|
|
||
مشكوتي، نصرتالله. "نظري به تاريخ باستانشناسي كاشان و بناي مشهور تاريخي مسجد ميدان". دوره 5، ش 53و54 (اسفند 45 و فروردين 46): ص7-14، تصوير، طرح. |
||
|
|
||
خلاصه:
كاوشهاي علمي در تپه
سيلك
، مقايسه اين آثار با ساير گنجينههاي
باستاني مانند اراضي موسيان و كيان
نهاوند
و تپه خصار دامغان و ديگر جاها
، الواح گلي و
ارزش تاريخي آنها
،
مفاد متن
اين الواح
، شرحي بر ساختمان آتشكده ساساني
واقع در "نياسر" كاشان و آثار حجاري در
ارتفاعات
نزديك به اين آبادي
، بررسي گورستان قديمي "خت
سرخ" ـ آثار بجاي مانده از دورانهاي بعدازاسلام در كاشان ،
بررسي
و مطالعه ساختمان مسجد ميدان از قرن نهم
هجري:
تاريخچة بررسي فضاها و المانهاي معماري و
تزئيناتي ، كتيبهها ، احكام نقرشده
برروي سنگ ،كاشي كاريها ، منبر ، آرامگاه
و سنگ مقبرهباني مسجد.
|
||
|
|
نظري به تاريخ باستانشناسي كاشان و
بناي مشهور تاريخي مسجد سليمان
نصرت الله مشكوتي
عضو شوراي عالي باستانشناسي
پيش از آنكه هيأت نمايندگان
باستانشناسي موزه لوور كشور فرانسه به رياست
آقاي پرفسور مان گيرشمن R.Ghershman
ايرانشناس در سال 1313 و 1316 خورشيدي
شروع به يك رشته مطالعات تاريخي و گمانهزني
در تپههاي قديمي معروف به سي اَرك يا سيالَك كه
در سه كيلومتري جنوب غربي شهر كاشان كنوني و
در سر راه بقعه زيباي امامزاده ابراهيم ( از ابنيه دوران قاجار و قرن سيزدهم هجري )
به قصبه و باغ تاريخي فين واقع شده است ، اقدام
نمايند و اهميت و منزلت دارالمؤمنين كاشان كه
بنا به گفته شاردن فرانسوي عروس شهرهاي ايران
دوره صفوي بشمار مي آمد ، بيشتر از لحاظ معماري
و دارا بودن آثار دوران اسلامي و تزيينات هنري
و منسوجات يدي و صنعت كاشيپزي عام بوده است ،
بالاخص شهرت هنرمندان كاشيكار و كاشيتراش
اين شهر بر اشتهار و معروفيت كاشان مي افزود.1
ليكن در خلال كاوشهاي علمي و باستانشناسي در دو تپه بزرگ و كوچك و گورستان ما قبل
تاريخ سي ارك و كشف آثار ساختماني در روي دو
تپه و پيدايش اشياء زير خاكي فراوان موجب شد كه
به استناد مدارك فراوان دامنه تاريخ اين ناحيه
باستاني تا حدود 1750 و 2800 قبل از ميلاد كشانيده
شود ، به شهادت آثار كشف شده كه شامل خشتهاي
بزرگ و ضخيم و آلات و ادوات سنگي و مفرغي و
انواع و اقسام ظروف سفالين ساده و مصور و شيشه
و مهرههاي گلين و استخواني كه در دل تپهها و
درون قبور به امانت باقيمانده بود قدمت و
پيشينه اين سرزمين تاريخي را ثابت نمود بدين
معني كه در اين منطقه كهنسال مردماني در حدود
سي قرن قبل از ميلاد مي زيستهاند كه داراي
تمدن خاصي بودهاند ، از مقايسه آثار و ميراث
مادي آنها با ساير گنجينههاي باستاني مانند
اراضي موسيان و گيان نهاوند و تپه حصار دامغان و مناطق پيش از تاريخ مرودشت
و تخت جمشيد و ويرانههاي شوش و اطراف زيكورات
عيلامي چغازنبيل دزفول و نواحي دهلُران لرستان
مي توان پيشينه تمدن و تاريخ ساكنين اراضي دشت
سيالك را معاصر و هم زمان با دوران باستاني
