مشكوتي، نصرت‌الله. "نظري به تاريخ باستانشناسي كاشان و بناي مشهور تاريخي مسجد ميدان". دوره 5، ش 55 (ارديبهشت 46): ص8-13.

 

خلاصه:  گزارشي برقدمت تاريخي و شيوة نگارش و نقر برروي سنگ و محل نصب دوازده قطعه سنگ حاوي فرامين و احكام تاريخي در مسجد ميدان كاشان ، متن هر يك از كتيبه‌ها كه شامل فرمانهايي از قرن نهم تا دوازده هجري است.

نظري به تاريخ باستان شناسي كاشان و بناي مشهور تاريخي مسجد ميدان

(2)

احكام و فرامين تاريخي كه در جلوخان مسجد ميدان كاشان و داخل صحن آن نصب شده است.

 نصرت الله مشكوني

 عضو شوراي ملي باستان شناسي

در مقاله گذشته ضمن تشريح تاريخچه مسجد ميدان كاشان كه به نام مسجد ميرعماد باني شهرت دارد ، و در زمرة بناهاي تاريخي دوران حكمراني قره‌قوينلو و در زمان جهانشاه قره‌قويونلو به سال 868 هجري بنا شده است ، فهرستي از احكام و فرامين تاريخي سردر آن كه معرف اوضاع اجتماعي و اقتصادي قرن نهم و دهم و يازدهم و دوازدهم هجري ( زمان سلسله‌هاي قره‌قوينلو و صفويه) در ايران مي باشد نوشته شد ، اينك چون متن اين سنگ نبشته‌ها  در معرض حرارت و رطوبت هوا قرار گرفته اند ، و يقيناً همانطور كه در حال حاضر قسمتي از عبارات و يا كلمات آن در اثر ساييدگي و محو شدن قابل قرائت  نمي باشند ، در آينده نيز دوچار خرابي بيشتري خواهند‌گرديد لذا براي تكميل تاريخچه مسجد عمادي كاشان به نظر رسيد كه متن و مفاد كليه فرامين و الواح را با رعايت تقدم زمان و تاريخ در اين شماره به معرض مطالعه خوانندگان ارجمند قرار دهيم. ـ

چون در مواقع قرائت متون اين فرامين و الواح به علت نداشتن وسايل لازم براي دقت و غور كامل در تشخيص و قرائت برخي از كلمات نامأنوس ممكن است اشتباه و لغزشي پيش آمده باشد قبلاً پوزش مي طلبد. ـ

بطور‌كلي دوازده قطعه سنگ كه حاوي فرامين و احكام تاريخي است ( ده فرمان در سر در و مدخل مسجد و يك فرمان در داخل صحن ) در حال حاضر در اين مسجد نصب مي باشد و به شرح زير است:

1ـ فرماني به خط ثلث به نام ميرزا جهانشاه قرايوسف قره‌قوينلو (841-874) مورخ به سال 869 هجري و به اهتمام امير عماد الدين شيرواني باني مسجد.

2- فرماني به خط نستعليق به نام شاه طهماسب اول صفوي به سال (930-984) مورخ به سال 932 هجري.

3- فرمان ديگري به خط نستعليق به نام شاه طهماسب اول صفوي مورخ به سال 941 هجري.

4- فرمان شاه طهماسب اول صفوي به خط نستعليق مورخ به سال 979 هجري.

5- فرمان شاه طهماسب اول صفوي به خط نستعليق مورخ به سال 981 هجري.

6- فرماني به خط نستعليق از زمان شاه عباس كبير صفوي مورخ به سال 991 هجري.

7- فرمان منظومي به خط نستعليق از زمان شاه عباس كبير صفوي مورخ به سال 1002 هجري.

8- فرماني به خط نستعليق كه تاريخ آن لايقرء است ، ليكن به استناد مفاد آن بايد تاريخ آن هم زمان با سال فرمان شماره 7 باشد.

9- فرماني از شاه عباس كبير صفوي به خط نستعليق و مورخ به سال 1022  هجري.

10- فرماني به نام شاه صفي صفوي به خط نستعليق و مورخ به سال 1047  هجري.

11- فرماني متعلق به زمان شاه سلطان حسين صفوي به خط نستعليق و مورخ به سال 1106 هجري.

12- فرماني متعلق به زمان شاه طهماسب دوم صفوي به خط نستعليق مورخ  به سال 1143 هجري.

