|
|
|||
فيوضات،
جاويد. "گوشههاي ناشناختهاي از تمدن
هخامنشي، شيشه سازي درزمان هخامنشي". دوره6،
ش61و62 (آبان و آذر46): 68-72، تصوير، طرح.
|
|||
خلاصه:بررسي ونقد دونمونه از شيشههاي
بدست آمده از حفاريهاي تخت جمشيد (خرانه)،
خصوصيات اين شيشهها و مقايسه آن
با شيشههاي مصرقديم.
|
|||
|
|
|||
گوشههاي
ناشناختهاي از تمدن هخامنشي
شيشه سازي در
زمان هخامنشي
دكتر جاويد
فيوضات
با
توجه بآثار پرشكوه سنگي كه از دوران
هخامنشي در پازارگاد ، تخت جمشيد و
بيستون بيادگار مانده است شايد در اولين
وهله چنين بنظر آيد كه چون اشياء غيرسنگي
كه بآثار نامبرده در بالا قابل قياس باشد
بدست نيامده لذا ايرانيان غير از حجاري و
مجسمه سازي برشتههاي ديگر هنر و صنعت
چندان توجهي نداشتهاند ولي بايد در نظر
گرفت كه اشياء چوبي و چرمي و استخواني و
نظائر آنها كه منشاء گياهي يا حيواني
دارند بر اثر عوامر طبيعي وجوي زودتر از
مواد سنگي و معدني خصارت ديده فرسوده
ميشوند بعلاوه غالب اين قبيل اشياء كه
اكثرا منقول هم ميباشند در طي قرون متمادي
بوسيله اقوام و اشخاص متعدد به تاراج رفته
و از كاخها و خزائن اوليه جابه جا شدهاند
. حتي مسلم شده است قطعات سربي و گيرههاي
فلزي كه براي اتصال قطعات سنگي در ابنيه
هخامنشي بكار رفته بود بتدريج بوسيله
اقوام غالب و افراد سودجو ربوده شده و در
كشورهاي اروپايي در دورانيكه فلزات
مخصوصا سرب ارزش زيادي داشت ، بفروش رفته
است . يادآوري
اين مطلب را بي مناسبت نميدانند كه
معماران ايراني در زمان هخامنشي براي
اولين بار در تاريخ ، گيرههاي فلزي را
براي اتصال قطعات سنگي مورد استفاده قرار
دادهاند و از بقاياي فلزي كه جسته و
گريخته از تخت سليمان (پازارگاد ) بجاي
مانده و سوراخهايي كه در بعضي سنگهاي
مجاور در ديواره بناي مزبور يا در قسمتهاي
مختلف تخت جمشيد بچشم ميرسد ميتوان جنس و
شكل ميلههاي فلزي را كه اكثرا در دوانتها
برآمدگي داشته و در سوراخهاي تعبيه شده در
قطعات سنگي جايگير ميشده است مشخص كرد . آنچه
دراين يادداشتها از نظر خوانندگان گرامي
ميگذرد مقايسهاي است از پيشرفت صنعت
شيشه سازي در دوران هخامنشي نسبت بكشورهاي
متمدن همزمان با آن دوران . مدارك
و آزمايشهاي علمي كه در اين بحث بدانها
استناد شده خلاصهاي است از مطالعات و
بررسيهاي عدهاي از دانشمندان عاليقدر كه
براهنمايي و سرپرستي Frederick R. Matson روي
نمونههاي قديمي انجام شده و نتايج آن در
جلد دوم كتاب Persepolis پروفسور Schmidt
(صفحه 127 تا 132 ) بتفصيل ذكر شده است .
