مشكوتي، نصرت‌الله. "نگاهي به تاجگذاري شاهنشاهان ايران در اماكن باستاني و مراكز تاريخي". دوره 5، ش 60 (مهر 46): ص27-39، تصوير.

 

خلاصه: بررسي تاجگذاري شاهنشاهان ايراني در دوران پيش از اسلام كه ازجمله آئين‌هاي مذهبي و سنتهاي قومي و تاريخي بوده ، شرح تاجگذاري كوروش بنابر اسناد تاريخي ، تاجگذاري اشكانيان و شاهان ساساني: بررسي اين مراسم  بنابر نقوش برجسته از نقش رجب ، تاجگذاري انوشيروان در تيسفون ، بررسي طاق كسري از نظر ابعاد و ساير بناهاي ايوان مدائن ـ شرحي بر تاجگذاري شاهان ايراني در دوران اسلامي از خلال نوشته‌هاي جهانگردان و اشعار شاعران ايراني.

نگاهي به تاجگذاري شاهنشاهان ايران

در اماكن باستاني و مراكز تاريخي

نصرت الله مشكوتي  

عضو شوراي عالي باستانشناسي

بخش اول ـ تاجگذاري شاهنشاهان ايراني در دوران پيش از اسلام

در ايران باستان جلوس شاهشاهان بر تخت سلطنت و اجراء مراسم تاجگذاري از جمله آيين‌هاي باستاني و مذهبي و سنت ملي و تاريخي بشمار مي‌آمده‌است. اين رسم فرخنده در دوران هخامنشي و اشكاني و ساساني و بعد از اسلام و تا عصر حاضر در كشور كهن‌سال ايران اجراء شده‌است ، و برگزاري تشريفات آن كه خواسته مردم اين سرزمين بوده و هست در عداد مهمترين سنن ملي و اجتماعي و باستاني اين مرز و بوم مي‌باشد. كورش كبير (599ـ 529 پيش از ميلاد) بنيانگذار شاهنشاهي ايران و نخستين اعلام كنندة حقوق انساني كه فرمان آن به‌نام فرمان كورش كبير مشهور جهانيان است ، پس از فتح بابل (539 پيش از ميلاد) بنا به درخواست مردم آن سرزمين در كاخ پادشاهي بابل بر تخت پادشاهي جلوس نمود. گزنفون مورخ يوناني تشريفات باشكوه جلوس اين شاهنشاه هخامنشي را به تفصيل در كتاب كورش‌نامه ضبط كرده‌است كه خلاصه آن  چنين است:

« پس از تهيه كليه تشريفات تاجگذاري در طرفين مسير شاهنشاه هخامنشي سربازان قرار داشتند و پاسداران سلطنتي براي برقراري نظم و ترتيب در چنين جشن باشكوهي با البسه فاخر پاسداري مي‌نمودند. سربازان پياده و سوار در مقابل درهاي كاخ به حالت احترام صف كشيده بودند ، سواران از اسب پياده شده و به منظور اداء حق احترام دستهاي خود را بر سينه نهاده جمعي از پارسيها و موافقين آنها در اين تشريفات حضور داشتند ـ گردونه‌هاي فراواني در اطراف كاخ مستقر شده بود ، هنگاميكه گردونه كورش كبير از دروازة كاخ شاهنشاهي بابل خارج مي‌شد ، چنان شور و اشتياقي در حضار ايجاد گرديد كه جملگي در مقام  تعظيم و تجليل بر‌آمدند ، سپس قرباني فراوان كردند ، تا اينكه شاهنشاه هخامنشي با جامه‌اي فاخر و گرانبها كه مزين به انواع جواهر بود در ميان بزرگان و سرداران و سپاهان پارسي و لشگريان مادي و كشورهاي تابعه بر تخت زرين كاخ كه در مقابل معبد بابل قرار داشت جلوس نمود ، در اين موقع رئيس روحانيون با كمال  احترام و خضوع تاج شاهي را بر سر كورش كبير نهاد. پس از اجراء مراسم تاجگذاري و تعيين و معرفي وليعهد بنا به فرمان كورش به كليه سران حاضر خلعت شاهانه داده شد….»