اينك  به شرح فرامين مذكور مي پردازيم:

فرمان ابوالمظفر جهانشاه بهادر‌خان

1ـ فرماني است به خط ثلث برجسته درروي سنگ به چهار سطر در زير كتيبه گچي سر در نقر شده است:

به تأييد سبحاني فرمان عالم مطاع سلطان اعظم و الخاقان اكرم مالك رقاب الامم ظل الله الرحمن ابي المظفر جهانشاه بهادر خان و حكم حضرت عصمت پناه سلطنت شعار عفت دثار بيكم خلدالله سلطنتهما و آيده مملكتهما نافذ شد كه اجناس منال شريفه و خالصه و مظفري و قاضي نظام و نيرو نصر آباد سر پشت كه داخل جمع ابواب المال كاشانند از گندم و جو و كلوزه و پنبه و باقلا و زره [8] و زيره و گاورس و كنجد و نخود و بادام و موز و دوشاب وخضرويات و غيره ذلك برعايا كاشان به طرح ندهند

 هر چه زو فروشنده از نرخ روز زياده نفروشند و به تسعير وقت دهند و آنچه حاصل شود داخل جمع نمايند و بدين علت معارض و مزاحم رعايا و متوطنان و سكان آنجا نشوند فرزندان دولتيار و امراي كامكار و وقفهم الله للسعادات تغييرات عارفه نكنند و از اين فرموده تجاوز ننمايند خلاف‌كننده در لعنت خدا و رسل و ملايكه باشد فقد باء باثمه و غضبربه عليه به اهتمام امير عماد الدين شيرواني بحصول پيوست بُشِرَ (بوشوره) بعماره في  869  1.

2ـ فرماني كه در بالاي صفه سمت راست جلو خان مسجد به خط نستعليق در روي سنگ نوشته شده است.

و بعد بر ضماير ارباب بصارت پوشيده نماند كه چون عنايت شاهانه نواب كامياب اعلي فرمان فرماي اعظم ابواب ستم و بدعت حامي اهل ايمان ماحي آثار ظلم و عدوان المؤيد به تأييد الملك المنان ابوالمظفر السلطان بن السلطان شاه طهماسب  بهادر خان خلدالله ملكه و سلطانه و افاض علي العالمين بره و عدله و احسانه بمقتضي رفاه حال كافه رعايا و فراغ بال عامه برايا در اين و لا حكم جهان مطاع عالم مطيع صادر شده و خلاصه مضمون آنكه امراء و حكام كرام و سادات عالي درجات و قضاة كثير البركات و كلانتران و كدخدايان و ارباب رعايا و جمهور ساكنان دارالامان كاشان احسن الله تعالي احوالهم بدانند كه به موجب آيه كريمه اِن الله يامر بالعدل و الاحسان همگي همت بلند مصروف بر آن است كه باب مرحمت اطفاء نواء ظلم و بدعت فرموده است اگر صورت تعدي در ايام سابقه معمول بوده باشد و به مرور ايام استمرار يافته آن را به دستياري و سيرت عدالت از صفحه ايام محو گردانيم و در اين ولاكه دارالسلطنه تبريز مهبط عز و اجلال است و به نفس نفيس احوال ممالك محروسه شديم چنان به موقف عرض رسيد كه در ازمنه سابقه در ممالك محروسه مبلغهاي كلي به رسم اخراجات مي گرفته و اين موجب پريشاني رعايا مي شد اين معني به غايت نامستحسن افتاد كه ابواب ظلم و ستم حكومت بر جمعي كه متحلي به حيله اسلام و ايمانند و اعتقاداتشان بجا . و طاهرين در چه حال دانسته باشد توان گشود و تجويز طلب خارج رقم خارجي بر اين فرق لازم الاكرام توان نمود همت عامرانه و قوام خسروانه شامل حال عموم ساكنان آن ديار فرموده از ابتداء پيچ ئيل سد ابواب آن وجهات و تخصيصات و اطلاق وجوهات خصوصاً  ده يك رعيتي و وجوه تجاوزي مقرري و نزول حال و مبلغ چهل و پنج تومان و چهار هزار دينار تبريزي كه اضافه بر مبلغ شصت تومان رسوم داروغگي سابق شده بود و استمرار يافته و ده يكي از جمله ده يك و نيم سيور غالات ارباب مسلميات كرده مقرر فرموديم كه طلب وجوهات مذكوره از آن ملك بالكليه مفقود بوده حواله كنند و گيرنده را مطرود شناسند و اصلاً ‌در آن ملك تعيين خارج نويس ننموده قرع باب جارچي نواختي تا كبار و صغار آن ديار مرفه الحال فارغ الباب بوده به دعاگويي و دوام ما نيز اشتغال توانند نمود تا كه من بعد يك دينار و يك من بار به علت اخراجات بهراسم و رسم كه باشد سيما  مذكورات اين فرمان فراوانشان به جايي حواله ندارد و استمرار و استقرار اين عطيه اهتمام نمايند كه خلاف‌كننده در لعنت و سخط رب العالمين و انبياء مرسلين و ائمه معصومين صلوات الله عليهم خواهد بود فمن بدله .. سميع عليم و من سعي في ابطاله فعليه لعنه الله و الملائكه و الناس اجمعين تحريراً في سنه 932.

