بهنام، عيسي. "شاهكارهاي هنري ايران". دوره 5، ش 52 (بهمن 45):ص‌6-9، تصوير، نقشه.

 

خلاصه: معرفي رباط شرق كاروانسرايي در ميان راه مشهد به سرخس ، شرح معماري اين بنا شامل حياط‌ها ، حجرات و ايوانها.

شاهكارهاي هُنري ايران

دكتر عيسي بهنام  استاد دانشكده ادبيات

در راه سرخس به مشهد در ميان بياباني كه فقط در بعضي از فصول سال گوسفندان در آن به چرا مي پردازند از دور چيزي شبيه به كاروانسرايي نمودار است. از اين گونه كاروانسراها در ميان بيابانهاي لم يزرع و حتي در ميان كوير مركزي ايران زياد ديده ميشود. مردم در زمانهاي قديم با اسب يا شتر و يا كجاوه و پالكي مسافرت مي كردند و ناچار بودند در فاصله هاي معيني براي استراحت خود و تغذية دوابشان توقف كنند و وجود چنين كاروانسرايي در ميان راه برايشان بسيار ذي قيمت بود.

اگر حال حاضر را در نظر بگيريم اين كاروانسرا در بدترين نقطه‌اي كه در جهان ممكن است ساخته شده است، ولي به همين دليل در اين نقطه ساخته شده زيرا وسيله اي بوده است كه در آن نقطة سخت و بد مسافران بتوانند در پناه قرار گيرند و آسايشي داشته باشند. در واقع براي طي راه از نيشابور به مرو ، كاروان‌ها ناچار بودند از اين محل عبور نمايند.

حمدالله مستوفي راجع به اين راه ميگويد: از نيشابور تا ده باد هفت فرسنگ فاصله است و از آنجا راه هرات از دست راست منشعب ميگردد ، و اگر از ده باد به طرف چپ برويم پس از طي 5 فرسنگ به دهكدة خاكستر ميرسيم و اگر سه فرسنگ ديگر طي كنيم به رباط سنگ خواهيم رسيد و پس از شش فرسنگ ديگر به رباط مار ميرسيم و پس از هفت فرسنگ ديگر رباط توران ( يا نوران ) پديدار مي‌شود و باز پس از هفت فرسنگ ديگر از دو گردنه عبور مي‌كنند كه هر كدام در حدود نيم فرسنگ طول دارد و به رباط آبگينه مي رسند و سرخس در شش فرسنگي آن قرار دارد.

اين رباط آبگينه بدون شك همان رباط شرف است كه ما امروز از آن صحبت مي كنيم و در زمان مغول به علت زيبايي آن تحت نام رباط آبگينه شناخته شده است.

آقاي محمود راد در مورد اين بنا چنين گفته است: ( آثار ايران جلد 4 جزوة1 ) احتمالاً اين بنا از شرف الدين ابو طاهر بن سعد الدين بن علي است كه در سال 481 هجري به خراسان آمد [6]

رباط شرف در ميان بيابان خشك از مهارت استادان ايراني در دوران پادشاهي سلطان سنجر با ما سخن مي گويد

في عالي دوله السلطان المعظم شاهانشاه الأعظم مالك رقاب الأمم سيّد ملوك العرب و العجم أطال الله بقاه معزّ الدنيا ابو الحرث سنجر بن ملك شاه برهان امير المؤمنين أعزّ الله انصاره و باهتمام خاتون ……. و المسلمين ملكه نساء العالمين  معّزه آل افراسياب قتلغ بلكا سيّده تركان . بنت الخاقان الأعظم أدام علاها ……. الله في شهور سنه تسع و أربعين و خمسمائه

ايوان اصلي حياط بزرگ رباط شرف با وجود عمر هشتاد ساله‌اش هنوز مانند عروس زيبايي شاهد هنرنمايي استادان هنرمند ايران است .

حياط اصلي رباط شرف كه برابر سنت‌هاي قديم ايران به صورت بتاي چهار ايواني ساخته شده تالارهايي براي اقامت پادشاهان و اتاق‌هاي ديگري براي مسافران ديگر كه از مرو به نيشابور مي آمدند ساخته شده است ملازمان و مستخدمين در حياط كوچكي كه در مقابل آن قرارداشت جاي مي گرفتند

 

[7]

 و مدت چهل سال حكومت مرو را بر عهده داشت و در تاريخ 515 هجري به وزارت سلطان سنجر رسيد .                                                                                                                     

اكنون به اين رباط شرف نزديك مي شويم و عكسي از ايوان زيباي آن ارائه ميدهيم.

