|
مسجد جامع عتيق اصفهان
نوشتة : آندره گدار
ترجمة
: جلال ستاري
مسجد
جامع اصفهان يكي از كهنترين و چشمگيرترين
بناهاي موجود اسلامي است . آنچه درباره اصل
اين بنا ميدانيم افسانه اي بيش نيست بدين
معني كه گويا در محل كنوني مسجد جامع
آتشكده اي بر پا بوده است . اما بدون شك در
همان محل مسجد قديميتري كه قسمتي از
ديوارهاي خاكي آن باقي است وجود داشته و
مسجد جامع بر روي آن بنيان يافته است .
مسجد
جامع در روزگار پيشين مانند ديرهاي قرون
وسطي در مغرب زمين مركز فرهنگي و
دارالعجزه بسيار مهمي بوده است كه مسافران
و بيماران را در آن نگاهداري و پرستاري
ميكردهاند . بموجب شرحي كه مورخي اصفهاني
1
در قرن يازدهم (پنجم هجري ) از آن بدست
ميدهد اين بنا بر روي زميني ناهموار شامل
چهار دستگاه ساختمان (اربع ادوار ) در
اطراف مسجد كه حياطي مستطيل شكل با
رواقهاي كم و بيش گود در چهار پهلوي آن
بوده ميشده است . چهار دسته ساختمان شامل
صومعه ها ، خانقاهها ، يك كتابخانه و
مخزنهاي آن و مهمانخانهها (مضيف ها) و
توابع معمولي يك بناي بزرگ مذهبي در آن
روزگار بوده است . به گفته همان نويسنده
براي هر نماز كمتر از پنجهزار كس در آنجا
گرد نميآيند . پهلوي هر جرزي شيخي سرگرم
تدريس و تعليم به پيروان و شاگردان كثير
خويش است و يا مريدي برياضت نفس اشتغال
دارد . آراستگي اين بنا بواسطه مناظره فقها
و مباحثه علما و مجادله متكلمين و پندهاي
واعظين است . در آنجا صوفيان و علما و كساني
ديده ميشوند كه بحال عبادت در مسجد اقامت
گزيده به تسبيح و دعا زندگي را ميگذرانند2 .
روبروي ايوان گنبددار بزرگ كنوني در
ساختمان ضلع شمالي ، كتابخانه مسجد با
مخازن و حجرات متعدد آن قرار داشته است . در
اين كتابخانه بمرور ايام كتب مربوط بهمه
گونه علوم گرد آمده بود . بنابراين مسجد
جامع در قرن دهم بناي عظيمي بود كه طرح
معماري بسيار سادهاي داشته و تمام مساحت
مسجد كنوني را فرا ميگرفته است .
در
روزگار سلاطين آل بويه ، اصفهان يكي از
پايتختهاي بزرگ و معمور دنياي اسلام بود
ولي رونق و آباداني روزافزون آن بر اثر
هجوم تركان سلجوقي به طور موقت متوقف ماند
. از ابتداي قرن يازدهم تركان سلجوقي
مهاجرت خود را بشرق ايران آغاز كردند . در
سال 1050 م. (3-442 ه.) بزرگ آنان طغرل بيك نواحي
اطراف اصفهان را غارت كرد و قحطي سهمگيني
كه بدنبال اين غارتگري پديد آمد مردم
اصفهان را به تسليم شدن ناگزير ساخت و طغرل
بيك بدينگونه اصفهان را به تصرف خود در
آورد . در اين زمان بموجب نوشته مورخين
ايراني مردم براي فراهم آوردن چوب ناگزير
از ويران كردن مسجد بزرگ شدند . اما با وجود
اين جهانگرد
[65]بصيري3 كه يكسال پس از فتح طغرل
بيك اصفهان را ديده مينويسد كه در آن هيچ
بناي ويراني مشاهده نكرده است .