3ـ فرماني كه در زير كتيبه تاريخي سر درب با شش سطر به خط نستعليق در روي سنگ نوشته شده است.

و بعد بر ضمير منيرا نور كبريا گوهر مخفي نماند كه همگي . توجه خاطر فيض گستر نواب كامگار اهل ايمان ماحي آثار فسق و عصيان . اعلي همايون فرمان فرماي ربع مسكون بتأييد الملك المنان ابوالمظفر السلطان شاه طهماسب بهادر خان خلد الله تعالي ملكه و سلطانه و افاض علي العالمين بره و عدله و احسانه كه شجره اقبالش لازال از جويبار شريعت سيد المرسلين و طريقت ائمه معصومين مستور نماند پيوسته؟ مصروف و معطوف به ترويج دين مبين و شرع مستبين است و در اين ولايت به ميامن توقيعات ازليه و بركات تقبيل عتبه رضيه رضويه علي .. عنايت نامتناهي راي دلگشاي الصلوه و السلام و التحيه بشور هذا و توبوا الي الله توبه نصوحاً را به مسامع اعزاز رسانيده از روي اخلاص استماع نموده از مناهي و منكرات توبه نصوح وقوع يافته بمقتضي كريمه كُنتم .. يامرون بالمعروف و ينهون عن المنكر حكم مطاع واجب الاتباع صادر گشته كه از كليه ممالك محروسه شرابخانه و بنگخانه و معجونخانه و بوزه‌خانه و قوالخانه و بيت اللطف و قمار خانه و كبوتر بازي. مستوفيان كرام ماهانه و مقرري آن را از دفاتر اخراج دارند و ابواب جمع دفتر نسازند و امور مذكور را از جميع ممالك خصوصاً دارلايمان كاشان بر طرف ساخته نگذارند كه من‌بعد كسي مرتكب اين مناهي شد و ساير نا مشروعات را مثل ريش تراشيدن و طنبور زدن و ديگر آلات لهو نمايند؟

 و هر كس مرتكب اين امور شود زجر و سياست بليغ نموده آنچه مقتضي شرع شريف باشد .. دارند و منع نقاره زدن اجماع كردن در بقاع خير نمايند احدي به علت . طلبي نكند و منع اَمارد [9] نمايند كه در حمامات خدمت نكنند غازيان عظام و عساكر ظفر فرجام و جمهور سكنه و عموم رعايا و متوطنه آنجا حسب المنظور مقرر دانسته هر كس متصدي امري از امور مذكوره شود از مردودان شناخته تغييركننده را در لعنت و سخط الهي دانند فمن بدله بعد ماسمعه فانما اثمه علي الذين يبدلونه و نافذ من تعصب لله . و كان ذَلك في السابع من شهر ربيع الاول سنه احدي و اربعين تسعمائه هجريه 941.

            نگنجد كرمهاي حق در قياس

                                    چه خدمت گذارد زبان سپاس

            خدايا تو اين شاه با داد و دين

                                    كه او كند بنياد فسق از زمين

            بسي بر سر خلق پاينده دار

                                    به توفيق طاعت دلش زنده دار

آمين يا رب العالمين

فرمان شاه طهماسب اول صفوي (930-984) 

4ـ فرماني كه به خط نستعليق هشت سطر در زير كتيبه سر درب ثبت است.

فرمان هميون شرف نفاذ يافت آنكه چون هميشه توجه خاطر اشرف مصروف آن است كه كافة برايا و عموم رعايا در مهد امن و امان و مأمن فراغت و اطمينان آسوده حال و فارغ البال بوده از روي فراغت به عمارت و زراعت و آباداني قيام نمايند لهذا شفقت شاهانه شامل حال  وكافل آمال عموم شيعيان دارالمؤمنين كاشان فرموده مال و دكاكين محترفه عن دكاكين بقالي و بيت النحل و مواشي و مراعي آنجا را عين بلده فين و رهق از ابتداي پيچ ئيل به تخفيف و تصديق مقرر فرموده ثواب آن را با روح مطهرة حضرات چهارده معصوم صلوات الله عليهم اجمعين هديه نمودم. سادات و ارباب اهالي و اعيان و اعالي و جمهور سكنه دارالمؤمنين من كل الوجوه مستظهر و مستمال و مستوثق و اميدوار بوده در تكثير عمارت و زراعت و آباداني و دعا گويي دوام دولت ابد مقرون كوشيده و رقم اين عطيه را به لعنت نامه بر سنگ نقش كرده بر در مسجد جامع در محل مرتفع كه منظور نظر عموم خلايق باشد نصب نمايند عمال و متصديان مهمات ديواني بلده المؤمنين مذكور بر اين موجب مقرر دانسته من بعد بدين علت اطلاقي و حوالتي بر رعايا و عجزه ننمايند حكام و تيولداران و ارباب سيور غالات مسلميات آنجا آنچه در اين باب به تيول و سيور غال ايشان مقرر باشد باطل دانسته بدان علت طلبي نكند و تغيير كننده را از مردودان درگاه شاهي دانند در اين باب قدغن دانند و هر ساله حكم مجدد نطلبد تحريرا روز شنبه دهم رمضان المبارك قوي ئيل سنه تسع و سبعين و تسعمائه 2 979.

