همايونفرخ، ركن‌الدين. "تاريخچه كتاب و كتابخانه درايران". دوره4-7، ش61و62 (آبان وآذر46): 10-26، تصوير.

 

خلاصه: معرفي باقي كتابخانه‌هاي عهد مغول (جمعأ هشت كتابخانه ازرديف 150تا157) ـ اثرات شوم حمله مغلول و ركود بازارفضل وادب ـ معرفي كتابخانه‌هاي قرون هشتم و نهم هجري (جمعأ سي‌وسه كتابخانه از رديف 158تا190) ـ ظهور تيمرو، مكتب ادبي و هنري هرات، رونق هنركتاب نويسي، خطاطان مشهورابن عهد، معرفي يك كتابخانه (191) ازاين عهد وشرحي برفعاليتهايي كه دراين كتابخانه توسط هنرمندان انجام گرفت.

 

 

تاريخچه كتاب و كتابخانه در ايران

(14)

ركن‌الدين همايونفرخ

150 – كتابخانه ژنده  پيل : ابونصر احمدبن‌ابي‌الحسن‌نامقي جامي معروف به ژنده پيل متولد 441 ه.ق و در گذشته بسال 534 – و مدفون در جام‌. عارفي بنام و سخنگوئي عاليمقام است‌.

اين عارف بيدار دل در زمان حيات محضرش قبله‌گاه عاشقان و پس از ممات آرامگاهش مطاف دلسوختگان و طالبان وادي حقيقت و طلب بوده است‌.  

شيخ جام در دوران زندگي خانقاهي داشت كه عاشقان حق را راهنمائي و ارشاد ميكرد و پس از اينكه به جوار رحمت ايزدي پيوست در همان خانقاه بخوابگاه ابدي آرميد‌.

در خانقاه او كه مدرسه‌اي براي اهل دل بوده است كتابخانه‌اي وجود داشته و اينك ما از كتابهائي كه بر كتابخانه آرامگاهش وقف شده بوده است آگاه ميشوييم از جمله ميتوان از تفسير گرانقدر ابوبكر عتيق‌بن محمد نيشابوري سورآبادي هروي ياد كرد كه در عهد سلجوقيان ميزيسته است1‌.

ابوبكر عتيق تفسيرش را بسال 480 بپايان آورده بود اين تفسير نفيس اكنون در چهار مجلد در موزه ايران باستان نگاهداري ميشود كه تا سال 1361 در كتابخانه آرامگاه شيخ قرار داشته است2 در صفحات اول هر يك از مجلدات چهارگانه شيخ‌الاسلام ابوالفتح‌محمدبن‌شمس‌الدين‌مطهربن‌نامقي‌جامي آنرا به كتابخانه آستانه شيخ ژنده پيل در نيمه رجب سال 654 كتابخانه آستانه ژنده پيل دائر و برقرار بوده است3‌.

151 – كتابخانه مدرسه فخرالدين ابوبكر در شيراز : امير فخرالدين ابوبكربن ابونصرحوايجي از وزراي اتابك ابوبكربن سعدبن زنگي بوده است‌، او يكي از مردان با درايت و وزراي با كفايت سلغريان بود‌، در علو همت و سخا و كرم و نيكخواهي براي مردم ورعايت و تربيت اهل دانش و فضل و ايجاد و احداث آثار و ابنيه خير بينظير بود و مانند نداشت‌، تاريخ و صاف شمه‌اي از اعمال و افعال نيك اين وزير را در تاريخ خود آورده و مورخان ديگر نيز آنرا تاييد كرده اند4. و در مورد ميزان و مقدار آن متذكرند كه در زمان او (699 ه.ق) (( از اشخاص رقابت خير او آنچه امروز معمور و مزين است و مراسم درس و تلقين و وعظ و تذكير [10] در آن معين و و ذخاير املاك كه در سلك وقفيه كشيده هنوز زيادت از سي هزار دينار زر رايج در سالي ارتفاع آن است با وجود تقلب و تعدي بيگانگان و فساد و تصرف فرزندان5‌)).

مدرسه او بنام مدرسه ابونصر ويا ابوبكر در شيراز مدتها مجمع و محفل تربيت دانشوران مي بود و كتابخانه آن از كتابخانه هاي معتبر شيراز بشمار ميرفت، كرم و سخا و دانش پروري اين وزير با تدبير مورد ستايش شيخ سعدي قرار گرفته و از او در مقدمه گلستان جاويدانش پس از ستايش ابوبكر و پسرش سعد بعد از تبجيل و تعظيم چنين ياد ميكند ((ديگر عروس فكر من از بي‌جمالي سر برنيارد و ديده ياس از پشت پاي خجالت بر ندارد و در زمره صاحبدلان متجلي نشود مگر آنكه متحلي گردد بزيور قبول اميركبير عادل ))

152 – كتابخانه شمس‌الدين محمد جويني معروف بصاحبديوان : از وزراي دانشمند و دانش پرور ايران است و او را بايد يكي از كساني دانست كه در احياي خرابيهاي دوره مغول و بخصوص ترويج زبان و ادب فارسي كوشش و مجاهدتي بسيار كرد و توجه او بدانشمندان و سخنوران و تعظيم و تكريم از ايشان بار ديگر سبب احياي مدارس و گرمي بازار فضل و هنر گرديد اين وزير كم نظير بر اثر دسائسي در چهارم شعبان سال 682 در نزديكي اهر بفرمان ارغون خان مغول شهيد شد ، ترجمه كامل و جامع او در مقدمه جلد اول جهانگشا آمده است‌6.

براي معرفي او همين بس كه شيخ اجل سعدي قصايدي غرا و شيوا در ستايش او سروده و 2 رساله از 6 رساله شيخ درباره روابط او با شمس‌الدين محمد جويني است و همچنين رساله‌اي از شيخ بنام رساله صاحبديوان يا صاحبيه بنام اين وزير مزين است‌.

اين وزير فضل دوست و دانش‌ور و دانش‌پرور كتابخانه‌اي عظيم فراهم آورده بود كه پس از شهادتش دستخوش تاراج و غارت گرديد، هنوز در كتابخانه‌هاي بزرگ جهان نسخه‌هايي كه براي كتابخانه اين وزير كمنظير استنساخ شده بوده است بيادگار مانده و نمونه را نسخه‌اي از كتابخانه آصفيه دكن كه بسال 640 ه. تحرير يافته و كتابي است در علم موسيقي و ادوار معرفي ميشود.

در پشت برگ نخستين كتاب در ترنجي زيبا چنين نوشته شده است (( من كتب‌المحدثين من بعدهم خزانه‌الموالي الصاحب‌الاعظم بشمس الاسلام و المسلمين مالك ازمه‌العلوم والآداب‌الموالي الصاحب الاعظم العادل المويد المضفر المنصور صاحب السيف والقلم ملك الملوك الوزرا شرقا و غربا و قربا باصلاح‌العالمين المعالي صاحبديوان الممالك و شمس‌الدين بهاءالاسلام والمسلمين محمدبن‌محمدالجويني .))

153 – كتابخانه عطا ملك جويني : عطاءالله فرزند بهاءالدين محمد ملقب به علاءالدين عطاملك جويني ، برادر شمس الدين محمد جويني است‌. او نيز در عهد هلاكو و اباقا و تكودار از (657-681) حكومت بغداد و عراق عرب و خوزستان را داشت او نيز بدسائس مجدالملك يزدي مورد غضب هلاكو قرار گرفت ليكن با تدبير و وساطت خواجه‌نصيرالدين توسي از مهلكه نجات يافت و تا سال 681 ه. زندگي كرد و در نزديكي دشت مغان در گذشت و در گورستان چرنداب تبريز مدفون شد ، اين وزير نيز مانند برادرش بدانش‌پروري و تكريم دانشمندان شهره آفاق بود در ادب و تاريخ از استادان مسلم است و بهترين سند اين مدعا تاريخ جهانگشاي اوست .

باشيخ اجل سعدي مناسبات خصوصي و دوستانه داشته و شيخ سعدي در قصائدي چند مراتب دانش و فضل او را ستوده است از جمله : [11]

هزاردستان برگل سخن سراي چو سعدي                دعاي صاحب عادل علاءدولت و دين را

وزير مشرق و مغرب امير مكه و يثرب                 كه هيچ ملك ندارد چنو حفيظ و امين را

ايا رسيده بجائي كلاه گوشه قدرت                  كه دست نيست بر آن پايه آسمان برين را

گر اشتياق نويسم بوصف راست نيايد                    كاز اشتياق چنانم كه تشنه ماء معين را

تو قدر فضل شناسي كه اهل فضلي و دانش                شبه فروش چه داند بهاي دُرّ ثمين را

و در بيان نويسندگي و قدرت قلم او ميفرمايد :

چو بر صحيفه املي روان شود قلمش         زبان طعن نهد بر بلاغت سحبان

و در مقام دانش پروري اين وزير سخن‌شناس كافي است گفته شود كه شيخ اجل شهرت و معروفيتش را مديون توجه و عزت برادران صاحبديوان ميداند و ميفرمايد :

اگرنه بنده نوازي از آن طرف بودي           من اين شكر نفرستادي بخوزستان

مرا قبول شما ، نام در جهان گسترد           مرا بصاحبديوان عزيز شد ديوان

تاريخ جهانگشا از آثار مستند و گرانقدي است كه وقايع از زمان خوارزم شاهيان را تا سال 658 در بر دارد عطا ملك همچون برادرش براي مطالعه و تهيه ماخذ و مدارك جهت تاليف حنيفش كتابخانه‌اي بسيار گرانبها بوجود آورده بود .

