فيوضات، جاويد. "دانستنيهاي علمي و عملي براي محافظت آثار هنري". دوره 5-9، ش 63 (دي46): 34-39، تصوير.

 

خلاصه:  "پارافين‌" وروش استحكام بخشيدن به منسوجات ـ "پارشمن" نوعي چرم ـ "پاستل" نوعي گچ‌رنگي ـ "پنبه و روكش" ـ "پركدن سوراخهاي ايجاد شده در اثاث چوبي" ـ "پلاتين" ـ "پوتر" آلياژي ازسرب و قلع ـ "پودرتالك" ـ "پيريدين" ـ "تارسيا" كه شباهت زيادي به خاتم‌كاري دارد.

فرهنگ و دانستنيهاي علمي و عملي براي نگاهداري و ترميم آثار هنري

(9)

دكتر جاويد فيوضات

روش استحكام بخشيدن بمنسوجات، نقاشيها و تذهيبهاي آسيب ديده- چگونگي تعمير مبل هاي قديمي

 

پارافين (paraffine- paraffin wax)  

جسمي است جامد و سفيد رنگ كه از تقطير نفت بدست مي آيد در حدود 55 تا 60 درجه ذوب ميشود. آسيد‌ها و قلياها بر آن اثري ندارد و در بنزين و نفت محلول است . در موزه‌ها آنرا براي مرمت و نگهداري اشياء به كار ميبرند. مثلاً براي استحكام بخشيدن بمنسوجات و تابلوهاي نقاشي همچنين عاج و تذهيب‌هاي آسيب ديده و حتي اشياء چوبي كرم خورده (موريانه زده) از اين ماده استفاده ميكنند. اگر شيئ مورد نظر تحمل حرارتي داشته باشد بهتر است قبلاً آن را گرم نمايند تا پارافين مذاب بتواند براحتي در آن نفوذ كند و در صورت امكان بايد سعي شود كه شيئ را در پارافين مذاب غوطه‌ور نمايند. در غير اين صورت بايد پارافين را ذوب كرده و در محل مورد نظر جاري نمود و زيادي آن را قبل از انجماد كامل پاك كرد - براي افزايش قابليت نفوذ پارافين ممكن است اطوي گرمي را در مجاورت محل پارافين زده نگه دارد پارافين رنگ اشياء چوبي را تيره تر مي‌سازد. اشيايي را كه بوسيله پارافين  استحكام يافته اند نميتوان بطور دائم مورد استفاده قرار داد و بدون رعايت احتياط هاي لازم دستكاري كرد بهمين جهت اين ماده را غالباً براي نگهداري و حفظ اشيايي كه در شرف از هم پاشيدگي ميباشند بكار ميبرند . از پارافين براي جلا دادن باشيائي كه از گچ ريخته شده اند استفاده ميكنند، به اين طريق كه شيئ گچي را گرم كرده و به كمك برس مناسبي آن را به پارافين مذاب آغشته مينمايند و پس از زدودن زيادي پارافين بوسيله‌ي پارچه‌ي نرمي كه به پودر تالگ آلوده شده شيئ را صيقل مي‌دهند- اگر در اين جريان مقدار كمي از يك ماده‌ي رنگي مناسب به پارافين افزوده شود شيئ گچي رنگ و منظره‌ي اجسام كهنه عاجي را پيدا مي كند . بايد در نظر داشت كه پارافين جامد غير از روغن پارافين است كه آن نيز به نوبه‌ي خود از تقطير نفت بدست مي آيد و موارد استعمال آن بعداً ذكر خواهد شد.

 

پارشمن (parchemin- vellum)

پارشمن از پوست گوسفند، بز، گوساله و يا خوك تهيه مي شود بطوريكه ميتوان روي آن نوشت پارشمن را براي تهيه‌ي اسناد و گاهي نقاشي و باسمه بكار ميبردند. ولوم (VELLUM) معمولاً به نوع ظريفتر آن اطلاق مي شود و بيشتر در تذهيب بكار ميرود و گاهي از آن براي صحافي و تهيه‌ي جلد كتابهاي پرارزش استفاده ميكنند. لكه هاي پارشمن را گاهي ميتوان با اسفنج مرطوب پاك كرد و اين عمل غالباً با خطرهايي تؤام مي باشد لذا بهتر است از نفت (مخصوصاً در مورد لكه هاي چربي ) استفاده شود.