5 فرماني كه در سمت راست مسجد در روي سنگ سياه به خط نستعليق در ده سطر نوشته شده است:

مضمون حكم جهان‌مطاع آفتاب ارتفاع در باب رفع صابون‌خانه و لوازم آن فرمان هميون شد آنكه چون از ماثر توفيقات و ميامن تأييدات نامتناهي همگي نيت و تمامي همت والانهمت نواب هميون ما مصروف و معطوف بر آن است كه در جمع بلاد و ممالك و حدود اقطار ممالك محروسه آثار بدعت و .و مراسم جور و اعتساف محو و منسي گرديده رقم امثال اين امور به نوعي از صفحات ايام به زلال معدلت كه مثمر شجره نصرت و دوام نخل سلطنت است شسته گردد كه اثري از آثار آنها بر جريده روزگار باقي نماند تا جمهور مؤمنين و عموم متوطنين ممالك محروسه خوشحال و فارغ البال به دعا‌گويي دولت ابد‌الاتصال اشتغال نمايند و چون عمل صابون‌خانه ممالك مبتني بر بدعتها و ستمهاي كلي بوده از ابتداء تخاقوي ئيل شفقت و مرحمت درباره تمامي رعايا و كافه برايا كه ودايع حضرت آفريدگار الهي ظل شانه و عظيم سلطانه‌اند فرموده تمامي صابون‌خانه ممالك را عموماً دارالمؤمنين كاشان را خصوصاً بر طرف ساخته رفع بدعتها و ستم‌هاي مذكوره نموديم و فوايد و منافع آن را ضميمه ساير موهبات و عطيات كه از بدو اختر نيز دولت روز افزون تا حال نسبت به جمع خلق بمنصه ظهور رسيده دانسته به فرق انام از خواص بخشيديم تا هر كه خواهد بر وفق و اراده خود صابون پزد و فروشد هيچ آفريده را مجال تعرض بر او نباشد و ثواب رفع بدعتها و ستمهاي لازم آن را به ارواح طيبات با بركات عاليحضرات چهارده معصوم صلوات الله عليهم اجمعين هديه كرديم بناء عليه حكام كرام و سادات عظام و كلانتر و وزير و . صابونخانه آنجا را به طريق مابقي ممالك محروسه بر طرف ساخته بدعتها و ستمها را به كلي از بين مرفوع دارند و من بعد پيرامون بدعتها و ستمها كه لازم لعنت است نگردند تا هر كس خواهد صابون به عمل آورده منتفع گردد و به هيچ وجه احدي مجال مزاحمت بر فعلش نباشد و تغيير دهنده و خلاف كننده را به لعنت و سخط گرفتار داند تحريراً روز دوشنبه دوم شهر محرم الحرام تخاقوي ئيل سنه احدي و ثمانين و تسعمائه 981 .

6 فرمان شاه عباس اول صفوي كه در روي سنگ سياه پانزده سطر به خط نستعليق به طول و عرض 50×70 سانتي متر در روي يكي از جرزهاي سمت راست جلوخان ثبت است.

فرمان هميون شد آنكه چون پيوسته خاطر فيض مآثر مصروف است به رفاه حال و فراغ بال عجزه و مساكين و عامه مسلمين بنابر‌اين از ابتداء توشقان ئيل مبلغ  چهل تومان تبريزي جمع دلالي دارالمؤمنين كاشان كه داخل وجوه مقطعيست به تخفيف و تصدق مقرر فرموديم كه من بعد بدان علت اطلاق و حوالتي نشود. بنابراين كلانتر و عمال و متصديان مهمات ديواني كاشان حسب السطور مقرر داشته اين حكم همايون را نقش كرده بر جاي بلند در در مسجد نصب كنند مستوفيان عظام ديوان اعلي هر ساله [10] مبلغ مذكور از جمله وجوه مقطعي به خرج مجري دارند و بدان علت حواله و اطلاقي نكند در اين باب غدغن دانسته از فرموده در نگذرند و هر ساله حكم مجدد نطلبند و خلاف كننده را مورد لعنت و از مردودان درگاه شناسند تحريراً في شهر ذيحجه الحرام سنه 999 تمت.