154 – كتابخانه مدرسه عضدي شيراز : اين مدرسه از مستحدثات تركان خاتون دختر اتابك يزد قطب‌الدين محمود شاه و زن سعدبن ابوبكربن سعدبن زنگي ممدوح شيخ اجل سعدي بوده است و در آنجا اتابك سعد بن ابوبكر و اتابك محمد بن سعد و تركان خاتون و اتابك ابش خاتون مدفون شدند، اين مدرسه بنايي بسيار رفيع و عظيم بوده و قسمتي از آثار آن كه هم اكنون به جا مانده نشانه‌اي از عظمت بناي آن در دوران عمران و آباديش است‌. اين مدرسه نيز كتابخانه‌اي داشته است، دانش دوستي و خيرخواهي او موجب شد كه شيخ سعدي او را در دو قصيده مدح گفته است.

155 – كتابخانه ربع رشيدي – تبريز : يكي از كتابخانه‌هاي نفيس و گرانقدر ايران كتابخانه ربع رشيدي بوده است، كتابخانه ربع رشيدي را بايد يكي از كتابخانه‌هاي بزرگ و مهم عمومي و كم نظير ايران و جهان بشمار آورد، باني اين كتابخانه بزرگ يكي از رادمردان و دانشمندان بنام ايران است و بجاست در اين تاريخچه از شرح حال و احوال بنيان‌گزار اين كتابخانه عظيم به تفصيل گفتگو شود .

خواجه رشيدالدين فضل‌الله فرزند عمادالدوله ابوالخير همداني كسي است كه جدش با خواجه نصيرالدين توسي در دژ اسماعيليان كه در قهستان واقع بود بسر ميبرد و پس از فتح آنجا بدست هلاكوخان مغول بخدمت هلاكو در آمد .

رشيدالدين فضل الله جوانيش را در همدان به تحصيل دانش و بخصوص علم طب گذرانيد و سپس بعنوان پزشك به دستگاه اباقان راه يافت و تا وزارت غازان خان ارتقاء مقام گرفت و آنگاه در دوران سلطنت او لجايتو و ابوسعيد بهادر خان نيز وزير بود سرانجام بفرمان ابوسعيد شهيد گرديد .

از آنجائيكه غازان خان بتاريخ علاقه مفرط داشت به رشيدالدين‌فضل‌الله ماموريت داد كه تاريخ مغول را بنويسد : خواجه رشيدالدين فضل‌الله كه بزبانهاي – تركي – مغولي – عربي آشنايي داشت با استفاده از منابع مغولي تاريخ غازاني را نوشت و سپس بدستور او لجايتو به تدوين و تاليف جامع‌التواريخ رشيدي كه يكي از منابع مهم و قابل اعتماد تاريخ عمومي و بخصوص تاريخ دوران مغول است پرداخت .

خواجه رشيدالدين‌فضل‌الله يكي از فضل دوست ترين وزراي ايران است و با اينكه خود [12] نويسنده و محققي عاليمقام بود‌، معذالك شهرت او را بايد مديون توجه و علاقه مفرطش به تيمار خاطر علما و دانشمندان و عارفان دانست، او با ثروت سرشاري كه داشت كتابخانه‌ها و مدرسه ها دارالشفاها – خانقاه هاي بسيار ساخت و مستغلات فراواني بر آنها وقف كرد . بسرمايه او دانشمندان در نقاط مختلف كشور پهناور ايران به تحرير و تاليف و تصنيف آثار بسياري پرداختند كه امروز هر يك از آنها جزو مفاخر علمي و ادبي بشمارند .

در مكاتب رشيدي كه مجموع نامه‌هاي اوست‌. نامه‌اي مي‌خوانيم كه به فرزندش اميرعلي حاكم بغداد نوشته و او را موظف ساخته است برابر فهرستي كه داده براي 51 تن از فحول علما و مشاهير زمان امثال، قاضي عضدالدين‌ايجي – عبدالرزاق‌كاشي رياضي دان شهير – قطب‌الدين راضي – خواجه همام‌الدين تبريزي – اصيل‌الدين‌بن خواجه نصير توسي – قطب‌الدين شيرازي – قاضي بيضاوي انعامي را كه مقرر داشته است تقديم دارد 7 و در پايان مينويسد: (( بر اين جمله برود و عدول نجويد و چون اين ضعيف كه خادم علماي زمان و چاكر افاضل دوران است مراجعت كند . ادرارات و مواجب ساليانه علماء و قضات و سادات و وظائف مشايخ و حفظ قرآن و حكما و اطباء و شعرا و صاحبان اقلام ممالك ايران از سر حد امويه تا سر حد آب جول و اقاصي مصر و تخوم روم ، چنانكه معهود بوده بر قاعده قديم داده شود و نوعي كند كه ايشان از سر رفاهيت بافادت و استفادت مشغول گردند و ما را بدعاي خير ياد كنند .))

ربع‌رشيدي 8 در حقيقت شهركي بوده است كه خواجه رشيدالدين فضل‌الله آنرا در جوار و كنار تبريز بنا كرد و براي آن مدرسه‌اي ساخت كه كتابخانه اين مدرسه بشرحي كه خواهد آمد يكي از كتابخانه‌هاي معتبر و معظم ايران بوده است، ربع رشيدي هم چنين داراي دارالشفاء و دارالسياده بود و خواجه رشيد براي آرامگاهش گنبد مجلل و زيبائي نيز افكنده بوده است .

كتابخانه مدرسه ربع‌رشيدي در دو طرف بناي گنبد آرامگاه خواجه رشيد در مدرسه رشيدي قرار داشته است و اين از آن جهت بود كه رشيدالدين‌خواجه‌فضل‌الله ميخواست حتي پس از مرگ نيز در كنار و جوار كتاب و كتابخانه در خواب ابدي باشد و از شميمه بهشتي كتاب و انفاس قدسي دانشمندان مستفيد باشد و از جمله نفائس اين كتابخانه هزار مجلد قرآن مجيد بخط استادان و مشاهير خوشنويسان خط بوده است . علاوه بر اين هزار جلد ، شصت هزار جلد كتاب دستنويس نفيس ديگر نيز وقف كتابخانه كرده بود كه به طور اختصار بشرح آن ميپردازيم :

خواجه رشيدالدين‌فضل‌الله در وصيت‌نامه‌اي كه براي اطلاع مولانا صدرالدين محمد تركه فرستاده است مينويسد (( ديگردو دارالكتب كه در جوار گنبد خود از يمين و يسار ساخته ام ، از جمله هزار مصحف در آنجا نهاده‌ام وقف كرده‌ام بر ربع رشيدي و تفصيل آن بدين موجب است .

قرآن بحل طلا نوشته شده 400 جلد، قرآن بخط ياقوت ده جلد، قرآن بخط ابن‌مقلد 8 جلد، قرآن بخط سهروردي 20 جلد، قرآن بخط اكابر20 جلد ، قرآنهاييكه بخط خوب نوشته شده است 548 جلد، ديگر ، شصت (60000) هزار مجلد كتاب در انواع علوم و تواريخ و اشعار و حكايات و امثال و غيره كه از ممالك ايران و توران و مصر و روم و چين و هند جمع كرده‌ام . همه را وقف گردانيدم بر ربع‌رشيدي .))

براي نگهداري و اداره امور دارالشفاء و مدرسه و كتابخانه آن مينويسد (( بيست هزارمرغ كه بدست دهاقين و رعاياي قراء مواضع تبريز و سلطانيه و همدان سپرده‌ام وقف كرده‌ام .))

خواجه‌رشيدالدين فضل‌الله ضمنا از نظر اينكه آثارش دستخوش حوادث و نابودي نشود از كليه آنها به دو زبان عربي و فارسي صدها نسخه استنساخ كرد و براي كليه شهرهاي ايران فرستاد تا در كتابخانه‌هاي مدارس محفوظ بمانند . [13]

در كتابخانه مدرسه ربع‌رشيدي از تاليفاتش نسخه‌هاي متعدد گذاشت و استنساخ از روي آنها را براي عامه آزاد كرد‌. و هم چنين از مجموع تاليفاتش نسخه ضخيمي فراهم آورد بنام جامع تصنيف رشيدي با نقشه و صور لازم و آنها را در كتابخانه رشيدي جاي داد 9 و موقوفاتي تعيين كرد تا هر سال از محل درآمد آن از هر يك از تاليفاتش دو نسخه بزبان فارسي و عربي بنويسند و براي شهرهاي بلاد اسلام جهت اهداء به دانشمندان هر سامان بفرستند خوشبختانه در جزو كتابهاي نفيس كتابخانه سلطنتي ايران مجموعه رشيدي كه شامل كليه آثار اوست مضبوط است .

حاسدان و بد انديشان كه بجاه و مال خواجه رشيدالدين حسد ميورزيدند با انجام نقشه‌هاي خيانت آميز ابوسعيد بهادر خان را اقوا كردند و خون آن دانشمند عاليقدر را به ناحق ريختند و دست بغارت و چپاول اموالش گشودند ، اوباش و ارازل تبريز ربع‌رشيدي را چند روز دستخوش نهب و غارت قرار دادند و در آن غوغاي عام كتابخانه مدرسه نيز بغارت و يغما رفت و نسخه‌هايي از كتابهاي بينظير آن كتابخانه كه از حريق و نابودي مصون مانده بود در سراسر جهان پراكنده شد ونمونه را براي ابناي بشر از آن كتابخانه گرانقدر يادگار ماند . شومي خون خواجه رشيد دامن ابوسعيد را گرفت و سرانجامي ناگوار يافت .

156 – كتابخانه صدر جهان : صدر جهان از معاريف دانشمندان ايران است كتابخانه صدر جهان معروفيت و شهرتي عالمگير داشته ، كتابهايي كه براي كتابخانه صدر جهان استنساخ و يا خريداري كرده بودند همگي در پشت برگ نخستين كتاب ترنجي بسيار زيبا در زمينه طلا و لاژورد دارند و در ميان ترنج بخط تزئيني نوشته شده است : العبد صدرجهان‌الحسيني . از كتابهاي كتابخانه صدر در كتابخانه آصفيه دكن نسخه‌هايي مضبوط است از جمله ميتوان از كتاب النصاب في حساب الوصيه تاليف سراج‌الدين سجاوندي ياد كرد كه مورخ بسال 768 است .

