|
|
||
بهنام، عيسي. "همكاري هنرسكايي با هنر دورانهاي
مختلف شاهنشاهي ايران". دوره 5، ش59 (شهريور46):ص2-6، تصوير.
|
||
|
|
||
خلاصه: شرحي بر اشياء مكشوف از ناحيه
سيبري و اطراف درياي سياه از قرون هشتم تا
چهارم
ق.م ـ شرحي بر تمدن و هنر مردم سكايي ، ارتباط
آنها با كورش ، وجوه مشترك بين هنر
هخامنشي و سكايي ، بررسي نقوش
حيوانات اساطيري در هنرسكايي.
|
همكاري هُنر سَكايي
با هُنر دورانهاي مختلف شاهنشاهي
ايران
دكتر عيسي بهنام
استاد دانشكده ادبيات
روز 29 اكتبر 1715 در پايتخت جديد
التأسيس امپراطوري روسيه غوغايي برپا بود.
ملكه كاترين همسر پتر كبير پسري به دنيا آوردهبود و دهقانان امپراطوري از نقاط دور و نزديك
براي عرض تبريك و تقديم هدايا به پايتخت روي
آوردهبودند. درميان هداياي اتباع امپراطور شخصي
به نام « نيكيتا دميدو » پسر يكي از بندگان ( در
آن روزها رعايا خود را بندگان امپراطور ميدانستند
و با آنها مانند بندگان رفتار ميشد ) كه در
ابتدا شغل آهنگري داشت و بعداً به استخراج
معادن اورال پرداخته و ثروت فوقالعاده پيدا
كردهبود ، قطعه طلاي نابي تقديم كرد كه فقط
طلاي خالص آن يكصد هزار روبل قيمت داشت و
اشكال غريب و عجيبي روي آن به صورت نقش برجسته
مجسم گرديدهبود. ميگفتند اين شيئي زرين در يكي از
قبرهاي ناحية سيبريه كه به صورت تومولوس
ساخته شدهبود پيدا شدهاست( تومولوس به
گورهاي قديمي ناحية سيبريه و اطراف درياي
سياه و قفقاز اطلاق ميشود كه روي آن مقدار
زيادي خاك ريخته شده ، بطوريكه به صورت تپة
كوچك با برآمدگي مختصري از زمين درآمدهاست). و نيز ميگفتند كه چند سال است بعضي
از جويندگان گنج در آن نواحي مشغول كندن اين
تومولوسها هستند و چون
[2]
اين تومولوسها مورد
احترام مردم است اين عمل باعث نگراني فوقالعاده اهالي گشتهاست. |
2- اين پيكرة حيوان از طلاي
ناب است و شايد ببري را نشان مي دهد كه
در كورگان كلرمس در قفقاز پيدا شده.
دانشمندان باستانشناسي آن را از قرن هشتم
پيش از ميلاد دانستهاند و در چشم و گوش و
بيني آن سنگهاي رنگين نشانده شدهاست و اين از خصوصيات هنر هخامنشي نيز هست.
3- قلابي از برنز مربوط به زينتآلات
زين و برگ اسب كه در ناحية كوبان (قفقاز)
پيدا شده و امروز در موزة ارميتاژ در
لنينگراد است. دانشمندان باستانشناس آن را
به قرن 4 پيش از ميلاد نسبت دادهاند شكلهاي
تجريدي به تمام معني
در اين قلاب كمر ديده ميشوند و نقوش زيباي
آن حاكي از قريحة هنري ساكنان قفقاز در قرن چهارم پيش از ميلاد ميباشند.
4- اين پيكره
از برنز كه غزالي را نشان ميدهد به سبك
سكايي پاهاي خود را زير شكمش جمع كرده و
به هر حال به صورتي كاملاً تصنعي درآمدهاست. از قرن پنجم پ . م. است و در ناحية «پونت» بين درياي سياه و
مديترانه پيدا شده و امروز در موزة هامبورگ حفظ ميشود. تمام خصوصيات هنر
سكايي در اين نقش ديده ميشود.
5- گوزني است كه در چوب تراشيده شده و
در موزة ارميتاژ در لنينگراد است. معلوم نيست
به چه كار ميخورده تاجي بوده يا قسمت جلوي
گردونهاي را زينت ميكردهاست. به هر حال جمع شدن پاهاي حيوان
در روي تكمة تاج و
شاخ بلند آن و سبك تراش پيكره از خصوصيات
هنر سكايي است و نظاير آن نيز در گوركان
پازيريك در سيبريه بدست آمدهاست.
