پارچهبافي قديم ايران
پروين برزين
پارچهبافي
از صنايعي است كه پس از ظهور اسلام در
ايران اهميت
زيادي يافتهاست.
ابن
خردادبه در كتاب «مسالك الممالك» و ياقوت
حموي در كتاب «معجم البلدان» و مسعودي در
كتاب « مروج الذهب » درباره پارچهبافي در
شهرهاي ايران مطالبي ذكر كردهاند كه
ثابت ميكند مراكز مهمي براي بافت پارچههاي
ابريشمي در اين مملكت وجود داشته كه
محصولات آن به خارج هم صادر ميشدهاست.
اصطخري
درباره پارچههاي ابريشمي بافت ايران
ميگويد« مخازن فرش و قماش كاخهاي
فاطميهاي مصر در ضمن آثار پربها و
ابريشم در سال 253 هجري به امر المعزالدين
الله خليفه فاطمي در شوشتر بافته شده و
مشتمل بر نقشة عالم و صورت اقاليم و كوهها
و درياها و شهرها و رودهاي آن بود»1
بنابراين شوشتر را بايستي در زمره مراكز تهيه
پارچه دانست. متأسفانه از قرون اوليه
نمونههايي در دست نيست تنها قطعات
باقيمانده متعلق به دوران فرمانروايي آلبويه است كه با كمال دقت بافته شده و از نظر
نقش و رنگ بسيار جالب توجه است. در بعضي از
اين قطعات اشكال هندسي ، خط كوفي يا حاشيههايي
از تصاوير حيوانات و دوايري كه در آنها
پرندگان و حيوانات گرد درخت زندگي قرار
دارند ميبينيم. مركز بافت اين پارچهها
را به شهر ري نسبت ميدهند. بنابراين
ملاحظه ميشود كه شهر ري در يك دوره از نظر
كارگاههاي بافندگي (آل بويه) و در دوره
ديگر (سلجوقيان) از نظر صنعت سفالسازي در
دنياي اسلام شهرت عظيمي كسب نمودهاست.
اين
شهر از شهرهاي بسيار قديمي ايران ميباشد
چنانكه در كتيبه داريوش در بيستون نيز نام
آن ديده ميشود. در دوران اسلام نيز اين شهر
اعتبار و اهميت خود را حفظ نموده بطوريكه
در شرق اسلامي بعد از بغداد شهري به
آباداني آن وجود نداشتهاست. اصطخري در
كتاب « مسالك الممالك» درباره ري چنين مينويسد:
«بزرگترين شهري است بر حدود مشرق و دروازههاي [39]
معروف دارد. بازارها و محلههاي معروف در
ري هست و كاروانسراها و بازرگانيهاي
بسيار در آنجا باشد.» در شارستان وي مسجد
آدينه و گرد بر
گرد شارستان ديواري است و همچنين گويد « و
اما ري كه بر حدود ولايت ديلمان است هم از
جبال بود و هم از خراسان و گذشته از بغداد
هيچ شهري در مشرق بزرگتر و آبادانيتر از
ري نيست مگر نيشابور».
ري
در دوران فرمانروايي آلبويه يكي از
شهرهاي آباد ايران بهشمار ميرفته و داراي
محلههاي معتبر ، دروازههاي مهم ، مدارس
متعدد ، بازارهاي مشهور و بناهاي معروف بود
كه نامشان در كتابها باقي ماندهاست. از
جمله بناهاي مقدس و مهم شهر ري مقبره بيبي شهر بانو است كه زيارتگاه مسلمين
ميباشد. آقاي محمد تقي مصطفوي مدير كل اسبق موزه ايران باستان كه مطالعات
مفصل و جالبي درباره بناهاي تاريخي شهر تهران و حومه دارند ضمن
مقاله مفصلي در گزارشهاي باستانشناسي
مجلد سوم در مورد قدمت اين بنا اظهار ميكنند
كه «اين بناي تاريخي مربوط به دوران آبادي
شهر ري بوده و از قرن چهارم هجري جديدتر
نيست و به احتمال نزديك به يقين از آثار
دوران آل بويه است ».
از
دوران آل بويه از شهر ري و بقعه بيبي شهربانو
و كوههاي نقارخانه پارچههاي نفيسي بدست
آمدهاست كه از آثار صنعتي و ذيقيمت ايران
بهشمار ميرود. متأسفانه قسمت اعظم اين
پارچهها از كشور خارج شده و اينك بعضي از
آنها زينتبخش موزههاي اروپا و امريكا و
برخي ديگر نيز متعلق به صاحبان مجموعههاي
خصوصي ميباشد. اغلب پارچههاي
باقيمانده از اين دوران يا روپوش تابوت و
قبر و يا كفن ميباشند. معذالك نميتوان
ادعا كرد كه در آن دوران تنها به بافت
پارچههاي بدين منظور فقط اكتفا ميشدهاست چنانكه در كتاب «روضهالصفا» ضمن شرح
حال فخرالدوله ديلمي از جامههاي دوخته و
پارچه هاي نفيس ذكري به ميان رفتهاست. |
|
از
دوران آلبويه كه از تاريخ 320 تا 447 در
ايران فرمانروايي مينمودهاند آثار
هنري و صنعتي زيادي بر جاي نمانده است تنها
يادگار باقيمانده از اين دوران چند قطعه[40]
پارچه ابريشمي است كه خوشبختانه
برروي بعضي از قطعات آن تاريخ بافت ذكر شده
و در حقيقت اين پارچهها اسناد ذيقيمت هنر
اين دوره مهم از تاريخ ايران بشمار ميروند.