157 – كتابخانه صوفي آباد سمنان : ركن الدين ابوالمكارم علاءالدوله احمدبن شرف‌الدين محمدبن احمدبن محمد بيابانكي سمناني از عارفان نامدار ايران كه بسال 687 پس از ترك مقامات ديواني انزوا گزيد و در سال 720 در نزديكي سمنان 10 خانقاهي پي افكند و در آنجا به ارشاد و دستگيري و راهنمايي طالبان حقيقت پرداخت و آنرا صوفي آباد نام نهاد .

علاءالدوله سمناني آثار بسيار در ادب و عرفان دارد كه آنها را بايد از آثار فصيح و بليغ زبان فارسي دانست ، اين عارف نامي در صوفي آباد كه بنايي بس عظيم و بلند مرتبه بود براي شاگردانش كتابخانه‌اي ترتيب داد تا پژوهندگان معرفت را گنجينه‌اي گرانقدر و طالبان وادي طلب را مرجع و ملجا باشد . صوفي آباد براي عارفان ايران بيش از يك قرن مركزيت علمي داشت و در آن عرفاي نامي بهدايت و راهنمايي صرف عمر ميكردند. علاءالدوله سمناني پس از در گذشت در خانقاهش به خاك سپرده شد و مزار پر انوارش مطاف اهل دل گرديد. هم اكنون نيز آثاري از اين بناي عظيم برجاست و يا در شكوه گذشته خود ميكند .

امير اقبال سيستاني يكي از شاگردان بنامش رساله‌اي در شرح حال و احوال و مناقب او نوشته كه براي اهل تحقيق بسيار ارزنده است‌.

نكته : در پايان اين مقاله بجاست از پادشاهان هرمز و جزائر خليج فارس نيز يادكنيم زيرا آنها چند قرن از پاسداران زبان و فرهنگ و از حاميان و مروجان ادب وسنن ايران بودند، بخصوص دو تن از پادشاهان نامي هرمز قطب‌الدين تهمتن و توران شاه ابن قطب‌الدين .

توران شاه بن قطب‌الدين مردي بسيار فضل دوست بود و از 747-779 ه. با شكوه و شوكتي [14] بسيار پادشاهي كرد و همين پادشاه شاعر پرور است كه صلت هاي گرانقدر براي خواجه حافظ شيرازي ميفرستاده است و خواجه نيز او را در دو غزل مدح گفته است . شاهنامه‌اي نيز در تاريخ دودمان اين پادشاهان سروده شده كه متاسفانه يك نسخه بيشتر از آن بدست نيست . آنچه مسلم است اين خاندان نيز كتابخانه‌هايي داشته‌اند ليكن هيچگونه اطلاعي از آن بدست نيست همين اندازه به تذكري بسنده شد.

اثرات شوم حمله مغول و ركود بازار فضل و ادب

در اين تاريخچه ميتوان بروشني و وضوح آثار و عواقب ناگوار حمله مغول و تاتار را مورد بررسي قرار داد . چنانكه خواهد آمد از سال 620-800 ه. هيچگونه آثاري از احداث مدارس و دارالعلمها در شهرهاي خراسان بزرگ و آذربايجان و عراق نميبينيم و آنچه ميتوانيم در طي سالهاي از 620 – 800 از اين قبيل آثار نشاني در كتابها بدست آوريم منحصرا محدود است به فارس و يزد و احيانا اصفهان و اين نيز بدان سبب و جهت است كه فارس به همت اتابكان سلغري و يزد در اثر نرمش اتابكان يزد از كشتار و خرابي مغول مصون ماندند شهرستان يزد با اينكه منطقه كم آب و كم جمعيت بود چون از دستبرد و تاراج و خرابي و قحط غلا امان ماند، مردم بي پناه و آواره شهرستانهاي ديگر ايران كه از تيغ خانمانسوز مغول و قتل عام‌هاي دسته جمعي و گرسنگي و وبا نيمه جاني بدر برده بودند از اطراف خراسان و ري روي بدانجا نهادند تا آنجا كه شهر يزد ديگر گنجايش پذيرايي آوارگان و پناهندگان را نداشت و بناچار مردم در اطراف باروي پدرش به حكومت يزد رسيد ناچار شد باروي قديمي شهر را خراب كند و بارويي بسازد كه محله‌هاي جديد را نيز در بر گيرد و از اين زمان است كه شهر يزد به سرعت رو به آبادي و عمران ميگذارد و شهري پرجمعيت و بزرگ ميشود تا جائيكه مطمح نظر نصرت‌الدين شاه يحي مظفري قرار ميگيرد و ساليان دراز مقر سلطنت و حكومت او ميگردد .

دانشمندان و علما و مشاهير و طالب علمانيكه از اكناف ايران زنده مانده بودند بآن شهر دور افتاده و آرام روي نهاده بودند و تجمع آنان سبب شد كه عمرا و وزرا و صدور و مردم دانشدوست و خيرانديش تشويق به ساختن مدارس و دارالعلمها شدند و در طي سالهايي از 712-800 هجري دارالعلمهاي بسياري در يزد ساخته شد كه بالنتيجه اين شهر كوچك بلقب دارالعلم ملقب گرديد و بطوري كه در صفحات آينده خواهد آمد در طي سالهايي از 612- تا حدود هشتصد هجري، هيچگونه آثاري از تجديد حيات علمي و ادبي در شهرهاي خراسان و آذربايجان و عراق نميبينيم . ايلخانان جز در تبريز و سلطانيه و مراغه كه تحت عنوان دانشگاههاي پنجگانه دوران مغول از آنها ياد كرديم كار برجسته ديگري انجام ندادند .

طي حكومت خاندان اينجو در فارس، در شيراز تنها در زمان شاه شيخ ابواسحق كه مردي علم دوست بود مدت كوتاهي توجه بارباب معرفت و علم مبذول گشت و نتيجه آن تاليف چند كتاب به نام شاه شيخ ابواسحق و ظهور سخن وراني شهير چون عبيد و خواجو و خواجه حافظ شيرازي بوده است متاسفانه لجاج شاه شيخ ابواسحق با حكومت امير مبارزالدين محمد مظفري در كرمان و يزد سبب شد كه دوران حكومت اين پادشاه كريم و فضل دوست بمبارزه و محاربه با امير مبارزالدين بگذارد و حاصل كشمكش و جنگهاي هفتگانه او با امير مبارزالدين براي اصفهان و يزد و شيراز و كرمان خرابي ببار آورد و سرانجام با دستگيري و قتل شاه شيخ به زوال دودمان اينجو پايان پذيرد .

در حكومت مظفريها نيز تنها در زمان شاه شجاع كه مردي دانشمند و شاعر و نويسنده بود توجه خاصي بارباب علم و ادب مبذول ميگشت و در زمان او حوزه‌هاي علمي اندك رونقي گرفت ليكن جدال او با برادرانش شاه محمود و برادرزادگانش نيز نميگذاشت اين مرد فضل دوست در راه [15] گسترش علم و معرفت و رونق كتاب و مدرسه، آنچنانكه انتظار ميرفت اقاماتي چشم‌گير و قابل توجه بعمل آورد .

در بغداد و آذربايجان نيز شيخ اويس ايلكاني كه مردي دانشمند و هنر دوست بود كوشيد كه هنرمندان و نويسندگان را به پايتختهاي تبريز و بغداد جلب و جذب كند و تا حدي توفيق يافت و سلطان احمد جلاير نيز در اين راه بذل جهدي كرد ليكن چون مدت سلطنت و حكومت آنان ديري نپائيد حوزه‌هاي علمي بغداد و تبريز هيچيك رونقي نگرفت .

پادشاهان آق‌قويونلو در عراق و قسمتي از آذربايجان توانستند اندك زماني به جلب و پرورش نويسندگان و هنرمندان توفيق يابند و بنيان مدارسي بگذارند و كتابخانه‌هايي تاسيس كنند كه بجاي خود خواهد آمد .

158 – كتابخانه مدرسه مظفريه ميبد يزد : اين مدرسه از بناهاي امير مظفر مبارزي پدر امير مبارزالدين محمد بوده است كه آنرا در حدود سال 700 هجري ساخت و در يزد شهرت فراواني بدست آورد و نزديك يك قرن مركز علما و طلاب بود، مدفن امير مظفر نيز در اين مدرسه است، كتابهاي كتابخانه اين مدرسه همه از كتب فقهي بوده است .

159 – كتابخانه مدرسه نصرتيه يزد : شاه يحيي مظفري اين مدرسه را در يزد بسال 777 در جنب خانقاه و مدرسه جدش امير مظفر ساخت و آنرا بنام خودش نصرتيه نام نهاد و بازار و دكاكين دارالبطيخ را نيز وقف بر آن كرد، پس از اينكه بدست امير تيمور خود و پسرش جهانگير كشته شدند جسدشان را در همين مدرسه بخاك سپردند .

160 – كتابخانه مدرسه اتابك يزد : مدرسه اتابك سام و كتابخانه آن از مستحدثات اتابك يوسف شاه ، از اتابكان يزد بود كه در بيرون شهر قرار داشته و بسال 747 كه اميرمبارزالدين‌محمد يزد را بتصرف آورد و بر قسمتي از محلات بيرون شهر يزد از جمله بر اطراف باغ بهشتي وكوچه محمد جلال و كوچه دارالشفاء حصار كشيد اين مدرسه نيز داخل شهر يزد قرار گرفت .