 

                        دُر درج اقبال مختار بيك

                                                كه بر دهر بادش مدام اختيار

                        فلك اقتداري كه بر قامتش

                                                كند خلعت3 اقتدار افتخار

                        همين بس كه شاهنشه كام بخش

                                                كه تا حشر بادش بقا برقرار

                        ز دلالي ملك كاشان كه بود

                                                بدل تاجران را از آن صد غبار

                        به جهد وي از چل تمن اصل مال

                                                كه با فرع او بود صدگير و دار

                        گذشت و موكد 4بلعنت گذشت

                                                و زو  ماند اين تا ابد يادگار

7- اين اشعار در روي سنگ كوچكي در بالاي فرمان در شماره 8 به خط نستعليق نوشته شده است ( به ارتفاع 45 سانتيم عرض 35 سانتيم ).

                        در هزار و دو به تاريخ عرب

                                                  در ركاب شه ناهيد طرب

                        خضر بحر كف آن آصفجاه

                                                التماس دو مهم كرد ز شاه

                        اولين بدعت كيالي بود

                                               كه جهان از ستمش حاكي بود

                      دومين بود مهم اموات

                                                كه فلك بود از آن در سكرات

                        شاه آن هر دو به آصف بخشيد

                                                آصف از شاه به مقصود رسيد

                       يارب اين پادشه روشن بخت

                                                باد تا حشر فروزنده تخت

8ـ فرماني كه به خط نستعليق ريز در هشت سطر روي سنگ سياهي نبشته شده ( عرض 90% و ارتفاع 44% سانتيمتر) و در جرز سمت چپ نصب شده است.

فرمان هميون شد آنكه چون همواره همت والانهمت و نيت صافي طويت مصروف برآن است كه در زمان دولت بي زوال و خلافت عهد ابدي الاتصال  عموم رعايا و كافه برايا در ظلال مرحمت و عاطفت نواب هميون ما آسوده و مرفه الحال بود .. از جهت خلايق و عبادالله به زلال مراحم و الطاف خسروانه . به تخفيفات و رفع بدع و تصرفات و محدثات مطمئن و فارغ البال بوده باشند و به عرض رسيد كه در دارالمؤمنين كاشان مبلغي به علت رسوم كيالي و قپانداري ابواب جمع است و امتعه و اجناسي كه جهت فروختن بدانجا مي آوردند مقداري رسوم به علت مذكور كه جمعي متصدي اين امرند از فروشنده و خرنده ثابت مي نمايد و اين معني موجب زيادتي تسعير اجناس و باعث تعجب و تشويش آينده و رونده مردم آنجاست لهذا اوامر شفقت شاهانه و عاطفت بي نهايت پادشاهانه شامل حال و كافل اماني و آمال عجزه و رعايا دار المؤمنين الابتداء پيچ ئيل .

رسوم مذكور را به تخفيف و تصدق مقرر فرموده ثواب آن‌را به ارواح مقدسه حضرت عاليات سدره مرتبات ائمه معصومين صلوات الله عليهم اجمعين هديه فرموديم  مستوفيان گرام عظام ديوان اعلي رقم اين عطيه را در دفاتر خلود ثبت نموده به علت آنچه رسوم ابواب جمع مذكور بوده باشد به تخفيف اعتبار و تصديق نموده و در دفاتر عمل نمايند و همچنين به مسامع عز و جلال رسيد كه در دارالمؤمنين كاشان هر كس فوت شود قضات و متصديان شرعيات  و داروغگان و ضابطان بيت المال مبلغ شصت دينار گرفته . مي دهند كه ميت را دفن نمايند و اين معني خلاف شرع اطهر است بنابراين مقرر فرموديم كه من بعد آن قاعده را مؤكد به لغت‌نامه بر طرف دانسته بدين علت يك دينار باز يافت ننموده طلب و توقعي ننمايد قضات اسلام و حكام گرام و داروغگان و عمال و متصديان و  مستوفيان و منشيان امور ديواني و ضابطان بيت المال و غيره فرمان حسب المسطور مقرر دانسته رسوم كيالي و قپانداري و . و دفن يك دينار از هيچ آفريده نگرفته مؤكد به لغت‌نامه برطرف دانسته صورت اين حكم هميون را در سنگ نقش كرده در مسجد جامع دارالمؤمنين مذكور محل مرتفع كه منظور عامه باشد نصب نمايند خلاف‌كننده فرماني به لغت‌نامه .. مردودان درگاه پادشاهي شناسند در اين باب قدغن فرموده از دانسته در نگذرند و در اين باب همه ساله حكم مجدد نطلبند به مضمون فمن بدله .

قسمتي از خطوط پايان فرمان مزبور حك و محو شده است كه قابل قرائت نمي باشد.

9ـ فرمان ذيل كه در روي سنگ به خط نستعليق و ده سطر مي باشد در بدنه جرز سمت راست جلو خان نصب است ( ارتفاع 70 سانتيم عرض 56 سانتيم ).