يكي
از بهترين نمونه انواع اين پارچهها قطعهاي است
متعلق به موزة ايران باستان كه در سال 1337
خريداري شده به طول 43 و به عرض 35 سانتيمتر
كه قسمتي از يك قطعة پارچه بزرگتر است. و
چنين بر ميآيد كه صاحب اوليه براي اينكه
از فروش اين پارچه بتواند استفاده بيشتري بنمايد آنرا به قطعات
كوچكتر تقسيم نمودهاست(بعضي از قطعات
ديگر چنانكه يادآوري شد يا در موزههاي
خارج نگهداري ميشود و يا متعلق به صاحبان
مجموعههاي خصوصي است). نقش اصلي در اين قطعه پارچه عبارت از عقابهاي بزرگ دو سر است به رنگ قهوهاي روشن روي زمينة نخودي با بالهاي گشوده مردي را با خود به هوا ميبرند. در حاشيه بال آنها عبارت « من كبره همه كثره قيمه » به خط كوفي نقش گرديدهاست. اين پرندگان توسط نقوش شبيه درخت سرو از يكديگر جدا شدهاند بالاي سر پرندگان نوارهايي ديده ميشود كه با عبارت « من طاب اصله ذكي فعله» تزيين يافتهاست. (شكل 1) |
|||
1- پارچة ابريشمي با نقش عقابهاي دو سر
ـ دوران آل بويه ري
|
|
با اينكه براي آرايش اين قطعه پارچه هنرمند
سعي نموده نوشته كوفي را كه يك طرح متداول در دوران اسلامي [41] است بكار برد
ولي بطوريكه ملاحظه ميشود طرحهاي ديگري كه بر آن منقوش است كاملاً از
دورانهاي قبل اقتباس گرديدهاست و هنرمند كوشش داشته با رعايت دستورات مذهب
به موجوداتي كه نقش ميكند جنبه تزييني بخشد. سلجوقي:
از
پارچههاي دوران سلجوقي نمونههاي كمي
دردست ميباشد كه همه آنها هم از نظر تاريخي
و هم از جنبة هنري بسيار قابل ملاحظهاند.
نقوش آنها گرچه اقتباس از طرحهاي ساساني
است ولي آغاز پيشرفتي براي آينده است.
موضوعهايي كه براي طرحها انتخاب شدهاند
عبارتند از:
خطوط
مارپيچي و اسليمي و همچنين پرندگان و
حيواناتي كه داراي جنبه واقعي زندگي
نيستند و فقط به صورت طرح بر روي اين پارچهها
جلوهگري مينمايد. |
منسوجات دوره مغول و تيموري
از
اين دوران متأسفانه نمونههاي بسيار كمي
به يادگار ماندهاست. تزيين منسوجات متعلق
به قرن نهم هجري عموماً به سبك
چيني است كه توجه به صفحات مينياتور
باقيمانده از اين دوران اين مطلب را به
خوبي روشن ميسازد. نقوشي كه
برروي لباسها در صفحات مينياتورها مشاهده
ميگردند شامل نقش اژدها و يا گلهاي
شقايق و نيلوفر آبي است.
|
|
قطعه
پارچه نفيسي متعلق به موزه ايران باستان
نمونه پارچه ابريشمي زربفت باقيمانده از
قرن نهم هجري است كه نقش آن عبارت از جنگ
سيمرغ و اژدهاست. اژدها طرحي است كه در چين
معمول و مرسوم بوده و ايرانيان آن هنر را
از چين اقتباس نمودهاند ولي سيمرغ از
نقوش متداول و معمول دوران ساسانيان است
كه در اوستا نيز از آن نام برده شدهاست. در
شاهنامه داستان سيمرغ كه در بالاي كوه
البرز زال به اسفنديار رويينتن غلبه كند
مشهور است. فردوسي در مورد سيمرغ و آشيانهاش
اينطور سرودهاست:
يكي كوه بد نامش البرز كوه
به خورشيد نزديك و دور از گروه
بدان جاي سيمرغ را لانه بود
كه آن خانه از خلق بيگانه بود
نقش
سيمرغ به عنوان يك طرح برروي پارچههاي
ابريشمي متعلق به دوران آلبويه هم ديده
شدهاست. بنابراين هنرمندان اين دوران ضمن
اقتباس طرحهاي جديد از هنر چين سعي نمودهاند
آنها را با طرحهاي معمول در ايران نيز
تلفيق نمايند (شكل 3) |
|||
3- پارچه
ابريشمي زربفت با نقش سيمرغ و اژدها ـ قرن نهم هجري.