در ايوان شمالي كتيبه اي كه در صفحة قبل ملاحظه مي‌گردد خوانده مي‌شود و بنا براين معلوم مي‌شود كه در سال 549 در زمان پادشاهي سلطان سنجر در ايوان انتهاي صحن رباط تعميراتي شده است.

ما مي دانيم كه در سال 548 هجري تركان غز، سلطان سنجر را اسير كردند اين تركها در مراتع اطراف بلخ به سر مي بردند و هر سال 24000 گوسفند به آشپزخانة سلطان سنجر مي فرستادند. طرز رفتار وصول كنندگان اين ماليات باعث اغتشاشات و خونريزي‌هايي شد و در نتيجه حاكم بلخ از سلطان سنجر تقاضا كرد به او اختيار دهد تا اين تركهاي نا‌آرام را مطيع ساز د و به جاي 24 هزار گوسفند از آنان 30  هزار گوسفند مطالبه نمود. ولي تركان غز اين حاكم خونريز را از بلخ بيرون كردند و سلطان سنجر پس از مشورت با اطرافيان تصميم گرفت به بلخ برود. تركان معذرت طلبيده پيشنهاد كردند صد هزار دينار و هزار غلام بدهند ولي سلطان عذر آنها را نپذيرفت.

وقتي سلطان سنجر نزديك چادرهاي تركان غز رسيد آنها  با زن و بچه‌هايشان به حالت تضرع پيش آمدند و معذرت خواستند و پيشنهاد كردند كه به تعداد خانواده‌هايشان شمش هاي نقره به او تقديم كنند. امراي سلطان مانع پذيرفتن اين پيشنهاد شدند و جنگي در گرفت و تركان غز كه نااميد بودند چنان مبارزه كردند كه قشون سنجر را در هم شكستند و خود او را اسير كرده به مرو بردند. سپس عده اي ماجراجو به آنان ملحق شده به طرف نيشابور روان گرديدند و چون مردم نيشابور مقاومتي نشان دادند و چند نفر از تركان كشته شدند دستور قتل عام شهر را دادند و مسجد بزرگ آن شهر را سوزاندند. سپس در خارج شهر چادر زده هر روز براي آزار مردمان وارد شهر مي شدند و در شهر‌هاي ديگر خراسان نيز به همين طريق رفتار كردند.

در تاريخ 550 هجري هنگامي كه سنجر در قيد اسارت آنان بود انوري مي گويد: مساجد را در شهر به عنوان اصطبل چهار پايانشان اختيار كرده بودند و در هيچ محلي خطبه اي خوانده نمي شد زيرا نه خطبه خوان و نه منبري باقي مانده بود. [8]

آجر‌تراشان هنرمند با ذوق و سليقه مخصوصي لچك‌هاي بالاي قوس ايوانها را زينت نموده اند

در‌ زير اين ايوان هنگامي كه هنوز اتاق آن بر جا بود پادشاهان با قدرتي مانند سلطان سنجر وقت گذارنده اند.

ايوان ورودي حياط اصلي رباط شرف با وجود خرابي هايي كه در مدت دو قرن بر آن وارد آمده  هنوز زيبايي خود را از دست نداده است

بنابر اين احتمال دارد كه در سال 548 هنگام واقعة تركان غز در رباط‌ شرف نيز خرابي‌هايي بوجود آمده باشد و سال بعد تعميراتي در آن به عمل آمده و اين كتيبه مربوط به همان زمان است.

رباط شرف با وجود خرابي‌هايش امروز بسيار زيباست. از خارج ديوارهاي آجريش محكم و قوي است و از داخل زبنت‌هايش به منزلة شاهكارهاي بزرگي از هنر آجر‌تراشي و گچ بري ايران است، در كنارش آب انبار بزرگي است كه آب باران در آن ذخيره مي گردد زيرا اطراف آن چشمه يا رودخانه يا  قناتي نيست.

رباط شرف دو حياط دارد و در هر يك از حياط ها چهار ايوان است. اتاق هاي متعدي در اطراف حياط‌هاست كه محل اقامت مسافران بوده است. در يكي از اتاق‌ها محرابي است كه در آن نماز خوانده ميشد. حياط دومي بزرگتر حياط اولي و زيباتر از آن است و محل اقامت بزرگان يا شخص پادشاه بوده است. [9]

محراب حياط اول رباط شرف با وجود خرابي‌هايش هنوز مانند شاهكاري از هنر گچ‌بري ايران در زير آفتاب سوزان منتظر ديدار هنردوستان است

در كنار سر‌در ورودي رباط شرف خطوط كوفي كه در آجر تراشيده شده نشان مي‌دهند كه آجر تراشان ايراني از هر موضوعي براي هنر نمايي خود استفاده مي نموده اند