 با كشف استوانه گلي كه در سال 1879 ميلادي در بابل بدست آمده‌است و اكنون در موزة بريتانيا محفوظ است ، اين نكته مسلم گرديده‌است كه كورش كبير در كاخ شاهي بابل بر تختگاه جلوس نموده و تشريفات عظيمي در آن برپا شده‌است. ترجمه مفاد كتيبة استوانة تاريخي كه به خط بابلي مي‌باشد بدين شرح است:

«منم كورش شاه جهان شاه بزرگ شاه نيرومند شاه بابل زمين شاه سرزمين سومر و «اكد» شاه «چهار گوشه» (جهان ) پسر كمبوجيه شاه بزرگ شاه انشان نواده كوروش شاه بزرگ شاه[27] انشان از تخمه چيش پيش شاه بزرگ شاه انشان از دودمان سلطنتي جاويدان كه «بعل و نبو» فرمانروايي آنان را گرامي مي‌دارند و سلطنت آنان را به جان و دل خواستارند. هنگاميكه من به آرامش به بابل درآمدم با سرور و شادماني كاخ شاهي را جايگاه فرمانروايي قرار دادم. مردوك خداي بزرگ مردم گشاده‌دل بابل را بر آن داشت تا مرا… … من هر روز به ستايش او همت گماشتم سپاه بيشمار من بي‌مزاحمت در ميان شهر بابل حركت كرد. من به هيچ‌كس اجازه ندادم كه سرزمين «سومر» و «اكد» را دچار هراس كند. من نيازمنديهاي بابل و همه پرستشگاههاي آن را در نظر گرفتم و در بهبود وضعشان كوشيدم. من يوغ  ناپسند مردم بابل… … را برداشتم. خانه‌هاي ويران آنان را آباد كردم. من به بدبختيهاي آنان پايان بخشيدم. مردوك خداي بزرگ از كردارم خشنود شد و به من «كورش شاه» كه او را ستايش كردم و به كمبوجيه فرزندم كه از تخمة من است و به تمام سپاه من بركت ارزاني داشت و از صميم قلب مقام شامخ او را بسي ستودم.  تمام شاهاني كه دربارگاههاي خود بر تخت نشسته‌اند در سراسر چهار گوشه جهان از درياي زبرين تا درياي زيرين كساني كه در … … مسكن داشتند تمام شاهان سرزمين باختر كه در خيمه‌ها مسكن  داشتند مرا خراج گران آوردند و در بابل بر پايم بوسه زدند. از … … تا شهرهاي «آشور» و «شوش» و «آگاده» و «اشنونا» و شهرهاي «زمبان» و «مورنو» و «دِر» تا ناحيه سرزمين «گوتيوم» شهرهاي مقدس آن سوي دجله را كه مدتي دراز پرستشگاههايشان دستخوش ويراني بود تعمير نمودم و پيكرة خداياني را كه جايگاه آنها در ميان آنان بود به جاي خودشان باز گرداندم و در منزلگاهي پايدار جاي دادم. من همة ساكنان آنها را گرد آوردم و خانه‌هايشان را به آنان پس دادم. خدايان سومر و اكد كه «نبونيد» آنها را به بابل آورده و خداي خدايان را خشمناك ساخته بود من به خواست مردوك خداي بزگ به صلح و صفا به جايگاه پسنديده خودشان باز گرداندم. باشد كه تمام خداياني كه من در پرستشگاههايشان جاي داده‌ام روزانه مرا در پيشگاه «بعل» و «نبو» دعا كنند. باشد كه زندگاني من دراز گردد. باشد كه به مردوك خداي بزرگ بگويند كوروش پادشاه كه تو را گرامي مي‌دارد و فرزندش كمبوجيه … باشد…» [28]

آثار و نقوش با عظمت پاسارگاد و تخت جمشيد و نقش رستم و نقش رجب واقع در سرزمين پارس اسناد دقيقي داير بر معرفي مراسم جلوس ساير شاهنشاهان هخامنشي و برگذاري مجالس تاجگذاري آن شهرياران بنام است.

داريوش بزرگ در پاسارگاد برابر آرامگاه كوروش كبير تاج شاهنشاهي را بر سر نهاد و ضمن انجام تشريفات مذهبي و درباري دختر كوروش را در مقام و عنوان ملكه ايران معرفي نمود.

در روي يكي از بدنه هاي دروازه شمالي تالار صد ستون تصويري از داريوش را بر روي سنگ نقره نموده‌اند كه شاهنشاه هخامنشي بر تخت شهرياري جلوس نموده ، در زير نقش شاه نقوش برجسته پنج رديف سربازان پارسي و مادي (هر رديف شامل ده سرباز) كه پنج نفر رو بطرف راست و پنج نفر به سوي چپ قرار گرفته‌اند و هر ده نفر به وسط نگاه مي‌كنند ديده مي‌شود.