مسجد
جامع در آن زمان از صحن مستطيل شكل و
رواقهاي اطراف آن تشكيل ميافت . در پيرامون
اين بنا كه سبك
معماري آن نقشه يك مسجد عربي است هنوز
الحاقات و اضافات سابقالذكر يعني
خانقاهها و صومعهها و مهمانخانه ها و جز
آن وجود داشته است و شايد هم تركان سلجوقي
اين ابنيه الحاقي و اضافي را مرمت و تعمير
كرده بودند . اما چندي بعد در زمان ملك شاه
سلجوقي نقشه سبك عربي مسجد به طرح كاملا
ايراني يك آتشگاه بدل گشت . ساختمان آتشكده
غالبا از صفه اي براي مراسم عمومي نيايش
آتش كه در وسط فضا يا ميدانگاه مسطح وسيعي
قرار داشت و يك بناي كوچك گنبداري مبتني بر
چهار ستون كه آتشگاه را ميپوشانيد تشكيل
مييافت . اما چون مسلمانان به سوي مكه
نماز ميگذارند و زرتشتيان دور آتش حلقه
ميزنند ، آتشگاه در مسجد به محراب يا
طاقنما و حجرهاي كه جهت قبله را مينماياند
بدل گشت و در منتهي اليه ضلع جنوبي صفه يا
صحن جاي گرفت . بدين ترتيب بناي كوچك گنبد
دار آتشگاه ( بناي طاق در آتشكده ) بصورت
ايواني وسيع با گنبدي گشاده و فراخ كه
محراب اصلي ساختمان را نيز در بر ميگيرد (يعني
يك شبستان منفرد گنبدي شكل كه اطرافش باز
بوده ) در آمد . بموجب كتيبه بزرگ داخل گنبد
اين بنا ( گنبد جنوبي ) بدستور حسنبنعليبناسحق
يعني خواجه نظامالملك وزير نيرومند
ملكشاه بنيان يافته است . تقريبا در همان
زمان تاجالملك رقيب نظامالملك در
آنسوي صحن و به محاذات گنبد جنوبي گنبد
كوچكتر ولي باشكوهتري (گنبد شمالي ) بر پا
كرد . بنابراين مسجد جامع در روزگار ملكشاه
عبارت بود از ايوان بسيار فراخي كه محراب
را در بر ميگرفت و در جلوي آن محوطه وسيعي
كه مسلمانان به هنگام ازدحام در آن صف ميبستند
و به نماز ميايستادند قرار داشت . از
مضافات و ملحقات قديمي مسجد كه كم و بيش
مرمت و تعمير شده بودند در اين زمان اطلاع
چنداني در دست نيست و همين قدر ميدانيم
كه در سال 515 هجري مطابق با 22-1121 ميلادي
ساختمانهاي مذكور در يك آتشسوزي كلا
ويران و نابود شدند . بنابراين در آن
روزگار مسجد فقط از دو بناي گنبد دار دور
افتاده از يكديگر در دو انتهاي شمالي و
جنوبي صحني خالي و احاطه شده از خرابه و
ويرانه تشكيل مييافته است . اما در همان
زمان يا اندكی بعد در دوران سلطنت محمد پسر
ملكشاه عزم جزم ايرانيان مبني بر طرد نقشه
مسجد عربي و ايجاد بنايي كاملا ايراني (مسجد
چهار ايواني ) ساختمان قديمي را به يك مسجد
بزرگ و زيباي ايراني يعني صحني مركزي محاط
با چهار نما در اطراف آن و در وسط هر نما
ايواني رو به حياط (ايوانهاي چهارگانه و
نماها و شبستانها و چهلستونهاي اطاف صحن)
بدل كرد . در واقع بتقليد از بناي مدرسه
ايراني كه عبارت از حياتي مستطيل با حجرههايي
در چهار ضلع حياط و در وسط هر ضلع ايواني
بعنوان اطاق مطالعه و استراحت است معماران
زبر دست ميان دو بناي گنبد دار موجود به
آساني مسجد معروفي را كه بدرستي ((مسجد
مدرسه )) ناميده شده است بنا نهادند .
اين
طرح ساختماني نو و سنت شكن كه ظاهرا بر اثر
شرائط و مقتضياتي كه شرحش گذشت در اصفهان
پديد آمد بزودي توفيقي شگرف يافت زيرا در
سال 36 - 1135(530 هجری ) در مسجد چهار ايواني زواره به
صورتي كامل همچنان كه امروزه نيز در ايران
و خارج از ايران معمول است بكار رفته است .
ساير مساجد عربي و حتي مساجدي كه خلفاي
عباسي بنا نهاده بودند نيز رفته رفته در
همان دوران سلجوقيان و يا ديرتر تا زمان
معاصر به تقليد از مسجد اصفهان تغيير شكل
يافت. اما مسجد جامع اصفهان را پس از تغيير
شكل يافتن آن به شرحي كه گذشت تقريبا
[66]
تمام
سلاطين ايران و خاصه سلاطين صفوي كه
اصفهان پايتختشان بود آراسته و زينت كرده
و زيباتر ساختهاند .
تمام
شاهان صفوي سعي داشتهاند كه نام و
نشانشان در اين بناي معروف به يادگار
بماند. تا آنجا كه شاه عباس دوم براي آنكه
نام او چون نام و اثر اسلافش در مكان
مطلوبي ثبت و ضبط گردد فرمان داد تا قسمتي
از كتيبه بزرگ حاوي سورههاي قرآن ايوان
جنوبي را خراب كند و نام او را بخط زرين
بجاي آن بنگارند
4 .