161 – كتابخانه مدرسه صفوتيه يزد : سلطان‌محمودشاه‌بن‌ابومنصورسلطان‌قطب‌الدين كه دخترش كردوجين را بعقد قاآن درآورد درجوار مدرسه ركنيه مدرسه‌اي عالي بسال 637 طرح افكند ليكن عمرش كفاف آن را نداد كه با تمام آن توفيق يابد همسرش اين بنا را باتمام رسانيد و چون با نظارت صفوت‌الدين‌ياقوت‌تركان اتمام پذيرفت بمدرسه صفوتيه معروف شده بود‌. اين مدرسه و كتابخانه آن از مدارس عالي وبنام شهر يزد بوده‌است .

162 – كتابخانه مدرسه ركنيه يزد : جامع مفيدي درباره اين مدرسه و كتابخانه آن چنين مينويسد :(( باني آن عمارت فلك ارتفاع كه مشهور و معروف گشته به ام‌البقاع 11‌سلاله خاندان مصطفوي دوحه چمن مرتضوي سيدركن‌الدين‌محمد‌حسين بوده و اين عمارت بر علو همت آن جناب دلالت ميكند. درگاه رفيعش رشك معموره آفاق ، و رفعت مناره او با قامت و دل‌آرايي در روي زمين طاق ، گنبد و صفه و غرفه‌هاي او غرفات و شرفات جنان ( را ) نشانه‌اي و اتمام اين بقعه شريفه كه مضنون كلمه (( روضه من رياض‌الجنه )) در شان او آيتي است در سنه خمس و عشرين و سبعمايه 725 اتفاق افتاده و سبب بناي آن در مقام سيوم همين مجلد در احوال سيدركن‌الدين‌محمدباني ، سمت تحرير يافته و در شهور سنه اثني و ثلثين و سبعمايه كه حضرت باني بعالم جاوداني شتافت در گنبد بقعه مذكور دفن گرديد و اكنون اكابر و اصاغر و مقيم و مسافر در آن مزار متبرك تبرك و تيمن ميجويند و بپاي عجز و نياز تردد مينمايند و بجهت مطالب در اين دعا كرده شرف استجابت در مي‌يابند .

در تاريخ جديد يزد مذكور است 12كه (( حضرت سيدركن‌الدين‌محمد در جنب مدرسه مزبوره كتابخانه ساخته و سه‌هزار جلد كتاب وقف طلبه علوم نمود و چندان از قراء و مزارع و باغات [16] و دكاكين و خان و طواحين وقف نموده كه محاسب و هم از تعداد آن بعجز و قصور اعتراف دارد )) 13.

163 – كتابخانه مدرسه حسينيان يزد : اين مدرسه از مدارس معتبر و قديمي يزد بوده كه بسال 726 ه . وسيله امير شرف‌الدين حسين پدر امير معين الدين ‌اشرف ساخته شده و مجمع طلاب علوم ديني ( شيعي ) بوده و بديهي است كتابهاي كتابخانه آن نيز كتب فقه و اصول و شرايع شيعي بوده‌است .

164 – كتابخانه مدرسه ميرآخوريه يزد : اين مدرسه از مدارس زمان اميرمبارزالدين‌محمد‌مظفري است كه ميرآخور او بسال 729 آنرا به انضمام مسجدي رفيع بساخت و كتابخانه آنرا وقف طلاب علوم ديني كرد .

165 – كتابخانه مدرسه حافظيه اهرستان يزد : قاضي ندوشني مولاناامام‌الدين‌علي‌معمار آنرا بدستور سلطان‌اميرزاده‌اسكندر بسال 712 ساخته بود و چون آرامگاه حافظ‌رازي در آنجا بنام مدرسه حافظيه نامبردار گرديده است .

166 – كتابخانه مدرسه غياثيه يزد : باني آن مرتضي‌اعظم‌امير‌غياث‌الدين وزير اميرشاه‌شيخ‌ابو‌اسحق اينجو بوده است كه آنرا بسال 740 بنا كرده بود‌. كتابخانه اين مدرسه نيز از كتابخانه‌هاي قابل ذكر است .

167 – كتابخانه مدرسه شمسيه در محله چهارمنار يزد : مرتضي‌اعظم ، شمس الدين‌بن‌ركن‌الدين بسال 727 آنرا ساخته بود و بر آن موقوفات بسيار وقف كرده بود. اين مدرسه و كتابهاي آن براي شيعيان يزد و فارس بوده‌است 14 .

168 – كتابخانه مدرسه خانقاه رشيديه يزد : باني اين مدرسه و خانقاه خواجه‌رشيدالدين‌فضل‌الله‌بن‌ ابي‌الخير همداني بوده است كه آنرا بسال 725 ساخته و اختصاص به متصوفه و عرفا داشته است ( شرح حال خواجه‌رشيدالدين به تفصيل گذشت ) 15.

169 – كتابخانه مدرسه كماليه يزد : باني اين مدرسه عالي خواجه‌كمال‌الدين ابو‌المعالي‌بن‌خواجه‌ برهان‌الدين وزير اميرمبارزالدين‌محمدمظفري بوده‌است ، در اين مدرسه جز كتابخانه داروخانه (بيت‌الادويه ) و دارالشفاء و گرمابه هم براي طلاب علوم ساخته و تاسيس كرده بودند بناي مدرسه و كتابخانه آن همه با كاشيهاي نقاشي شده مزين بوده و براي اداره امور آن موقوفات بسيار وقف كرده بودند اين مدرسه بسال 720 بنايش پايان يافته بوده است 16.

170 – كتابخانه مدرسه صفائيه يزد : تاريخ يزد درباره اين مدرسه و كتابخانه آن مينويسند : (( مدرسه‌اي مروج و عالي است و درگاهي رفيع با دو منار بتكلف دارد و تمام مدرسه بكاشي تزئين دارد و زاويه و كتب‌خانه نيكو دارد. باني آن مولانا ضياءالدين‌حسين‌بن‌رضي‌بن‌مولاناشرف‌الدين- علي است.)) اين مدرسه و كتابخانه آن بسال 705 ه . ساخته شده بود 17.

171 – كتابخانه دارالشفاء شيراز : اين مدرسه كه در آن علم طب نيز آموخته مي شد و مدتها مولانا‌سيدشريف‌جرجاني عالم شهير منصب تدريس آنرا بر عهده داشته است از مستحدثات شاه شجاع مظفري در شيراز بوده است كه در حدود سال 757 آنرا بنا نهاده بود 18.

172 – كتابخانه مدرسه صاعديه مشهور به – بسحاقيه : بانی اين مدرسه وزير دانشمند و سخنور نامور ركن‌الدين‌صاعد ، وزير امير‌مبارزالدين و شاه شجاع بوده است كه آنرا بسال [17] 762 بنا نهاد و چون معروف است كه آرامگاه بسحاق‌ اطعمه در مدرسه مذكور است به اسحاقيه شهرت يافته است .

173 – مدرسه غياثيه معروف به گنبد كوير يزد : باني آن امير‌غياث‌الدين‌محمود‌بن‌‌قطب‌الدين‌سليمان شاه از نزديكان شاه شجاع مظفري بوده است كه مدرسه را بسال 781 بنا كرده و موقوفاتي بسيار براي اداره امور آن اختصاص داده بوده است .

174 – مدرسه خواجه حاجي‌ابوالمعالي يزد : اين مدرسه علاوه بر كتابخانه براي آسايش طلاب مقيم مدرسه گرمابه‌اي نيز داشته است و باني آن خواجه‌ابوالمعالي بوده كه آنرا بسال 787 بنا كرده بوده است‌. طنبي‌هاي منقش اين مدرسه شهرتي داشته است 19.

175 – مدرسه ضيائيه سرپولك يزد : خواجه ضياءالدين‌محمد وزير آنرا ساخت و در جوار مدرسه بازارچه‌اي نيز احداث كرد كه وقف مدرسه بود تاريخ اتمام بناي اين مدرسه را 788 نوشته‌اند 20 .

176 – كتابخانه مدرسه خواجه شهاب‌الدين‌قاسم‌طراز ، يزد : خواجه شهاب‌الدين‌قاسم مشهور به طراز اين مدرسه را بسال 787 ساخته و بناي آن از نظر كاشي‌كاريهاي تراش ممتاز و بينظير بوده است .

177 – كتابخانه مدرسه خانزاده‌خاتون يزد : خانزاده دختر سلطان مبارزالدين‌محمد بوده است و او يكي از بانوان فرهنگ دوست و روشن‌فكر دودمان‌مظفري است. بناي اين مدرسه بسال 786 بوده است .

178 – كتابخانه مدرسه اصيله دهرك يزد : اصيل‌الدين‌محمد‌بن‌مظفر باني اين مدرسه بوده است و بطوري كه در جامعه مفيدي و تاريخ جديد يزد آمده است ، يكي از مدارس رفيع يزد بوده و جز كتابخانه ، گرمابه نيز براي طلاب داشته و كاروانسرا و مسجدي نيز بآن منضم ساخته بودند و علاوه بر كاروانسرا موقوفات ديگري هم بر آن وقف شده بود تا هزينه‌هاي عمومي و روزمره مدرسه را كفايت كند. اين مدرسه ساليان دراز مجمع طلاب علوم بود. تاريخ بناي مدرسه و كتابخانه آن سال 787 ه . است .

179 . كتابخانه مدرسه خاتونيه يزد : خاتون بانو نوه امير مبارزالدين محمد و خواهر شاه منصور و شاه يحيي مظفري است . اين بانو از بانوان خيرانديش دودمان‌مظفري بوده است. مدرسه او يكي از مدارس نام‌آور و شهير قرن هشتم و نهم است. در اين مدرسه اكثر اولاد و احفاد آل مظفر كه بدست تيمور بقتل رسيدند مدفونند. تاريخ بناي مدرسه سال 780 ه . است .

