فيوضات، جاويد. "دانستنيهاي علمي و عملي براي محافظت آثار هنري". دوره 5-9، ش 59 (شهريور46): 35-38، تصوير.

 

خلاصه: "بركسيا" نوعي سنگ است "برنج" همبسته‌اي از مس و روي. روش تميزكردن اشياء برنجي ـ "برنز" آلياژي از مس و قلع. چگونگي تشخيص قدمت برنز ـ "بيماري برنز" و راه درمان آن ـ "برنزه كردن اشياء" ـ "بنزن" ـ "بنزول" ـ "بنزين" ـ "بوم كوپايبا" براي مرمت نقاشيهاي قديمي مورد استفاده دارد ـ "بيد" ـ "پارادي كلربنزن" ـ "پاپيروس" .

فرهنگ و دانستنيهاي علمي و عملي براي نگاهداري و ترميم آثار هنري

(8)

دكتر جاويد فيوضات

زنگار برنز چيست؟ چگونه برنز بيمار مي‌شود ، روش درمان اين بيماري كدام است ، براي برنزه كردن مجسمه‌هاي گچي چه مي‌كنند؟ براي جلا دادن تابلوهاي رنگ روغني چه بايد كرد؟

 

بركسيا Breccia) ) سنگي است كه از قطعات كوچك سختي كه در خمير رنگين قرار گرفته‌اند تشكيل شده‌است ، يك نوع آن كه سنگ‌ريزه‌هايش قرمز و خميرش زرد نخودي بيشتر براي تهيه ظروف قيمتي و وسايل تزييني در زمانهاي گذشته بكار مي‌رفت.

برنج (Laiton- Brass) همبسته‌اي از مس و روي كه در قديم نيز آن را تهيه كرده و به خواص آن آشنايي داشتند اين آلياژ را روميان قديم (Orichalcum) مي‌ناميدند ، انواع آن را مانند Ormolu ( رجوع شود به قسمت‌هاي  قبلي اين يادداشتها در شماره 52 مجله) براي تهيه جواهرات ارزان‌قيمت و انواع تكميل شده آنرا براي آرايش و تزيين مبلها و اثاثه منزل بكار مي‌بردند ـ اين نوع آرايش كه اول دفعه توسط آندره شارل‌بول در اواخر قرن هفدهم متداول گرديد به روش بول (Boule - Work) موسوم  است( در بعضي كشورها Boule – Work  مي‌نامند) در قرون اخير برنج را براي تهيه لوازم منزل مانند سيني و شمعدان و منقل و پيش‌بخاري و ضمايم آن و سماور و دستگيره در و پنجره و غيره بكار مي‌بردند ـ اشياء برنجي در نتيجه استعمال كثيف شده و بدنما مي‌شوند ـ براي تميز كردن اشياء برنجي مخلوطي از يك آسيد ضعيف مانند اسيد اگزاليك (Oxalic Acid) و نمك طعام را بلافاصله قبل از شروع عمل تهيه كرده و به آرامي به روي اشياء مي‌كشند و چون اسيد اگزاليك (جوهر ترشك) جسمي است سمَّي معمولاً ‌به‌جاي آن سركه (آسيد آستيك رقيق) و نمك به‌كار مي‌برند ـ روش كار بدين طريق است كه بدواً شيئي برنجي را با آمونياك رقيق مي‌شويند تا چرك آن پاك شود سپس با مخلوط آسيد و نمك آنرا كاملاً پاك و تميز نموده و به دقت آب مي‌كشند تا آثاري از آسيد بر آن باقي نماند و بالاخره با پارچه نرمي پرداخت مي‌نمايند ـ اين روش براي پاك كردن تمام اشيايي كه از برنج معمولي ساخته شده‌اند كافي است ولي در مورد اورمولو مخلوط پاك‌كننده ديگري به‌كار مي‌برند كه محلولي است از زاج و اسيد نيتريك و شرح آن قبلاً داده شده‌است در مورد Boule –Work هرگز نبايد از محلولها و مواد مايع استفاده گردد زيرا در اين روش غالباً ورقه‌هاي برنجي به‌وسيله سريشم و چسب به پوست لاك‌پشت و قطعات مبل الصاق شده‌است و به احتمال زياد مواد مايع قسمتهاي مزبور را از يكديگر جدا مي‌نمايد بنابراين بهتر است از سمباده نرم استفاده كرده و پس از پاك كردن لكه‌‌ها مانند حالت قبل صيقلي و پرداخت نمايند.