در اين حجاري ، شاهنشاه عصايي در دست راست و گُلي در دست چپ دارد. در برابر شاهنشاه يكي از سركردگان مادي به حالت احترام ايستاده است ، در فاصله حجاري شاه و سركرده مادي دو ظرف عود سوز و يا مجمر ديده مي‌شود ، در پشت سر تصوير مادي مأمور افروختن عود و روشن نمودن دو مجمر مشاهده مي‌شود ، در پشت سر شاهنشاه سه نفر قرار گرفته‌اند كه بايد نفر اول از خدمتگذاران شاه باشد كه مگس پراني در دست دارد ، نفر دوم اسلحه‌دارباشي سلطنتي است كه خنجر زرين شاهنشاه را به كمر دارد و در دست راست تبر سلطنتي را به‌دست گرفته و تير و كمان را در كمان‌دان كه بر پشت نگاهداشته است جاي داده ، نفر سوم نيزه‌دار شاهي است.

 تصوير استوانه گل پخته به خط ميخي بابلي حاوي فرمان كوروش كبير شاهنشاه هخامنشي مبني بر اعطاي آزادي به مردم پس از فتح بابل (539پيش از ميلاد)  كه به سال 1879 ميلادي در كاوشهاي باستانشناسي بابل بدست آمده و اكنون در موزة بريتانياست

اين حجاري تالار صد ستون را مي‌توان نموداري از مراسم جلوس داريوش بزرگ و انجام تشريفات سلام شاهنشاهي در آن تالار دانست كه شاه بر اورنگ شاهنشاهي ايران تكيه[29] زده سربازان پارسي و مادي در دو صف به حالت نظم و احترام صف كشيده راه عبور بزرگان و درباريان و ساير طبقات را براي باريافتن به حضور شاهنشاه و عرض تبريك پاسداري مينمايند.

همچنين در دروازه شرقي كاخ مركزي كه بنام كاخ سه دروازه و يا كاخ مركزي خوانده مي‌شود. نقش برجسته‌اي در روي سنگ نقر گرديده‌است ، اين تصويري ديگر از داريوش بزرگ است كه برفراز اورنگ شاهنشاهي جلوس نموده ، در حاليكه خشايارشا وليعهدش پشت سر وي ايستاده است. تخت شاهي را نمايندگان بيست و هشت ملت تابع ايران بر روي دست نگاهداشته‌اند.

در بالاي اين صفحه حجاري نقش فروهر در حالت پرواز حجاري شده است.

 درگاه شمالي تالار صد ستون

 بقاياي كاخ كوروش و تالار آن ـ پاسارگاد

در دو ايوان شرقي و جنوبي عمارت معروف به خزانه تخت جمشيد دو مجلس حجاري[30] با شكوه به درازاي 29/6 متر و به بلندي 70/2 متر ديده ميشود، صحنه اين نقوش شامل تصوير داريوش بزرگ هخامنشي است كه بر روي تخت جواهر‌نشان جلوس نموده‌است. عصاي بلند شاهانه را در دست راست و شاخه گُلي در دست چپ دارد، در پشت سر شاهنشاه ، خشايارشا پسر و وليعهدش ايستاده است ، در عقب وليعهد موبد موبدان و اسلحه‌دارباشي شاهي در حالي كه خنجري با تزيينات فراوان و ممتاز به كمر دارد نقش شده‌است. در پايان اين صفحه حجاري دو تن از نگهبانان سلطنتي با تمام تجهيزات مشاهده مي‌شوند در برابر تخت داريوش دو ظرف عود سوز پايه‌دار كه در آنها به وسيله زنجير نازكي به عود‌سوز وصل مي‌شود گذارده شده ، پس از آن يك تن از بزرگان مادي به حالت احترام به عرض گزارش اشتغال دارد.

نقش ايوان جنوبي كه عيناً مانند حجاري ايوان شرقي مي باشد در سال 1317 خورشيدي با مجموعة ديگري از آثار تخت جمشيد براي نصب به موزه ايران باستان فرستاده شد ، اينك صفحه حجاري مزبور در طبقه اول تالار موزه ايران باستان به معرض ملاحظه گذارده شده‌است.

مؤسس سلسه اشكاني بنام ارشك (اشك) در سال 247 پيش از ميلاد در شهر اشك در محل آتشكده معروف به آناهيتا (استخر) تاجگذاري نمود.

آتشكده آناهيتا كه بنام استخر هم ناميده مي‌شود بايد در محل ويرانه‌هاي شهر استخر (تخت طاووس) كه در نزديكي جلگه مرودشت است از عهد هخامنشي بنيان نهاده شده باشد ، اكنون در اين محل آثار باروهاي خشتي و ستون سنگي و ديوارهاي هخامنشي ديده مي‌شود.

بيشتر پادشاهان اين سلسله كه در حدود پنج قرن (از سال 253 پيش از ميلاد تا 224 ميلادي)  بر ايران در نهايت قدرت و اعتبار سلطنت نموده‌اند ، در پايتخت‌هاي آن روز مانند شهر صد دروازه (دامغان) و هگمتانه (همدان كنوني) و تيسفون و مراسم تاجگذاري را انجام داده‌اند.