180 – كتابخانه مدرسه قطبيه سرپولك يزد : خواجه‌قطب‌الدين‌محمود ، در جوار مزار پدرش خواجه‌علي‌مدرسه‌اي عالي ساخت و آنرا بنام خودش قطبيه نام نهاد. كتابخانه مدرسه قطبيه از كتابخانه‌هاي قابل استفاده طالبان علوم بوده است. بناي اين مدرسه بسال 832 ه . بوده است .

181 – كتابخانه مدرسه باورديه بموضع اسكندر يزد : فرزندان صدرالدين‌ابيوردي ، خواجه شمس‌الدين‌محمد ، خواجه زين‌العابدين اين مدرسه را بسال 842 ساخته بوده‌اند و كتابخانه آن مرجع طلاب علوم ديني بوده است .

182 – كتابخانه مدرسه چهر يزد : ابو‌يوسف‌بن‌حاجي‌حبيبي مشهور به چهره از طرف امير جلال‌الدين‌چغماق بامر حكومت يزد منصوب شد و در تاريخ 834 در محله دهوك سفلي مدرسه‌اي عالي ساخت كه بنامش يوسف‌چهر خوانده شد. اين مدرسه نيز كتابخانه‌اي براي استفاده طالبعلمان داشت 21 . [18]

183 – كتابخانه محمودبن ملكشاه آملي – در آمل : اين پادشاه كه بين سالهاي 790-800- حكومت مازندران را داشته در آمل كتابخانه‌اي معتبر و بزرگ فراهم آورد. از كتابخانه او كتابهايي در كتابخانه‌هاي جهان توان يافت‌. از جمله كتاب شماره 3589 كتابخانه آستانه قدس رضوي است‌.

184 – كتابخانه مدرسه سلطان‌بخت‌آغا – اصفهان : سلطان بخت آغا دختر سلطان‌غياث‌الدين‌- كيخسرواينجو همسر شاه‌محمودمظفري بوده است‌. اين بانوي فاضله بسيار شجاع و زكي و هوشمند و مدبر بود. در زمان حياتش مدرسه بسيار عالي در اصفهان ساخت و خود او يكي از مروجان فرهنگ و ادب بود. سرانجام بدست شوهرش خفه شد و جسدش را در مدرسه‌اي كه بنا كرده بود بخاك سپردند. اين مدرسه هنوز پابرجاست و از بناهاي ديدني اصفهان است تاريخ بناي آن 769 ه. است .

186 – كتابخانه شيخ صدرالدين ‌جنيد شيرازي : 

شيخ صدرالدين‌جنيدبن‌فضل‌الدين‌شيخ‌عبدالرحمن‌بزغش شيرازي مولف ذيل عوارف‌المعارف از دانشمندان شهير ايرانست – اين دانشمند عاليقدر در شيراز كتابخانه‌اي نفيس فراهم آورد و كتابهاي كتابخانه او از كتابهاي نفيس و نادرالوجود بوده است‌. نسخه‌اي از كتابهاي كتابخانه او كه در سال 775 – استنساخ گرديده در كتابخانه آستان‌قدس‌رضوي موجود است 22 .

نسخه اي كه براي كتابخانه سلطان امير رستم  بن اميرسالاراستنساخ شده است اين نسخه متعلق به كتابخانه هاي فخرالدين نصيري اميني است.

 

187 – كتابخانه بابا‌قاسم اصفهاني : باباقاسم‌اصفهاني يكي از عرفاي نامي اوائل قرن هشتم است كه در اصفهان ميزيسته، يكي از مريدانش بنام سعدالدين سليمان ابي‌الحسن طالوت دامغاني به منظور اينكه استادش حوزه ارشاد و مجلس بحث و درس داشته باشد بسال 725 ه. در اصفهان مدرسه‌اي عالي ساخت و در اختيار استادش گذاشت، اين مدرسه بسرپرستي باباقاسم سالها مركز [19] ارشاد طالبان حق بود. هم اكنون بناي اين مدرسه رفيع برپاست و كاشي‌كاريهاي آن از زمره كاشي‌كاريهاي هنري و كم نظير اصفهان است‌. اين مدرسه از قديمترين مدارس طلبه نشين اصفهان بوده است‌.

 

 

188 – كتابخانه خانقاه خلوتي : سيد يحيي بن بهاءالدين شيرواني، در جواني بطريقه خلوتي پيوست و اين طريقه از فروع طريقت نقش بنديه است‌. او دست ارادت به شيخ‌صدرالدين خلوتي داد و پس از طي مراحل كمال به بادكوبه رفت و در آنجا بارشاد پرداخت و براي اين منظور بناي مدرسه‌اي عظيم را پي افكند و در مدرسه كتابخانه‌اي معتبر و غني فراهم آورد و در جوار مدرسه خانقاه و معبدي هم ساخت‌. گويند بيش از ده‌هزار مريد بر او گرد آمده بوده‌اند. سيد يحيي تاليفاتي هم دارد از جمله اسرارالطالبين و شفاالاسرار و اسرارالواح و شرح گلشن راز ، خلوتي بسال 868 در گذشته و در خانقاهش بخاك سپرده شده است .

189 – كتابخانه خواجه ملك اصفهان : مدرسه خواجه ملك از مدارسي است كه قبل از صفويه در اصفهان بنا گرديده و بناي آن فعلا در جوار مسجد شيخ‌لطف‌الله قرار دارد . اين مدرسه قرنها در اصفهان مركزيت علمي داشته و علما و دانشمندان بنامي از اين مدرسه فارغ‌التحصيل شده‌اند . مولانا محمد زمان تبريزي در كتاب فرآيد الفوايد شرح حال دانشمنداني را بدست ميدهد كه در مدرسه خواجه ملك بتحصيل پرداخته و از آنجا فارغ‌التحصيل شده‌اند و به مقامات عاليه علمي رسيده‌اند از جمله حكيم شمس‌الدين گيلاني مولف حاشيه بر شرح حكمه‌ العين ، و مولانا حسين گيلاني كه او را در دانش و حكمت وحيدالعصر لقب داده‌اند – و امير سيدحسيني عاملي و امير قوام‌الدين تهراني مولف عين‌الحكمه و حاج محمد مومن مولف روضات‌الجنات كه در معرفي اين مدرسه نوشته است و هي من اكثر مدارس البلده المشاراليه بر كته و ادفرها تاثيرا في بلوغ طلبه العلوم الي معارج‌العلم واليقين .

اين مدرسه قديمي در زمان بناي مسجد شيخ لطف‌الله به همت شاه عباس بزرگ تعمير شد و مدرسي آن به شيخ لطف‌الله ميسي عاملي واگذار گرديده بود از جمله طالبعلمان اين مدرسه ميتوان از آقاحسين‌خونساري بزرگ ياد كرد كه در اين دارالعلم به تحصيل پرداخته و بشرحي كه خود او نوشته است دوران تحصيل بر او بسيار سخت ميگذشته است . كتابخانه اين مدرسه كه مرجع مراجعه دانشمندان بوده از كتابخانه‌هاي عظيم و معتبر اصفهان به شمار ميرفته است .

190 – كتابخانه شيخ‌صفي‌الدين اردبيلي : شيخ‌صفي‌الدين اردبيلي در سال 700 ه. جانشين و خليفه شيخ زاهد گيلاني شد و از همان زمان در اردبيل طرح خانقاه افكند و دعوت او در ميان شيعيان قبول عام يافت و حتي مغولان نيز باو ارادتي عظيم ميورزيدند .

خواجه رشيدالدين غضل‌الله در نامه‌اي كه باو نوشته و ضمن مكتوبات او موجود است  ضمن عرض ارادت براي او حواله‌اي فرستاده تا خرج خانقاه خود كند . شيخ صفي الدين اردبيلي جد خاندان صفويه چون مريدان خود را تعليم ميداد در حقيقت خانقاهش مدرسه‌اي براي ارشاد پيروانش بود و از همان اوان ايجاد خانقاه كتابخانه‌اي نيز احداث و تاسيس شده بوده است . و مريدان شيخ از اطراف و اكناف كتابهاي نفيس به كتابخانه مراد خود تقديم ميداشتند .

پس از مرگ شيخ‌صفي‌الدين اردبيلي چون در همان خانقاه آرميد، خانقاه به آرامگاه او مبدل شد و كتابخانه آرامگاه كه ضمنا مجمع پيروان و دوستارانش بود رونق گرفت و پس از تشكيل دولت صفويه توجه بآرامگاه شيخ‌صفي موجب ترقي و كمال آن گرديد .

شاه عباس بزرگ نيز خود كتابهائي به كتابخانه آرامگاه شيخ‌صفي اهدا و وقف كرده بود 23 اين كتابخانه عظيم و نفيس متاسفانه دچار سوانحي شد . كتابخانه شيخ صفي تا زمانيكه افندي مولف رياض‌العلماء حيات داشته رونق و اعتبار خود را از دست نداده بوده است . [20]

آدام اور لئاري كه در سنه 1637 ميلادي از آن ديدن كرده مينويسد : (( صدها كتاب خطي بزبان فارسي و عربي و تركي در كتابخانه شيخ‌صفي موجود است كه هم از نظر هنر و هم از لحاظ معني در جهان نادر و بيمانند است .))