6- اين شيئي برنزي كه در بالاي آن دو گوزن نشان داده شده روي گردونه نصب ميشده و افسار اسبهاي گردونه از ميان دو حلقة آن رد ميشدهاست. با اينكه در ناحية ايلام پيدا شده ولي دارندة تمام خصوصيات هنر سكايي است. دانشمندان باستانشناس آن را به قرن 12 تا 11 پيش از ميلاد نسبت دادهاند و امروز در بريتيش موزيوم ميباشد. |
|
اشيايي كه از اين تومولوسها بدست
ميآمد شكل حيوانات غريب
و عجيبي را نشان ميداد كه بهطرز مخصوصي بههم پيچيدهاند و
از نظر هنري تركيبات بسيار زيبايي را در
معرض ديد قرار ميدهند. پتر كبير علاقة زياد به جمعآوري
اشياء هنري داشت و از اين هدية منحصربهفرد
بسيار خوشحال شد و دستور داد آن را در الكل
حفظ كنند( در آن موقع اين كار در مورد همه
اشياء رواج داشت) و به آكادمي علوم كه
جديداً تأسيس كردهبود بفرستند. سپس دستور اكيد صادر كرد كه از كاوشهاي
غير مجاز ممانعت به عمل آورده شود و اشيايي
از اين قبيل را در هر نقطه [3] از كشور كه به
دست آيد به شخص امپراطور ارسال دارند.
در
نتيجة اين دستورات پس از اندك
زماني تعداد زيادي اشياء نظير قطعه طلاي
نامبرده در بالا
به دربار قيصر فرستاده شد و
امروز همة ما خوشوقتيم كه ميتوانيم
در موزة ارميتاژ در لنينگراد مجموعه كاملي
از اشياء هنري سكايي را كه بيشتر آن از طلاي
ناب است و پر ارزشترين مجموعة جهان بهشمار
ميرود مورد مطالعه قرار دهيم. سكاييها يا سكها چهكساني
بودند؟ |
|
7- ظرف گلي به صورت حيواني
(گاو نر؟) كاملاً مصنوعي كه در املش پيدا
شده ( احتمالاً در مارليك پيدا شده ولي در
املش فروخته شدهاست ) و امروز در مجموعة
نزلي هرامانك در امريكاست. دانشمندان
باستانشناس آنرا از حدود 1000 پيش از ميلاد
دانستهاند و سبك تصنعي اين پيكره
بيشباهت به كارهاي هنري سكايي نيست. 8- اين شتر را در نمايشگاه
هفتهزار سال هنر ايران در پاريس به عنوان
برنزي از لرستان معرفي كردند. به هر حال
سبك نشان دادن حيوان به صورت تصنعي در اين
شيئي كاملاً سكايي است و بعضي از
دانشمندان آن را از سرمتها دانستهاند. |
|
گاهي سكاييها يا سكها براي جنگ ،
و فقط براي [4] جنگ ، در خدمت بعضي دولتها
براي سركوب كردن دشمنانشان در ميآمدند.
مثلاً با آشوريها اتفاق ميكردند تا
اتحادية مادها را سركوبي كنند و كمي بعد به
اقتضاي زمان با مادها متحد ميگرديدند و
آشوريها را از پاي درميآوردند. مسكن آنان از شرقيترين نواحي
سيبريه تا يونان ، و در نواحي شمال درياي
سياه ، و كوبان ، و قفقاز بود و در اين محور
شرقي غربي دائماً در حركت بودند و تغيير
مكان آنان باعث بههم خوردن امپراطوريها يا
بهوجود آمدن كشورهاي جديد ميگرديد. ولي
خود آنان هيچوقت داخل در چهار چوبي قرار
نميگرفتند. سكاييها با كوروش بزرگ اتحادي
داشتند و در نتيجة خدماتي كه به او كردهبودند كوروش ناحية جنوب شرقي فلات
ايران را براي سكونت در اختيار آنان
گذاشتهبود و آن ناحيه به همين سبب سكستان
ناميده شد كه بعدها به سيستان مبدل گرديد. در ناحية « سنگ سر» امروزي مردمي
مسكن دارند كه خصوصياتشان با خصوصيات همسايگانشان
اختلاف دارد و در
اسبسواري مهارت زياد دارند و زبانشان نيز
اختلافي با زبان مردم مجاور دارد. بنابرگفتة آقاي دكترصفا در دوران اسلامي اعراب
آن محل را « رأس الكلب» ميخواندند و اين
نشان ميدهد كه « سنگسر» در ابتدا « سك سر»
يعني شهر سكاييها بودهاست. و چون مردم از
كلمة سك خوششان نيامده آن را به سنگ مبدل
كردهاند. سكاييها در ايجاد هنر هخامنشي بيتأثير نبودند و بسياري از اصول سنگتراشي و
جواهرسازي هخامنشيهاشباهت زياد با هنر
سكاييها دارد. بعضي از دانشمندان گفتهاند
علت اين شباهت اين است كه سكاييها از هنر
هخامنشي اقتباس كردهاند. اين فرض غير
ممكن نيست زيرا سكاييها وقتي
از ناحيه اي عبور ميكردند يا با آن
همسايه ميشدند از هنرشان اقتباس مينمودند
و گاهي هنر آنان
را تحت تأثير قرار ميدادند و بنابراين
وسيلة انتقال اصول هنري از نقطهاي به
نقطة ديگر ميشدند. اين اصول عبارت بود از آنچه كه ما
امروز در هنر جديد براي تعريفش كلمة
«تجريدي» يا «انتزاعي» يا «آبستره» را
پيشنهاد كردهايم. مقصود اين است كه از طبيعت تقليد ميكردند
ولي موجودات طبيعت را به ميل خودشان و
بنابر طرز فكرشان بهصورت [5] تخيلات غريب
و عجيب در ميآوردند.