شاهنشاهان اشكاني در شهر تيسفون كاخ عظيمي با آجر بنا نهادند و ايوان رفيعي در مقابل آن براي برگذاري مراسم تشريفات برپا كردند ، و معروف است كه تخت طلاي اشكانيان در ين ايوان نصب شده بود همچنين كاخ الحضر در كنار دجله در زمره قصور معروف اين سلسله است. برخي از باستان‌شناسان و محقيقين طاق كسري را از بناهاي دوره اشكانيان مي‌دانند.

شاهنشاهان سلسله ساساني كه در حدود پنج قرن (211 – 674 ميلادي) در ايران سلطنت نموده‌اند بيشتر آنان به تقليد شاهنشاهان هخامنشي در مراكز و شهرهاي مهم آن روز مانند تيسفون و شهر صد دروازه (دامغان) و هگمتانه (همدان) كه به پايتختي انتخاب شده بود براريكة سلطنت جلوس نموده مراسم تاجگذاري را انجام داده‌اند. همچنين مورخين را عقيده بر اين است كه شهرياران اين سلسله از لحاظ رعايت احترام موبدان و حفظ حيثيت و اعتبار آتشكده‌ها همواره مراسم جلوس و اجراء سنت تاجگذاري را بنا به شيوه اجدادي و نياكان خويش در آتشكده‌ها و بالاخص در آتشكده آناهيتا (استخر فارس) برگذار نموده اند ، و برخي را عقيده بر اين بوده‌است كه براي بار دوم پس از تاجگذاري در آتشكده‌ها ، چنانكه گذشت در مراكز مهم تاجگذاري كرده‌اند.

اردشير بنيانگذار سلسه عظيم الشأن ساساني (212 – 226 ميلادي) در سال 226 ميلادي در زادگاه خويش و آتشكده آناهيتا (استخر) و همان محلي كه جدش ساسان نيز مراسم تاجگذاري را انجام داده بود جلوس نمود.

از اين پس اين آتشكده كه به نام اردشير هم شهرت يافته‌است در عداد آتشكده‌هاي سلطنتي در آمد و همواره محل رفت‌و‌آمد و مركز نيايش شهرياران ساساني و موبدان و بزرگان كشور گرديد.

نقوش حجاري گوياي دو محل نقش رجب (سه كيلومتري  شمال تخت جمشيد) و نقش رستم (4 كيلومتري كوهستان حاجي آباد) بر روي سنگ سند ديگري بر اجراي مراسم تاجگذاري و جلوس اردشير اول و شاپور اول و بهرام دوم و نرسي بر تخت شاهنشاهي ايران مي‌باشد .

در نقش رجب تصوير اردشير بابكان ديده مي‌شود كه شعار شاهنشاهي و سلطنت را از مظهر اهورامزدا مي‌گيرد ، در پشت سر اهورامزدا نقش دو زن به حالت احترام حجاري شده‌است. پشت سر[31] اردشير يكي از خدمه مگس‌پراني در دست دارد ، و تصويري از درباريان به حالت احترام حجاري شده‌است. تصويري از موبد موبدان كه به حال احترام مشاهده مي‌شود خارج از هشت تصوير بالا حجاري شده‌است.

نقش ديگر متعلق به شاپور اول است كه در طرف راست آن مظهر اهورامزدا سوار بر اسب نقر شده در حاليكه شعار پادشاهي را به شاپور اعطاء مي‌كند ، در طرف چپ شاپور سوار بر اسب است و عده‌اي از بزرگان كشور عقب سر وي ايستاده‌اند ، در نقش رستم بناي مشهور كعبة زردشت كه از آثار معتبر دوران هخامنشي و صحنة نقش نرسي (295 تا 304 ميلادي) در حاليكه شعار و حلقه شهرياري را از مظهر آناهيتا مي‌گيرد باقيمانده است.

 نقش برجسته اردشير بابكان كه حلقه شاهنشاهي را از اهورامزدا ميگيرد ـ نقش رستم شيراز

 

گذشته از نقوش مذكور تصاوير ديگري متعلق به هرمز دوم و بهرام دوم و اردشير بابكان (در حال سوار) در هنگام دريافت شعار پادشاهي از مظهر اهورامزدا ، كه سوار بر اسب نشان داده شده ، در اين محل نقر شده‌است.