 

پاستل(PASTEL)

جسمي است شبيه گچ رنگي كه از اختلاط مواد رنگي كتيرا با گل سفيد بدست ميآيد (در انواع مرغوب آن به جاي گل سفيد مخلوطي از كربنات سديم و كلرور كلسيم بكار ميبرند) وبه كمك آن ميتوان روي كاغذ هاي مخصوص يا كرباس نقاشي كرد- اين نقاشي ها كه به «پاستل» معروفند غالباً جالب و خوشرنگند ولي به آساني مي ريزند وبراي نگاهداري آنها از مواد نگاهدارنده(FIXATIVE) استفاده ميشود فيكساتورها معمولاً محلول دو درصدي هستند از يك ماده‌ذريني مانند كوپال(COPAL) يا سقز(MASTIC) در الكل كه براي جلوگيري از سائيدگي [34] و محو شدن نقاشيهايي از قبيل پاستل، مداد رنگي، زغالي وگچ رنگي بر روي آنها پاشيده ميشود- پاستل را اغلب بوسيله‌ي چسب نشاسته به يك ورق مقوا ميچسبانند . براي تميز كردن .از بين بردن لكه هاي پاستل بايد آنرا روي ورقي از كاغذ رسم گذارده ومجموعه را به طوري كه سطح نقاشي شده رو به بالا باشد درظرف محتوي آب ژاول * غوطه‌ور نمايند . بعد از لكه گيري آنرا با آب مي‌شويند تا تمام آثار دارو از بين برود .سوراخها و پاره شدگي هاي آنرا  به طريقي كه در مورد آبرنگ*  (رجوع شود به شماره‌ي 50 مجله)ذكر شده است مرمت ميكنند . بهتر است قطعه كاغذي را كه براي وصله در نظر ميگيرند قبل از چسبانيدن به رنگ مناسب رنگ آميزي نمايند(براي اين كار از آبرنگ كه تهيه آ ن آسانتر است مي توان استفاده كرد).

نمونه‌اي از نقاشيهاي پاستل متعلق به اواخر قرن نوزدهم

پرده و روكش مبل (TAPISSERIS-UPHOLSTERY )

منظور از اين كلمه بطور كلي عبارت است از مجموعه وسايل«نرمي» كه براي تزئين و «مبلمان» اطاقها بكارمي روند مانند فرش و پرده و مبلهاي روكش‌دار و بالش (كوسنCOUSSIN) ونظاير آنها- پرده و فرش را به طريقي كه قبلاً در مورد «آفت حشرات*» ذكر شده بايد مرتباً بازديد كرد و پس از گردگيري درصورت لزوم با مواد حشره كش ضدعفوني نمود و پرده هاو فرش هاي قيمتي را نبايد براي مدت طولاني در مقابل نور مستقيم آفتاب  قرار داد(رجوع شود به اشعه‌ي ماوراء بنفش*). در مورد مبلها بايد در نظر داشت [35] كه به طور كلي در قديم مبلها و نيمكتهاي روكش دار را با روش معيني تهيه مي‌كردند به اين طريق كه پس از آماده شدن اسكلت و استخوانبندي چوبي مبل يا صندلي، نوارهايي را به شكل چليپا و متقاطع بركناره‌هاي چوبي مبل يا ميخ محكم كرده و فنرها را روي آن قرار مي‌دادند و براي جلوگيري از جابجا شدن، سر فنرها را بنوار مستحكم نموده و بوسيله كرباس يا پارچه‌ي ديگري آنها را مي‌پوشانيدند و بالاخره بالشتكي كه از لائي پر شده بود برروي فنرها گذارده پس از پوشانيدن مجموعه بوسيله‌ي قطعه‌ي ديگري از كرباس نشيمنگاه مبل را بوسيله روكش مورد نظر مفروش كرده و زينت مي‌دادند- پوشانيدن نوارهاي تحتاني بوسيله كتان يا كرباس براي جلوگيري از نفوذ گرد و خاك به داخل محفظه‌اي است كه فنرها را در آن قرار مي‌دادند.

