ، در نساجي و صنايع فلزي مورد استفاده مي‌باشد. در كارگاههاي هنري معمولاً محلول پنج درصد آن را براي از بين بردن لكه هاي مركب و جوهر بكار مي برند.

اسيد سولفوريك (Sulfuric Ac.) در قديم به آن جوهر گوگرد مي گفتند. اين اسيد را در قرون وسطي مي شناختند و آنرا عرق زاج مي ناميدند در حالت خلوص مايعي است بيرنگ و روغني شكل كه علاقه زيادي به جذب آب دارد. به همين جهت اگر با اجسام آلي مجاور شود آب آنها را گرفته و تبديل به زغال مي كند. غير از چند فلز انگشت‌شمار بر روي تمام فلزات و اغلب تركيبات آنها اثر مي نمايد. محلول سي تا چهل درصد آن را كه عاري از مواد خارجي باشد در باطري ماشين‌ها مي‌ريزند و چنين اسيدي كه به نام اسيد باطري معروف است بر خلاف نمونه‌هاي تجارتي معمولي كه كمي رنگين است كاملاً بي رنگ مي باشد و در اين رشته مقالات هر جا اسيد باطري ذكر شود منظور اسيد سولفوريك بدون ناخالصي است. در موقع رقيق كردن آن بايد دقت كرد كه هيچوقت آب را داخل ظرف محتوي اسيد نريزند زيرا قطرات اسيد به خارج پرتاب شده و سبب بروز جراحات شديد مي شود ( در صورت چنين پيش آمدي بايد بدون فوت وقت محل سوزش را زير جريان آب زياد شست و بعداً پانسمان كرد ) در هنگام رقيق كردن اسيد بايد آب را با ملايمت داخل ظرف اسيد ريخته و مرتباً تكان دهند تا گرماي حاصل از اختلاط سبب تركانيدن ظرف نگردد. نمكهاي اين اسيد را سولفاتها مي نامند.

اسيد فلوزيدريك  (Hydrofluoric Ac.) گازي است كه در آب حل مي شود و در تجارت محلولي از آن به فروش مي رسد كه هفتاد درصد اسيد خالص دارد. محلول تجارتي مايعي است بيرنگ كه گازهاي خطرناك و تحريك كننده از آن متصاعد مي شود چون اشياء شيشه‌اي و چيني را مي خورد لذا آن را در ظروفي كه از مواد پلاستيك ساخته مي شود نگهداري مي نمايند. دليل اين‌كه اين اسيد مي تواند شيشه را بخورد اين است كه  قسمت اعظم شيشه را سيليس ( شن خالص ) تشكيل مي دهد و اين اسيد با سيليس تركيب شده و جسمي توليد مي نمايد كه گازي شكل مي باشد. از اين‌رو هنرمندان اين اسيد را براي حكاكي و گراور كردن يا كنده‌كاري روي شيشه بكار مي برند ( قبلاً ورني از اختلاط چهار قسمت موم زرد ٭ ذوب شده و يك قسمت اسانس تربانتين ٭ تهيه كرده و روي شيشه مورد نظر را با يك ورقه نازك از اين ورني مي پوشانند. پس از سرد شدن شكل يا خطوط لازم را به وسيله يك قلم حكاكي روي  ورقه موم كنده و دقت مي نمايند كه سطح شيشه از زير ورقه موم كاملاً پاك و تميز آشكار گردد و سپس مقداري گرد فلورور كلسيم در ظرف مسطح سربي ريخته و اسيد سولفوريك غليظ بر آن افزوده شيشه مورد نظر را بطوريكه سطح موم‌دار آن بطرف پايين باشد روي ظرف سربي مي‌گذارند و كاملاً به يكديگر جفت مي كنند. بعداً ظرف سربي را به ملايمت حرارت مي دهند. در عرض چند دقيقه بخارات اسيد فلوريدريكي  كه در نتيجه واكنش شيميايي حاصل مي شود روي قسمتهاي بدون موم شيشه اثر كرده و آنها را مي خورد ، بعد از خاموش كردن چراغ و رعايت احتياط هاي لازم شيشه را برداشته و به كمك حرارت موم را آب كرده و با قطعه پارچه اي كاملاً پاك مينمايند در نتيجه خطوط يا نقوش مورد نظر به شكل كدر يا مات در يك زمينه شفاف به نظر خواهد رسيد. عمق قسمتهاي كنده‌شده بستگي به مدت تأثير بخارات اسيد دارد.