اردشير بابكان مؤسس سلسلة ساساني در نطق تاجگذاري خويش چنين گفته‌است:

« ما تمام كوشش خود را براي حفظ عدالت به كار خواهيم برد ، همه رعاياي ما مشمول حمايت و عنايت ما خواهند شد ، ما به مردم كشورهاي خود فرواني داده و اموالي كه با جبر و زور از آنها گرفته شده باز خواهيم داد ، عدالت بطور يكسان شامل قوي و ضعيف خواهد بود ، عدالت سرچشمه تمام خوبيهاست ، بي عدالتي از علائم بارز خرابي هر كشور است».

هنگاميكه اردشير تاج و تخت را به پسرش شاپور اول واگذار كرد چنين گفت:

« شادي تو بايد بر بسط عدالت متكي و شعار سلطنت بايد بخشندگي باشد ».

همچنين تصوير مجلس تاجگذاري بهرام اول (273 – 277 ميلادي) در نقش برجسته بيشابور (تنگ چوگان) كازرون در چند صحنه حجاري نشان داده شده‌است كه دليل و سند مهمي در اجراء اين مراسم با فَّر و شكوه در اين محل تاريخي و باستاني است. اين صحنه حجاري ممتاز[32] بهرام اول را در حالت سوار بر اسب نشان مي‌دهد ، كه شعار پادشاهي را از مظهر اهورامزدا دريافت مي كند.

 نقش برجسته بهرام اول كه شعار سلطنت را از اهورامزدا ميگيرد ـ تنگ چوگان نيشابور كازرون

نقوش با عظمت و مناظر متنوع حجاري طاق بستان كرمانشاه (379 – 382 ميلادي) حاكي ازآيين تاجگذاري اردشير دوم ساساني در اين مكان تاريخي است ، اين صحنه حجاري ، كه در خارج دو طاق (طاق بزرگ و كوچك خسرو پرويز و مناظر شكارگاه) مي‌باشد ، بقرار مشهور متعلق به مجلس تاجگذاري اردشير دوم است. در اين نقش تصوير اردشير بابكان و ميترا رب‌النوع خورشيد هم سالم مانده‌است.

مهمترين صحنه مراسم تاجگذاري در سلسله ساساني برگذاري آيين جلوس و انجام تشريفات سلطنتي و درباري خسرو اول انوشيروان (531 – 579 ميلادي) در تيسفون و كاخ طاق كسراي (ايوان مدائن) بغداد است.1

پايتخت شاهنشاهي ايران در زمان خسرو اول در محل تيسفون اصلي (Tespon) در شرق دجله واقع شده بوده‌است ، كاخ شاهنشاهان ساساني در محله‌اي به‌نام اسپانبر قرار داشته است ، اين كاخ عظيم شامل باغات ، تالارها ، عمارات و قصور متعددي بوده ، كه بناي طاق كسري كنوني در ميان آن برپا بوده‌است.

مجموع مساحت كليه ابنيه طاق كسري و آثار اطراف آن در حدود 000/ 120متر مربع بوده ، اين محوطه وسيع شامل طاق كسري و متعلقات ديگري به نام خزانه و بستان كسري مي‌باشد. ايوان كسري مهمترين قسمت از مجموع كاخ تيسفون است كه امروز برپا است ، نماي آن به‌طرف مشرق است و 28/29 متر ارتفاع دارد و شامل ديوار ي است بدون پنجره كه طاقنماهايي در طرفين و سرتاسر آن ساخته شده و ميان طاقنماها نيم ستوني در دو جانب با قوسهاي هلالي وجود دارد ، مجموع اين طاقنماها و قوسها و نيم ستونها در چهار طبقه از پايين به بالا گنجانيده شده‌است. امكان دارد كه روي اين بناي عظيم آجري را با پوششي از گچ سفيد كرده باشند و برخي از قسمتهاي بنا را رنگ زده باشند. در بعضي از قسمتهاي بنا بقايايي از روكش سنگ مرمر مشاهده مي‌شود.

ايوان بزرگ بصورت گهوارة بيضي‌شكل در ميان نماي بنا قرار گرفته است  و عرض آن 63/65 متر و درازاي آن 76/43 متر است. در پشت ديوارهاي طرفين ايوان پنج تالار كم ارتفاع‌تر از ايوان مركزي با طاق گهواره‌اي شكل ساخته شده بوده‌است. در جنبين ايوان طاقهاي فراوان ديگر وجود داشته‌است. ضخامت ديوارهاي آجري به طور كلي بسيار زياد است. در درون تالار تزييناتي بصورت گچبري وجود داشته است.

 طاق بستان كرمانشاه

تا پيش از سال 1888 ميلادي تمام نماي اين بناي عظيم كه بنا به نوشته «ابن خردادبه» كوهي را دركاخي تراشيده‌اند بر جاي بوده‌است ، در همين سال قسمت شمالي ايوان بزرگ خراب شده‌است.

