|
|
||
بهنام، عيسي. "ايلام، مهد اوليه
تمدن ايراني". دوره 5، ش 58 (مرداد 46): ص2-7،
تصوير.
|
||
|
|
||
خلاصه: درباره
"پارسوآ" كه همان "پارسيان" هستند
يا خير؟ درباره پايتخت هخامنشيان قبل از كوروش ـ معرفي نقوش يك ظرف گلي از
شوش و يك بانوي ايلامي درحال نيايش و يك
گردونه
از 4500
سال پيش ، اشياء ديگري از تمدن ايلاميها.
|
ايلام ـ مهد اوّليّه تمدّن ايراني
دكتر عيسي بهنام
استاد دانشكده ادبيات
اين روزها خبرهاي خوبي از جنوب ميرسد. آقاي دكتر نگهبان و عدهاي از
همكارانشان در هفتتپه مشغول كاوش مي باشند و
اطمينان كامل حاصل است كه نتايج بسيار مفيدي
از كاوشهايشان بهدست خواهند آورد. ما پيدايشهاي
فوقالعاده جالب مارليك را هنوز به خاطر
داريم و همكار جوان ما قطعاً در جنوب ايران
نيز مانند شمال آن موفق به كشفيات جالبي خواهد
شد. هيئت باستانشناسي فرانسوي نيز در
مسجد سليمان موفق به كشفيات مهمي شده است و
خبرهاي خوبي هر روز در روزنامه ها از نتايج
كارهايشان به مردم پايتخت ميرسد. پروفسور گيرشمن رئيس هيئت مزبور عقيده دارد كه محل كنوني مسجد
سليمان قديمترين پايتخت پادشاهي هخامنشي
بودهاست. ما همه ميدانيم كه پيش از كوروش سوم
(كورش بزرگ) شش پادشاه از خاندان هخامنشي در
ايلام حكومت كردهاند. اگر اين مطلب را
بپذيريم كه مسجد سليمان پايتخت لااقل شش
پادشاه از خاندان
هخامنشي بوده بدون شك فرضيهاي كه بنابر آن
پارسها پيش از آمدن به ناحية فارس كنوني در
جنوب غربي درياي اروميه مسكن داشتهاند بهكلي باطل ميشود. در واقع در كتيبههاي قرن نهم و
هشتم پيش از ميلاد مربوط به سالنامههاي
سلاطين آشوري صحبت از «پارسوآ»هايي است كه در
كنار درياچة اروميه مسكن دارند و وجود اين
كلمه در نوشتههاي آشوري سبب شده است كه تصور
كردهاند «پارسيان» در حدود قرن نهم و هشتم
پيش از ميلاد در آن ناحيه ميزيستهاند. عملاً بسيار بعيد بهنظر ميرسد كه
مردمي كه در ناحية حاصلخيزي مانند اطراف
درياچة رضاييه خانه و زندگي دارند و مشغول
زراعتاند يك باره در قرن هفتم از آن نقطه به
جنوب ايران كوچ كرده باشند بدون اين كه اثري
از كوچ كردن آنان در ميان راه بين درياچة
رضاييه و ايلام باقي مانده باشد. آقاي «دياكونو»
دانشمند زبانشناس شوروي اين مطلب را در
كتابي كه به نام «مادها» چاپ كرده و اخيراً
[2] به وسيله آقاي كريم كشاورز به زبان فارسي ترجمه
شده روشن نمودهاست. |
|
به عقيدة وي «پارسوآ» در زبان فارسي
قديم به معناي كنار بودهاست و به همين سبب
اقوامي كه در كنار كشور آشور يعني در جنوب
غربي درياچة اروميه مسكن داشتهاند «پارسوآ»
ناميده شدهاند همانطور
كه اقوام واقع دركنار فلات ايران را « پرتوآ » (
پارتها) ناميدهاند ، و ظاهرآً كلمة « پهلو »
نيز از همين واژه مشتق است. بههر حال با قبول اين مطلب كه لااقل
شش پادشاه از خاندان هخامنشي پيش از كوروش
بزرگ در ايلام حكومت كردهباشند و مركز حكومت
آنان محل كنوني مسجد سليمان بودهباشد
اطلاعات ما راجع به منشاء و مبداء تشكيل
شاهنشاهي هخامنشي گسترش مييابد. آقاي « پيرآميت»
1 در سال جاري
كتاب بسيار ذيقيمتي از چاپ بيرون داده كه تمام