جان مورير انگليسي نويسنده حاجي بابا كه در سال 1812 ميلادي از كتابخانه شيخ‌صفي ديدن كرده است مينويسد : (( كتابها بروي هم انباشته شده و بيم آن ميرود كه طعمه بيد و موريانه شود . ))

همزمان با نوشته جان مورير در زمان فتحعليشاه قاجار و وقايع آذربايجان چون پرفسور شرق شناس روس سنكوسكي بآثار ادبي شرق علاقه‌مند بود از گريبايدوف كه او نيز مردي نويسنده بود و آنهنگام همراه نيروي دولت روسيه در آذربايجان مي‌بود ، خواست كه از كتابهاي خطي فارسي كتابخانه شيخ‌صفي استفاده كند . سرانجام در 25 ژانويه سال 1828 م. بشرحي كه در كتاب گريبايدوف در گرجستان و ايران 24 آمده است كتابهاي كتابخانه شاه صفي را بعنوان امانت بمنظور مطالعه بتفليس بردند 25 و هم اكنون بناي اين آرامگاه رفيع كه يكي از شاهكارهاي معماري و كاشي‌كاري ايران است بجاست .

ظهور تيمور – مكتب ادبي و هنري هرات

بررسي دقيق و واقع‌نگري نسبت بر رويدادهائيكه نتيجه ظهور تيمور در ايران است كاري بس خطير و دشوار است جهانگشائي تيمور گرچه در ايران خرابيها و خونريزيهائي ببار آورد ليكن سبب تحول و دگرگوني شگفت‌انگيزي در بسياري از شئون اجتماعي و فرهنگي شد !!

آثار شوم سانحه و فاجعه مغول از يكطرف و پديد آمدن ملوك‌الطوايفي و حكومتهاي خانخاني كه ايلخانان موجد آن بوده‌اند از طرف ديگر ، در اطراف و اكناف ايران چنان هرج‌و مرج و ناامني و عدم ثبات بوجود آورده بود كه هيچكس در هيچ نقطه از ايران بر فرداي خود ايمن نبود.

پس از مرگ شاه شجاع مظفري فارس و اصفهان و يزد و كرمان و خوزستان و شبانكاره و جزاير ، ميان برادران و فرزندان شاه شجاع دست‌به‌دست ميگشت و اوضاع آذربايجان و همدان و لرستان و كردستان و خراسان نيز وضعي آشفته تر از فارس داشت .

در اثر نزاعهاي خانوادگي و لشكركشي‌هاي موضعي و پي در پي ، كشتزارها به بيابانهاي خشك و سوزان مبدل ميشد و كمبود خواربار و در نتيجه آثار فقر و ادبار مردم شهرنشين را نيز دچار تنگدستي و فلاكت ساخته بود.

مردم از آن نابساماني كه زائيده خودخواهي گروهي جاه طلب و خودكامه بودند بجان آمده و يگانه راه علاج و تثبيت اوضاع زمان را بسته بظهور پادشاهي مقتدر و مدبر ميدانستند و براي وقوع چنين حادثه‌اي روزشماري ميكردند.

امير تيمور در تزوكش مدعي است كه مردم فارس و كرمان و يزد و خوزستان از ستمگريهاي شاهزادگان مظفري باو ملتجي شده و خواسته‌اند كه آنان را از آن (بلا) نجات بخشد. تيمور نيز پس از تصرف اصفهان و فارس و يزد و كرمان كليه شاهزادگان مظفري را يكجا كشت تا مردم از شر وجودشان خلاصي يابند !

اين يك حقيقت تلخ تاريخي است ! خواجه حافظ شيرازي در غزلي نغز و پر مغز بر آن اوضاع نابسامان و ناگوار ، افسرده خاطر و ملول اشك تحسر ميبارد و از آنچنان (زمانه عجيبي) كه ناظر و شاهد آنست اظهار تاثر ميكند و ميخواهد و آرزو ميكند كه براي مداواي مزاج عليل و بيمار زمان خداوند حكيمي مدبَّر و راهنمائي روشن‌بين بفرستد و مردم را از (بلا) نجات و رهايي بخشد. ثبت اين غزل و توجه به معاني ابيات شيواي آن در اينموقع و مقام مناسب و بجاست . [21]

دو يار زيرك و از باده‌ي كهن دومني                  فراغتي و كتابي و گوشه‌ي چمني

من اين مقام بدنيا و آخرت ندهم                      اگر چه در پي‌ام افتند خلق انجمني

زتند باد حوادث نميتوان ديدن                         در اين چمن كه گلي بوده است ياسمني

به بين در آينه جام نقش‌بندي غير                     كه كس بياد ندارد چنين عجب زمني

از اين سموم كه بر طرف بوستان بگذشت           عجب كه بوي گلي هست و رنگ نسترني

بصبر كوش تو ايدل كه حق رها نكند                چنين عزيز نگيني بدست اهرمني

                         مزاج دهر تبه شد در اين بلا حافظ

                         كجاست فكر حكيمي و راي برهمني

اين بناي عظيم مدرسه عضدي است تركان خاتون همسر سعدبن ابوبكر سعد زنگي ساخت و آرامگاه اوابش خاتون نيز آنجا بود . اين بنا در كنار گورستان دارالسلم شيراز است و در ميان شيرازيان به آرامگاه ريش خاتون معروف است . افسوس كه اين بناي تاريخي رو به انهدام گذاشته شده است  .

 

 

 

بايد اين حقيقت را پذيرفت كه تيمور از مردم سمرقند و ايراني بوده است و بهمين علت به شعائر ايران توجه و علاقه فراوان داشته است . گرچه از نظر تبليغ و سياست براي سلطه و اقتدار و دست‌انداختن به چين و تركستان و مغولستان براي خود نسب نامه مجعول ساخته و خودش را از دودمان چنگيزخان دانسته است .

تتبع در احوال و اعمال تيمور آدمي را از اين خلقت ضد و نقيض ، درًّ اك ، باهوش – مصمَّم به شگفتي و اعجاب و اميدارد . آنچه مسلم است تيمور عشق و علاقه‌اي وافر به صنايع و هنر و ادب ايران داشت و در جمع‌آوري دانشمندان و ارباب حرف و هنر سعي بليغ مبذول ميكرد .

خونخواري و خودخواهي و قساوت قلب او نميتواند مانع از اظهار اين نظر گردد كه تيمور هر جا را ميگشود ارباب فضل و ادب را گرامي ميداشت و با برگزيدگان اجتماع رفتاري [22] باعراز و احترام داشت و آنان را بسمرقند گسيل‌ميكرد تا پايتختش بهترين و زيباترين شهرهاي جهان گردد.

فرزندان تيمور به تبعيت از او در احياي ادب و فرهنگ و هنر بجان كوشيدند و و نتيجه توجه و علاقه و دلبستگي آنان بمعماري و هنر و فرهنگ اين شد عصر تيموري يكي از درخشانترين دورانهاي تاريخ ادب و هنر گردد.

آرامگاه حمد الله مستوفي در قزوين

از آنجائيكه رواج كتاب و ايجاد كتابخانه قبل از اختراع چاپ بستگي مستقيم با رواج خط و هنر خوشنويسي داشته است ، بنابراين هر هنگام كه از طرف سران و زعماي دولت و بالنتيجه مردم اقبال و توجهي بخط و خوشنويسي مبذول ميگرديده ، كتاب رواج ميگرفته و با بوجود آمدن كتابها كتابخانه‌ها رونق ميافته است . در اين تاريخچه ناچاريم در هر قرن و عصري از نظر بررسي در چگونگي ايجاد و بنياد كتابخانه‌ها به اين اصول توجه داشته باشيم و آنرا مورد نقد قرار دهيم .

اوضاع سياسي و اقتصادي و اجتماعي هر عصر و زمان بهترين نمودار و مبين اوج ترقي يا افول و تنزل هنر  كتابنويسي است ، اميرتيمور توجه و علاقه خاص به هنر زيبا نويسي داشت و خوشنويسان در دربار او بسيار عزيز و گرانقدر ميزيسته‌اند . خطاطان بزرگي كه در دستگاه تيمور نام‌آور شدند بسيارند و برگزيدگان آنها عبارتند از : سيد عبدالقادربن سيد عبدالوهاب كه خط ثلث را تالي ياقوت مستعصمي مينوشته است. او براي اميرتيمور قرآني نوشت كه بايد آنرا از نظر خط و تذهيب از شاهكارهاي هنر جهان و نفايس روزگار شمرد. اين نسخه بي نظير هم اكنون در جامع سلطان سليم اسلامبول نگاهداري ميشود. ديگر اميرمحمد بدرالدين تبريزي كه نويسنده نامي هفتادگزي به خديومصر از طرف تيمور اوست. هم چنين آلتون‌تاش كه گذشته از خطاطي حكاك عقيق نيز بود و نگين‌هائيكه او حكاكي كرده به خط ثلث بهتر از خط ياقوت است .

توجه فوق‌العاده اميرتيمور به هنر زيبانويسي موجب شد كه فرزندانش بخصوص شاهرخ بهادرخان باين هنر دلبستگي پيدا كنند و فرزندان شاهرخ ، باي سنقر والغ‌بيك در اثر توجه پدرشان از گاه طفوليت به خوشنويسي پرداختند تا آنجا كه باي سنقر ميرزا در خط ثلث از برگزيدگان و مشاهير زيبانويسان ايران شد. توجه شاهرخ بهادرخان سبب شد كه در زمان او خوشنويسان ناموري ظهور كنند از جمله عبدالله‌طباخ – يحيي‌سيبك فتاحي‌‌نيشابوري – نوركمال ماوراء‌النهري – عبدالله‌كاتب هروي – پيرمحمد صوفي هروي – يحيي صوفي و سرآمد همه خوشنويسان زمان او ميرعلي تبريزي كه خطوط هفت‌گانه را استادانه مينوشت و توفيق يافت براي زيباتر نوشتن خط فارسي خط هشتمي ابداع كند كه بنام نستعليق يعني نسخ‌كننده خط نسخ و تعليق ، نام گذاري شده‌است. و الحق اين خط در زيبائي نظير و تالي ندارد .