در باب عظمت و شهرت ساختمان طاق كسري و تالارهاي با رعام و تزيينات داخلي و فرش و ساير تصاوير و نقوش و اشياء زرين و تابلوهاي گرانبهاي آن شروح مفصلي در تواريخ ثبت و ضبط است كه كلاً حاكي از مجد و جلال اين كاخ شاهي نيز مي‌باشد.

از مهمترين و با شكوه‌ترين كاخهاي دوره ساساني كه به‌طور قطع مراسم جلوس و تشريفات شاهنشاهي در آن اماكن برگذار مي‌شده‌است بايد نام كاخ بهرام‌گور در سروستان فارس و كاخ معروف به ايوان كرخه برده شود. [34]

  بخش دوم

تاجگذاري پادشاهان در دوران اسلامي

نهضت اقوام ايراني در قرون اوليه اسلام و پيدايش حس استقلال‌طلبي و اتكاء به تاريخ پر افتخار گذشته موجب گرديد كه جنبش‌هاي ملي در سراسر كشور ايران وسعت يابد تا آنكه در نتيجه قيام‌هاي مختلف تاريخي سلسله طاهريان (205 – 259 هـ .ق.) در ايران (خراسان) تأسيس گرديد ، پايتخت طاهريان شهر نيشابور (شادياخ) بود.

در طي تاريخ دوران صفاريان (247 – 393 هـ . ق.) و امارت يعقوب ليث صفاري و امراي دوره ساماني (279 – 389 هـ .ق.) به‌نظر مي‌رسد تشريفاتي كه حاكي از اجراء مراسم جلوس و تاجگذاري باشد تحقق نيافته‌است.

پس از سامانيان دوران فرمانروايي آل‌زيار يا زياريان و قيام مرداويچ (316 – 323 هـ .ق.) بر اسفار بن شيرويه است ، شهرت براين است كه اين امير زياري در شهر اصفهان و كنار زاينده رود بر تخت زرين جلوس نمود و قصد داشت كه براي بار دوم در طاق كسري (ايوان مداين) به آيين دربار باعظمت ساساني مراسم تاجگذاري را انجام دهد.

 ايوان مداين

مشهورترين امير خاندان آل‌بويه يا ديلميان (329 – 447 هـ .ق.) عضدالدوله ديلمي فرزند ركن‌الدوله است كه در سال 328 هجري قمري در شهر شيراز بر تخت سلطنت جلوس[35] نمود ، اين امير به لقب شاهنشاه عضدالدوله ملقب شده بود.

در دوران غزنويان (351 – 582 هـ .ق.) چند تن از سلاطين اين سلسله بهنام سلطان جلال‌الدوله و سلطان ظهير‌الدوله در ناحيه نيشابور (شادياخ) خراسان و غزنين و همچنين در شهر بيهق (سبزوار كنوني) بر تخت سلطنت جلوس نموده و مجلس تاجكذاري برپا كرده‌اند.

در ايام سلطنت سلاطين سلجوقي (429 – 590 هـ .ق.) مؤسس و اولين سلطان اين سلسله ، طغرل سلجوقي ، بنا به‌شيوه و سنت سلاطين سلسله‌هاي قبل در باغ شادياخ نيشابور با تشريفات خاص و پرشكوه و جلالي به تخت سلطنت جلوس نمود ، و در تجديد مراسم دوران تاجگذاري شاهنشاهان ساساني جد وافي به عمل آورد.

 چپ: كاخ چهل ستون موزه سپاهيان

 راست: كاخ چهل ستون موزه قزوين

در زمان خوارزمشاهيان (490 – 628 هـ . ق.) دو تن از سلاطين اين سلسله به برگذاري آيين تاجگذاري اقدام نموده‌اند. يكي علاءالدين ابوالمظفر آتسز (522 – 551 هـ . ق.) است . و ديگري سلطان علاءالدين تكش در هنگامي كه از مازندران به سوي رادكان طوس عازم بود هم در اين ناحيه بر تخت سلطنت جلوس نمود ، عمادي زوزني شاعر كه در ملازمت اين سلطان بود قصيده‌اي درتهنيت  اين مراسم سروده است كه مطلع آن چنين مي باشد:

بحمـداله از شـرق تـا غـرب عالم                   بـه شمشـير  شـاه  جهان  شـد مسـلم

تكش خان ايل ارسلان  ابن آتسز                   پـدر بـر  پـدر پـادشاه تـا  بـه آدم

سپـهـدار اعـظم  شـهنشـاه ديـن                   نـگين بخش شـاهـان خـداوند عالـم [36]

خراميده بـر تـخت فيـروز تختي                    چو خورشيد بـر تخت فيروزه طـارم

در  فاصله سالهاي 663 –756 هجري قمري كه دوران حكومت ايلخانان مغول ايران نامگذاري شده‌است ، ايلخان معروف و مسلمان مغول بنام سلطان محمود غازان (694 – 702 هـ . ق.) در اواخر سال 694 هجري قمري كه مصادف با نوروز آن سال مي‌شد ، در شهر تبريز بر تخت ايلخاني و سلطنت جلوس نمود.