الملك الله

فرمان هميون شد آنكه از ابتداء بارس ئيل مال يك ماهه رمضان المبارك محال شيعه بلده و بلوكات دارالمؤمنين كاشان [11] به تخفيف و تصديق مقرر شده و رقم  اشرف به تاريخ شهر رمضان المبارك سنه اثني و عشرين الف عز صدور يافته و درينولا چون از ابتداء توشقان ئيل مالوجهات و وجوهات يك ماهه رمضان محال شيعه ممالك محروسه را سوي جهاتي كه به اجاره مي دهند به تخفيف و تصدق مقرر داشتيم ارباب و رعايا و عجزه دارالمؤمنين مذكور استدعاي حكم امضاء به مضموني كه در باب ساير محال شيعه گذشته نمودند. بنابراين مقرر فرموديم كه مستوفيان عظام گرام ديوان اعلي در سنة بارس ئيل مال يك ماهه رمضان محال شيعة دارالمؤمنين مذكور را به دستوري كه قبل از اين رقم اشرف عز صدور يافته به تخفيف و تصديق اعتبار نمايند وا از ابتداء توشقان ئيل مالوجهات و وجوهات ايشان را ضمن رسيد شهر رمضان المبارك سوي جهاتي كه به اجاره مي‌دهند به دستور ساير محال شيعة ممالك محروسه به تخفيف و تصدق مقرر دانند و رقم اين عطيه را در دفاتر خلود ثبت نموده و تغيير و تبديل به قواعد آن راه ندهند و آنچه تيول و مواجب همه ساله مقرر است تيول تيولداران مواجب همه ساله را بر طرف دانند و آنچه به تيول و مواجب همه ساله مقرر نيست و از ديوان حواله مي شود رسيد يك ماهة مزبور را سال به سال كم نموده تتمه را تنخواه ارباب حوالات نمايند. تيولداران الكاء مزبور حسب المسطور مقرر دانسته . يك ماهه مزبور را از تيول خود  بر طرف دانسته طلبي از رعايا ننمايند كلانتر و وزير و كد خدايان الكاء مذكور به تخفيف رسند اگر سني در ميان شيعيان بوده باشد يا مردم محلي از محال سني بوده باشند به ايشان تخفيف داده نمي شود نسخه در دست داشته به دفتر خانه هميون فرستند كه مستوفيان عظام در دفاتر ديوان اعلي عمل نمايند و دانسته باشند كه اگر پوشيده و پنهاني كرده باشند در ديوان سلطنت باز خواست خواهند شد و در خدمت حضرت امير المؤمنين و امام المتقين اسد الله الغالب شرمنده خواهند بود و تغيير و تخفيف كننده مزبور به لعنت و نفرين حضرت رسالت پناه گرفتار گردد مي بايد كه بدين عطايا مسرور بوده و به دعاگويي دوام دولت روز افزون كوشند و مضمون اين حكم بر سنگ نقش كرده بر در مسجد جامع جهتي نصب نمايند و در اين باب قدغن و امر و حكم همه ساله نطلبند.5 1022

10ـ فرماني كه در طرف چپ جلو خان در روي سنگ سياه به خط نستعليق نوشته شده و مورخ به سال 1047 هجري است: شاه صفي ابن صفي.

بعد از حمد و سپاس پادشاه پادشاهان و درود بر پيغمبر آخر الزمان ولي دوران صاحب دولتي سزاوار سروري است كه با خلق الله در مقام مرحمت بوده بقاي ذكر جميل را بر اغراض دنيوي ترجيح داده ‌رفع تكلفات شاقه نمايد خلعت اين توفيق بر قامت قابليت امارت و شوكت پناه عاليجاه .. راست آمده كه چون به تاريخ سنه 1047 هجري حسب الامر پادشاه جمجاه فريدون حشمت نوشيروان عدالت گلدسته گلستان مصطفوي سرو نوخيز حديقه مرتضوي منصب حكومت كاشان يافته به خلق به اخلاق ستوده ولي نعمت فرشته خصلت فرموده متفحص احوال مملكت مي نمودند تا اگر رسمي خلاف مروت معهود باشد مفقود سازند ظاهر شد كه اجناس ماكولات آنچه به كاشان مي آمده و در ميدان عربان خريد و فروخت مي شده حكام سابق از هر خرواري مقداري تصرف مي‌شده اسمي مبدع بر آن مخترع مثل يوز‌باشي و بار‌انداز بر خاطر عربان مي‌گذاشته‌اند همت سرشار عاليحضرت مشاراليه در طرف اين مختصرات نگنجيده متروك ساختند اگر حاكمي از اين تاريخ به بعد به كاشان آمده در اين امر متابعت ننمايد خاك بي شرمي در ديده مَرد ريخته خواهد بود.