نيمكت فنر‌دار كه در قرن هجدهم ساخته شده است

ترميم و نوسازي روكش مبلهاي كهنه و قديمي عملي است كه افراد با تجربه(مبل‌سازها) ميتوانند آنرا به كمك وسايلي كه در جعبه‌هاي ابزار* معمولي (رجوع شود به ابزار در شمارهاي قبلي) يافت مي شود به آساني انجام دهند - مواد لازم عبارتند از نوارهايي از كنف يا كتان مرغوب(بايد در نظر داشت كه نتيجه‌ي عمل به مقدار زيادي بستگي به مرغوبيت و شيوه‌‌‌به كار بردن موادي دارد كه مورد استفاده قرار مي‌گيرند) و كرباس و بالاخره رو كش ودر صورت لزوم لائي وتعدادي فنر- در مورد انتخاب روكش يادآوري مي نمايد كه صرف نظر از سليقه وذوق مالك مبل بايد هماهنگي آنرا با ساير اشياء تزئيني اتاقي كه مبل در آن قرار داده خواهد شد رعايت نموده و همچنين شيوه و استيل (STYLE) زمان و كشوري كه مبل بدان تعلق دارد از نظر دور نداشت- در مبلهايي كه داراي لائي ميباشند لائي را معمولاً از باقيمانده‌ي الياف كتاني يا پوشال، پشم، پنبه و بالاخره از قطعات و پارچه‌اي(كهنه)انتخاب ميكردند

(امروزه بيشتر از مواد مصنوعي شبيه به اسفنج مه به آن ابر ميگويند استفاده مينمايند) در بالشها (كوسن‌ها)انواع لائيهاي مرغوبتر  را از قبيل پر پرندگاني مانند قو، قاز، مرغ و يا موي اسب و ساير چهارپايان و بالاخره پشم و پنبه خام بكار مي بردند- چنانچه ذكر شد امروزه در مبلها و صندلي هاي راحتي بيشتر از اسفنج هاي لاستيكي استفاده مي شود [36] و چون اين مواد را به طور مصنوعي (SYNTHETIC) تهيه مي كنند لذا قيمت زيادي نداشته و تعويض آنها نيز به آساني ميسر مي باشد- بعضي اوقات حاشيه‌هاي روكش را نوار مناسبي چسبانده و بكمك پونز يا ميخهاي كوچك ظريف به چوب محكم ميكنند.

