|
|
||
بهنام ، عيسي. "نقش رستم در تاجگذاري
پادشاهان ساساني". دوره 5،ش 60 (مهر 46):
15-ص20، تصوير.
|
||
|
|
||
خلاصه: موقعيت نقش رستم ، بناي كعبه زرتشت و
ويژگيهاي معماري آن و عملكردهاي مختلفي
كه به
اين بنا نسبت دادهاند ، نقش رجب و بررسي سه
نقش تاجگذاري شاهان ساساني بطور
جداگانه.
|
نقش
رستم ـ مكان مقدس واقع در نزديكي تخت جمشيد
كه آرامگاه تعدادي از پادشاهان هخامنشي در
آن تراشيده شده و تاجگذاري پادشاهان
ساساني در كنار آن نقش گرديده است.
|
|
||
نقش رستم در تاجگذاري پادشاهان
ساساني
دكتر عيسي بهنام
استاد دانشگاه
ناحية واقع در كنار كوه حسين كه
امروز نقش رستم نام دارد و فاصلة آن از تخت
جمشيد بيش از شش يا هفت كيلومتر نيست از آغاز
تشكيل شاهنشاهي هخامنشي مكان مقدسي بودهاست.
(شكل 1) در عهد پادشاهي كوروش بزرگ در اين محل بناي سنگي عجيبي ساخته شدهبود كه هر يك از دانشمندان باستانشناس راجع به آن عقيدة بخصوصي اظهار كردهاند بدون اينكه بتوانند هويت آنرا معلوم سازند. (شكل 2) اين بنا را نويسندگان ايراني
در دوران اسلامي كعبة زردشت ناميدهاند. در
واقع شكل آن مكعب مستطيلي است كه تنها يك مدخل
دارد كه بهوسيلة پلكاني از سنگ به آن راه مييابند. در هر طرف نماي اين كعبه چهار پنجرة
كور وجود دارد. كلمة پنجرة كور كاملاً با اين
شبه پنجرهها تطبيق ميكند زيرا از دور اين
طور به نظر مي رسد كه واقعاً كعبة زردشت
بهوسيلة اين پنجرهها كه در دو طبقه قرار
گرفتهاند روشن ميشود ولي در واقع پنجرهاي
وجود ندارد و اين فقط فرورفتگيهايي هستند
كه به تقليد پنجره ساخته شدهاند. |
|||
بناي مشهور به كعبه زردشت كه در
برابر آرامگاههاي پادشاهان هخامنشي در
نقش رستم قرار دارد.
|
|
اين بنا تماماً از سنگ است ولي در ازارة
بالاي آن با سنگ از پوششهاي چوبي تقليد شده
و نقش دندانهواري بهوجود آمدهاست. ديوارهاي چهار طرف كعبه نيز صاف
نيست بلكه فرورفتگيها و پيشآمدگيهايي
در آن بهوجود آوردهاند. رويهمرفته از نظر
تناسب اندازهها و خطوط و زينت خارجي كعبة
زردشت بناي زيبايي است كه از نظر اصول
معماري نميتواند مورد ايراد قرار گيرد. پروفسور گيرشمن در كتاب «ماد و پارس»
(در صفحة[15] 221 ترجمة عيسي بهنام بنگاه ترجمه و
نشر كتاب 1946) اظهار ميكند كه اين بنا
معبدي است و اضافه ميكند هرودت در آنجا كه گفتهاست ايرانيان معبدي نداشتهاند و
نقش خدايان را مجسم نمينمودهاند اشتباه
كردهاست و اين كعبه همان معبد ايرانيان در
زمان كوروش بزرگ است معلوم نيست مقصود پروفسور گيرشمن
از كلمة معبدچي است. اگر بخواهيم بگوييم
مردم در اين محل عبادت ميكردهاند صحيح
نيست زيرا اين كعبه آنقدر كوچك است كه
محوطة داخل آن گنجايش
بيش ازدو نفر را ندارد. و نيز نميتوان
اظهار كرد كه در داخل آن مثلاً مجسمهاي از خداوندي قرار داده ميشده و عبادت كنندگان
به مناسبت وجود آن مجسمه در اطراف آن كعبه
به عبات مي پرداختهاند زيرا اولاً ما ميدانيم كه ايرانيان براي تنها خداي بزرگشان
كه اهورامزدا ناميده ميشد هيچوقت مجسمهاي نساختهاند و ثانياً منطقي نيست كه
مجسمهاي بسازند و آنرا در اتاق كوچكي
مانند كعبة زردشت قرار دهند. بعلاوه هيچ يك
از متون همزمان هخامنشيها اشاره به چنين
مطلبي نكردهاست . بنابراين كلمة معبد به
اين بنا نميتواند اطلاق شود. بعضي از
دانشمندان گفتهاند آرامگاهي بودهاست.