            هر كه او نيك مي كند يا بد

                                                نيك و بد هر چه مي كند پايد

11ـ فرمان زير در داخل صحن مسجد بر روي يك قطعه سنگ مرمر به خط نستعليق كه به طول قريب 3 متر و عرض 50% سانتيمتر است نقر شده:

حكم جهان مطاع شد آنكه وزير و داروغه دارالمؤمنين كاشان به شفقت شاهانه سر افراز گشته بداند كه چون از هنگامي كه مهره انجم بر تخته زرنگار فلك آبگون سيماب‌نمون به دست قضا چيده و كعبتين عاج نيرين بر تخته .. و نقد سعادت كونين به نقش نشستن جهت گرديده گنجور گنجينه وجود نموداي حقانيت اقتضاي قل اللهم مالك الملك توتي الملك من تشاء و تنزع الملك من من تشاء و تعز من تشاء و تذل تشاء بيدك الخير انك علي كل شييٍ قدير دِرهم و دينار تمام عيار دولت و اعتبار وزر ده دهي؟ پادشاهي و فرماندهي عز صدور يافته جهت اين دودمان خلافت و امانت و خاندان نبوت و ولايت در مخزن هستي و در كمال سرپرستي محفوظ و مضبوط داشته حق شناسي اين نعمت بي قياس و اداء شكر اين عارفه محكم اساس در اين عهد سعادت مهد كه عذراي دولت روز افزون در آغوش و ليلا‌ي سلطنت ابد مقرون دوش به دوش و اولين سال جلوس ميمنت مأنوس و اوان شگفتگي گلشن آمال عامه نفوس است همت صافي طَويت معدلت گستر و ضمير منير مهر اضائت شريعت پرور به حكم آيه وافي هدايه الذين ان قلناهم في الارض اَقام الصلوه و آتو الزكوه و امر و بالمعروف و نهو عن المنكر به اجراي اوامر و نواهي خالق كل و خاتم انبياء و رسل به فحواي صدق انتماي اطيعوالله و اطيعوالرسول اولي الامر لعلكم تفلحون معطوف و مصروف داشته امر عالم مطيع شرف نفاذ يافت كه به مضمون بلاغت مشحون قل اِنما حَرَم زني الفواحش ما ظهر منها و ما بطن پرده گيان و پرده گشا پرده نشين و شاهدان چهره نما خلوت گزين بوده به اهل عصيان نقاب بي‌شرمي از رخسار عفت باز ننموده دامن‌زن آتش غضب دادار بي نياز نگردند ساكنان خطه ايمان و مقيمان دار العباره به اتفاق به مضمون حقيقت نمون [12] با اَيها الذين آمنوا اِنما الخمر و المسير و الانصاب.

 والازلام رجس من عمل الشيطان فَاجبتبوه لعلكم تفلحون دست به آلت قمار دراز نكرده قبل از آنكه شطرنج روزگار ايشان را در روز ممات مات و فيل‌بند حيرت و پايمال هنگامه عَرصات ساخته معلوم شود. كه آنچه برده باخته‌اند ساكن طريق نبوده به هيچ وجه پيرامون آن عمل شنيع نگردند و كل وجوه بيت اللطف و قمارخانه و چرس فروش و بوزه فروش ممالك محروسه را كه هر ساله مبلغ‌ها خطير مي شد به تخفيف و تصدق فرق فرقدساي اشرف مقرر فرموديم و در اين ابواب صدور عظام و علماء اعلام و فقهاي اسلام و ثيقه انيقه عليحده موكده بلعن ابدي و طعن سرمدي كه موشح قرين به خط گوهر نثار هميون ماست بسلك تحرير كشيده‌اند مي بايد كه آن وزرات پناه و داروغه مزبوره بعد از شرف اطلاع بر مضمون رقم مطاع لازال نافذا في الاقطاع و الارباع مقرر دارد كه در كل محال ضبطي و داروغگي خود و ساكنان و متوطنين به قانون

 شريعت عزا و طريق اظهر بيضا ناهج منهج صلاح و سداد بوده. مرتكب امور مذكور نگردند و بدكاران در حضور اهالي شرع شريف و كلانتر و ريش سفيدان محلات به موجب آيه وافي هدايه والذين اذا افعلو فاحشه اوظلموا انفسهم ذكرو الله فاستغفر او الذنوبهم توبه كنند و مرتكبين محرمات مزبوره را تنبيه و تأديب و الذام باز يافت نمايد و هر گاه استعمال بدان افعال ذميمه نمايند بر نهج شرع مطاع حَد جاري و مورد مواخذه و بازخواست سازند و چنانچه احدي اعمال شنيعه ديگري مطلع گشته اعلام ننمايد آن شخص را به نوعي تنبيه نمايند كه موجب عبرت ديگران گردد و آن وزرات پناه و داروغه مزبور چيزي بازيافت ننموده نگذارند كه آفريدة بدين جهت ديناري طمع و توقع نمايد و خلاف‌كننده از مردودان درگاه و محرمان شفاعت حضرت رسالت‌پناهي مستحقان لعنت و نفرين ملائكه آسمان زمين باشد و اهالي و اوباش را نيز از كبوتر‌پراني و گرگ‌دواني و نگه داشتن گاو و قوچ و ساير حيوانات جهت جنگ و پرخاش كه باعث خصومت و عناد و موجب انواع شورش و فساد است ممنوع ساخته سد آن ابواب را از لوازم شمرند و دقيقة در استحكام احكام مطاعه فروگذار ننمايند و در عهده شناسند تحريراً في شهر شوال المكرم سنه هزار و صدوشش از هجرت.   