شوش اول و هزاره سوم قبل از ميلاد دانست. مهمترين سند تاريخي و علمي كه در طي اين كاوشهاي دقيق نصيب تمدن ايران باستان گرديد پيدايش الواح گلي بهنام پرتو عيلاميت Proto - ilamite است. اين الواح گلي داراي علايم و ترسيمات تخيلي و قراردادي Ideogram مي باشد. اين نكته بسيار مهم در نتيجه بررسي و تتبعات دامنهدار محققين و دانشمندان و علماء خارجي كه در رشته خواندن خطوط تصويري مطالعات و تبحر كافي دارند ثابت شده است كه اين خطوط و علايم ترسيمي بر روي اين قطعات گلي در زمره قديمترين آثار نگارش دست بشري بشمار مي رود و در فلات ايران تنها نقطهايست كه پيش از عهد اورارتو و هخامنشي مدارك كتبي به دست بشر امروزي داده است. مضامين و مفاد متن اين الواح يا استوانههاي گلي بيشتر شامل صورتحساب و قبض رسيد و عنوان و علامت مالكيت و ثبت و انحصار كالاهاي تجاري بوده است. كشف اين راز تاريخي و ساير نكات و تصاوير و نقوش و امهار و سنگهاي گرانبها و لوازم زينتي و غيره كه توأم با اشكال طيور و انسان و حيوان بر روي ظروف سفالين گورستان سيارك است موجب شده كه از جهات عديده هنر و صنعت اين دوران مورد مطالعه دقيق قرار گيرد.2 [7] در اينجا بي مناسبت نيست كه خلاصهاي از ترجمه متن سخنراني آقاي ر. گيرشمن رئيس
هيأت كاوشهاي علمي تپه هاي سيارگ را كه پس از
پايان فصل اول حفاري كه در تالار موزه ايران
باستان ايراد نمودهاند عيناً نقل مي
نماييم تا معلوم شود كه تا چه اندازه خدمات
ايران به تمدن جهاني و بنيانگذاري نهضتهاي علمي و هنري مؤثر بوده است. « ايران از دوران ماقبل تاريخ
بهمنزله شاهراه عظيمي بوده كه از اين معبر
تاريخي براي انتقال افكار و نهضتهاي جهاني
استفاده و استفاضه مي شد ، و از سوي ديگر اين
سرزمين نامدار در حكم ميانجي تمدن شرق و غرب و
پل ارتباط عالم آنروز بشمار مي رفت ، در حالي كه
از نتايج تمدن ملل و اقوام ديگر بهرهمند مي شد
هرگز از تأديه آنچه دريافته بود باز
نمي ايستاد ، با كمال ايمان و نهايت اختصار
مي توان گفت: اقدام ايران شامل دريافت داشتن ،
ساختن و پرداختن و سپس منتقل كردن تمدن به شرق و
غرب عالم بوده است ». آباداني باستاني و
ييلاقي و خوشمنظر نياسَرْ يا نِيْسَر
كاشان كه بناي دهكده و چهار طاقي آتشكده آن
منسوب به دوران شاهنشاهي اردشير ساساني ( 226 ميلادي ) ميباشد ، گواه ديگري بر
قدمت تاريخي اين ناحيه كهنسال ايران است ،
بناي اين آتشكده گنبد دار كه به نام آتشكده
اردشير موسوم است در عداد زيباترين چهار
طاقهاي دوره ساساني است كه بر فراز تپه مرتفعي
بنيان نهاده شده ، ساختمان آتشكده اردشير از
سنگ و ساروج است كه در نهايت استحكام و
استواري بنا گرديده است3. نخستين مرتبه كه بناي اين آتشكده در
محل مورد مطالعه دقيق معماران و باستانشناسان قرار گرفت و مقاله مستندي درباره
خصوصيات آن به پيوست نقشه و عكس به زبان فرانسه
منتشر شد در سال 1316 خورشيدي بود كه نگارنده
اين مقاله كه در آن سال بهعنوان بازرس فني
اداره كل باستانشناسي همراه هيأت حفاري علمي
سيالك بودم به اتفاق آقاي مهندس پ. هاردي
فرانسوي P.