در اثر توجه و عنايتي كه در زمان شاهرخ بخشنويسان مبذول مي‌شد ، ميرعلي تبريزي توفيق يافت كه شاگردان بنامي در خط تربيت كند مانند ، پسرش عبدالله شيرين قلم و اظهر تبريزي وجعفر باي سنقري ، فهرست خوشنوشسان دوران شاهرخ و پسرش باي‌سنقر ميرزا خود تذكره‌اي بزرگ را شامل ميگردد و در اين مقال تنها به تذكري مختصر بمناسبت موقع و مقام اكتفا ميرود .

بايد توجه داشت كه اظهر تبريزي شاگرداني چون سلطانعلي مشهدي پرورش داد كه او نيز بسهم خود در دوران سلطان‌حسين باي‌قرا خوشنويساني چون ، شاه محمود نيشابوري – سلطان محمد خندان ، مير علي هروي ، سلطانمحمدنور تربيت كرد كه توانستند در هنر كتاب‌نويسي شاهكارهائي بوجود آوردند .

در زمان شاهرخ و فرزندانش مدارس و كتابخانه‌هاي بسياري در سراسر ايران بنياد يافت و چنانكه خواهد آمد بزرگترين كتابخانه جهان در زمان شاهرخ در ايران تاسيس گرديد .

شهر هرات در زمان شاهرخ بهادرخان بار ديگر مجد و عظمت دوران قبل از حمله مغول را باز‌يافت و يكي از مراكز مهم علمي و ادبي و هنري آسيا گشت .

در زمان شاهرخ و باي‌سنقر پايه مكتبي نو در هنر كتاب‌نويسي در ايران گذاشته شد كه در جهان بنام مكتب هرات شهرت گرفته است و بدايع هنري اين مكتب در هيچ نقطه‌اي از جهان [23] و در هيچ عصري از اعصار و زمان مانند و نظير نداشته‌است .

191 – كتابخانه باي‌سنقر ميرزا – هرات : قولي كه جمله مورخان و محققان برآنند اين است كه غياث‌الدين ميرزا باي‌سنقر فرزند شاهرخ شاهزاده‌اي بوده است كه در تهيه و استنساخ و جمع‌آوري كتاب و رواج هنرهاي مربوط بآن تا سرحد جنون عشق ميورزيده است .

باي‌سنقر ميرزا در هرات دارالصنايعي براي كتابخانه بي‌مانند و نظيرش فراهم آورد كه در آن گروه بيشماري از زبردست‌ترين نويسندگان ، مصوران و مذهبان ، وراقان ، صحافان ، جلدسازان ، وصاقان ، حل كاران ، زر افشانان ، به كار اشتغال داشتند و از انعامهاي بيحد و شمار آن شاهزاده هنردوست بهره‌ور ميگشتند. به نوشته دولتشاه سمرقندي در كتابخانه او چهل نفر از خطاطان شهير شب و روز كتابت مي‌كرده‌اند. تذهيب و تصوير و ديگر فنون و هنرهاي متعلق به كتاب در دوران او رواج يافت و اوج گرفت. در هيچ عهد و عصري هنر خط‌نويسي و كتاب‌سازي بآن اندازه رواج نداشته است. و در هيچ دوراني به اندازه زمان او نسخه‌هاي نفيس و زيبا نوشته و تذهيب و تصوير نشده است. بطوريكه در كمتر كتابخانه‌اي در جهان ممكن است از كتابهاي كتابخانه باي‌سنقر ميرزا نسخه‌اي يافت نشود. در اسلامبول در هر كتابخانه‌اي لااقل يك نسخه از كتابهاي عهد او را توان يافت ، در كتابخانه‌ي جامع اسلامبول نسخه‌اي از كتاب فرج بعد از شدت و هم چنين نسخه‌اي از نزهته‌الارواح امير حسيني هست كه هر دوي اين كتابها از لحاظ خط و هنرهاي تزئيني شايان توجه و زيارت و موجب شگفتي و اعجاب هر بيننده است .

باي‌سنقر ميرزا خود در خط استاد بود و بيشتر خطوط را استادانه مينوشت. خط و خطاطان در هنر نويسندگي او مينويسد : (( در ايران چهار نوع خط چهار استاد بي مانند دارد. در ثلث باي‌سنقر ميرزا در نستعليق ميرعماد ، در نسخ ميرزا احمد نيريزي ، در شكسته عبدالمجيد درويش طالقاني)).

باي‌سنقر ميرزا در شعر و خط يكتاي زمانه بود برادرش الغ‌بيك نيز در هندسه نظير و همتا نداشت در حق برادرش گفته‌اند :

چون الغ‌بيكي بعلم هندسه                   يافت نتوان در هزاران مدرسه

خلاصه آنكه در هيچ عهد و زمان مانند دوران باي‌سنقر ميرزا علم و هنر آن اندازه ارجمند نبوده و رواج و ترقي نكرد و اهل علم و هنر و معزز و مكرم نزيسته‌اند .

باي‌سنقر ميرزا توجه خاصي بخط و نقاشي و تذهيب داشت و خوشنويساني را كه در ايران بودند همه را در هرات گرد‌‌‌آورد و بر آن داشت تا شب و روز بكار پردازند و از آثار گرانقدر ادبيات فارسي نسخه‌هاي دستنويس تهيه كنند و آنها را با تذهيب و تزئين و تشعير و تصوير زينت دهند و با جلدهاي نفيس سوخت و لاكي آنها را بصورت گنجينه‌هائي از مجموع هنر درآوردند .

توجه خاص و فوق‌العاده باي‌سنقر ميرزا به تهيه كتابهاي نفيس و هنر كتاب سبب گرديد كه نقاشي و تذهيب و تجليد و خطاطي و وصاقي و زرافشاني و وصالي و صحافي باوج كمال وترقي برسد و مكتب هنري هرات كه از درخشان‌ترين مكتب‌هاي هنر ايران است پي‌ريزي شود حبيب‌السير مينويسد : (( به مجالست ارباب علم و كمال بغايت راغب و مايل بود و در تعظيم و تبجيل اصحاب فضل و هنر در هيچ وقتي از اوقات اهمال و اغفال نمي‌نمود و خردمندان كامل از اطراف و اكناف ايران و توران به هرات آمده در آستان مكرمت آشيانش مجتمع مي‌بودند و بلغاء وافر فراست و فصحاي صاحب كياست از اقطار امصار عراق و فارس و آذربايجان بدرگاه عالم پناهش شتافته صبح و شام ملازمت مينمودند و آن شاهزاده عاليشان در تربيت و رعايت تمامي آن طايفه گرامي كوشيده همه را بوفور انعام و احسان مسرور و شادمان ميساخت و هر كس از خوشنويسان و مصوران و نقاشان و مجلدان در كار خويش ترقي ميكرد به همگي همت بحالش ميپرداخت))26. [24]

كتابخانه بايسنقر ميرزا يكي از كتابخانه‌هاي بسيار نفيسي است كه در طول تاريخ ايران بوجود آمده و تنها نظير آن را بايد كتابخانه ((سلطان‌حسين ميرزا باي‌قرا )) كه شرح آن هم خواهد آمد دانست.

نسخه‌هاي گرانقدري كه از كتابخانه باي‌سنقر و شاهرخ بهادرخان بجاي مانده بهترين نمودار ترقي و تكامل فن كتاب سازي و هنر تجليد و تذهيب و نقاشي كتاب در ايران است . در كتابخانه‌ي سلطنتي ايران نسخه‌هاي بي‌مانندي از كتابخانه باي‌سنقر ميرزا و شاهرخ محفوظ است كه از نظر ارزش هنري و مادي نميتوان براي آن حد و معياري تعيين كرد .

در كتابخانه آقاي حاج محمد نخجواني 27 جنگي ارزمند هست كه بخط مولانا اظهر تبريزي خوشنويس شاگرد كمال‌الدين جعفر باي‌سنقري خطاط شهير كتابخانه باي‌سنقر ميرزاست .اين جنگ حاوي اشعاري است كه خطاطان كتابخانه باي‌سنقر ميرزا پس از در‌گذشت ناگهاني اين شاهزاده فضل‌دوست و هنر پرور كه در 35 سالگي بناگهان در گذشت سروده و بعنوان تسليت‌نامه بحضور شاهرخ تقديم داشته‌اند سيف‌الدين نقاش نيز كه از نقاشان كتابخانه او بوده‌است ترجيع‌بندي ساخته است كه هر مصرع اول تاريخ ولادت و هر مصرع دوم تاريخ درگذشت باي‌سنقر ميرزاست 28 و مطلع اين ترجيع به ثبت روضه‌الصفا چنين است :

     چندانكه گشت چرخ بدوران روزگار      نقش وفا نيافت ز دوران روزگار (!)

باي‌سنقر ميرزادر سنين جواني دريافت كه منجمان در طالع و زايچه او گفته‌اند كه در جواني در خواهد گذشت ، از آنگاه كه بر اين تفال آگاه شد تغيير حال داد و وجود ذيجودي كه سراسر وجودش را عشق به هنر و ادب فرا گرفته و مالامال ساخته بود ، بموجودي منزوي و مغموم مبدل گشت و براي فرار از غم مرگ ، روز و شب در باغ سفيد هرات و ديگر نزهت‌گاهها مست و لايعقل ميگذرانيد تا سر‌انجام در اثر افراط در شرب شراب و مخدرات مسموم شد ودر ريعان جواني بكام مرگ فرو‌رفت و مرگ او را بايد ضايعه جبران‌ناپذيري براي دنياي هنر و ادب بشمار آورد .