شيشههاي بيرنگ
دو
قطعه شيشهبيرنگ و بظاهر همجنس كه از
حفاري تخت جمشيد (خزانه ) بدست آمده بود
براي آزمايش در نظر گرفته شد تا تعيين شود
آيا دو نمونه داراي يك منشاءاند يا اينكه
يكي مبداء هخامنشي و ديگري مبدائي غير از
آن دارد . |
|
|
تشريح شكل ظاهري نمونهها :
يكي
از قطعات محدب شكل و به ابعاد تقريبي سه در
سه سانتيمتر حداكثر ضخامتش چهار ميليمتر و
در لبهها تا حدود نيم ميليمتر كاهش
مييابد و شايد قسمتي از يك شيئي تزئيني
بوده
[68]
است –
اين اختلاف ضخامت مخصوصا با توجه به تحدب
زياد سطح خارجي نسبت بسطح داخلي شاهدي است
بر اينكه خمير شيشه را در حالت گرم در غالب
ريخته و تحت فشار قرار دادهاند . |
||
شكل1
|
|
لذا معلوم ميشود كه پس از بيرون آوردن شيئي از قالب لبههاي آنرا تراش دادهاند زيرا در غير اينصورت خط الراسها مشخص نبوده و بشكل منحني در ميآيد – حاشيه تمام لبهها بوسيله خطي كه بموازات خطالراس و بفاصله يك ميليمتري آن حك شده نمايانتر گرديده است – سطح خارجي آن كمتر از سطح داخلي در اثر عوامل جوي آسيب ديده است و اين امر ممكن است در اثر اختلاف خواص ساختماني در سطح و طرز استفاده از آنها باشد يا دليلي است بر اينكه دورويه در زير خاك بيكسان تحت تاثير رطوبت قرار نگرفته است سطح داخلي صاف و سيقلي است و علائمي كه نشان دهنده روش تهيه آن باشد بنظر نميرسد – با توجه بضخامت برآمدگيهاي شيشهاي كوچكي بر روي جسم باقي ماندهاند آشكار ميشود كه قسمت اعظم آن در اثر عوامل جوي بقطر نيم ميليمتر پوسته پوسته شده و ريخته است – اين جسم نيز مانند بيشتر شيشههاي قديمي بجز در قسمتهايكه در اثر تورق ريخته و گود شده است تلؤلؤ رنگين كماني جالبي دارد . |
|
نمونه
دوم عبارتست از يك قطعه مكعب مستطيل شكل از
ناحيه گردن و شانه يك تنگ يا بطري كه با
تراشهاي مايل بشكل مار پيچ تزئين شده است –
ابعاد آن تقريبا 3/2 در 7/4
سانتيمتر است و ضخامتش از 5 تا 4/1 ميليمتر
تغيير ميكند –
قطر خارجي آن در ناحيه گردن در
حدود چهار سانتيمتر بوده كه بتدريج وسعت
يافته و در ناحيه شانه به 8 تا 10 سانتيمتر
بالغ ميشده است
–
[69]
برآمدگي بصورت
خطوط مارپيچ شيبدار در خلاف جهت
حركت عقربههاي ساعت بر سطح خارجي آن
تراشيده
شده
است كه فواصل خطالراسهاي
آنها 5 ميليمتر
است و عمقشان در قسمتهاي ضخيم
ناحيه گردن بيشتر از ناحيه شانه است
بجز در
يك نقطه كه با ضخامت 4/1 ميليمتر وضع
استثنائي پيدا
كرده است – گرچه
هر دو رويه اين نمونه در حالت آزمايش
((حالت
كدري))
نداشتند ولي
با توجه به نقاط ريز برجستهاي
كه بر سطح آن باقي مانده تلالؤ
قوس و
قزحي زيبائي دارند چنين بنظر ميرسد
كه ساير
قسمتهاي اين جسم در هنگام مدفون بودن
پوسته پوسته شده و بقطر نيم ميليمتر
ريخته
است
و عوامل جوي در اينمورد دخالت
نداشته اند
زيرا فساد يكنواخت صورت نگرفته و
نقاطي از قبيل خطالراسهاي خطوط
مارپيچي
سالم
و جلادار باقي ماندهاند . شواهدي
در سطح داخلي نشان ميدهد كه ظرف را بدور
مغزي پوشيده شده از پارچه ساختهاند زيرا
يك قطعه آسيب نديدهاي
از شيشه به ضخامت پنج ميليمتر در شانه ظرف ديده ميشود كه نقشي از نسوج
ظريف بر آن بجا مانده است و اين اثر كاملا شبيه نقشي ميشود كه اگر دانه
شني را درپارچه ای پيچيده و در بوته اي
پر از خمير مايه شيشه فرو برند . خواص فيزيكي