برنز (Boronze) آلياژي است از مس و قلع ـ ظاهراً مس اولين فلزي است كه براي تهيه ابزار و ظرف به‌كار رفته‌است بعداً قلع را به‌منظور افزايش مقاومت بدان افزوده‌اند ـ از برنز براي تهيه اشياء و وسايل گوناگون از قبيل اسلحه ، وسايل تزييني ، مجسمه ، ابزار و ظروف مختلف [35] استفاده مي‌كردند ـ گاهي اشياء برنزي را با قطعات طلا و نقره نيز مرصع مي‌كردند ـ بعد از كشف آهن اين فلز جانشين برنز در اغلب صنايع گرديد و آلياژ مزبور را بيشتر در كارهاي هنري بكار مي‌بردند ، چون نقطه ذوب برنز از آهن و مس كمتر است لذا غالباً از آن در قالب‌گيري استفاده مي‌كردند – نسبت اختلاط مس و قلع در تمام نمونه‌ها يكسان نيست و در آلياژهاي قديمي مقدار قلع از پنج تا پانزده درصد بالغ مي‌شود در بعضي موارد با در نظر گرفتن مورد استعمال آن اجسام ديگري براي تغيير رنگ يا ازدياد بعضي خواص بدان مي‌افزايند ـ آلياژ مجسمه‌هاي برنزي مدرن مخلوطي است از 75%  مس و 3% قلع و 20% روي و 2% سرب.