Hardy عضو
ميسيون حفاري در كاشان از آبادي نياسر و چهار
طاقي آتشكده آن بازديد به عمل آورديم ، و سپس
شرح كامل اين بناي آتشكده را كه در دومين چهار
طاقي و آتشكده ساساني در محدوده كاشان كنوني
است ( آتشكده نطنز ) در ضمن انتشارات هيأت حفاري
به چاپ رسانيده شد4. آبادي نيسر درحقيقت مرهون بركت
چشمه اسكندريه است كه از دامنه كوهستان شمالي
بنام وَلَمْ سرچشمه گرفته و پس از عبور از
ارتفاعاتي ( در حدود 1600 متر ) بهنام تالار و
تشكيل آبشاري به همين نام اراضي نياسر را
مشروب مينمايد. عقيده عدهاي از محققين و
باستان شناسان با توجه به آثار و علايم ديگر
بقاياي ابنيه باستاني كه در اطراف اين
قصبه ييلاقي به دست آمده و كشف شده ، براين
است كه وجود چشمه
اسكندريه موجب آبادي و رونق تاريخي و نزهت و
صفاي فراوان اين گلزار كاشان شده است. آثار حجاري در ارتفاعات صخرهسنگي
تالار و چند حلقه چاه در اطراف و جوانب بناي
چهار طاقي ساساني دليل و شاهد ديگري بر وسعت
اين منطقه باستاني مي باشد ، چنانكه با كشف
پناهگاههاي تاريخي و غارهاي كوهستاني در اين
ناحيه تقريباً به ثبوت رسيده كه اين دخمههاي
غارمانند كه در رأسالخط جبال سنگي قرار
گرفته است به منزله مقر عبادتگاه و مساكن
موبدان و خادمين آتشكده بوده است. |
|
خوشبختانه آثاري از دوره سلجوقيان (429ـ552 هجري ، 1037 ـ 1157 ميلادي) مانند مسجد جامع و مناره آجري آن ( مورخ 453 هجري ) و مناره زين الدين در شهر كاشان باقي مانده است كه معرف رونق و آبادي اين ناحيه در قرن [8] ششم هجري است. همچنين بقاياي حصار و باروي عظيم معروف جلالي را از بناهاي دوران سلطان جلال الدين ملك شاه سلجوقي (465 ـ 485 هجري) مي دانند. شهرستان كاشان با مقايسه نسبت به شهرستانهاي ديگر ايران ( به استثناء چند شهرستان استان آذربايجان شرقي و غربي و ناحيه ابرقوي فارس ) با اينكه از يك سو دچار صدمات تاريخي فراوان شده و از سوي ديگر حوادث طبيعي مانند زلزله بر پيكر ابنيه آن لطمات جبران ناپذيري وارد كرده است ، از نظر دارا بودن آثار دوران مغول و قرنهاي هفتم و هشتم و نهم و دهم هجري در عداد اماكني است كه توانسته است باز هم قسمتي از بناهاي خشتي دوران مغول ( آرامگاه بابا افضل در مَرقْ و محراب مسجد قمصر ) را حفظ نمايد و همچنين از زمان تركمانان آققويونلو ( مسجد ميدان ) و عصر درخشان صفوي ( باغ تاريخي فين ، امام زاده حبيب بن موسي ، مسجد وزير ، [9] امامزاده مير احمد ، بقعه پير داود قمصر) و دوره قاجار ( مدرسه سلطاني و امامزاده ابراهيم و مدرسه آقا و منزل بروجردي ) داراي آثار مشهور و فراواني است ، از اين رو است كه مي توان اين ناحيه كهن باستاني را در حكم گنجينهاي از تمدن ما قبل تاريخ تا حال حاضر دانست.