كتابه‌هاي مسجد گوهر‌شاد بيگم كه از مستحدثات مادرش بود بخط ثلث از اوست كه آنها را به سن بيست سالگي نوشته و از قدرت و قوت و استحكام قلم سحر و معجزي بيادگار گذاشته است .قرآني نيز به خط ثلث نوشت كه طول صحايف آن 2 گزونيم بوده است و پدرش شاهرخ صله آنرا خراج يكساله خراسان داد. اين قرآن نفيس پس از گذراندن حوادثي براي امان ماندن از تاراج پس از روي كار آمدن دولت صفويه به آرامگاه سلطان ابراهيم فرزند حضرت رضا عليه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌السلام در قوچان سپرده شده بود .پس از فتح قوچان بدست نادر شاه اوراق اين قرآن نفيس بدست لشگريان نادر تاراج شد و نادر پس از اطلاع از اين واقعه دستور جمع‌آوري آنرا داد ليكن بسياري از اوراق آنرا تاراج كنندگان شكسته و لت زده بودند .

شاهزاده افسر شاعر قرن اخير هنگاميكه رياست معارف (فرهنگ)خراسان را بر عهده داشت براي بدست آوردن اين قرآن عديم‌النظير بقوچان رفت و ضمن كاوش خرابه‌هاي منضم بآرامگاه سلطان‌ابراهيم در زير خاك و خاشاك صندوقي چوبين بدست‌آورد كه خوشبختانه در آن اوراق اين قرآن را قرار داده بودند . شاهزاده‌افسر با كسب اجازه از رضا‌شاه‌كبير قرآن را بموزه آستانه قدس رضوي منتقل ساخت كه هم اكنون در آنجاست .

رئيس كتابخانه باي‌سنقر ميرزا ، ميرزا جعفر تبريزي خطاط شهير شاگرد مير علي تبريزي بوده است . جعفر‌تبريزي در نوشتن هفت خط اوستاد بوده و نستعليق را از اوستاد خود امير علي كه مبتكر اين شيوه بود آموخت‌. او شاگردان بنامي در خط تربيت كرد از جمله اظهر تبريزي وحاجي مقصود و احمد رومي را ميتوان ياد كرد .

باي‌سنقر ميرزا بخط وربط جعفر تبريزي علاقه داشت و باو اجازه داد كه باي‌سنقري [25] رقم زند . جعفر باي‌سنقري از طرف باي‌سنقر ميرزا مامور نوشتن شاهنامه شد و پس از اتمام آن مصوران دارالصنايع شاهرخي بر صحايفي از آن سي مجلس بسرپرستي سيف‌الدين نقاش كشيدند كه شاهكار هنر نقاشي است و تذهيب آن نيز از بهترين كارهاي دوران شاهرخ است و باي‌سنقر ميرزا بر اين شاهنامه مقدمه‌اي نوشت كه بنامش مقدمه باي‌سنقري خوانده ميشود29 اين نسخه بيمانند در كتابخانه سلطنتي ايران موجود است30 شمس‌باي‌سنقري نيز كه از خطاطان شهير است ماموريت داشت كه از ديوانهاي شعرا نسخه برداري كند 31 .

ادوارد برون در تاريخ ادبيات خود متذكر است كه باي‌سنقر‌ميرزا كتاب‌دوست ترين و باني زيباترين مكتب كتاب‌سازي در ايران بوده است 32 خط و خطاطان مينويسد 33 (( چهل نفر استاد كار و هنرور برياست مولانا جعفر تبريزي به كتابت و تهيه و به استنساخ كتاب مشغول بودند . لوازم كار كتابت و هنرمندان فنون آن از قبيل : وراقان – صحافان – مصوران – مذهبان – مجلدان – وصالان – وصاقان – زرافشانان و ديگر حرف و اصناف مربوط به هنر كتاب است اكناف و اطراف ايران گرد آمده بودند و آنان در اثر انعام و احسان فراوان كه بايشان مي‌شد . بدايع صنايع بوجود ميآوردند و بهمين علت و سبب هنر پيشرفت و مكتب تازه‌اي در هنر گشوده شد . نوادر آثاري كه در آن زمان بوجود آمده است تا دامن قيامت دست حوادث زمان نميتواند فرسود و انقلابات جهان نيز نميتواند بر آن دست يافت . در كشورهاي شرقي و غربي در كتابخانه‌هاي عمومي و خصوصي و مجموعه‌هاي شخصي و موضع‌هاممكن نيست كه نمونه‌اي از هنر آن دوران را نداشته باشند . ))

در جنگي كه از آن ياد كرديم ضمن يكي از مراثي چون اشاره‌هايي به چگونگي امور كتابخانه باي‌سنقر ميرزا شده است و نمونه‌اي از عشق و علاقه باي‌سنقر به كتاب است منتخبي از آن را ميآوريم :

از كمال‌الدين جعفر باي‌سنقري :

شهريارا تا برفتي از سر اهل هنر                           شد كتاب صبر ما ابتر ورق زير و زبر

يافتي از لطف شه هر كهنه خطي عمر نو                 بشكند پشتش كنون چون رفت پشتيبان زسر

از مرقع نامه‌ها ايد بگوش جان مرا                         صورت بيجان مگر گشتند از اين غم باخبر

خواندن اشعار بي‌معني شد و صورت حرام              پادشاه صورت و معني ز عالم شد مگر

قطعه‌اي ياقوت دادي قطعه ياقوت را                     صيرفي كو تاشناسد لعل و ياقوت از حجر

گشت‌خط‌منسوخ‌و صورتگر‌بجان‌درمانده‌است           چون عطا نبودگشدجدول،كش ازخون جگر

داشتي صد برگ جلد نسخه از زر و كنون               اي مذهب مشكلت از زر نگردد حل اگر

مينويسم جنگ و در دم ميشودتر ز آب چشم           كرده‌ام بعد از تو حاشا خط خود را خوبتر

                                                               ******

نسخه‌ها رفتند در جلد سياه از سوز ودرد               بسته بر سر جدول زر هم كبود از لاژورد

                                                               ******

تا محقق گشت بر كتاب عالم اين خبر                   در زبان كلكها نايد برون جز آه، آه

تا به توقيع اجل شد نامه عمرش سجل                  حال‌من‌چون‌خط‌پريشان‌گشته‌خط‌اينك‌گواه

نسخ و تعليق از غبار غم نسازد چهره پاك              چون نخوانندش دگر هرگز به نزد پادشاه

از مولانا منشي :

دي در كتابخانه شدم ديدماندر او                    جمعي به‌گريه جمله گره بر جبين زده

اهل كتابخانه همه جامه‌هاسياه                        انداخته دوات و قلم بر زمين زده

كاتب سياه كرده قد و قامت الف                    بي نقطه سيه برخ حرف شين زده [26]

پاورقي‌ها ‌:

1 – تاريخ گزيده ص 692 تاريخ بيحق ص 248 .

2 – چند قصه از اين تفسير را از آقاي دكتر مهدي بياني بسال 1318 نشر داده‌اند.

3 – يك نمونه مستند از اينكه خانقاههاي ايران كتابخانه داشته‌اند همين مورد است .

4 – وصاف ص 160-161 .

5 – نظام‌التواريخ ص 89 و تاريخ گزيده ص 507 و شيرازنامه ص 59 .

6 – جهانگشا جلد اول مقدمه بقلم دانشمند فقيد محمد قزويني ص .س . سا .

7 – مكاتيب رشيدي ص 56 – 69 .

8 – ربع‌رشيدي در محله شش‌گلان و باغ‌بيشه امروز تبريز قرار داشته است .

9 – تاريخ مفصل ايران تاليف اقبال آشتياني ج 1 ص 488 .

10 – امروز اين قسمت در جوار شهر سمنان قرار دارد و در اين تاريخچه عكس فعلي بناي صوفي‌آباد را بنظر خوانندگان رسانيده‌ايم .

11 – جامع مفيدي بكوشش ايرج افشار ج سوم مقاله چهارم ص 655 .

12 – ص 81 –89 .

13 – بطوريكه بكرات متذكر شده ايم مدارس قديمه همگي كتابخانه داشته‌اند و مدرسه بدون كتابخانه به مسجد بي گنبد و محراب و شبستان و شير بي يال و دم و اشكم مي‌ماند‌. اين مورد نيز دليل و سند ديگري است بر صدق و صحت نظر نويسنده در اينمورد .

14 – تاريخ جديد يزد ص 88 .

15 – تاريخ جديد يزد ص 93 .

16 – تاريخ جديد يزد ص 93 .

17 – تاريخ جديد يزد ص 93 .

18 – جامع مفيدي ص 132 .

19 – اين مدرسه جز مدرسه خواجه كمال‌الدين ابوالمعالي است زيرا بناي مدرسه كماليه سال 720 بوده است .

20 – تاريخ جديد يزد .

21- جامع مفيدي ج 3 .قسمت 2 ص 659 .

22 – فهرست كتب خطي آستانه ج 4 ص 420 .

23 – از كتابهاييكه شاه عباس بزرگ در سال 1017 بآرامگاه شاه صفي وقف كرده است مجلداتي از آن كتابهاي نفيس در موزه ايران باستان موجود است .

24 – تاليف كني كولوپوف طبع بادكوبه 1930 .

25 – تاريخ روابط علمي شرق اروپا و روسيه منطبعه لنين‌گراد .

26 – حبيب‌السير ج 3 ص 622 .

27 – چهل مقاله نخجواني ص 292 .

28 – خط و خطاطان ميرزا حبيب اصفهاني ، اين قسمت بترجمه نويسنده است .

29 – براي اطلاع از ارزش مقدمه باي‌سنقر به بيست مقاله قزويني قسمت دوم مراجعه فرماييد .

30 – افراد بي اطلاع چنان مي‌پندارند كه نقاشي‌هاي اين شاهنامه كار بهزاد است در حالي كه بهزاد در آن زمان هنوز متولد هم نشده بوده است .

31 – خط و خطاطان .

32 – از سعدي تا جامي علي‌اصغر حكمت .

33 – ص 182 – تركي .