ظرف برنزه شده

تابلو نقاشي كه به كمك بوم كوپايبا مرمت شده است

در قديم ابزار و اسلحه‌هاي برنزي را آب داده و با چكش‌كاري تيغه‌ها و لبه‌هاي آنها را تيز و بَّرا مي‌كردند ، اين اعمال به مقدار قابل ملاحظه‌اي بر مقاومت و استحكام شيئي مي‌افزودـ برنز به آساني در هوا فاسد مي‌شود و سطح آن از جسم سبز روشني پوشيده مي‌شود كه به «زنگار برنز» موسوم است شدت فساد در اشياء برنزي كه مدت طولاني زير خاك مانده‌اند به مراتب بيشتر است و در بعضي موارد پيشرفت آن به حدي است كه اگر بدون احتياط دستكاري شود جسم به‌كلي از هم پاشيده و خورد مي‌گيرد ـ معمولاً برنزهاي تازه از قهوه‌اي تيره تا طلايي روشن مي‌باشند كه بعد از مدتي در اثر فساد بهكلي تغيير رنگ مي دهندـ رنگ سبز و گاهي مايل به آبي كه بيش از هر رنگي در سطح برنزهاي كهنه ديده مي‌شود مربوط به تشكيل كربنات مس مي‌باشد. رنگ قرمز و گاهي سياه سبب تشكيل اكسيد مس است كه در بعضي نمونه‌هاي قديمي تبديل به اكسي كلرور مس (Copper Oxychloride) شده و رنگش به سبزي مي‌گرايدـ چنانكه گفته شد پديدار شدن اين رنگها مربوط به تشكيل شدن زنگار برنز است كه دليلي است بر قديمي بودن شيئي و زدودن آن از ارزش جسم مي‌كاهد زيرا به وسيله آن مي‌توان به قدمت برنز پي برد با وجود اين اگر لازم باشد زنگار برنزي را مثلاً براي خواندن خطوط يا ديدن نقوش زير آن بزدايند بهتر است آنرا به كمك ابزار ظريفي مانند قلم‌تراش با دقت و حوصله تمام تراشيده يا به‌وسيله بُرسي كه سيم‌هاي برنجي دارد بسايند ـ از استعمال برس‌هاي آهني يا فولادي در اين مورد بايد جداً خودداري شود ، پس از اتمام عمل براي جلوگيري از تجديد فساد [36] لازم است رويه آنرا به وسيله ورقه نازكي از ورني شفاف محافظت نمايند ـ در صورتيكه بخواهند از عوامل شيميايي در اين‌مورد استفاده نمايند بهتر است شيئي موردنظر را در محلول ده درصد جوهر سركه (Acetic Acid) فرو برده سپس با آب جاري كاملاً بشويند ، در نتيجه كربنات سبز رنگ مس از بين مي‌رود و اكسيد قرمز رنگي كه باقي مي‌ماند به قدري سست و ناپايدار شده كه با مختصر كوشش پاك مي‌شود ، مجدداً يادآوري مي‌نمايد زدودن زنگار برنزهاي قديمي جز در برخي موارد كاملاً استثنايي (براي آشكار ساختن خطوط و نقوش زير آن) چون از ارزش آن مي‌كاهد به هيچ‌وجه جايز نيست و حتي امروزه سعي مي‌كنند تا كپيه‌هايي را كه از اشياء قديمي تهيه مي‌شود به راههاي مختلف و بطور مصنوعي « زنگار‌دار» نمايند مثلاً اگر جسم برنزي را به محلول رقيقي از نيترات مس و نمك طعام آغشته سپس در محلول ديگري كه از صد قسمت سركه رقيق ( اسيد استيك ضعيف) پنج قسمت نشاندر ( كلرورآمونيم) و يك قسمت جوهر ترشك( اسيد اگزاليك) تهيه شده فرو برده و در صورت لزوم پس از خشك شدن عمل را تكرار نمايند بعد از يك هفته قشري به رنگ سبز روشن مشابه سنگ طبيعي (Malachite) ( مخلوطي از كربنات و ئيدرات بازيك مس) بر آن ظاهر خواهد شد ـ براي ايجاد رنگ قهوه‌اي نيز راههاي مختلفي وجود دارد  مثلاً جسم را حرارت داد و پس از آغشتن به گرافيت ٭ در محلول جوشاني كه از سي قسمت آستات بازيك  مس (Basic Copper Acetate) و سي قسمت نشادر و ده قسمت آب تشكيل شده فرو مي‌برند و تا پديدارشدن رنگ مطلوب شيئي را در محلول اخير باقي مي‌گذارند ـ چنانچه گفته شد چون زنگار طبيعي برنزهاي كهنه مصنوعي نيز اغلب با اين جسم يا Verdigris (كربنات يا سولفات بازيك و طبيعي مس) را به‌صورت گرد با ورني با Shellac مخلوط كرده و به‌كمك برس مناسبي بر سطح شيئي مي‌مالند اين نوع زنگار سهلتر از اقسام قبلي قابل تشخيص مي‌باشد و بطور كلي با كمي دقت مي توان زنگارهاي مصنوعي را به سبب صاف و يكنواخت بودن آنها از زنگارهاي طبيعي تشخيص داد.

بيماري برنز Maladi  de Boronze-Boronze Disease  ـ گاهي در سطح ‌برنزهاي قديمي لكه‌هاي بدنمايي به رنگ سبز روشن پديدار مي‌شود كه با تغيير ميزان رطوبت نسبي چسبناك يا گرد‌مانند به‌نظر مي‌آيند ـ اين بيماري به سبب آلوده شدن به نمكهايي كه نسبت به رطوبت حساس مي‌باشند در سطح  جسم پديدار مي‌شود و براي رفع آن بهتر است شيئي را براي مدتي طولاني در آب بگذارند و اگر اين وسيله مؤثر نشد بايد از محلول غليظ گرم يا سرد سز كويي كربنات سديم (Sodium Sesqui Carbonate) استفاده نمود ـ اين نوع مداوا اثر چندان زيادي بر زنگار ندارد ولي قشرهاي خاكي و اغلب لكه‌هاي تازه را سست مي‌نمايد ـ گاهي لازم است كه شيئي را براي مدتي طولاني در محلول مزبور بگذارند تا لكه‌ها به‌كلي پاك شوند.