|
|
از طرفي ديگر شهر كاشان از لحاظ
مطالعات شيوههاي مختلف معماري و
هنرهاي تزييني و يدي و بالاخص صنعت كاشيسازي
داراي اهميت و مقام ارجمندي است. با مختصر مطالبي كه در مقدمه بالا
در باب شواهد و اسناد كهن اين سرزمين باستاني نوشته شد مي توان گفت تا اندازهاي به
پيشينه تاريخي كاشان كه مخزني از
اسرار هنرهاي ملي ايران را در بر دارد آشنايي
حاصل شد اينك به شرح منظور اصلي اين مقال كه
نگارش تاريخچه ساختمان مسجد ميدان ( پاسنگ ) يا
مسجد خواجه عماد الدين شيرواني است مي
پردازيم. مسجد ميدان از بناهاي مهم تاريخي
شهر كاشان است كه در جنب بازار مسفروشان و
مقابل ميدان واقع شده است ، بناي اين جامع
تاريخي متعلق به زمان سلطنت سلطان جهانشاه
قراقويونلو ( 841
- 874
هجري ) است كه بر طبق كتيبه سر در آن ، باني بنا
خواجه امير عماد الدين شيرواني در سال 868 هجري
( 1463 ميلادي ) مي باشد.5 |
|
||
دورنماي
آبادي نياسر
|
|
اين جامع قرن نهم هجري كه به نام
مسجد عمادي هم نيز خوانده مي شود شامل جلوخان
و دو سر در با كتيبه تاريخي و هشت و سنگاب و صحن
دو طبقه و دو صفه و چند شبستان و گنبد آجري و
منبر كاشي معرق نفيس و آب انبار تاريخي مي
باشد. در جلوخان اين مسجد يازده عدد احكام و
فرمان تاريخي در روي سنگ نقر شده و بر ديوار
نصب گرديده است
، مطالب و مفاد اين احكام شاهانه معرف اوضاع
تاريخي و اجتماعي و اقتصادي و اداري آن روزگار
مي باشد6. سر در مسجد كه مزين به گچ بري و قطار و يَزْده بندي و كتيبه [10] تاريخي بخط رقاع
برجسته توأم با نقاشي آب و رنگ مي باشد نمونه ممتازي از هنر معماري و تزئيني
دوران تركمانان قراقويونلو و نيمه دوم قرن نهم هجري ( 1463 ميلادي ) ميباشد.
|
|
|||
|
سر
در مسجد و مقرنس كاري و تزيينات گچ بري و قسمتي
از كتيبة تاريخي آن |
آتشكده
يا چهار طاقي اردشير ساساني در
قريه نياسر بعد
از تعمير |
|||
|
متن كتيبه تاريخي سردر كه حاوي نام ابوالمظهر جهانشاه7 [11] و باني مسجد عماد الدين محمود شيرواني است بدين قرار است:
« و الله العظمه و الكبريا و لا اله
سواءٍ اتفق بناء. هذا الجامع تقرباً الي الله
في ايام دوله السلطان الاعظم الاعاظم
الخواقين في العالم المنظور بانظار عواطف
الله معز الدنيا و الدين ابوالمظفر جهانشاه
خلدالله ملكه و سلطانه و
الحرم الشريفته العليا8
ايدالله مملكتهما الموفق بالتوفيق السبحاني
عماد الدين الشيرواني ايدهلله تعالي في
ادوار الحيوته و اجتهاده في مرضاته سنه
ثمان و ستين و ثماثمائه». 868 هجري. |
||||
|
كتيبه سمت چپ سردر حاوي آياتي از
كلام الله مجيد بر روي گچ مي باشد و در انتهاي
اين كتيبه نام كاتب و تاريخ آن چنين ثبت شده
است: « حرره محمد شريف النحاس في 1123». |
|
|||
|
دورنمايي از باغ تاريخي فين و صفه آن |
هنر كاشي معرق و
كتيبة تاريخي
|
|||
|
در حد فاصل كتيبه تاريخي و كتيبه
سمت چپ سردر بيت زير در روي جرزي گچ بري شده
است: در پيش آنكه آينه خاطرش جليست
داند كه گچ بري عمل مرتضي عليست اين سردر به كرات مرمت گرديده است ،
و چنانكه از قرائت كتيبهاي معلوم ميشود آخرين
تاريخ تعمير اين جامع در سال 1243 هجري است كه به
دستور اسمعيلخان حاكم كاشان انجام يافته است. دو لنگه در چوبي ظريف مدخل مسجد
داراي كتيبهاي به شرح زير است: در روي
لنگه در سمت چپ در داخل قابي به خط برجسته چنين
حكاكي شده: « حسب الامر اعلي به تاريخ شهر محرم
سنه 1123 به سعي كمترين ابن ميرزا محمد المتولي
به اتمام رسيد ». در داخل هشت مسجد ، كه در وسط آن
سنگابي قرار دارد ، يك قطعه سنگ مرمر شفاف به
شكل مربع مستطيل در داخل جرز نصب شده است بر
روي آن چنين نقر شده است: « يا الله
يا محمد يا علي 1113 ». در دهليز سمت راست مسجد كه داخل صحن مي شوند در روي بدنه جزري يك قطعه كاشي
معرق كه در متن و حواشي آن اين كتيبه خوانده مي
شود نصب گرديده است: لا اله الا الله محمد رسول الله علي
ولي الله.