12- فرماني كه در روي سنگ سفيد و بالاي فرمان مورخ سنه 1047 به خط نستعليق نوشته شده است:

حكم جهان‌مطاع شد آنكه چون پيوسته مذكور خاطر خطير اقدس و مكنون ضمير منير انفس ايثار دين مبين خيرالبشري و اشتهار منهاج و هاج اثناعشري در محو آثار مبتدعه و رفع اطوار مخترعه و ترفيه عباد و تعمير بلاد است بناء عليه در اين وقت كه سيادت و نجابت پناه هدايت و نقابت و كمالات دستگاه فضيلت و افادت بقا انتباه حقايق و معارف آگاه عاليجاه اسلام اسلاميان ملاذي مخلص عقيدت كيش سراجا للسياده و النجابه و الهدايه و النقابه و الفضله و الافاده و الكمال ميرزا ابوالقاسم رضوي به عرض اقدس رسانيد كه حواله وجهي به صيغه  محال مشهور به بعضي سر شمار و وجهي به علت توفير نشستن به صيغه محال مشهور به بعضي از قراي دارالمؤمنين كاشان متداول است كه در هيچ يك از بلاد شيعه اين طريقه شنيعه مستمر نيست و از آنجا كه خلوص عقيدت اعيان و اهالي متوطنين دارالمؤمنين بر مرآت خاطر قدس مظاهر هميون جلوه و ظهور دارد و مرسوم مبتدعه مزبوره را به تخفيف و تصدق فرق فرقد انساي اقدس و مقرر فرموديم كه حكام و عمال وجهتين مزبورين را از حشو جمع  بنيچه ساير طبقه موافقه اثنا عشري دارالمؤمنين حواله و خلاف كننده را از زمره شيعيان ندانند مستوفيان عظام گرام ديوان اعلي سر شمار و توفير مزبور را حشو از جمع حكام و عمال دارالمؤمنين مزبور وضع و متوجهات ايشان را موافق بنيچه ساير طبقه موافقه اثناعشري دارالمؤمنين حواله و خلاف كننده را از زمره شيعيان ندانند مستوفيان عظام گرام ديوان اعلي سرشمار و توفير مزبور را حشو از جمع حكام و عمال دارالمؤمنين مزبور وضع و بدان علت ديناري ابوا ب جمع ايشان ننموده جمع ايشان را موافق بنيچه ساير محال برآورد و حواله و شرح رقم مطاع را در دفاتر خلود ثبت نموده از شايبه تغيير و تبديل مصون و محروس دانند و در عهد شناسند تحريراً في صفر ختم بالخير و الظفر سنه 1143 .

توضيح:

در پايان شرح تاريخچه مسجد ميدان كاشان و انتشار متن فرامين و احكام آن لازم دانست كه به استحضار خوانندگان گرامي برساند: قسمتهايي كه در متن فرمانها نقطه گذاري شده است در اصل محو شده و يا در نتيجه ساييدگي قرائت صحيح آن براي نگارنده خالي از اشكال نبوده است.  [13]


 1- اين فرمان در فصلي كه شادروان حسين شهشاني در تعليقات و توضيحات به كتاب تاريخ كاشان اضافه نموده است درج شده ليكن تاريخ آن را (درص530) 899 هجري ضبط كرده اند.به نظر نگارنده تاريخ 869 هجري صحيح است زيرا ميرزا جهانشاه در سال 841 هجري و باني مسجد امير عمادالدين نيز در سال 882 هجري ( تاريخ سنگ قبر امير عمادالدين ) در گذشته اند بنابراين تاريخ 899 هجري مصادف با زمان حيات آنان نمي باشد .

2- اين فرمان هم در كتاب تاريخ كاشان ص 532 چاپ شده است.

3 و 4- تاريخ كاشان: تأليف عبدالرحيم كلانتر ضرابي (سهيل) به كوشش آقاي ايرج افشار در ص 534 خلعت را «خلقت» و همچنين موگد را «باگه» ضبط نموده اند ـ كتابفروشي ابن سينا تهران 1341 انتشارات فرهنگ ايران زمين.  

5 اين فرمان هم به استثناي دو سطر آخر آن در تاريخ كاشان ص 533 چاپ شده است.