 كاخ و عمارت كريم خان زند ـ محل موزه پارس شيراز

درخلال دوران حكومت آل جلاير يا امراي ايلكاني (740 –827 هـ . ق.) و آل مظفر (723 –795 هـ . ق.) و آل كرت (643 – 783 ) و سربداران (736 – 788 هـ . ق.) در باب مراسم جلوس دو تن از امراء آل جلاير به‌نام امير شيخ اويس و سلطان حسين فرزند اويس قصائدي سروده شده‌است از جمله قصيده‌اي كه خواجه سلمان شاعر درباره بر تخت نشستن اين دو امير گفته است كه قسمتي از مطلع آن دو چنين است:

درباره تاجگذاري امير شيخ اويس:

مبشران  سعـادت  بـر  ايـن  بـلند   رواق                      هـمي كـنند نـدا در ممـالك آفـاق

كه سال هفتصد و پنجاه و هفت ماه رجب                       بـه  اتـفاق  خلايق   بـياري   خَّـلاق

خـدايگان سـلاطين عـهد  شيـخ  اويـس                      پناه و پشت ملوك جهان علي الاطلاق [37]

درباره جلوس شاه سلطان حسين در شهر تبريز:

هم ملك تست ايمن از صدمه تزلزل                          هم دور تست فارغ از وصمه تباهي

از راي تـست عالـي رايت كامكاري                         در شأن تست منزل آيات پادشاهي

در دوران تيموريان (807 – 906 هـ . ق.) مطالب مختلفي در باب جلوس ميرزاشاهرخ كورگان بر سرير سلطنت در خراسان به تفصيل در كتب تاريخي ضبط شده‌است.

در قرن هشتم و نهم هجري و در خلال مدت حكومت امراء دو سلسله تركماناق آق‌قويونلو و قراقويونلو سند و نوشته‌اي كه به‌طور تحقيق دال بر اجراء مراسم پادشاهي باشد ديده نشده‌است. تا آنكه پس از برچيده‌‌ شدن اساس ملوك الطوايفي و روي كار آمدن سلسله نامدار صفوي بار ديگر آيين جلوس پادشاهان و احياء اجراء كليه تشريفات تاجگذاري با جلال هر چه تمامتر تجديد گرديد.

مراسم تاجگذاري پادشاهان صفوي از زمان پادشاهي شاه اسمعيل اول توأم با تشريفات فراوان در پايتخت و اماكن مهم سلطنتي برگزار گرديده‌است ، اين مراسم به‌تدريج در دوران سلاطين بعدي صفوي به منتهاي جلال و عظمت رسيده‌است.

شاه اسمعيل بعد از برچيده شدن حكومت الوند ميرزا آق‌قويونلو در شهر تبريز كه بعداً به دارالسلطنه شهرت يافت بر مسند سلطنت جلوس نموده و تاج چين‌دار قزلباش را بر سر نهاد…

مراسم تاجگذاري شاه عباس بزرگ بسيار باشكوه و طمطراق بوده‌است زيرا سلطان‌محمد پدر شاه عباس شخصاً تاج پادشاهي را بر سر فرزندش گذارده‌است ، اين شهريار معروف صفوي دوبار تاجگذاري نموده است ، اولين مرتبه در نزديك كوه سنگي مشهد و دومين‌بار كه با جلال و تشريفات بسيار مهمي برگذار شده ، در پايتخت معروف صفوي شهر اصفهان و بارگاه شاهي بوده‌است. هم‌چنين ساير شهرياران صفوي مانند سام ميرزا (شاه صفي) و شاه سليمان باشكوه  و مراسم عظيمي در پايتخت   مملكت (اصفهان) و كاخ شاهي تاجگذاري نموده‌اند ، بالاخص در مراسم تاجگذاري شاه سليمان سعي شده‌است كه از هر جهت شكوه و جلال آن زيادتر باشد. در اين زمينه مورخين و سياحان و مسافرين خارجي از جمله شاردن در سفرنامه تاريخي خود شرحي به تفصيل در باب تاجگذاري شاه سليمان ضبط كرده‌است و مي‌رساند كه مراسم شادماني و جلوس در عهد اين پادشاه صفوي به مراتب از زمان سلاطين پيشين وي مهمتر و باشكوه‌تر بوده‌است.