اي نسخه ناصة الهي كه تويي
وي آيينه جمال شاهي كه تويي
بيرون ز تو نيست هر چه در عالم هست
از خود بطلب هر آنچه خواهي كه تويي وقف قطب الدين بن شمس الدين
فيروز آبادي مِيْپُدْ يزد سنه 897. صحن مسجد تقريباً مربع شكل و چندان
وسيع نمي باشد و به طوري كه
از ظاهر ديوارهاي آن معلوم مي شود چندين
مرتبه تعمير و مرمت شده ، ليكن اين ترميم ظاهري
تغييري در هيأت اصلي صحن مسجد نداده است. در
وسط صحن مسجد محل حوضخانه سرباز آن واقع شده ، كه به وسيله چند پله كه از كف صحن اصلي شروع مي
شود به حوض خانه منتهي مي گردد. در سمت راست و
چپ مدخل ورودي دو صفه است ، در پشت صفه طرف راست
شبستان بزرگي در زير گنبد آجري ساخته شده است
و در جنبين آن هم شبستانهاي ديگري احداث
گرديده است. در داخل شبستان و زير گنبد و در طرف راست محراب منبري از كاشي معرق به ارتفاع چهار متر كه داراي شش پله است مشاهده مي شود ، اين منبر از لحاظ هنر و تراش كاشيهاي رنگين و ظرافتي كه در آن به كار رفته است از نمونههاي ممتاز و عالي معرق كاري كاشان به شمار مي رود. در بدنه راست منبر مزبور اين كتيبه در دو سطر به خط رقاع خوانده مي شود: « في ايام دوله السلطان الاعاظم و الخاقان الافخم الاكرم غياث الدنيا و الدين السلطان ابو سعيد كوركان خلد الله ملكه و سلطانه. يا غياث المستغيثين ، عمل حيدر كاشي تراش». در پشت صحن مسجد محوطه ديگري مي باشد اين محوطه داراي مدخل و سردري است كه در حكم معبري به محلات پشت مسجد ميدان است ، در اين سردر (جنب آب انبار ) لوحي تاريخي كه متضمن اشعاري در باب ساختمان مسكن خيري توسط شاه عباس اول صفوي (996-1039 هجري) است نصب شده و اين كلمات و ادبيات و تاريخ سال 1033 در روي آن منقور است . الله ربي و التوفيق و نستعين بالله . شكرِ للَه كه از عون الله در زمان شه جمشيد حشم شاه عباس سليمان فرمان ملكت آراي عجم شاه عرب باني هر بر و بومي كه شود شود آن خير بنا كشف ارم صاحب همت عالي تا جا كه به تاجا حسباً گشته علم [13] دُر يكدانه درياي سخا سرو سركرده ارباب همم مسكني ساخت پي خير و خدا آن ز اخيار كريمان اكرم كه در او هر كه دمي مسكن كرد گشت سلطان حرم از محرم چون شد آن خير بنا اتمامش ظاهر و خلقي از آن شد خرم جستم از كلك ر سَحويي تاريخ مسكن خير بنا كرد رقم 1033 در اطراف اين جامع معتبر و زمان ساختمان آن بناهاي ديگري ساخته و پرداخته شده بود كه امروزه اثري از آن ابنيه مانند دارالشفا ، خانقاه ، كاروانسراي ، حمام و غيره ديده نمي شود . در اينجا سزاوار است همانطور كه در كتيبه تاريخي سردر مسجد نام باني آن ثبت شده است اشاره اي به آرامگاه اين باني خير و موقوفاتي كه بر اين مسجد وقف نموده است 9 بشود تا همانطور كه در متن موقوفات مسجد ( مورخ 23 رجب 877 هجري قمري ) ثبت شده است . بساخت مسجد جامع عماد دولت دين به شهر شاه ولايت براي روز جزا ز ساكنان حرم اين ندا رسيد به گوش