ذيلاً بطور مختصر كارهايي كه معمولاً براي تجديد و تعويض روكش يك صندلي انجام مي گيرد ذكر مي شود : بهتر است علاقمندان به اين كار نيز از صندليهاي ساده شروع كرده و پس از كسب تجربه و مهارت كافي به مرمت اشياء بزرگتر مانند صندلي هاي راحتي و نيمكت و غيره بپردازند. مرحله اول عبارت از برداشتن كرباس و نوارهاي زير نشيمنگاه صندلي است كه معمولاً بوسيله ميخ به صندلي كوبيده‌اند. لذا لازم است به كمك گاز انبر مناسبي ميخها را كشيد. در حين عمل بايد دقت شود كه حتي الامكان قسمت چوبي صندلي آسيب نبيند اگر روكش تزئيني سالم بوده و لق شدن بندها واتصالها ي صندلي ويا جابجا شدن فنرها سبب تعمير شده باشد عمل را به همين جا خاتمه داده و پس از باز ديد كامل قسمتهاي داخلي صندلي و حصول اطمينان از اينكه حشراتي از قبيل موريانه* وكرم چوب* در آن نفوذ نكرده‌اند بندها  واتصالها را محكم كرده و پس از تنظيم وضعيت فنرها بكمك نوارها و روپوش كرباسي تازه آنها را در محل خود تثبيت مينمايند. در صورت سالم بودن نوارهاي اوليه كافيست فقط ميخ هاي تازه اي بكار برند و چنانچه در اثر تكرار چوب صندلي براي كوبيدن ميخ مناسب نباشد بهتر است قطعات مناسبي از چوب تهيه كرده و قبلاً آنرا به قسمت داخلي و زيرين صندلي پرچ نموده و نوارها را بوسيله ميخ به آن الصاق نمايند نوارها را بايد تا جاييكه ممكن است كاملاً كشيد و براي انجام اين كار ممكنست در صورتيكه وضع صندلي اجازه مي‌دهد از اهرم هاي كوچك استفاده كرد. اگر لبه نوارها را دولا كرده و سپس ميخ بكوبند در مقابل نيروي كشش مقاومت بيشتري نشان داده كمتر سائيدگي پيدا مي كنند. نوار وسطي كه از قسمت جلو بقسمت عقب كشيده مي شود معمولاً اولين نواري است كه بايد نصب گردد و پس از آن به تعداد لازم نوارهايي موازي با آن در طرفينش الصاق مينمايند سپس دو پهلوي صندلي را يوسيله نوارهاييكه عمود بر امتداد نوارهاي قبلي است بطوري بهم وصل مي كنند كه نوارهاي عرضي به طور متناوب از زير نوارهاي قبلي بگذرد و بعد از اتمام كار نوارها را در محل خود گذارده به كمك نخ قند انتهاي هريك را به نواري كه بر روي آنقرار دارد مي‌پيچند. ممكنست از گيره هايي استفاده شود كه مخصوصاً براي اين مورد تهيه شده است و بكار بردنشان بسيار ساده و راحت مي‌باشد. پس از پايان عمل صندلي را به وضع عادي برگردانيده چگونگي نصب فنرها و همچنين كم و زيادي لائي ر ا در نقاط مختلف نشيمنگاه آزمايش نموده در صورت لزوم به ترميم آن اقدام كرده و با افزودن لائي در نفاط لازم وضع مطلوب را ايجاد مينمايند و بالاخره صندلي را مجدداً برگردانيده و روي نوارها را به كمك قطعه كرباسي پوشانيده با ميخ كردن حاشيه‌هاي آن به زير صندلي عمل را خاتمه مي دهند.

اگر روكش بالاي(زينتي) صندلي احتياج به تعويض داشته باشد بايد مطابق آنچه در بالا گفته شد عمل نموده و قبل از الصاق روپوش كرباسي بر روي نوارهاي زيرين روكش قديمي را با كمال دقت از روي صندلي بردارند، در اين مورد بايد دقت بيشتري مبذول گرددتا در حين كشيدن ميخ‌ها آسيبي بچوب نرسد زيرا الصاق تراشه‌هاي چوبي برخلاف حالت قبل در اين مورد مقدور نمي باشد. ضمناً بايد سعي شود كه روكش قديمي در موقع برداشتن شكل اوليه خود را از دست ندهد تا بتوان از آن بعنوان «الگو» براي تهيه روكش تازه استفاده نمود. سپس بايد لائي را بازديد كرد و در صورت لزوم تعويض نمود و يا لااقل لائي هاي اوليه را «باد داده» و تميز كرد. پس از تنظيم محل فنرها و تثبيت سر آنها در جاي خود روكش تازه را بكمك نوار مناسبي كه به حاشيه آن گذارده مي‌شود بوسيله ميخهاي كوچك و يا پونز به نشيمنگاه الصاق مي‌نمايند و پس از آخرين آزمايش روي نوارهاي زيرين را مانند حالت قبل براي جلوگيري از ورود گرد و خاك به داخل محفظه‌اي كه فنرها در داخل آن قرار دارند با كرباس مي‌پوشانند. 