برنزه كردن (Boronzer -Bronzing) گاهي مجسمه‌هاي گچي را به كمك مخلوطي از ورني و Vandyke Brown ( مخلوطي از اكسيد آهن و مواد آلي كه رنگي شبيه گل دارد) رنگ مي‌نمايند تا شكل و «نماي» مجسمه‌هاي برنزي را پيدا كند رنگهاي تند و قرمز را به كمك براده‌هاي برنجي گرفته و با نقاط مجاور هم‌آهنگ كرده با ورني شفافي ثابت مي‌نمايد چنانكه  اعمال مزبور ماهرانه انجام گيرد مجسمه رنگ و جلاي فلزي جالبي پيدا مي‌كند كه تشخيص ماهيت اصلي آن به آساني مقدور نيست ـ براي تعمير بريدگي‌ها و مجسمه‌ها و اشياء گچي « لب پر شده » ممكن است از گچ دندان‌سازان استفاده شود به اين طريق كه محل مورد نظر را كاملاً خيس كرده و خمير نسبتاً سفتي از گچ دندان‌سازي بر آن بچسبانند( اگر شيئي كاملاً خيس نباشد وصله به آن نمي‌چسبد) پس از اينكه وصله كاملاً خشك شد به كمك چاقوي مناسبي قسمتهاي زايد آنرا تراشيده و با كاغذ سمباده مي‌سايند تا به شكل دلخواه در آيد.

بنزن (Benzene) مايعي است بيرنگ و فرَّار كه از تقطير قطران زغال‌سنگ يا بعضي نفت‌ها به‌دست مي‌آيد ـ حلال بسيار خوبي است براي مواد چربي ، روغني ، رزينها ، فسفر ، گوگرد و يد به‌همين جهت به مقدار زياد در صنعت و در لكه‌گيري منسوجات بكار مي‌رودـ چون جسمي است بسيار قابل اشتغال لذا در موقع استعمال بايد احتياط‌هاي لازم مراعات شود. [37]

بنزول(Benzol) مايعي است كه از تقطير قطران زغال‌سنگ به‌دست مي‌آيد و علاوه از بنزن داراي مقداري تولوئن٭  (Toluene) نيز مي‌باشد ، در تجارت به جاي بنزن خالص ارائه مي‌شود ، در كشورهاي آنگلوساكسون «كلمه بنزول» را به جاي «كلمه بنزن» بكار مي‌برند.

بنزين (Benzine) از تصفيه مواد نفتي به‌دست مي‌آيد ، مخلوطي است از ئيدروكربورهاي سبك ( برعكس بنزن كه از نظر شيميايي جسمي است خالص بنزين مايعي است كه از اختلاط ئيدروكربورهاي مختلف به‌دست مي‌آيد _ جنس و نسبت اختلاط ئيدروكربنها در بنزين بستگي به نوع نفت اوليه و ميزان بنزين دارد) در درجات حرارت كم نيز بخاراتي از آن متصاعد مي‌گردد كه به آساني آتش مي‌گيرند به همين جهت آنرا به عنوان سوخت در ماشينها بكار مي‌برند ـ حلال خوبي است و خواص لكه‌گيري آن شبيه بنزن مي‌باشند غالباً آنرا اتر نفت (Petrolum Ether) مي‌نامند.