لقد تقبل منه تقبل حسنا هماره با يادآوري نام و مقام وي روان او شاد و مشمول الطاف الهي گردد . از جمله قبور قديمي كه در ميدان مقابل مسجد كه به نام گورستان دارالشفا خوانده مي شد وجود داشت ، سنگ قبر آرامگاه امير عمادالدين محمود شبلي شيرواني بود ، چون در نتيجه عمران و آبادي شهر كاشان گورستان مذكور تبديل به ميدان مير عماد گشت بقعه بسيار محقري در جنب ميدان به نام آرامگاه امير عماد ساخته شد و سنگ قبر باني مسجد را با سنگ ديگري به آن بقعه منتقل نمودند ، سنگ قبر مير عماد به شكل مربع مستطيل است كه در روي سنگ و اطراف آن آيه الكرسي و اسامي چهارده معصوم به خط رقاع نقر شده است و بر بالاي سنگ چنين خوانده مي شود : « وفات يافت جناب سعيد مغفور خواجه عمادالدين محمودبن خواجه شبلي شيرواني في 882 ». در ديواره پايين سنگ اين بيت حجاري شده است : هر كه آمد به جهان اهل فنا خواهد بود آن كه پاينده و باقي است خدا خواهد بود در زير اين بيت نام حجار چنين كنده شده : عمل استاد خواجه جان . در روي سنگ ديگر كه از لحاظ سنگتراشي شباهت كلي با سنگ آرامگاه مير عماد دارد اين بيت شعر در بدنه بالاي سنگ كنده شده است : اينقدر هست كه قومي پس و قومي پيش اند چون نظر باز كني نوبت ما خواهد بود در خاتمه اين مقاله بار ديگر به استناد مدارك مكشوفه در اراضي سي ارگ و گورستان پيش از تاريخ آن و آثار دوران ساساني و سلجوقيان و مغول و تركمانان و صفوي و قاجار و بالاخص آرامگاه شاه عباس اول صفوي ( در پشت مشهد ، بقعه حبيب بن موسي ع ) در كاشان و باغ تاريخي فين و آثار نطنز و اَبيانِه و اَفوشْتِه و سد صفوي قهرود و آرامگاه بابا افضل در مَرَق و مشهد قالي شوران اَرْدِهال و مدرسه سلطاني و منزل بروجردي بدون شك در آينده نزديك اين شهر كه زماني كه زماني به نام خطه شريفه ، مدينه طيبه ، شهر شاه ولايت ، دارالمؤمنين كاشان ، و بنابر نوشته شاردن فرانسوي عروس شهر هاي ايران دوران صفوي نامبرده شده است ، به صورت يكي از مراكز مهم مطالعات معماري اسلامي ايران و محل تحقيقات تاريخي و كاوش هاي علمي در خواهد آمد. ما به انتظار فرا رسيدن چنين روزي كه يقيناً ديري نخواهد كشيد خواهيم بود. [14] |
||||
|
1
–
براي ساختن و پرداختن صنعت مهم
ملي كاشي پزي ، كارگاههاي مشهوري در قرن هفتم
و هشتم هجري در ايران داير بوده است از
مهمترين مراكز كاشيپزي آن عصر در مرتبه اول
بايد نام كاشان و ري و سلطانآباد و سلطانيه و
دامغان و قم و ساوه و نيشابور و مشهد و گرگان
برده شود در بين اين نقاط مصنوعات كوره هاي
كاشي كاشان و دامغان و ري از لحاظ رنگ آميزي و
ظرافت داراي امتياز و اعتبار خاصي بودند. 2
–
براي آشنايي كامل به اهميت تاريخ
حفريات سرزمين سيالك و جريان كاوش علمي و
اشياء كشف شده مراجعه شود به گزارش و يا كتاب
حفريات سيالك نوشته ر. گيرشمن فرانسوي. چاپ
1933 ميلادي. پاريس . صفحات 37-34- جلد اول و دوم.