طي
قرون بعد تغييرات مهمي در مسجد بعمل آمد.
پس از سلجوقيان سلطان مغول الجايتو
خدابنده كه مذهب شيعه اختيار كرده بود در
بالاي برخي از حجرهها و دالانها و
شبستانها اطاقهائي براي سكونت علما و
طلاب ساخت و بدين گونه نماهاي رو به صحن در
ميان چهار ايوان از يك طبقه به دو طبقه بدل
شد. وانگهي چون رسم بر اين بود كه نماهاي
خارجي بناهاي ايراني را نيز با كاشيهاي
رنگين بپوشانند ساختمانهاي اطراف صحن
و نماهاي ايوانهاي چهارگانه (ايوانها و
پشت بغلهاي طاقنماهاي فوقاني و تحتاني
اطراف صحن ) مسجد به همين شيوه با صفحات
كاشيكاري كوچكي كه بعدا به كاشيكاري
ظريفتري مبدل گشت پوشيده شد . بعلاوه
الجايتو در شمال ايوان غربي محراب بسيار
زيبائي گچبري را كه طلاكاري شده است بنا
نهاد .
اندكي
بعد در حدود سال1447 ميلادي سلطان محمدبن
بايسنقر بن شاهرخ تيموري شبستان زمستاني( بيت
الشتاء) و در ضلع غربي مسجد براي آنكه ورود
به سحن آسانتر گردد سردري را كه به نام او
به يادگار مانده است بنا نهاد و در پايان
قرن پانزدهم سلطان حسن بهادر خان معروف به
اوزون حسن كه سازندهاي بزرگ بود در مسجد
تعميرات و اصلاحات مهمي انجام داد و خاصه
سقف ايوان جنوبي را از نو ساخت و با مقرنسهاي
درشت تزئين كرد و باز هم او تزئين كاشيكاري
نماهاي اطراف سحن را ناقص يافت و بجاي آن
نماهاي رو به صحن مسجد و ايوان جنوبي را با
صفحات مختلف از كاشيكاريهاي معرق شايان
تحسين كه هنوز نيز برجاست هر چند كه بارها
تعمير و مرمت شده است پوشانيد .
تقريبا
تمام سلاطين صفوي به استثناي شاه عباس اول
در مسجد كارهايي كم و بيش مفيد انجام دادهاند
. و حتي در دوران سلطنت او نيز نمازخانهاي
در گوشه جنوب غربي مسجد ولي مستقل از آن (چهلستون
شاه عباسي) ساخته شد . شاه عباس كبير به
پايتخت خود نظم بخشيد و ميدان بزرگ شهر را
تزئين كرد و در اطراف آن بناهاي معروفي چون
مسجد شيخ لطفالله ، مسجد شاه ، قصر عاليقاپو
و بازار بزرگ قيصريه را بنا نهاد و بدينگونه
چون سخت بكار اصفهان نو يعني اصفهان ساخته
و پرداخته خويش مشغول بود به سرنوشت
اصفهان كهن چندان توجه نداشت . مسجد شاه
پيش از هر بناي ديگر مورد توجه و علاقه شاه
عباس بود و شاه عباس در نظر داشت آنرا
جانشين مسجد عتيق جامع كند . ساختمان مسجد
شاه در سال 1612 آغاز شد و تا چندي پس از مرگ
شاه كه در 1628 پيش آمد نيز ادامه داشت . چيزي
نمانده بود كه براي تزئين مسجد شاه بدستور
شاه عباس ازارههاي مرمري كه پايههاي
مسجد را پوشانيده است برداشته و در
ساختمان مسجد شاه بكار برند . ولي با اعلام
كشف معدن سنگ مهمي در حوالي يزد كه از آن
سنگهاي مرمر سفيد (( بزرگتر و زيباتر )) ي
استخراج ميتوان كرد با زحمات زياد شاه را
از اين تصميم منصرف كردند . امروزه مسجد
شاه كه با سنگهاي مرمر يزد زينت يافته يكي
از جذابترين بناهاي اصفهان است ولي مسجد
عتيق اصفهان هنوز اساسي ترين ومهمترين و
جالبترين بناهاي تاريخي آن زمان بشمار
ميرود .
[67]
پاورقيها
:
1
–
مافروخي در محاسن اصفهان (م).
2
–
رجوع كنيد به گنجينه آثار تاريخي اصفهان
تاليف دكتر لطفالله هنرفر 1344 (م ) .
3
–
ظاهرا ناصرخسرو (م).
4
–
ظاهرا اين همان كتيبهاي است كه شرحش در
گنجينهآثار تاريخي اصفهان ص 97 آمده است (م)
.
|