تبديل موجودات طبيعت به شكلهاي
مصنوعي در لرستان نيز در هزارة دوم پيش از ميلاد بسيار معمول بود و معلوم
نيست ارتباط هنر لرستان با هنر سكايي از چه راهي انجام
گرفته يا لااقل ميتوان فرض كرد چون زندگي
چادرنشينان درههاي زاگرس به زندگي سكاييها
شباهت داشت اين طرز فكر در آنها نيز پيدا
شد. ميگويند سقز نيز محل سكونت سكاييها
بودهاست و نام كنوني سقز مشتق از كلمة سك است. چون هنر سكايي در هنر ايران در
ادوار مختلف و خصوصاً در دوران هخامنشي
تأثير فراوان داشته ، يا اگر عكس اين فرض را
بپذيريم بايد بگوييم هنر ايران هخامنشي در
هنر سكايي مؤثر بوده ، و به هر حال همكاري
نزديكي بين اين دو هنر وجود داشتهاست ، بنابراين مطالعة هنر سكايي
براي ما ارزش فوقالعاده دارد ، و به همين
مناسبت ما در اين مقاله عكسهايي چند از
بعضي اشياء مكشوف مربوط به آن هنر را ارايه ميدهيم ولي تعداد اشياء قابل ملاحظه از
سكاييها بسيار است و در صورتي كه
مطالعة اين هنر مورد توجه خوانندگان اين
مجله باشد در مقالات ديگر هنر سكايي را
از جهات ديگر مطالعه خواهيم نمود. مطلب مهم براي سكاييها اين بودهاست كه نقوشي كه بهصورت برجسته يا كنده شده ، و يا روي قاليها و گليمها و نمدهايشان بهوجود ميآوردند ، از صورت طبيعي خود خارج شود و بهصورت تخيلي درآيد. اين احتمالاً نتيجة تخيلات آنها
بود. مردمي كه دايماً در صحرا و بيابان
خانه بهدوش ميگردند و به موجودات خارقالعاده
و مافوق بشر اعتقاد دارند با نظر مخصوصي به
اشياء موجود در طبيعت مينگرند. براي آنان
موجودات طبيعي صورت مرموزي به خود ميگيرد
و اين نظر بخصوص است كه توجه آنان را به خود
جلب ميكند و به حيوانات اساطيري يا
افسانهاي خود شكلهاي خيالي مخصوصي ميدهند كه ممكن نيست در طبيعت موجود باشد.
گاهي موجودي را با سر شير و دم عقرب و سم
اسب و بال عقاب روي اشياء زينتي خود نقش مينمايند
و اينجاست كه هنرشان مثلاً شباهت به هنر سرستونهاي تخت جمشيد پيدا ميكند. يا
مثلاً در ضمن اشيايي كه در تومولوسهاي
سيبريه كشف ميگردد نقوشي شبيه به شيري كه
به گاوي حمله كرده و در تخت جمشيد بارها
نقش شدهاست پيدا ميشود. اصول هنر سكايي در دورانهاي مختلف
در كشور ما بر هنر حكمفرما بوده و در قاليها
و بافتنيهاي ديگر و نقوش كاخها و جعبهها
بهكار برده شدهاست و در حال حاضر نيز هنر
جديد روي همين پايه و اساس تغيير شكل دادن
موجودات طبيعي برقرار است.
بنابراين موضوع مطالعة هنر سكايي
براي ما بسيار جالب است و انشاء الله در
شمارة آينده راجع به اين مطلب صحبت خواهيم
كرد. |