آن راجع به تحقيقات وي در بارI تاريخ « ايلام »
است و ما در اين جا چند نمونه از عكسهاي زيبايي
را كه او در كتابش چاپ كرده ارائه ميدهيم. |
|
||
1 |
|
شوش همواره پايتخت ايلام بوده و
قديمترين اثر زيبايي كه ما امروز ميتوانيم
از ايام كهن در خاورميانه ارائه بدهيم همين
ظرف گلي زيبايي است كه در موزة ايران باستان
محفوظ است و به وسيلة هيئت باستانشناسي
فرانسوي از زير خاك شوش بيرون آمدهاست ( شكل 1). نقوش خارجي اين ظرف ، حيوان شاخداري
را به سبك « امروزي» نشان ميدهد و در بالاي
آن حيوان نقش سگهاي شكاري و لكلكها براي
زينت ظرف آبخوري مجسم گرديدهاند. اين ظرف از
5600 سال پيش است. خطي كه بعدها به صورت خط ميخي درآمد نيز در ابتدا در همين محل اختراع شد و بنابراين ما ميتوانيم بگوييم كه مردم شوش اولين مردم باسواد آسيا بودهاند.[3]
اين مردم از ابتدا عقيده به وجود
خداياني داشتند و عكس شمارة
2 يكي از ايلاميهاي
پنجهزار سال پيش را در حال نيايش در برابر خدايش نشان ميدهد.
اين عكس نيز مانند بقية عكسهاي اين مقاله از
كتاب پروفسور آميت گرفته شدهاست. |
|||
2 |
|
عكس شماره 3 يكي از بانوان ايلامي را
در حال نيايش ارائه ميدهد كه به وسيله
مرحوم دمكنم دانشمند فرانسوي در شوش كشف
گرديدهاست. عكس شماره 4 اثر چرخهاي يكي از
گردونههاي آن زمانه است كه امروز در موزة
ايران باستان بازساز شدهاست. وجود چنين
چرخهايي در 4500 سال پيش در شوش حاكي از اين
است كه مردم آن ناحيه در آن زمان به مقام
بلندي از مدنيت رسيدهبودند و مسافرتهاي
خود را به وسيلة گردونهها انجام ميدادهاند
و در جنگهايشان نيز از گردونهها مانند
تانكهاي امروزي استفاده مينمودهاند. عكس شماره5 اسبي را كه براي اين
گردونهها از آن استفاده ميشد نشان ميدهد
و مطالعة اين حيوان براي دانشمندان جانورشناس ما بايد بسيار جالب باشد. عكس شماره 6
يكي از بتهايي است كه نمايندة ربه النوع
آباداني است و در گور كودكي در سال 1934 پيدا
شدهاست. اين مجسمة گلي كوچك بدون شك براي
هنرمندان سبك جديد ما بايد بسيار قابل
توجه باشد. عكس شماره 7 ظرف پايهداري است كه
ما را به ياد نقوش برجستة تخت جمشيد و ظروف
زرين دوران هخامنشي مياندازد و از چهار
هزار سال پيش است. |
|
عكس شماره 11 بازساز معبد « دور
اونتاش» است. مجسمه بزرگ ملكة « نپير آزو» را كه 1750
كيلوگرم وزن دارد و از برنز ساختهشده در
عكس شمارة 12 ملاحظه ميفرماييد. روي دامن
اين ملكه نوشته شده است كه هر كس آزاري به
آن مجسمه برساند به انواع بلية آسماني
گرفتار خواهدشد. با اين حال سر آن را از
سرش جدا كردهاند. ولي از زيبايي مجسمه
كاسته نشدهاست. عكس شمارة 13 مجسمة ديگري از نقره را
نشان ميدهد كه در شوش پيدا شده و 4200 سال
عمر دارد. براي اينكه مطلب راجع به كتاب
پرفسور آميت را تمام كنيم گوشوارههاي
زريني را كه بانوان آن زمان به كار ميبردهاند
ارائه ميدهيم ( شكل 14) ولي كتاب مزبور
عكسهاي بسيار زيباي ديگري دارد و مطالب متن
آن نيز بسيار جالب است و متأسفانه در اين
مقاله بيش از اين راجع به آن نميتوان
صحبت كرد. پاورقي ها:
1-Pierre
Amiet |