3
–
در تاريخ قم به وصفي ديگر در وجه
تسميه نياسر و بنا و بنياد آنجا ناطق است كه
اردشير پادشاه عجم
بعد از فتح و غلبه اصفهان بر سر اين چشمه آمد
محلي رفيع ، خوش آب و هوا يافت. گفت همانا سه
روز عشرت كنيم چه اين محلي است با روح و فضا و
از وفور گل و لاله و ريا حين « نگارخانه چين
است و نقش ارتنگي » بزمي ملوكانه آراستند ،
افريدون كه سردار لشگر اردشير بود چنين گفت
كه گل و رياحين بزم شراب اهل رزم سرهاي
شجاعان است. گويند سيصد نفر از ابطال شجاعان
همراه داشت ، حاضر ساختند گويا به اين زبان و
لغت بيان نمود كه « هر آيند خرن افرينان
سر » و بدين جهت به نيانسر موسوم شد و از كثرت
استعمال نياسر مي گويند ، زيرا كه « ني » به
زبان فارسيان عجم به معني شجاع است و « نيان »
جمع « ني » و « افر » كلمه رابطه است كه به زبان
فرس « بر » ميگويند و « هر آيند » يعني آرايند
و « خرن » به معني مجلس است ، ترجمه اين جمله
آنكه بيارايند مجلس ما را به سر
شجاعان خلاصه بعد از سه روز فرمان داد تا
بر فراز آن كوه همان باغ و تالار را بنا كردند
و در اطراف و نشيب آن ديهي بزرگ بنياد نمودند
و در سمت غربي چشمه نياسر چهار طاقي آتشكدهاي
از سنگتراش بنا نهادند چهارده زرع در چهارده
زرع كه بالفعل بدون خرابي و درست
برپا و معروف است به آتشكده اردشير . نقل
از كتاب تاريخ كاشان نگارش سُهيل به كوشش آقاي
ايرج افشار . كتابخانه ابن سينا . چاپ دوم 1341 .
تهران. 4 – كتاب آثار ايران جلد اول ص 163 . كتابخانه موزه ايران باستان.
5
–
از بناهاي ديگر دوران جهان شاه
قراقويونلو كه در ايران باقي مانده و تا به
حال شناخته شده است در مرتبه
اول بايد نام مسجد كبود تبريز و سپس درب امام
اصفهان برده شود . اين مسجد كه به مناسبت
كاشيكاري معرق كبود رنگ به نام مسجد كبود
خوانده مي شود در زمره مساجد بسيار مهم و
مشهور تاريخي ايران است ، كاشيكاري و اسلوب
ساختمان و طاق بندي آن بسيار جالب مي باشند
تزيينات هنري اين جامع و كاشي كاري آن در
عداد نفايس ارزنده تاريخ معماري و هنر دوران
اسلامي ايران به شمار مي رود كه در مقاله
جداگانهاي به شرح آن خواهيم پرداخت، طبق
كتيبه سر در مسجد كبود اين جامع تاريخي كه
حاوي گنجينهاي از
هنر معرق كاري است
بايد در سال 830 هجري (38 سال قبل از ساختمان
مسجد مير عماد در كاشان) به اتمام رسيده
باشد ، باني مسجد كبود صالحه خاتون دختر جهانشاه بوده است. بناي مشهور تاريخي درب امام اصفهان ( آرامگاه امامزاده ابراهيم بَطْحا و زين العابدين ) كه سردر اصلي آن به نام اميرزاده جهان شاه و مورخ به سال 857 هجري است در زمره ابنيه تاريخي و نفيس قرن نهم هجري به شمار است.