 اگر [39] به جاي بخارات اسيد محلول رقيق اسيد را روي قسمتهاي بدون موم شيشه بريزند خطوط و نقوشي كه بدست مي‌آيد بر عكس حالت قبل شفاف و بالنتيجه كمتر خوانا و قابل رويت خواهد بود ولي انجام عمل به مراتب آسانتر از حالت پيشين است. در صنعت به جاي اسيد خالص كه كار كردن با آن خطرناك مي باشد از نمكهاي آن مانند فلورور آمونيوم يا از محلول فلورور سديم در جوهر سركه استفاده مي كنند ). در آزمايشگاههاي تشخيص اصالت آثار هنري از اين اسيد براي تعيين تقلبي بودن بعضي آثار پر ارزش شيشه اي يا چيني استفاده كرده و به اصطلاح « تعيين هويت هنري » مي نمايند زيرا بعضي افراد متقلب نقش يا طرح پر ارزش يك شيشه قديمي را برداشته و بر ظرف شيشه‌اي يا چيني معمولي با مهارت تمام چسبانيده و آن‌را به جاي شيشه اصيل اولي عرضه مي نمايند.  با آزمايش و تعيين مقدار سيليس در شيشه و نقش الصاق شده مي توان به‌آساني حقيقت را كشف كرد.

اسيد فرميك (Formic Ac.)  در قديم آنرا جوهر مورچه مي‌گفتند زيرا در ترشحات دهان اين حشره وجود دارد. اين اسيد در انسان توليد تحريك و سوزش مي‌نمايد. به حالت خالص مايعي است بيرنگ با بوي تند كه با آب و الكل و اتر قابل اختلاط است. جسمي است ضد عفوني كننده و در موزه‌ها و صنايع دستي آنرا براي پاك‌كردن اشياء نقره اي ٭ بكار مي برند. چون پوست را تحريك مي كند لذا در هنگام كار‌كردن با آن بايد احتياط هاي لازم مراعات شود. نمكهاي اين اسيد را فرميات Formiate  مي نامند.

اسيد كربنيك (Carbonic Ac.) بيشتر به نام آنيدريد‌كربنيك معروف است كه همواره در هوا كم و بيش موجود است ( مقدار آن در هواي آزاد تقريباً ثابت است ) گازي است بيرنگ و سنگين‌تر از هوا كه در آب حل شده توليد اسيد كربنيك مي‌كند كه اسيدي است ضعيف ولي به مرور زمان مي‌تواند روي اجسام مرمري يا سنگهاي ساختماني سست اثر كرده و سطح آنها را از يك ورقه كربنات بپوشاند. اين ورقه به‌تدريج ريخته و ورقه زيرين آن نمايان مي شود و تكرار عمل سبب از هم پاشيدن سطوح مرمري ساختمانها مي شود ( بايد در نظر داشت كه در شهرهاي بزرگ و مناطق صنعتي عوامل شيميايي ديگري از قبيل انيدريد سولفورو كه در هوا به مقدار زياد يافت مي شود علت اصلي خرابي ساختمانها بشمارمي رود. )

اسيد كلريدريك (Hydrochloric Ac.) كه بنام جوهر نمك معروف است ، گازي است بي رنگ با بوي نافذ و تند كه در آب حل مي شود و در تجارت محلول آبي آن را كه در حدود سي درصد اسيد خالص دارد و به علت داشتن مقدار جزيي آهن زرد رنگ به نظر مي رسد عرضه مي نمايند. در لكه گيري بايد تصفيه شده آن را كه كاملاً بي رنگ مي باشد انتخاب نمود. جسمي است شديدالاثر و بر روي تمام فلزات معمولي اثر مي كند ، بخارات حاصل از اسيد غليظ براي  چشم و دستگاه تنفسي بسيار مضر مي باشد.

اسيد نيتريك (Nitric Ac.) كه آن را جوهر شوره نيز مي نامند اسيدي است بسيار قوي ، اين اسيد اگر روي پوست پاشيده شود توليد جراحات خطرناكي مي كند و بايد بلافاصله آنها را شست. از اين اسيد براي پاك كردن ظروف فلزي و آلياژهاي آنها استفاده مي كنند كه هر يك در مورد خود ذكر خواهد شد.

تيزاب سلطاني (Eau Regale –Aqua Regia) مخلوطي است از يك حجم اسيد نيتريك و سه حجم اسيد كلريدريك كه طلا و پلاتين را نيز حل مي نمايد. [40]