فقدان
نسبتا كامل رنگ در نمونه اول يك خاصيت
كاملا استثنائي است زيرا اگر آنرا
روبروشنائي گرفته و از قسمت سطح آن نگاه
كنيم بيرنگ است و ((سايه)) زردفامي كه از
ناحيه لبهها مشاهده ميشود شبيه ((ته رنگ
)) سبزي است كه در هنگام نگاه كردن شيشههاي
بيرنگ معمولي پنجره (از سمت لبهها) بچشم
ميرسد . عدهاي
از محققين تعدادي اشياء شيشهاي از قبيل
مهره و تنگ و ظروف متعلق بدوران فراعنه
يافتهاند كه رنگ سبز بسيار جزئي دارند و
چون بطور عمده ماده رنگي بخمير مايهشان
مخلوط نشده آنها را جزء شيشه بيرنگ بشمار
آوردهاند ولي بايد توجه داشت كه قطعات
بسيار نازك شيشههاي قديمي به علت
ناخالصيهاي آهني سبزرنگ بنظر ميرسند –
پرفسور اشميد اين اختلاف را چنين توجيه ميكند
: ((گاهي
قطعات شيشهاي قديمي سبز بسيار كمرنگ
بنظر ميآيند ولي بطور كلي شيشههاي دوران
هخامنشي با توجه به نمونههايي كه از تخت
جمشيد بدست آمده است جزء شيشههاي رنگين
محسوب نميشوند .)) ضريب
انكسار و وزن مخصوص شيشه مشخصاتي هستند كه
ميتوان آنها را به دقت و صحت اندازه گرفت و
از روي آن نوع شيشه را تعيين كرد زيرا اين
دو عامل به كيفيت و كميت اجسام تشكيل دهنده
شيشه بستگي تام دارند . ضريب انكسار هر دو
نمونه مورد آزمايش 518/1 و وزن مخصوص آنها 515/2
و 512/2 ميباشد –
ارقام مزبور مشابه مشخصات شيشههائي
هستند كه بطور كلي از قليا و آهك و سيليس (شن)
تهيه ميشوند (مهمترين عناصر شيميايي كه
در اين نوع شيشه يافت ميشوند عبارتند از
سديم Sodium
كلسيم Calcium
و سيلسيم Silicium
و اكسيژن Oxygen
) . |
|
براي
تشخيص نواقص فني و ناخالصيهاي موجود در
نمونهها (مانند حبابهاي هوا و دانههاي
شن ذوب شده) شيشه را در برموراتيلن Ethylene Bromide فرو
ميبرند ، چون ضريب انكسار اين مايع و شيشه
تقريبا نزديك ميباشد لذا ذرات و اجسامي
كه ضريب انكسارشان با آن متفاوت است در زير
ميكرسكپ كاملا مشخص خواهند شد –
در اين آزمايش شبكه تور مانندي از ترك –
خوردگيهاي ريز در هر دو رويه نمونهها
بچشم ميرسد كه در اثر عوامل جوي و تورق
ناشي از آن در شيشه پديدار شده است –
تعداد خيلي كم حبابهاي هوا بسيار اعجاب
انگيز و دليل بارزي است بر مرغوب بودن جنس
شيشه –
شايد وجود آنتيموان Antimony
در اينمورد بيتاثير نباشد زيرا گاهي در
كارخانههاي شيشهسازي مدرن نيز اين
ماده تصويه كننده را براي كاهش يا حذف
حبابهاي هواي داخل شده در خمير شيشه بكار
ميبرند . |
||||
شكل3
|
شكل2
|
|
ماده
اوليه يا خام يا تهيه سيليسيم كه مهمترين
عنصر تشكيل دهنده انواع شيشههاست كوارتز
Quartz
ميباشد كه معمولا از شن رودخانهها بدست
ميآيد (از نظر شيميائي اين جسم سيليس ((اكسيد
سيلسيم)) است ) مواد قشري دانههاي شن و
همچنين ناخالصيهاي معدني موجود در كوارتز
غالبا بمقادير كم يا زياد در تركيب شيشه
داخل ميشوند چنانكه مقدار جزئي آهن ،
آلومينيوم و منگنز Mangnese
و تيتان Titanium
كه بصورت اكسيد Oxide
(تركيب با اكسيژن ) در نمونه مورد آزمايش
تشخيص داده شده است ممكن است از همين راه
داخل شده باشند و باحتمال زياد قسمت بيشتر
آلومينيوم و مقدار كمي از آهن بتاثير خمير
شيشه بر جدار بوته كه معمولا از گل رس
ساخته ميشده مربوط ميگردد زيرا گل رس
داراي تركيباتي است از آهن
[71] و آلومينيوم .