6
–
فهرست اين احكام تاريخي به شرح
زير مي باشد: 1-
1-
فرماني به خط ثلث مورخ به سال 899
هجري به نام ابوالمظفر جهانشاه بهادرخان
مربوط به فروش عادلانه اجناس و خواربار و
عدم ايجاد مزاحمت براي ساكنين كاشان. 2-
2-
فرماني به خط نستعليق
مورخ به سال 922 هجري به نام شاه طهماسب اول
صفوي مربوط به رعايت جانب كشاورزان. 3-
3-
فرماني به خط نستعليق مورخ به سال 941 هجري
به نام شاه طهماسب صفوي مربوط به منع و
ترك اعمال خلاف. 4- 4-
فرماني به خط نستعليق
مورخ به سال 979
هجري مربوط به اهميت امر زراعت و آباداني.
5--5-
فرماني به خط نستعليق
مورخ به سال 981 هجري مربوط به رفع ظلم و ستم و
بر انداختن بِدْعَت. 6-
6-
فرماني به خط نستعليق
مورخ به سال 991 هجري مربوط به لغو حقوق دلالي
در كاشان. 7-
7-
فرماني به خط نستعليق
مورخ به سال 1002 هجري ( زمان شاه عباس كبير
صفوي ) مربوط به لغو بدعت در امور
كيالي و حقوق تدفين اموات. ( اين فرمان
منظوم است ) 8-
8- فرماني به خط نستعليق به
سال 1022 هجري ( زمان شاه عباس كبير صفوي ) مربوط
به معافيت اهالي
از پرداخت ماليات در ماه رمضان. 9- 9-
فرماني
به خط نستعليق مورخ به سال 1047 هجري (زمان شاه
صفي) مربوط به جلوگيري و منع رسوم اعمال خلاف مروت . 10-
10- فرماني مورخ به سال 1106
هجري ( مقارن جلوس شاه سلطان حسين ) در باب
ممنوع كردن قمار بازي و فروش چَرسْ و ساير
ادويه مخدر. 11-
11- فرمان مورخ به سال 1143
هجري ( زمان شاه طهماسب دوم ) در باب امحاء آثار
بدعت. 7 – ميرزا جهانشاه قرايوسف از سلسه قراقويونلو در سنه 839 به حكم ميرزا شاهرخ به حكومت آذربايجان منصوب شد و بعداً مالك تمامي ممالك عراق عرب و عجم و كرمان و سواحل درياي عمان و آذربايجان تا سر حد روم و شام شد. در جنگ با حسن بيك حاكم ديار بكر گرفتار شد و در حين فرار كشته شد (12 ربيع الثاني 872 هجري). جهانشاه 70 سال عمر داشت و جسد او را به تبريز نقل نمودند و در مظفريه كه خود در تبريز درست كرده بود دفن كردند ( لب التواريخ. باب پنجم فصل اول قراقويونلو ). 8 – حَرَم العليا عيال جهانشاه مي باشد كه نزد جهانشاه منزلتي به سزا داشته است و در امور سياست و حكومت مداخله مي نموده است و در قضيه طغيان ميرزا پير بداق بن ميرزا جهانشاه با پدرش وساطت نمود و به شيراز مسافرت كرد و پسر عاصي را به بغداد روانه نمود تا آتش عصيان خاموش شود ( جلد ششم روضه الصفا در ضمن احوال سلطان ابو سعيد كوركان ). 9- متن چهار وقفنامه موقوفات مسجد جامع را شادروان سيد حسين شهشهاني كه از علاقمندان بامور باستان شناسي و هنرشناسان بود در كتاب تاريخ كاشان ( ص 508 - 529 ) چاپ دوم تهران 1341 كتابفروشي ابن سينا ساخته اند.
|