ميتوان پرسيد آرامگاه كدام پادشاه ؟ بعضي
ديگر مانند مرحوم گدار گفتهاند آتشكاهي
بودهاست كه آتش مقدس را در درون آن قرار
ميدادهاند و در مواقع انجام تشريفات
مذهبي از آن استفاده ميكردهاند. با اينكه نزديك اين كعبه دو آتشدان
سنگي از زمان كوروش هنوز وجود دارد بعيد
بهنظر ميرسد كه آتشي در اين كعبه بتواند حفظ
شدهباشد زيرا همه ميدانيم كه آتش احتياج
به هوا دارد و درون اين كعبه طوري ساخته
شدهاست كه وقتي مدخل بزرگ سنگي آن بسته
باشد حتي يك چراغ روغني نميتواند بيش از
چند ساعت در آن روشن باشد. عجيبتر اينكه نظير كعبه زردشت در
پاسارگاد و كمي دورتر از آن در محلي مرسوم
به تخت رستم نيز وجود دارد كه به صورت نيمه
ويرانه است. آقاي ويكندر باستانشناس معروف
عقيده دارد كه اين كعبه معبد الهة آناهيت
بودهاست و مجسمة اين الهه در آن قرار
داشتهاست و آقاي پروفسور گيرشمن پس از
بيان نظر دانشمند فوق اضافه ميكند كه در
اين صورت احتمالاً اين برج مربوط به پرستش
خداوندان سه گانة « مزداـ سروشـ اشي » يا
[16]« اهورامزدا
ـ ميترا ـ آناهيتا» است. با اين حال دانشمند مزبور در صفحة 230
كتاب نامبرده تأييد ميكند كه در برج نقش
رستم آتش ابدي حفظ ميشدهاست. بنابراين بايد پذيرفت كه هنوز اين
مطلب روشن نشدهاست كه اين بنا براي چه
منظوري در زمان كوروش بزرگ ساخته شدهاست.
ولي هر چه بوده محل مقدسي بوده است و سبب
مقدس بودن آن در
دورانهاي بعد يعني زمان پادشاهي اشكانيان
و ساسانيان براي ما روشن است. ضمناً بايد متوجه بود كه اين مكان
مقدس احتمالاً در زمان پيش از زمان
هخامنشيها نيز مورد احترام از نظر مذهبي
بودهاست زيرا در دوران ايلامي يعني در
حدود 1200 سال پيش از ميلاد نيز در دامنة كوه
حسين نقوش برجستهاي از پادشاهان آن زمان
برجاي ماندهاست. |
|
در نقش رجب تاجگذاري اردشير بابكان
(224 تا 241 ميلادي) در سنگ تراشيده شدهاست.
متأسفانه اين نقش در نتيجه صدماتي كه
آفتاب و باران به آن وارد آوردهاند خراب
شده[17] و عكس آن قابل تشخيص نيست. در وسط نقش
، شاهنشاه از دست
اهورامزدا تاجي را كه به صورت حلقهاي است
و از يك طرف آن نوارهايي آويزان است ميگيرد(باستانشناسي ايران باستان تأليف پروفسور واندنبرگ و ترجمة عيسي بهنام كتاب شمارة 1069
از انتشارات دانشگاه تهران سال 1345). پروفسور هرتسلفد كلمة تاج بهكار
نبرده و گفتهاست حلقة اتحاد. آقاي علي
سامي استاد دانشگاه شيراز عقيده دارد كه
اين حلقه همان تاج است. اين مطلب هنوز
كاملاً روشن نيست. در عقب پادشاه پسرش
شاپور اول دست راست خود را به نشانة احترام
بلند كردهاست. در عقب
اين
منظره يك پيشخدمت ديده ميشود كه بادبزني
در دست دارد. در سمت راست ملكه و يك نديمه
در غرفهاي نشان داده شدهاند. در ميان شاه و خدا دو بچه ديده
ميشوند. در سمت چپ اين نقش برجسته شخص بدون
ريشي مجسم شده كه دست راست خود را به علامت
احترام بلند كرده و در كنار او كتيبهاي به
خط پهلوي نقش شدهاست. (شكل 4) |
|
|
|
|
|||
تاجگذاري نرسي در نقش رستم |
تاجگذاري اردشير بابكان در نقش رستم |
تاجگذاري شاپور اول در نقش رجب ـ
شاهنشاه تاج را از اهورامزدا مي گيرد
|
مؤبد مؤبدان كرتير در نقش رجب
|
|
اين نقش موبد موبدان كرتير معروف
است كه در مدت پادشاهي هفت پادشاه ساساني
قدرت مذهبي را در دست داشت و پايه و اساس
مذهب زردشت را استوار كرد. تاجگذاري شاپور اول (241 تا 272 ميلادي)
نيز در نقش رجب در كنار نقش تاجگذاري
اردشير بابكان مجسم شدهاست . شاهنشاه نشانة پادشاهي را از دست
اهورامزدا ميگيرد. شاه و خدا هر دو سوار بر
اسب اند و روي سينة اسب كتيبهاي به خط
پهلوي و به خط يوناني نوشته شدهاست. تاجگذاري
اردشير بابكان در نقش رستم نيز مجسم
گرديدهاست. شاه در طرف چپ قرار گرفته و از دست
اهورامزدا نشانة پادشاهي را ميگيرد. اين
نشانه عبارت از حلقهاي است كه نوارهايي از
اطراف آن آويزان است. شاه و خدا هر دو بر
اسب سوارند و زير پاي اسبهايشان جسد
دشمنان
لگدكوب ميشود. زير پاي اردشير نقش اردوان پنجم
آخرين پادشاه اشكاني و زير پاي اهورامزدا
نقش اهريمن است. پشت سر پادشاه خدمتگزاري
بادبزني در دست دارد. روي سينة اسب اردشير
كتيبهاي به زبان پارسي و پهلوي و يوناني
نوشته شدهاست و روي شانة اسب اهورامزدا
نوشتهاي به خط آرامي ديده ميشود. مجلس ديگري در نقش رستم تاجگذاري
نرسي (293 تا 302) را نشان ميدهد. پادشاه در
حالي كه ايستاده است از دست الهة آناهيت
تاج پادشاهي را ميگيرد. يك شاهزادة كوچك
در ميان او و الهه ايستاده است. در سمت چپ
وزيري در حال[18] احترام ايستاده و شخص ديگري
كه نقش او نيم
تمام مانده در كنار او ديده
ميشود. |