به طور كلي در هنگام تجديد و مرمت روكش هاي تزئيني بايد دقت شود كه روكش اوليه [37] حتي الامكان بدون تغيير شكل از محل خود برداشته شود تا بتوان از آن به عنوان الگو براي تهيه روكش جديد استفاده نمود بعلاوه قبل از نصب روكش يا تعويض لائي و غيره بايد چوبهاي صندلي از نظر آفت‌زدگي و همچنين استحكام چفت و بست هاي آن كاملاً بازديد و آزمايش شود تا در صورت لزوم قبلاً بمعالجه چوبهاي معيوب و تحكيم اتصالها اقدام گردد سپس بترتيبي كه در بالا گفته شد روكش هاي سائيده و پاره شده را تعويض نمايند(ابزار لازم و تحكيم اتصال مبلها و طرق مبارزه با آفات چوب در شماره هاي قبل بتفصيل ذكر شده است).

پر كردن سوراخهاي ايجاد شده در اثاث چوبي (to fill holls in wood work- remplier les intertice du bois)

براي اين منظور مي‌توان بتانه مناسبي از اختلاط خاك اره نرم با يك چسب مرغوب مانند (Seccotine)، (Croid) يا ,(Durofix) تهيه كرد و يا از موادي كه بنام كلي (Plastic Wood) در بازار عرضه مي‌شوند استفاده كرد. بايد در نظر داشت كه تمام اين مواد پس از خشك شدن جمع شده «فروكش» مي‌كنند و لذا بهتر است آنها را كمي بيشتر از حد لزوم بكار برده پس از خشك شدن برآمدگي و زيادي آنها را ساييده و سپس صيقل داد. همچنين مي‌توان از اختلاط يك قسمت گل سفيد كاملاً خالص (كربنات كلسيم (Whiting)) با سه قسمت گچ قالب‌گيري (سولفات كلسيم (Plaster Of Paris)) بتانه مناسبي براي پر كردن سوارخها و تركهاي چوب تهيه كرد. براي ايجاد هماهنگي ميان رنگ چوب و بتانه بهتر است كمي پودر قهوه‌اي رنگ متناسب با رنگ چوب مورد نظر از قبيل رنگهاي معروف به (Vandyke Brown) به مخلوط نام برده در بالا اضافه كرده در هنگام استعمال باضافه كردن مقدار آب چسب غليظي تهيه نمائيد.

سه ظرف متعلق به اواخر قرن هجدهم كه از آلياژ پوتر ساخته شده است

پلاتين (Platine – platinum)

 فلزي است برنگ سفيد مايل به خاكستري كه بيشتر براي [38] تهيه بعضي وسايل و ابزار آزمايشگاهي بكار برده مي‌شود.

به سبب كم يابي و همچنين به واسطه اينكه در شرايط عادي اكسيده نشده و جلاي خود را از دست نمي‌دهد (كدر نمي‌شود) روز بروز موارد استعمال آن بعنوان يك فلز قيمتي در جواهرسازي بيشتر مي‌شود. وزن مخصوص آن كمي بيشتر از طلا است (وزن مخصوص طلا در حدود 5ر19 و وزن مخصوص پلاتين در حدود 5/21 مي‌باشد) با كلر و گوگرد و فسفر تركيب شده و همچنين بكمك حرارت در مجاورت مواد قليايي فاسد مي‌شود. در جواهر سازي آلياژي از آن را به كار مي‌برند كه سه درصد مس و معمولاً پنج تا  ده درصد ايريديوم (Iridium)  دارد. جسم اخير نيز از فلزات كمياب و قيمتي بشمار مي‌آيد. آسيد نيتريك *  (جوهر شوره) به هيچ‌وجه بر پلاتين اثري ندارد و تيزاب سلطاني *  (مخلوطي از آسيد نيتريك و آسيد كلريدريك) فقط مختصر آثار سطحي بر آن باقي مي‌گذارد به همين جهت چنانچه شيي فلزي مشكوكي را در آسيد فرو برده و بعداً بوسيله كاغذ خشك‌كن اسيد باقي مانده در سطح آن را پاك كرده و لكه‌اي بر سطح آن مشاهده ننمايند بطور قطع فلز مورد آزمايش پلاتين مي‌باشد ولي در صورت مشاهده لكه‌هاي قهوه‌اي رنگ ممكن است شيي مورد نظر از طلاي سفيد *  (آلياژي است از طلا كه با پلاتين تفاوت دارد و در شماره‌هاي قبلي بطور مشروح ذكر شده است) يا پالاديوم و يا فولاد ضد زنگ (Stainless Steel) ساخته شده باشد (در شماره‌هاي قبلي زير عنوان آزمايش طلا * روش كار و نتيجه آن در مورد هر يك از مواد نام برده در بالا بتفصيل ذكر شده است.)