بوم كوپايبا (Baume de Copiva-Copiba Balsam) اين جسم را از بعضي درختان امريكاي جنوبي به‌دست مي‌آورند- از اختلاط چند اسانس معطر تشكيل شده‌است ـ علاوه بر مصارف پزشكي آنرا براي جلا‌دار كردن نقاشي‌هاي رنگ روغني و گاهي نيز به‌عنوان حامل و حلال مواد رنگي بكار مي‌برندـ معمولاً از اين ماده براي مرمت نقاشي‌هاي قديمي كه رنگهاي آن تيره و كدر شده‌اند استفاده مي‌كنندـ مخلوطي از اين جسم و اسانس تربانتين تصفيه شده به نسبت مساوي تهيه كرده و روي تابلوهاي رنگ روغني مي‌كشند ـ گاهي لازم است عمل را چندين‌بار تكرار نمايند تا رنگهاي كدر و مرده مجدداً جلادار شده و « رنگ زنده‌اي » به خود بگيرند پس از حصول نتيجه به كمك پنبه خامي كه به اسانس تربانتين آغشته شده تابلو نقاشي را تميز مي‌نمايندـ اعمال مزبور بايد با كمال حوصله و دقت انجام گيرند.

بيد(Mite – Clothe Moth) حشره‌اي است كوچك كه لارو آن (شكل نابالغ حشره Larve ناميده مي‌شود) هر نوع منسوج پشمي و اجناس مويي و خزي و پردار را فاسد مي‌كند ـ مشاهده حشره كوچك بالدار به رنگ سفيد خاكستري (نوع بالغ) بهترين پيش‌آگهي است بر آلوده شدن محيط و هرچه زودتر بايد با آن مبارزه شود ـ پاشيدن گرد نفتالين در نقاطي كه تهويه نمي‌شوند بسيار مؤثر است – گردگيري و‌ جابجا كردن البسه از پيشرفت فساد مي‌كاهد.

همچنين جارو‌كردن فرش از آلوده شدن آن جلوگيري مي‌نمايد ـ اشياء آسيب‌پذير را بايد قبلاً به‌دقت بازرسي كرده و در قفسه‌ها و صندوقهاي تقريباً نفوذ‌ناپذيري كه داخل آن رادي كلمربنزن گذاشته شود نگاهداري مي‌كنند ـ پرنده‌ها و حيواناتي كه تاكسي‌درمي (Taxidermy) (فن خاصي است كه براي نگاهداري پرندگان و پوست حيوانات ـ پس از تخليه امعاء و احشاء آنها متداول مي‌باشد) شده‌اند ممكن است مورد هجوم اين حشره واقع شوند به‌همين جهت در موزه‌ها و منازلي كه داراي اين قبيل اشياء مي‌باشند بايد با گذاردن داروهاي نامبرده در بالا از آلوده شدن آنها جلوگيري نمايند.

پارادي كلر بنزن (paradichlobenzene) ماده‌اي است حشره‌كش كه به شكل بلوهاي سفيد در تجارت در قوطي‌هاي كوچك نيم كيلويي به نام پارادي كلر (Para – Di - Chlor) ارايه مي‌شود – كافي است در قوطي را برداشته و در قفسه لباس بگذارند تا به‌تدريج متصاعد شود ـ بوي آن مانع از فعاليت و زندگي انواع حشرات مي‌باشد.

پاپيروس (Papyrus) پاپيروس را به‌جاي كاغذ در مصر و يونان و روم قديم بكار مي‌بردند و آنرا از ساقه ني‌هاي مخصوصي تهيه مي‌كردند ـ تعمير قطعات و اسناد پاپيروس بايد تحت‌نظر كارشناسان مخصوص انجام پذيرد ، يادآوري مي‌نمايد كه خيس‌كردن پاپيروس (براي مدتي كوتاه) سبب فساد آن نمي‌شود ليكن بايد قبلاً احتياط‌هاي لازم جهت «پخش» نشدن خطوط و نقوشي كه روي آن ترسيم شده به‌عمل آيد -  پاپيروس‌هاي لوله شده را اگر خشك و شكننده شده باشند بايد قبلاُ «نم» زد و بهتر است پس از باز كردن بلافاصله آنها را خشك نمايند براي گرفتن رطوبت ممكن است آنها را يكي دو مرتبه از الكل خالص عبور دادـ براي نگاهداري اسناد پاپيروس بهترين راه قرار دادن آنها ميان دو صفحه شيشه‌اي است. [38]