|
منسوجات دوره صفويه
دوران
صفويه را از نظر صنعت پارچهبافي بايستي
عصر طلايي ناميد چه پادشاهان اين سلسله با
تشويق هنرمندان و ايجاد مراكز مهمي جهت
پرورش و تربيت آنان در يزد ، كاشان و اصفهان
در تكامل اين فن عامل بسيار مؤثري بشمار ميروند.
پارچههاي
اين عصر كه از ابريشم و گاه با تار و پودي
از زر و سيم و يا مخملهاي رنگارنگي كه
بافته شدهاند از نظر رنگ
و طرح شهرت جهاني يافتهاند. در بافت
آنها منتهاي دقت و سليقه و حوصله بكار رفته
و بسياري از طرحهاي پارچههاي ابريشمي
خصوصاً تصاويري كه جهت منقوش ساختن پردهها
انتخاب گرديده شباهت زيادي با هنر
مينياتورسازي دارند. قطعات زيبايي از پارچههاي اين عصر اينك زينتبخش موزههاي امريكا و اروپا است. در موزة متروپوليتن دو قطعه پارچه ابريشمي تاريخدار از زمان شاهعباس كبير موجود است كه بر روي آنها نام بافنده « حسن و تاريخ 1008 هجري» ذكر شدهاست. |
![]() |
![]() |
||||
8- زري
سجادهاي ـ دوران صفويه اصفهان
|
7- زري
نوشتهدار ـ دوران صفويه اصفهان
|
6- زري
زمينه سورمهاي با نقش انسان ـ دوران
صفويه
|
5- زري
با نقش انسان - دوران صفويه
|
|
نمونه
ديگر قطعهاي است با نقش انسان به اندازههاي
بزرگتر كه هر كدام در يك دست صراحي و در دست
ديگر جامي دارند و بين هر دو انسان شاخه
درختي ديده ميشود كه بر روي آن پرندهاي
قرار گرفته است. (شكل 5)
نمونه
سوم يك قطعه زري زمينه طلايي از ابريشم
به رنگ سورمهاي است كه نقش جواني را با
لباس فاخر در باغي كنار جوي آب نشان ميدهد
كه پشت به درختي ايستاده و در يك دست صراحي
و در دست ديگر جامي دارد. براي تجسم جوي آب
چند ماهي و مرغابي در آب نمايانده شدهاست..(شكل6)
زري نوشتهدار
تزيين
و آرايش زري و پارچههاي ابريشمي با نوشته
به خط نسخ و نستعليق يكي ديگر از روشهايي
است كه در دوران صفويه متداول گرديدهاست.
غالباً اين طرح را يا براي روپوش قبور و يا
جهت پردههايي كه در مقبرهها و يا اماكن [44]
مقدسه مورد استفاده قرار ميگرفته ميبافتهاند
نمونهاي از آن ، قطعه زري زمينه طلايي است
از ابريشم قرمز و سورمهاي كه با سوره نصر
«اذا جاء نصرالله و الفتح … الخ» بطور
مكرر منقوش گرديده است (شكل 7)
گاه
نوشته و تصوير نباتات و يا شاخ و برگهاي
تزييني يكجا براي طرح بكار برده ميشدهاست چنانكه اين تلفيق را بر روي قطعه زري
سجادهاي زربفتي كه جهت روپوش قبر بافته
شدهاست ميتوان مشاهده نمود.(شكل 8)
داستان
گاه داستان رزمي و بزمي مقتبس از دواوين شعرايي چون فردوسي و نظامي به صورت طرحهايي در پارچههاي اين دوران مورد استفاده قرار ميگرفت كه اين نقشها قابل مقايسه با مينياتورهاي همزمان خود ميباشد. متأسفانه از اين نوع پارچه نمونهاي در موزه ايران باستان موجود نيست ولي در يكي از موزههاي معروف نيويورك قطعه پارچهاي ديده ميشود كه روي آن منظرهاي از داستان ليلي و مجنون نقش گرديدهاست. علاوه بر پارچههاي نامبرده نمونههاي زيادي از انواع مختلف گلدوزي و سوزنكاري از اين دوران باقيمانده است. نقش اين سوزنكاريها عبارتند از: طرحهاي هندسي ـ انواع گلها ـ و همچنين اشكال انسان و حيوان.[45] |
|
1--صفحه 417 خطوط مقريزي - صفحه 257 كتاب الفاطميون في مصر تأليف دكتر حسن ابراهيم. |