پوتر (Pewter)

آلياژي است كه معمولاً از يك قسمت سرب و چهار قسمت قلع تهيه مي‌شود و گاهي مقدار كمي هم آنتيموان دارد. در زمانهاي گذشته آن را براي تهيه ظرفهاي خوراك و مشروب خوري بكار مي‌بردند و چون سرب در محلولهاي آسيدي حل شده و سبب مسموميت‌هاي شديد مي‌شود لذا استفاده از آن به تدريج متروك شده است. آلياژي است نرم و كار كردن با آن بسيار سهل و آسان است، اغلب ظروف ساخته شده از اين آلياژ داراي علامت و نام سازنده آن مي‌باشد، مرمت ظروف آسيب ديده به علت نرمي فوق‌العاده اين آلياژ براحتي امكان پذير است. بوسيله سمباده‌هاي نرم مانند گل سفيد يا گرد زعفران و براده نقره ميتوان  ظروف ساخته شده از اين آلياژ را كاملاً صيقل داد.

پور تالك(Talc- soap stone)

از نقطه نظر شيميايي سيليكاتمنيزيم ئيدراته مي باشد كه به آن (steatite) نيز مي گويند. بعنوان سمباده بسيار نرم موارد استعمال فراواني دارد (در جدول طبقه بندي اجسام از نظر سختي اين جسم در پايين ترين رديف قرار دارد و شماره آن در جدول (Mohs) يك مي باشد) اگر بر روي صفحه شيشه‌اي كشيده شود آثاري مانند اثر چربي يك قطعه صابون خشك بر آن باقي مي‌گذارد بدون اينكه بتواند شيشه را خراش دهد. در بازارهاي كشورهاي اروپايي قطعات معدني آن را بنام (french chalk) عرضه ميكنند و براي صيقل دادن اشياء قطعات مزبور را گرد كرده به عنوان ملايم بكار مي برند. در بازارهاي ايران معمولاً آنرا بصورت گرد ارائه مي نمايند.

پيريدين(pyridine )

مايع بيرنگي است كه معمولاً‌بوي نامطبوعي دارد. با آب قابل اختلاط است و از آن بعنوان حلال استفاده مي كنند. لكه‌هاي روغني و همچنين ورني‌هاي كهنه را به آساني پاك مي‌كند. نمونه‌هاي معمولي تجارتي بسبب ناخالص بودن براي اين منظور مناسب نيستند و بهتر است در موارد لازم پيريدين تصفيه شده از داروخانه تهيه شود. ماده‌اي است قابل اشتعال و تنفس بخارات آ‌ن بمقدار زياد زيان آور مي‌باشد معمولاً اين ماده را بالكل چوب مي‌افزايند تا غير قابل شرب گردد.

تارسيا(‍Tarsia)

كه به آن (Certosina)هم مي‌گويند از زمانهاي قديم در ايتاليا تهيه مي‌شد و شباهت زياد به خاتم‌كاري دارد و از نشانيدن قطعات استخواني يا عاجي به شكل موزائيك در متن چوبي بدست مي‌آيد بعضي اوقات بجاي عاج از قطعات چوبي رنگين كه در زمينه چوبي ساده قرار مي‌دهند نقوش مورد نظر را بدست مي‌آورند(روش نگاهداري و مرمت آن در فصل خاتم‌كاري ذكر خواهد شد). [39]