مقدار جزئي مس كه بصورت اكسيد مس در نمونه
ديده شده شايد از ناخالصيهاي مواد اوليه ،
بوته و يا مربوط به
ابزاريكه مورد استفاده
قرار گرفتهاند باشد (در قديم تركيبات مس
را براي تهيه شيشههاي آبي رنگ بكار ميبردند
) چون وجود گوگرد از راه اسپكتروگرافي
تشخيص داده نميشود بايد از طريق تجزيه
شيميائي بثبوت برسد . سنگ
آهك يكي ديگر از مواد خام صنعت شيشهسازي
است زيرا اجسام قليائي خاكي شيشه را در
مقابل عوامل جدي افزايش ميدهند –
آهك (اكسيد كلسيم) قسمت اعظم يا تنها ماده
قليائي خاكي سنگهاي آهكي است ولي در بعضي
اقسام آن اكسيد منيزيم Magnesium Oxide
سهم بيشتري دارد . Dolomite
بسنگ معدني اطلاق ميگردد كه بنسبت
ملكولي مساوي از دو اكسيد مزبور دارا ميباشد
و از نسبت موجود ميان اين دو عنصر در هر
نمونه قديمي ميتوان منشاء شيشه يا بعبارت
صحيحتر محل معدن آهك آنرا تعيين كرد –
در نمونههاي آزمايش شده علاوه از دو فلز
نامبرده در بالا مقدار كمي اكسيد باريم Barium
و استرنسيم Strontium
كه هر دو آنها نيز متعلق بخانواده فلزات
قليائي خاكي هستند ديده شده است . اين
اجسام كه بصورت ناخالصي در سنگهاي آهكي
يافت ميشوند راهنماي خوبي براي پي بردن
بمنشا سنگ آهك و شيشه بشمار ميآيد . مواد
قليائي شيشهها را معمولا سديم و پتاسيم Potassium
تشكيل ميدهند و در آزمايش نمونه هخامنشي
علاوه بر آنها وجود ليتيوم Litium
نيز كه جزء خانواده فلزات قليائي است
بثبوت رسيده است . تمام
عناصر نامبرده در بالا با مقاديري نظير
آنچه در شيشههاي دوران هخامنشي يافت
ميشود و در بعضي شيشههاي دوران فراعنه
نيز ديده شده است و اختلاف مهم آنها مربوط
بوجود و مخصوصا مقدار قابل ملاحظه
آنتيموانAntimony
در نمونه مورد بحث ميباشد –
اين عنصر كه غالبا بصورت ناخالصي در معادن
و تركيبات مس يافت ميشود بمقدار خيلي جزئي
فقط در بعضي شيشههاي رنگي مسدار (شيشههاي
آبي ) مشاهده شده است ولي مقدار قابل
ملاحظه آن در نمونههاي هخامنشي مؤيد اين
نظر است كه آنرا مخصوصا بعنوان يك اكسيدان Oxidizing Agent
بخمير شيشههاي بيرنگ ميافزودند تا
تركيبات آهن دو ظرفيتي Ferrous
را كه سبب پيدايش رنگ سبز در شيشههاست
اكسيده كرده و بآهن سه ظرفيتي Ferrig
تبديل نمايد گرچه تركيبات اخير قهوهاي
مايل بخرمائي هستند ولي مقدار جزئي آنها
در شيشههاي بيرنگ زمينه زرد بسيار روشني
ايجاد ميكند كه غالبا ميتوان آنها را
كاملا بيرنگ بشمار آورد –
تحقيقات دانشمندان نشان ميدهد كه معادن
آنتيموان و با تركيبات آن در قلمرو فراعنه
وجود نداشته است اما بعكس در فلات ايران و
آسياي صغير كه هسته مركزي امپراطوري
هخامنشي بوده است بفراواني يافت ميشده است
. گرچه تركيبي از سرب و آنتيموان راكه بنام
شيميائي Lead , Antimoniate
معروفست در قديم براي تهيه شيشههاي زرد
رنگ بكار ميبردند ولي نبايد نقش
ناخالصيهاي آهن و اثر گوگرد را در ايجاد ((ته
رنگ)) زرد از نظر دور داشت . بطور
كلي از حاصل بررسي دانشمندان چنين نتيجه
گيري ميشود كه هر دو نمونه شيشه بيرنگ
متعلق بدوره هخامنشي از لحاظ خواص فيزيكي
تقريبا يكسان ميباشند –
تركيبات شيميائي يكي از نمونهها بطوريكه
آزمايش اسپكتروگرافيك آن نشان ميدهد
تقريبا نظير تركيب شيشههائي است كه در
زمان فراعنه تهيه ميگرديد با اين اختلاف
كه صنعتگران دوران هخامنشي با افزودن
مقدار معيني آنتيموان ((ته رنگ)) سبز را از
ميان برده و شيشههاي كاملا بيرنگي تهيه
ميكردند . در
خاتمه يادآوري مينمايد كه تجسس علمي اين
عنصر در نمونههاي قديم اعم از شيشههاي
بيرنگ يا رنگي ميتواند براي پي بردن
بجريان پيشرفت صنايع شيشهسازي در ازمنه
گذشته بسيار مفيد واقع شود . نتايج
بررسيها و آزمايشهاي مربوط بشيشههاي
رنگي دوران هخامنشي ضمن مقاله ديگري بنظر
خواننندگان گرامي خواهد رسيد .
براي تهيه شماره
هاي مختلف مجله هنر و مردم لطفا در تهران
به نقاط زيرمراجعه فرماييد :
شعبههاي كتابخانه اميركبير
گالري بورگز
خيابان
ثريا چهارراه ويلا
كتابخانه جردن
خيابان اسلامبول
ساختمان پلاسكو
كتابخانه چهر
روبري دانشگاه
كتابخانه سنائي (شماره 1)
خيابان شاهآباد
كتابخانه
سنائي (شماره 2)
خيابان آذر روبروي دادگستري
دفتر مجله هنر و مردم خيابان حقوقي شماره 182 |