بطور كلي انجام مراسم جلوس و تاجگذاري پادشاهان صفوي در پايتخت‌هاي اين سلسله (قزوين و اصفهان) و كاخهاي چهل‌ستون و ساير مراكز و ابنيه شاهي انجام و برگذار مي‌شده‌است.

نادر شاه افشار پس از توفيق در تنظيم تعهدنامه يا وثيقه تاريخي دشت مغان داير بر قبول سلطنت موروثي خود و اجتناب مردم از سبّ و لعن خلفاي سه گانه و پيروي از اهل سنَّت (اين تعهدنامه اكنون در ضبط تاريخي موزه ايران باستان مي‌باشد) در صدد اجراء مراسم تاجگذاري در دشت مغان آذربايجان برآمد و با نظر منجمان بعد از ظهر روز پنجشنبه 24 ماه شوال سال 1148 كه روز و و ساعتي سعد و ميمون بود براي اجراي مراسم تاجگذاري تعيين نمود و در همين روز و ساعت است كه در سراپرده يا خيمه نادري مراسم جلوس و ايراد خطبه و تاجگذاري نادر بر روي تخت نادري انجام گرديد. تاريخ جلوس نادر را (الخير فيما وقع) ضبط كرده‌اند.

در دوران سلسله خاندان زند (1163 –1209 هـ .ق.) با اينكه سر سلسله آنان كريم‌خان زند مصدر خدماتي به ايران شد ليكن حاضر به قبول عنوان سلطنت نشد و پس از مرگ وي به‌علت بروز اختلافات ، جانشينان خان زند نتوانستند در برگذاري مراسم جلوس و تاجگذاري اقدام نمايند.

پادشاهان قاجاريه (1209 – 1344 هـ .ق.) به ترتيب از آغا محمد خان تا آخرين آنان مراسم تاجگذاري را انجام دادند.

مراسم تاجگذاري  رضاشاه در روز يكشنبه چهارم ارديبهشت ماه سال 1305 خورشيدي مطابق با 12 شوال 1344 هجري قمري در تهران محل تالار بزرگ كاخ گلستان با حضور نمايندگان سياسي و بانوان و علما و قضات و امرا [38] و بزرگان و افسران و نمايندگان شهرستانها و بازرگانان و اصناف و ارباب مطبوعات با تجليل فراوان برگذار گرديد.

در اين مجلس تاريخي  محمدرضا پهلوي كه در آن سال دوران هفت سالگي را مي‌گذرانيدند در پيشاپيش هيأت دولت وقت در اين مراسم شركت و در سمت راست تخت نادري توقف فرمودند.

تالار محل تاجگذاري كه به نام تالار موزه سلطنتي و گلستان ناميده مي‌شود حافظ گنجينه‌اي از آثار گرانبها و نادره زمان است. دو تخت سلطنتي گرانبهاي نادري و طاووس با چهلچراغ بزرگ و گلدانهاي ذي قيمت در آنروز جلال و شكوه خاصي به اين تالار تاريخي داده بود.

اين جشن ملي از شب قبل از اجراي مراسم تاجگذاري تا پايان روز نهم ارديبهشت ماه 1305 در مركز و شهرستانها با جلال و عظمت خاصي ادامه داشت ، كليه اهالي در اين جشن بزرگ كه توأم با چراغاني و آتش‌بازي بود شب و روز شركت نموده و با سرور و شادماني زايدالوصفي ثناخوان شاه و خاندان  پهلوي بودند.

اكنون پس از گذشت دوهزار و پانصد سال از تاريخ شاهنشاهي كوروش كبير بنيان‌گذار ايران باستان و بيست و هفتمين سال شاهنشاهي محمدرضا شاه پهلوي ميليونها مردم اين سرزمين به انتظار فرا رسيدن روز مسعود تاريخي چهارم آبان سال 1346 خورشيدي و شركت در مراسم و آيين باشكوه تاجگذاري شاه و  فرح  مي‌باشند[39] .

 كاخ گلستان


 


1- يكي از سفيران يونان كه در عهد انوشيروان عادل به ايران آمده است دربارة كجي ايوان مدائن چنين گفته است :

« چون دستور ساختمان ايوان مدائن صادر گرديد و در جوار آن پيرزني حاضر به واگذاري خانة خود براي تكميل نقشة ساختمان نشد  ايوان مدائن دچار كجي شد ، اين كجي ايوان صدبار بهتر از راستي و نظم ايواني است كه با زور انجام شده باشد ».

در باب عدلت انوشيروان و رعايت حقوق پيرزن شاعري چنين سروده است :

طاق كسري كه شد از عدل به پا بين كه چه سان                      ظاهر آثار عدالت بود از ديوارش